جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "تکانشگری" در نشریات گروه "روانشناسی"
تکرار جستجوی کلیدواژه «تکانشگری» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
زمینه
سیستم بازداری و فعال سازی رفتاری که اساسا زیربنای احساسات و رفتارها هستند، با اختلال شخصیت مرزی مرتبط هستند. با این حال، دلایل این ارتباط ها در نوجوانان نیاز به بررسی بیشتر دارد.
هدفهدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سیستم های فعال سازی و بازداری رفتاری در رفتارهای تکانشگری با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجانی در نوجوانان دختر هنرستانی دارای اختلال شخصیت مرزی بود.
روشروش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر هنرستان های کار و دانش و فنی حرفه ای دارای اختلال شخصیت مرزی در منطقه پنج تهران بود. به همین منظور تعداد 176 نفر از دانش آموزان دختر هنرستان های کار و دانش و فنی حرفه ای به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی جکسون و کلاریج (1991)، پرسشنامه سیستم های فعال سازی و بازداری رفتاری وایت و کارور (1994)، پرسشنامه تکانشگری بارت و همکاران (2004) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجانی گراتز و روئمر (2004) بود. داده های حاصله بوسیله روش مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار اسمارت PLS با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هانتایج نشان داد، میزان اثر غیرمستقیم سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری بر تکانشگری با نقش واسطه ی دشواری در تنظیم هیجانی 523/0 و در سطح 05/0 معنادار است (05/0 >p). میزان اثر مستقیم سیستم های مغزی بر دشواری در تنظیم هیجانی 436/0 و در سطح 05/0 معنادار است (05/0 >p). میزان اثر مستقیم سیستم های مغزی بر تکانشگری 463/0 و در سطح 05/0 معنادار است (05/0 >p). میزان اثر مستقیم دشواری در تنظیم هیجانی بر تکانشگری 524/0 و در سطح 05/0 معنادار است (05/0 >p).
نتیجه گیرییافته های مطالعه حاضر نشان داد، بین حساسیت سیستم های مغزی در دشواری در تنظیم هیجانی و بدنبال آن رفتارهای تکانشگری رابطه معناداری می باشد. در این راستا پیشنهاد می گردد به شناسایی نوجوانان و دانش آموزان مستعد رفتارهای تکانشگری پرداخت تا برای این گروه از افراد، مداخله های پیشگیرانه (مانند ارائه راهبردهای مقابله ای و تقویت عوامل محافظتی نظیر حمایت های فردی، اجتماعی و خانوادگی) تدارک دید.
کلید واژگان: سیستم های فعال سازی و بازداری رفتاری, تکانشگری, دشواری در تنظیم هیجانی, اختلال شخصیت مرزیBackgroundThe behavioral inhibition system (BIS) and behavioral activation system (BAS), which primarily underlie emotions and behaviors, are associated with borderline personality disorder. However, the reasons behind these associations in adolescents require further exploration.
AimsThe present study aimed to investigate the role of brain inhibition/activation systems (BIS/BAS) in impulsivity with a mediating role of emotion dysregulation in female vocational school teenagers with borderline personality disorder.
MethodsThe current descriptive-correlational study was conducted on a statistical population of all female students of technical vocational schools with borderline personality disorder in District 5 of Tehran. Thus, 176 female students of technical and vocational schools were selected through purposive sampling. Data collection tools included the Borderline Personality Scale (STB) by Jackson and Claridge (1991), Behavioral Inhibition System (BIS)/ Behavioral Activation System (BAS) questionnaire developed by Carver and White (1994), Barrett impulsiveness scale (2004), and Gratz and Roemer's Emotion Dysregulation Scale (2004). Data were analyzed by structural equation modeling with Smart PLS software using the Partial Least Square method.
ResultsAccording to the results, the indirect effect of brain activation/inhibition systems on impulsivity with the mediating role of emotion dysregulation was 0.523 and significant at the 0.05 level (p< 0.05). The direct effect of brain systems on emotion dysregulation and impulsivity was 0.436 and 0.463, respectively, which was significant at the 0.05 level (p< 0.05). The direct effect of emotion dysregulation on impulsivity was 0.524 and significant at the 0.05 level (P< 0.05).
ConclusionAs shown in this study, there was a significant relationship between the sensitivity of brain systems in emotion dysregulation and subsequently impulsivity. Thus, impulsivity-prone teenagers and students should be identified to provide them with preventive interventions (e.g., coping strategies and strengthening protective factors such as individual, social, and family support).
Keywords: Borderline Personality Disorder, Brain Inhibition, Activation Systems, Emotion Dysregulation, Impulsivity -
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودمتمایزسازی بر هیجان خواهی و تکانشگری دانش آموزان طلاق با گرایش به رفتارهای پرخطر انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری) و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان طلاق با گرایش به رفتارهای پرخطر بود که در دوره اول و دوم متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 در شهر بندرعباس مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش 35 دانش آموز طلاق با گرایش به رفتارهای پرخطر (26 پسر و 9 دختر) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (18 دانش آموز در گروه آزمایش و 17 دانش آموز در گروه گواه). گروه آزمایش آموزش خودمتمایزسازی را طی ده هفته در ده جلسه 75 دقیقه ای دریافت کردند. در این پژوهش از پرسشنامه گرایش به رفتارهای پرخطر (HRBQ)، پرسشنامه هیجان خواهی (SSQ) و پرسشنامه تکانشگری (BIS) استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش خودمتمایزسازی بر هیجان خواهی (0/001>P؛ 0/57=Eta؛ 43/55=F) و تکانشگری (0/001>P؛ 0/46=Eta؛ 28/71=F) دانش آموزان طلاق با گرایش به رفتارهای پرخطر تاثیر معنادار دارد. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت آموزش خودمتمایزسازی با بهره گیری از فنونی مانند متمایزساختن باورهای منطقی و غیرمنطقی، مجهزساختن اعضا به مهارت های خاص ارتباطی و پذیرفتن مسئولیت می تواند به عنوان روشی کارآمد برای کاهش هیجان خواهی و تکانشگری دانش آموزان طلاق با گرایش به رفتارهای پرخطر مورد استفاده قرار گیرد.کلید واژگان: تکانشگری, خودمتمایزسازی, رفتارهای پرخطر, طلاق, هیجان خواهیThe purpose of the current study was to investigate the efficacy of self-differentiation training on the sensation-seeking and impulsivity of students from divorced families who are inclined to engage in hazardous behaviors. The research method was semi-experimental, utilizing a three-phase design (pre-test, post-test, follow-up) with a two-month follow-up period. The statistical population of the study included students from divorced families inclined towards risky behaviors who were studying in the first and second grades of high school during the 2021-2022 academic year in Bandar Abbas. In this study, 35 students from divorced families who were inclined toward hazardous behaviors (26 boys and 9 girls) were randomly assigned to the experimental and control groups (18 students in the experimental group and 17 students in the control group) through purposive sampling. Students in the experimental group participated in ten 75-minute sessions over the course of ten weeks to receive self-differentiation training. The study utilized the Risky Behavior Questionnaire (HRBQ), the Sensation-Seeking Questionnaire (SSQ), and the Impulsivity Questionnaire (BIS). The obtained data were analyzed using mixed analysis of variance with SPSS23 statistical software. The results indicated that self-differentiation training had a significant effect on sensation-seeking (p < 0.0001; Eta = 0.57; F = 43.55) and impulsivity (p < 0.0001; Eta = 0.46; F = 28.71) among students from divorced families who were inclined to engage in hazardous behaviors. From the research results, it can be inferred that self-differentiation training, which employs techniques such as the differentiation between rational and irrational beliefs, the provision of participants with specific communication skills, and the acceptance of responsibility, can be an effective approach to reducing sensation-seeking and impulsivity in students from divorced families who are inclined to engage in risky behaviors.Keywords: Divorce, High Risk Behaviors, Impulsivity, Self-Differentiation, Sensation Seeking
-
این پژوهش با هدف مقایسه تکانشگری، خویشتن داری و مطلوبیت اجتماعی در بیماران مبتلا به ویروس کرونا و بیماران بستری در بخش جراحی انجام شد. روش بررسی، یک مطالعه علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران بستری در بیمارستان امام حسین شهرستان شاهرود در سال 1399 تشکیل دادند. روش نمونه گیری در این پژوهش، نمونه گیری در دسترس بود؛ با توجه به جامعه آماری حجم نمونه 100 نفر (50 بیمار مبتلا به covid-19) و (50 بیمار بستری در بخش جراحی) انتخاب شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه تکانشگری، پرسشنامه مطلوبیت اجتماعی و پرسشنامه خویشتن داری جهت تجزیه و تحلیل داده های آماری از تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین بیماران مبتلا به کوید 19 و بیماران بستری در بخش جراحی در ویژگی های خویشتن داری(003/0p=) و مطلوبیت اجتماعی(002/0p=)، تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین در ویژگی تکانشگری بین بیماران مبتلا به کوید 19 و بیماران بستری در بخش جراحی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بنابراین بیماران مبتلا به ویروس کرونا نسبت به بیماران بستری در بخش جراحی، مطلوبیت اجتماعی پایین و سطح خویشتن داری شان افزایش یافته است.
کلید واژگان: تکانشگری, خویشتن داری, مطلوبیت اجتماعی, بیماران, ویروس کرونا.The aim of this study was to compare impulsivity, self-control and social desirability in patients with coronavirus and patients admitted to the surgical ward. The study method was a causal-comparative study. The statistical population of the study consisted of all patients admitted to Imam Hossein Hospital in Shahroud in 1399. Sampling method In this study, sampling was available; According to the statistical population, the sample size was 100 people (50 patients with covid-19) and (50 patients admitted to the surgical ward). The research instruments were impulsivity questionnaire, social utility questionnaire and restraint questionnaire. Multivariate analysis of variance was used to analyze statistical data. The results showed that there was a significant difference between patients with Quid 19 and patients admitted to the surgical ward in the characteristics of self-control (p = 0.003) and social desirability (p = 0.002). Also, there was no significant difference in the impulsivity between patients with Quid 19 and patients admitted to the surgical ward. Therefore, patients with coronavirus have lower social desirability and self-control than patients admitted to the surgical ward.
Keywords: Impulsivity, Self-Control, Social Desirability, Patients, Corona Virus -
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش مثبت نگر بر تکانشگری و خودشفقتی در مردان وابسته به مواد انجام شد. این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پس آزمون و پیگیری باگروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل 40 نفر از بین 123 مرد وابسته به مواد شهر اسلام شهر به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایشی (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان در مراحل پس آزمون و پیگیری مقیاس تکانشگری Dickman (2008) و Raes‚ Pommier‚ Neff‚ and Gucht (2011) را تکمیل کردند و آزمودنی های گروه آزمایش، طی 14 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مثبت نگر قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان دادند آموزش مثبت نگر به بهبود تکانشگری و خودشفقتی در مرحله پس آزمون منجر می شود و این تاثیر در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت (01/0=p). نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مثبت نگر می تواند به عنوان روشی مناسب در بهبود تکانشگری و خودشفقتی در مردان وابسته به مواد به کار رود و در نتیجه منجر به کاهش آثار زیان آفرین اعتیاد و مواد مخدر شود.
کلید واژگان: اعتیاد, تکانشگری, خودشفقتی و آموزش مثبت نگر, مردان وابسته به موادThis study aimed to determine the effect of positive training on impulsivity and self-compassion in substance-dependent men. This was a quasi-experimental study with a posttest-follow-up design of a control group. The sample size of 40 subjects was selected by purposeful sampling method from among 123 men addicted to drugs in Islamshahr and were targeted sampling method to two experimental (n=20) and control (n=20) groups. The participants completed the Dickman Impulsivity Scale (2008) and Self Compassion of Raes, Pommier, Neff & Van Gucht (2011) Questionnaire Questionnaire as the posttest, and follow-up. Meanwhile, the subjects in the experimental group received positive training during 14 sessions of 90 minutes. Data analysis was using analysis of covariance. The results showed that positive training effectively improved impulsivity and self-compassion in men's substance dependents, which continued in the follow-up stages (p<0/01). This study showed that positive training could be used as an appropriate method to improve impulsivity andself-compassion in drug-dependent men and thus reduce the harmful effects of addiction.
Keywords: Positive, Impulsivity, Self-Compassion, Substance Dependent Man -
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روایت درمانی و درمان هیجان مدار بر طرحواره های ناسازگار اولیه، تکانشگری و افسردگی در دانش آموزان دارای افکار خودکشی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، همه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 14 تهران، در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه گیری نیز به شیوه خوشه ای بود که براساس نقطه برش، 60 دانش آموز به صورت تصادفی در سه گروه(دو گروه ازمایشی و یک گروه کنترل) قرار داده شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، افسردگی بک، و مقیاس تکانشگری بارت، مداخلات روایت درمانی و مداخلات درمان هیجان مدار بود، که هرمداخله در 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار، به صورت گروهی اجرا شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در مرحله پس آزمون حاکی از تفاوت معنا داری اثرات هر دو مداخله در کاهش نمرات طرحواره ناسازگار اولیه، تکانشگری و افسردگی با گروه کنترل بود. هردو مداخله (روایت درمانی و درمان هیجان مدار) نشان دادند که اثربخش بوده اند؛ اما تفاوت معناداری میان دو مداخله مشاهده نشد. براین اساس، روایت درمانی و درمان هیجان مدار تاثیر مثبت بر کاهش طرحواره های ناسازگار اولیه، تکانشگری و افسردگی در دانش آموزان دارای افکار خودکشی داشته اند.کلید واژگان: افکار خودکشی و افسردگی, تکانشگری, درمان هیجان مدار, روایت درمانی, طرحواره های ناسازگار اولیهThe present study aimed to compare the effectiveness of narrative therapy and emotion-focused therapy on early maladaptive schemas, impulsivity, and depression among students with suicidal thoughts. The study employed a semi-experimental design with a pretest-posttest approach and a control group. The statistical population comprised all male high school students in District 14 of Tehran for the academic year 1402-1401. The sample was selected through cluster sampling, with 60 students randomly assigned to three groups (2 experimental groups, one control group, 20 peoples each), based on a cutoff point. The research instruments were included Young's Early Maladaptive Schemas Questionnaire, the Barratt Impulsivity Scale and the Beck Depression Inventory. Interventions were the narrative therapy and emotion-focused therapy (8 sessions of 90 mins, per week, each). The analysis of covariance results at the posttest stage indicated a significant difference of the meam scores between narrative therapy and emotion-focused therapy groups opposed to the control group. However, no significant difference was observed between the two interventions. Thus, both narrative therapy and emotion-focused therapy had a positive impact on reducing early maladaptive schemas, impulsivity, and depression among students with suicidal thoughts.Keywords: Depression, Suicidal Thoughts, Emotion Focused Therapy, Impulsivity, Narrative Therapy, Primary Maladaptive Schemas
-
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تعامل والد-فرزندی و تکانشگری دانش آموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده بود که در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهرستان اسلام شهر مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 35 دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده با روش نمونه گیری هدفمند (با توجه به ملاک های ورود به پژوهش) انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (18 دانش آموز در گروه آزمایش و 17 دانش آموز در گروه گواه). والدین دانش آموزان گروه آزمایش مداخله فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی هشت هفته در هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از سیاهه رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان (CABEI)، پرسشنامه تعامل والد- فرزندی (PCIQ) و پرسشنامه تکانشگری (IQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تعامل والد-فرزندی (0/0001>P؛ 0/53=Eta؛ 37/42=F) و تکانشگری (0/0001>P؛ 0/66=Eta؛ 64/20=F) دانش آموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده تاثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهره گیری از انعطاف پذیری شناختی و آشنایی والدین با حریم روان شناختی و مرزبندی بین والد و فرزند، شیوه های کنترل نامناسب و باورها و اصول ناکارآمد و غیرمنطقی می تواند به عنوان روشی کارآمد در جهت بهبود تعامل والد-فرزندی و کاهش تکانشگری دانش آموزان با مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده مورد استفاده قرار داد.
کلید واژگان: تکانشگری, تعامل والد-فرزندی, فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد, مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شدهThe present study was conducted to investigate the effectiveness of acceptance and commitment based parenting on parent-child interaction and impulsivity of students with externalized behavioral-emotional problems. The statistical population included students with externalized behavioral-emotional problems who were studying in the first period of secondary school in the academic year of 2022-2023 in Islamshahr city. In this research, 35 students with externalized emotional-behavioral problems were selected by purposeful sampling (according to the criteria for entering the research) and randomly assigned to experimental and control groups (18 students in the experimental group and 17 students in the control group). The parents of the students in the experimental group received the acceptance and commitment based parenting intervention during eight weeks in eight 90-minute sessions. Children and Adolescents Behavioral- Emotional Inventory (CABEA), Parent-Child Interaction Questionnaire (PCIQ) and Impulsivity Questionnaire (IQ) were used in the present study. The data were analyzed through mixed ANOVA via SPSS23 software. The results showed that acceptance and commitment based parenting has significant effect on the parent-child interaction (p<0001, Eta=0.53, F=37.42) and impulsivity (p<0001, Eta= 0.66, F=64.20) in the students with externalized behavioral-emotional problems. According to the findings of the present study, acceptance and commitment based parenting can be used as an efficient method to increase parent-child interaction and decrease impulsivity of students with externalized behavioral-emotional problems through employing Cognitive flexibility and familiarity of parents with psychological privacy and demarcation between parent and child, inappropriate control methods and ineffective and irrational beliefs and principles.
Keywords: Acceptance, Commitment Based Parenting, Externalized Behavioral Emotional Problems, Impulsivity, Parent-Child Interaction -
شیوع اختلالات درونی و برونی سازی شده در نوجوانان یکی از موارد جدی تهدیدکننده سلامت روان در جهان است. بنابراین هدف از انجام این پژوهش بررسی مدل علی اختلالات درونی و برونی سازی شده نوجوانان براساس تکانشگری با میانجیگری راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان بود. روش پژوهش کمی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهرستان اندیمشک در سال تحصیلی 1399-1400 تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 326 نفر (165 دختر و 161 پسر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاد این پژوهش شامل مقیاس خودسنجی نوجوانان (آشنباخ و رسکورلا، 2001)؛ تکانشگری (پاتون، استنفورد و بارت، 1994) و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از الگویابی معادلات ساختاری با روابط واسطه ای با نرم افزار AMOS/18 استفاده شد. نتایج نشان داد که برای هر دو مسیر غیرمستقیم اثر تکانشگری بر اختلالات درونی سازی شده از طریق تنظیم هیجان سازگارانه و ناسازگارانه معنی دار نیست و رد می شوند. (p>0/05) همچنین دو مسیر غیرمستقیم اثر تکانشگری بر اختلالات بیرونی سازی شده از طریق راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان معنی دار است و مورد تایید قرار می گیرند (p<0/05). براساس یافته های پژوهش راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان می توانند در رابطه بین تکانشگری و اختلالات درونی و برونی سازی شده نوجوانان نقش میانجی داشته باشند. مدل ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل موثر در اختلالات درونی و برونی سازی شده نوجوانان است.
کلید واژگان: تنظیم شناختی هیجان, تکانشگری, درونی و برونی سازی شده, نوجوانانThe prevalence of Internalized and Externalized disorders in Adolescents is on of the serious threats to mental health in the world. Therefore, the purpose of this research was to investigate the causal model of The Internalized and Externalized disorders in Adolescents Based on Impulsivity with the Mediating Role of Adaptive and Maladaptive Cognitive Emotion Regulation Strategies. The statistical population of the research was made up of all male and female students of the second year of high school in Andimshek city, out of which 326 were selected by multi-stage cluster sampling method. were selected as samples. The tools used in this research included the youth self-report scale (Aschenbach and Rescorella, 2001), the impulsivity (Patton et al, 1995), and the Cognitive emotion regulation (Garnefski et al, 2001). To analyze the data, the method of structural equation with intermediary relation was used with Amos/18 software. The findings showed that for both indirect paths of impulsivity on internalized disorders through adaptive and maladaptive strategies of cognitive emotion regulation are not significant and reject (p>0/05). Also, the two indirect paths of impulsivity on externalized disorders adaptive and maladaptive strategies of cognitive emotion regulation are significant and confirmed (p<0/05). Based on the research findings, adaptive and maladaptive strategies of cognitive emotion regulation can play mediating role on relationship between impulsivity and internalized and externalized disorders of adolescents. The evaluated model has a favorable fit and is an important step toward identifying the effective factors in internalized and externalized disorders of adolescents.
Keywords: Cognitive Emotion Regulation, Impulsivity, Internalized, Externalized, Adolescents -
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تعیین کننده ابعاد تکانشگری و نظم جویی شناختی هیجان در گرایش دانشجویان به رفتارهای پرخطر بود. در یک طرح همبستگی، تعداد 244 نفر (112 دختر و 132 پسر) از دانشجویان سال اول دوره کارشناسی یکی از دانشگاه های شهر بجنورد با روش طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند و مقیاس خطر پذیری نوجوانان ایرانی (IARS)، مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج گویای آن بود که گرایش به مصرف مواد مخدر (0.12=R2)، الکل (0.04=R2)، سیگار (0.08=R2)، گرایش به خشونت (0.06=R2)، رفتار جنسی (0.24=R2) و برقراری رابطه با جنس مخالف (0.10=R2) بر حسب ابعاد تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری قابل تبیین هستند. در مجموع نتایج این پژوهش گویای آن بود که تکانشگری یا عمل بدون تامل و تنظیم شناختی هیجان یا فرایندهای بازبینی، ارزیابی و تعدیل واکنش های هیجانی در گرایش دانشجویان به رفتار های پرخطر نقش دارند.کلید واژگان: رفتارهای پرخطر, تکانشگری, تنظیم شناختی هیجان, سرآغاز جوانیThe current research aimed to explore how impulsivity and cognitive emotion regulation influence students' inclination towards tendency to risky behaviors. Utilizing a correlational study design, 224 first-year students (112 females and 132 males) from a university in Bojnourd were chosen via stratified sampling. They completed the Iranian Adolescents Risk-taking Scale (IARS), the Barratt Impulsiveness Scale-11 (BIS-11), and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ). The analysis, conducted with Pearson correlation coefficient and stepwise regression. The results revealed that the tendency to use drugs (R2=0.12), alcohol (R2=0.04), smoking (R2=0.08), as well as the tendency to violence (R2=0.06), sexual behaviour (R2=0.24), and establishing a relationship with the opposite sex (R2=0.10), can be explained in terms of the cognitive emotion regulation of and impulsivity. Furthermore, the stepwise regression demonstrated that these two factors are predictors of risky behaviors among students. In conclusion, the findings of this study indicate that impulsivity, or acting without reflection and cognitive regulation of emotions, and the processes of reviewing, evaluating and adjusting emotional reactions, play a role in students' tendency to engage in risky behaviours.Keywords: Risky Behaviors, Impulsivity, Cognitive Emotion Regulation, Emerging Adulthood
-
مقدمه
گسترش روزافزون استفاده از اینترنت پیامدهای منفی بسیاری به دنبال داشته است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان ناسازگار و تکانشگری در رابطه بین احساس شرم و استفاده های آسیب زا از اینترنت بود.
روشمطالعه حاضر توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود که تحلیل داده های آماری با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 340 نفر از آن ها با بر اساس فرمول کلاین انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های احساس شرم کوهن و همکاران (2011) ، استفاده آسیب زا از اینترنت کاپلان (2010)، تنظیم هیجان گارنفسکی (2006) و پرسشنامه تکانشگری بارات (1995) جمع آوری شد.
یافته هانتایج نشان داد، بین احساس شرم و استفاده های آسیب زا از اینترنت به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه ی تکانشگری رابطه وجود دارد. همچنین شاخص های برازش نشان داد، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. رابطه تجربه احساس شرم با استفاده های آسیب زا از اینترنت با میانجی گری تکانشگری (01/0 >p) معنادار بود. اما اثر شرم به واسطه ی تنظیم هیجان ناسازگار (05/0 <p) بر استفاده های آسیب زا از اینترنت معنادار نبود.
نتیجه گیرینتایج پژوهش شناخت تازه ای از عوامل موثر بر استفاده های آسیب زا از اینترنت ارائه می دهد. با توجه به یافته های مطالعه حاضر، تجربه احساس شرم به واسطه ی تکانشگری در استفاده های آسیب زا از اینترنت نقش مهمی دارد
کلید واژگان: شرم, استفاده های آسیب زا از اینترنت, تکانشگری, تنظیم هیجان, دانشجویانIntroductionAs the Internet becomes increasingly prevalent in daily life, negative impacts have also grown. One such impact is Problematic Internet Use (PIU). This study aimed to investigate the mediating roles of Maladaptive Emotion Regulation (MER) and Impulsivity (IMP) in the relationship between Shame and PIU.
MethodThe present study utilized a descriptive-correlation design and path analysis using SPSS version 26 and AMOS version 24 to investigate the relationship between Shame (Cohen et al., 2011), Maladaptive Emotion Regulation (Garnefski, 2006), Impulsivity (Barrat, 1995), and Problematic Internet Use (Kaplan, 2010) questionnaires in a sample of 340 (male and female) University of Tabriz students in the academic year 1402-1403, selected using a multi-stage cluster random sampling method based on Kline's formula.
ResultsThe results showed that there is a direct and indirect relationship between the feeling of shame Problematic use of the Internet through impulsivity. Also, the fit indices showed that the research model has a good fit. The relationship between the experience of shame and Problematic use of the Internet was significant with the mediation of impulsivity (p< 0.01). However, the effect of maladaptive emotion regulation (p<0.05) on Problematic use of the Internet was not significant.The data analysis demonstrated that Shame is positively associated with Problematic Internet Use (PIU), both directly and indirectly through the mediating effect of Impulsivity. The proposed model exhibited a strong fit with the data. Specifically, the direct relationship between Shame and PIU was significant (p < 0.01), as was the indirect effect of Shame on PIU via Impulsivity (p < 0.05).
ConclusionThe study's findings demonstrate that Shame is a significant factor in the development of Problematic Internet Use, with Impulsivity playing a mediating role. This suggests that efforts to address and reduce PIU may benefit from considering individuals’ experiences of Shame, as well as strategies for improving emotional regulation. Future research may expand upon these findings to develop more comprehensive models of PIU, leading to improved interventions and preventive measures.
Keywords: Emotion Regulation, Problematic Use Of The Internet, Impulsivity, Shame, Students -
پرستاران از مهم ترین ارکان بخش درمان هستند که با توجه به وضعیت شغلی، مسئول وظایف مهمی از قبیل مراقبت های روحی و روانی و جسمانی بیمار می باشند و فعالیت های فوق در صورت عدم رعایت اصول ایمنی و نیز آرامش و رفاه کاری، در بروز اختلالات جسمانی و روحی این قشر نقش بسزایی دارد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تکانشگری و تاب آوری با روابط بین فردی پرستاران شاغل در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا مشهد انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه پرستاران بیمارستان روانپزشکی ابن سینا مشهد در سال 1402 تشکیل داد (حجم جامعه، 250 نفر). حجم نمونه پژوهش حاضر را 148 نفر از پرستارانی تشکیل داد که بر اساس جدول مورگان و گرجسی و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون (2003)، روابط بین فردی منجمی زاده (1391) و پرسشنامه تکانشگری بارت و همکاران (2004) استفاده شد. برای بررسی فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار 22- SPSS استفاده شد. یافته ها و نتایج پژوهش با توجه به مقدار B، بتا، t و سطح معنی داری نشان داد بین تکانشگری با روابط بین فردی در پرستاران شاغل در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا مشهد ارتباط معنادار منفی و معکوس و بین تاب آوری با روابط بین فردی ارتباط معناداری مثبت ومستقیم وجود دارد. (0/05>P).
کلید واژگان: تکانشگری, تاب آوری, روابط بین فردی, پرستارانOne of the most important treatment groups are nurses. Also, nurses are responsible for important tasks such as mental and physical care of patients, so the above activities play a significant role in the occurrence of physical and mental disorders of this group if the safety and welfare principles are not followed. Therefore, the present study was conducted with the aim of investigating the relationship between impulsivity and resilience with the interpersonal relationships of nurses working in the Ibn Sinai Psychiatric Hospital of Mashhad. The current research is descriptive of the correlation type. The statistical population of the research was formed by all the nurses of Ibn Sina Psychiatric Hospital of Mashhad in 1402 (community size 250 people). The sample size of the present study is 148 nurses who were selected based on the Morgan and Gergesi table by purposive sampling. To collect data from the Connor-Davidson Resilience Questionnaire (2003), Manjemizadeh Interpersonal Relationships (2013), Barrett et al.'s Impulsivity Questionnaire (2004) and to check the research hypotheses from the Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis using SPSS-22 software was used. According to the values of B, beta, t and significance level, the research results showed that there is a negative and significant correlation between impulsivity and interpersonal relationships of nurses working in Ibn Sina Psychiatric Hospital of Mashhad. And a positive and significant correlation was observed between resilience and interpersonal relationships in this group (P<0.05).
Keywords: Impulsivity, Resilience, Interpersonal Relationships, Nurses -
نوجوانی دوره ای از تحول اساسی در رشد عاطفی، اجتماعی، عصبی و شناختی است که با افزایش آسیب پذیری در برابر صدماتی مانند تصادفات رانندگی، جرایم خشونت آمیز، اعتیاد و روابط جنسی همراه است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اختلال در تنظیم هیجان در رابطه با سیستم های مغزی / رفتاری، تکانشگری و کاهش اهمیت تاخیری در رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم بود. تعداد 321 نفر از دانش آموزان دختر و پسر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. مقیاس های به کار برده در این پژوهش شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی علی زاده محمدی (1387)، مقیاس سیستم فعال سازی رفتاری/ بازداری رفتاری کارور و وایت (1994)؛ مقیاس تکانشگری لینام (2013)؛ مقیاس انتخاب پولی کیربی و همکاران (1999) و مقیاس اختلال در تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) بود. تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای AMOS نسخه 24 و SPSS نسخه 23 انجام گردید. سیستم فعال سازی/بازداری رفتاری و اختلال در تنظیم هیجان بر رفتارهای پرخطر اثر مستقیم داشت. اختلال در تنظیم هیجان در رابطه سیستم فعال سازی/بازداری رفتاری و تکانشگری بر رفتارهای پرخطر اثر غیرمستقیم داشت. بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت جهت کاهش شیوه رفتارهای پرخطر باید به تنظیم هیجانی، سیستم مغزی / رفتاری و تکانشگری توجه گردد. این یافته ها می تواند دستاوردهای کاربردی در سبک تربیتی نوجوانان داشته باشد.کلید واژگان: اختلال در تنظیم هیجان, سیستم های مغزی, رفتاری, تکانشگری, کاهش اهمیت تاخیری, رفتارهای پرخطرAdolescence is a period of fundamental change in emotional, social, neurological, and cognitive development that is particularly associated with increased vulnerability to injuries such as car accidents, violent crime, addiction and sexual relations. accordingly the aim of this study was to Evaluating the role of emotion dysregulation in relationship between brain/behavioral system(behavioral activation / behavioral inhibition), impulsivity and delay discounting in high risk behaviors of in secondary high school girls and boys. 321 male and female students were selected by multi - stage cluster sampling method. The scales used in this study include Carver & White (1994) Behavioral Activation / Behavioral Inhibition System Scale; Impulsivity Scale Linam (2013); Kirby & Marakwick Money Selection Scale (1996); Kirby, Petri and Bickle (1999); Graz and Roemer Emotion dysRegulation Disorder Scale (2004); Iranian Adolescents Risk Scale Ali zadeh Mohammadi (2008); Is. Data analysis was performed by Pearson correlation method and structural equation modeling using AMOS software version 24 and SPSS version 23. Behavioral activation/inhibition system and disturbance in emotional regulation had a direct effect on high-risk behaviors. Disturbances in emotion regulation in relation to the behavioral activation/inhibition system and impulsivity had an indirect effect on high-risk behaviors. Based on the results obtained from the present research, it can be said that in order to reduce risky behaviors, attention should be paid to emotional regulation, brain/behavioral system and impulsivity.These findings can have practical achievements in the educational style of teenagers.Keywords: :.Emotion dysRegulation, brain, behavioral system, impulsivity, delay discounting high risk behaviors
-
اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر خودپنداره و تکانشگری در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحههدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرح واره درمانی گروهی بر خودپنداره و تکانشگری در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و در قالب یک پژوهش نیمه آزمایشی و در چهارچوب یک طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده به دو مرکز مشاوره شهر اراک، در پاییز سال 1401 بود که از این میان تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی با روش قرعه کشی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله طرح واره درمانی گروهی قرار گرفتند و به پرسشنامه های تکانشگری (بارات و همکاران، 1998) و خودپنداره راجرز (1957) پاسخ دادند. داده ها نیز با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد طرح واره درمانی توانست در کاهش تکانشگری (مولفه های بی برنامگی، شناختی و حرکتی) و افزایش خودپنداره در شرکت کنندگان گروه آزمایش تاثیر معناداری داشته باشد (01/0> P). می توان از مداخله طرح واره درمانی در جهت کاهش نشانگان تکانشگری و همچنین افزایش خودپنداره برای افراد دارای اختلال استرس پس از سانحه استفاده کرد و از آن سود جست.کلید واژگان: طرح واره درمانی, تکانشگری, خودپنداره, اختلال استرس پس از سانحهThe effectiveness of group schema therapy on self-concept and impulsivity in people with post-traumatic stress disorderThe purpose of this study was to investigate the effectiveness of group schema therapy on self-concept and impulsivity in people with post-traumatic stress disorder. This research was practical in terms of purpose and was carried out in the form of semi-experimental research and within the framework of a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population included all the people who referred to the two counseling centers of Arak City in the fall of 2022, from which 30 people were selected by the available sampling method and randomly by lottery in two experimental groups (15 people) and Control (15 people) were replaced. The experimental group was subjected to group schema therapy intervention during 8 sessions of 90 minutes and answered impulsivity questionnaires (Barat et al., 1998) and the self-concept of Rogers (1957). The data were analyzed using multivariate and univariate analysis of covariance and using SPSS-26 software. The results showed that schema therapy was able to have a significant effect in reducing impulsivity (components of unplanned, cognitive, and motor components) and increasing self-concept in the participants of the experimental group (P<0.01). schema therapy intervention can be used to reduce impulsivity symptoms and increase self-concept for people with post-traumatic stress disorder and benefit from it.Keywords: Schema Therapy, impulsivity, self-concept, Post-Traumatic Stress Disorder
-
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اجتناب تجربه ای و تکانشگری دانش آموزان دختر با دشواری در نظم جویی هیجانی انجام گرفت. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه با دشواری در نظم جویی هیجانی شهر تهران در سال تحصیلی 400-1399 بود. 31 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را طی یک ماه در ده جلسه 75 دقیقه ای به صورت آنلاین دریافت کردند. پرسشنامه های مورد استفاده شامل پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ)، پرسشنامه تکانشگری (BIQ) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان (DERS) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس آمیخته و با نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اجتناب تجربه ای و تکانشگری دانش آموزان دختر با دشواری در نظم جویی هیجانی تاثیر معنادار داشته است (001/0>P). براساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی با بهره گیری از فنونی همانند کسب آگاهی نسبت به اعمال پنج حس اصلی بدن، هیجانات، عملکرد عضلات و آگاهی نسبت به زمان حال می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش اجتناب تجربه ای و تکانشگری دانش آموزان دختر با دشواری در نظم جویی هیجانی مورد استفاده قرار گیرد.کلید واژگان: اجتناب تجربه ای, تکانشگری, دشواری در نظم جویی هیجانی, کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهیThe current study aimed to investigate the efficacy of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in mitigating experiential avoidance and impulsivity among female students who encounter difficulties in regulating their emotions. The study utilized a quasi-experimental design comprising a control group, pretest, and posttest, in addition to a three-month follow-up period. The statistical sample comprised female high school pupils residing in Tehran who encountered challenges with emotional regulation throughout the academic year of 2020-2021. A purposively selected sample of thirty-one students was allocated at random to the experimental and control groups. The experimental group engaged in monthly online MBSR sessions for a total of 10 sessions, each lasting 75 minutes. The research employed the Acceptance and Action Questionnaire (AAQ), the Barratt Impulsiveness Questionnaire (BIQ), and the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data analysis involved Mixed ANOVA and using SPSS software version 23. Female students who struggled with emotional regulation exhibited experiential avoidance and impulsivity less frequently as a result of MBSR (p < 0.001). In conclusion, students who struggle with emotional regulation may benefit from Mindfulness-Based Stress Reduction as an intervention strategy, according to the findings. This is supported by the evidence that experiential avoidance and impulsivity can be effectively reduced. This methodology integrates strategies including fostering consciousness regarding the five primary senses, emotions, muscular activity, and the present moment.Keywords: Difficulty In Emotional Regulation, Experimental Avoidance, Impulsivity, Mindfulness-Based Stress Reduction Training
-
تنظیم هیجان از مهم ترین چالش های دوره نوجوانی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی کاهش اهمیت تاخیری، تکانشگری و سیستم های مغزی رفتاری در نوجوانان با و بدون علائم اختلال در تنظیم هیجان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه بود که بر اساس نقطه برش مقیاس اختلال در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) و نرم افزار G*Power تعداد 176 نفر (هر گروه 88 نفر) به صورت تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. از مقیاس انتخاب پولی (کیربی و همکاران، 1999)، فرم کوتاه مقیاس تکانشگری رفتار (سیدرزو همکاران، 2004) ، مقیاس سیستم فعال سازی رفتاری/ بازداری رفتاری (کارور و وایت، 1994) و مقیاس اختلال در تنظیم هیجان (گراتز و رومر،2004) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. داده ها به روش تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS-25 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که میانگین تکانشگری و سیستم مغزی رفتاری بین گروه دارای علائم اختلال در تنظیم هیجان و گروه عادی تفاوت معنی دار داشت (01/0>P). میانگین کاهش اهمیت تاخیری بین گروه دارای علائم اختلال در تنظیم هیجان و گروه عادی تفاوت معنی دار نداشت (05/0<P). لزوم توجه به اختلال در تنظیم هیجان به عنوان معیار مهم در ابعاد آموزشی و پیشگیرانه نوجوانان اهمیت دارد.
نتایج نشان داد که میانگین تکانشگری و سیستم مغزی رفتاری بین گروه دارای علائم اختلال در تنظیم هیجان و گروه عادی تفاوت معنی دار داشت (01/0>P). میانگین کاهش اهمیت تاخیری بین گروه دارای علائم اختلال در تنظیم هیجان و گروه عادی تفاوت معنی دار نداشت (05/0<P). لزوم توجه به اختلال در تنظیم هیجان به عنوان معیار مهم در ابعاد آموزشی و پیشگیرانه نوجوانان اهمیت داردکلید واژگان: اختلال در تنظیم هیجان, تکانشگری, سیستم مغزی رفتاری, کاهش اهمیت تاخیری, نوجوانانEmotion regulation is one of the most important challenges of adolescence. the purpose of this study was to compare the delay discounting, impulsivity and brain/behavioral system in adolescents with and without symptoms of Emotion dysRegulation disorder. The descriptive research method was causal-comparative. The statistical population included all secondary high school students of Kermanshah city, based on the cut point of the emotion dysregulation scale (Gratz and Romer, 2004) and G*Power software, 176 people (88 people in each group) were randomly assigned to The title of the sample size was chosen. From the Monetary Choice scale (Kirby et al. 1999), Short form of Impulsive Behavior Scale (Cyders et al. 2004) the Behavioral inhibition system / Behavioral activation system scale (Carver & White, 1994) and the emotion dysregulation scale (Gratz and Romer, 2004) was used to collect information. The data were analyzed by multivariate analysis of variance with SPSS-25 software. the results showed that the average impulsivity and behavioral brain system between the group with symptoms of disorder in emotion dysregulation and normal group were significantly different ( p < 0.01 ) . There was no significant difference in the mean of delay discounting between the group with emotional dysregulation disorder symptoms and the normal group (P<0.05). attention to disorders in emotion regulation is important as an important criterion in adolescents educational and preventive aspects .The results showed that the average impulsivity and behavioral brain system between the group with symptoms of disorder in emotion dysregulation and normal group were significantly different ( p < 0.01 ) . There was no significant difference in the mean of delay discounting between the group with emotional dysregulation disorder symptoms and the normal group (P<0.05). attention to disorders in emotion regulation is important as an important criterion in adolescents educational and preventive aspects .
Keywords: Emotion Dysregulation, Impulsivity, Brain, Behavioral System, Delay Discounting, Adolescence -
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر تکانشگری و نشخوارفکری مشترک در دانشجویان دارای افکار خودکشی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل در سال تحصیلی1402-1401بودند که 39 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (19 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه ی 75 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه تحت درمان پذیرش و تعهد قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس افکار خودکشی (BSSI، بک و استیر، 1991)، پرسشنامه نشخوار فکری مشترک (CRQ، روز، 2002) و پرسشنامه تکانشگری بارات (BIS-11، پاتون و همکاران، 1995) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) انجام شد. براساس یافته ها با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون نشخوار فکری مشترک و تکانشگری (و مولفه های آن ها) در دو گروه درمان پذیرش و تعهد و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. با استناد به این یافته های می توان نتیجه گرفت که درمان پذیرش و تعهد یک روش روان درمانی مناسب برای کاهش تکانشگری و نشخوارفکری مشترک در دانشجویان دارای افکار خودکشی می باشد.
کلید واژگان: افکار خودکشی, تکانشگری, نشخوارفکری مشترک, درمان پذیرش و تعهدThe purpose of this study was to determine the effectiveness of acceptance and commitment therapy on impulsivity and co-rumination in students with suicidal thoughts. The research method was semi-experimental with a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population included all the students of Ardabil Islamic Azad University in the academic year of 2022-2023, of which 39 people were selected by the purposeful sampling method and randomly replaced in two experimental groups (19 people) and control groups (20 people). The experimental group underwent eight 75-minute sessions and one session per week of acceptance and commitment therapy. Data collection tools included the beck suicide scale ideation (BSSI) (Beck and Steer, 1991), the co-rumination questionnaire (CRQ) (Rose, 2002), and the Barrett impulsivity questionnaire-11 (BIS-11) (Patton et al., 1995). Data analysis was done with multivariate analysis of covariance (MANCOVA). Based on the findings, by controlling the effect of the pre-test, there is a significant difference at the level of 0.01 between the mean of the post-test of impulsivity and co-rumination (and their components) in the two experimental and control groups. Based on these findings, it can be concluded that acceptance and commitment therapy is a suitable psychotherapy method to reduce impulsivity and co-rumination in students with suicidal thoughts.
Keywords: Suicidal Thoughts, Impulsivity, Co-Rumination, Acceptance, Commitment Therapy -
هدف
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای و تحریک مغناطیسی فرا جمجمه ای مکرر بر حافظه کاری، تکانشگری و رفتارهای آسیب به خود در افراد مبتلا به شخصیت مرزی انجام شد.
روشپژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مراجعان مراکز مشاوره شهر اردبیل در بهار 1401 می باشد. نمونه ی این پژوهش متشکل از 45 نفر از افراد دارای اختلال شخصیت مرزی بوده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این مطالعه شامل 3 گروه و هر گروه شامل 15 نفر بود. آزمودنی ها به صورت تصادفی در 2 گروه درمان (tDCS و rTMS) و گروه کنترل قرارگرفته شدند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون حافظه فعال N-back، پرسشنامه تکانشگری بارت، پرسشنامه آسیب به خود و مداخلات tDCS و rTMS بود.
یافته هادرمان tDCS و rTMS تاثیر معناداری بر حافظه کاری، تکانشگری و آسیب به خود در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی داشت؛ و پس از کنترل اثر پیش آزمون بر پس آزمون برای مقایسه نمرات، حافظه کاری، تکانشگری و آسیب به خود در بین سه گروه در سطح خطای (05/0) تفاوت معنی داری وجود داشت. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که بین میزان اثربخشی دو روش درمان، درمان Rtms اثربخشی بیشتری نسبت به tDCS داشت.
نتیجه گیرینتایج نشان داد که هر دو روش tDCS و rTMS هردو منجر به بهبود حافظه کاری شده؛ و از سویی دیگر این درمان ها کاهش رفتارهای تکانشگرانه و رفتارهای آسیب به خود را در افراد مبتلا به شخصیت مرزی داشته است.
کلید واژگان: تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای, تحریک مغناطیسی فرا جمجمه ای مکرر, حافظه فعال, تکانشگری, رفتارهای آسیب به خودObjectiveThe present study was conducted with the aim of Comparing the effectiveness of transcranial direct current stimulation and repeated Transcranial Magnetic Stimulation treatment on working memory, impulsivity and self-harm behaviors in people with borderline personality.
MethodThe current research is semi-experimental with pre-test-post-test and control groups. The statistical population of this research includes the clients of some counseling centers in Ardabil city in 1401. The sample of this study consisted of 45 people with borderline personality disorder who were selected by the available sampling method. This study included 3 groups and each group included 15 people. Each subject was randomly assigned to two treatment groups (tDCS and rTMS) and a control group. The tools of this research included N-back working memory test, Barratt Impulsivity questionnaire, self-harm questionnaire, tDCS and rTMS.
FindingsThe results showed that the treatment of tDCS and rTMS has a significant effect on impulsivity, working memory and self-harm in borderline personality disorder patients. And the results show that after controlling the effect of the pre-test on the post-test to compare scores, working memory, impulsivity and self-harm among the three groups, there is a significant difference at the error level (0.05). The results of Bonferroni's post hoc test also showed that between the effectiveness of the two treatment methods, rTMS treatment was more effective than tDCS.
ConclusionThe results showed that tDCS and rTMS led to the improvement of working memory in people with borderline personality disorder and also reduced the level of impulsivity and self-harm behaviors.
Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation, repeated Transcranial Magnetic Stimulation, Working memory, Impulsivity, Self-harming behaviors -
زمینه و هدف
تجربه سوگ بر دیدگاه نوجوانان، نسبت به زندگی و مشکلات رفتاری آنها تاثیر بسزایی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش کیفیت زندگی و آموزش خودشفقت ورزی بر معنای زندگی، خودارزشمندی و تکانشگری نوجوانان با سوگ والدین فوت شده در اثر کرونا انجام گردید.
روش پژوهش:
از بین نوجوانانی که والدین آنها به دلیل ابتلا به بیماری کرونا فوت شده بودند، 36 نوجوان انتخاب و در سه گروه بصورت تصادفی جایگذاری شدند. در پیش آزمون تمام اعضای نمونه پژوهش پرسشنامه های خودارزشمندی کراکر و همکاران (2003)، تجربه سوگ بارت و اسکات (1989) و تکانشگری بارات (1959) را تکمیل نمودند. برای اعضای گروه های آزمایش 12 جلسه آموزشی برگزار شد. در پس آزمون تمام اعضای نمونه پژوهش مجددا به تکمیل پرسشنامه ها اقدام کردند. داده ها با استفاده از کوواریانس چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته هانتایج بدست آمده نشان دهنده این بود که مداخلات ارایه شده اثربخشی معناداری بر بهبود سطح تکانشگری، خودارزشمندی و معنای زندگی نوجوانان گروه آزمایش در مقایسه با اعضای گروه کنترل داشته است. همچنین با انجام آزمون های تعقیبی مشخص شده که تفاوت معناداری بین اثربخشی مداخلات ارایه شده در بهبود متغیرهای پژوهش وجود ندارد.
نتیجه گیریاین یافته ها بیانگر اهمیت توجه به ساختار شناختی و هیجانی نوجوانان درگیر فرایند سوگ می باشد. ازآنجا که نوجوانان در فرایند مواجهه با چالش های زندگی، در کلیت نظام شناختی خود نسبت به زندگی دچار چالش می شوند، درمان هایی که به چارچوب بندی مجدد ساختار ذهنی افراد نسبت به مفاهیمی مانند معنای زندگی می پردازند، برای این نوجوانان مفید به نظر می رسد
کلید واژگان: خودارزشمندی, تکانشگری, معنای زندگی, آموزش کیفیت زندگی, درمان خودشفقت ورزی, نوجوانان, کروناBackground and AimThe experience of bereavement has a significant impact on teenagers' views on life and their behavioral problems. The present study was conducted with the aim of investigating the effectiveness of quality of life training and self-compassion training on the meaning of life, self-worth and impulsivity of teenagers who mourned the death of their parents due to Corona.
MethodsAmong teenagers whose parents died due to corona disease, 36 teenagers were selected and randomly placed in three groups. In the pre-test, all members of the research sample completed the self-esteem questionnaires of Crocker et al. (2003), grief experience by Barrett and Scott (1989) and impulsivity by Barrett (1959). 12 training sessions were held for the members of the experimental groups. In the post-test, all members of the research sample completed the questionnaires again. The data were analyzed using multivariate covariance.
ResultsThe results showed that the provided interventions had a significant effect on improving the level of impulsivity, self-worth and the meaning of life of teenagers in the experimental group compared to the members of the control group. Also, by conducting follow-up tests, it has been determined that there is no significant difference between the effectiveness of the provided interventions in improving the research variables.
ConclusionThese findings indicate the importance of paying attention to the cognitive and emotional structure of adolescents involved in the mourning process. Since teenagers face challenges in the process of facing life's challenges, they face challenges in their entire cognitive system towards life, the treatments that deal with reframing the mental structure of people regarding concepts such as the meaning of life, for this Teenagers seem useful.
Keywords: self-worth, impulsivity, meaning of life, quality of life education, self-compassion therapy, teenagers, corona -
بعضا وجود رفتارهای تکانشی در کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی باعث می گردد تا مشکلات اجتماعی در آنان افزایش یابد؛ که میزان تعامل با والد، می تواند موجب افزایش توانمندی های آنان گردد. بر همین اساس پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی بازی مشترک والد و کودک بر کاهش تکانشگری و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی انجام پذیرفت. در این پژوهش از روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه استفاده شد و جامعه آماری آن را تمامی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی شهر بجنورد و مادران آن ها در سال 1401 تشکیل دادند؛ که 30 نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای هر دو گروه پیش آزمون، شامل مقیاس تکانشگری بارت (1995) و مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) به اجرا درآمد و گروه آزمایش به مدت 8 جلسه دوساعته به صورت هفتگی تحت بازی مشترک والد و کودک قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه مجددا پس آزمون را تکمیل نموده و نتایج از طریق تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد، بازی مشترک والد و کودک در کاهش تکانشگری و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی موثر است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که می توان از بازی مشترک والد و کودک در کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیشفعالی استفاده نمود.کلید واژگان: بازی مشترک والد و کودک, تکانشگری, مهارت های اجتماعی, کودکان با اختلال نارسایی توجه, بیش فعالی.Sometimes, the presence of impulsive behaviors in children with attention deficit/hyperactivity disorder increases their social problems, and the amount of interaction with their parents can increase their abilities. Based on this, the present study was conducted with the aim of determining the effectiveness of parent-child joint play on reducing impulsivity and increasing the social skills of children with attention deficit/hyperactivity disorder. In this research, a semi-experimental method was used with a pre-test and post-test design with a control group, and its statistical population consisted of all children with attention deficit/hyperactivity disorder in Bojnord city and their mothers in 2022, 30 of whom were selected by purposive sampling and were randomly placed in two groups of 15 people, experimental and control. For both groups, the pre-test, including Barth's impulsivity scale (1995) and Matson's social skills scale (1983), was implemented, and the experimental group had 8 two-hour weekly sessions under the joint game. The parent and the child were placed and the control group did not receive any intervention. Both groups completed the post-test again and the results were analyzed through analysis of covariance. The findings showed that Parent-child joint play is effective in reducing impulsivity and increasing the social skills of children with attention deficit/hyperactivity disorder. The results of this research show that parent-child joint play can be used to reduce behavioral problems and increase the social skills of children with attention deficit/hyperactivity disorder.Keywords: parent-child joint play, impulsivity, social skills, children with attention deficit, hyperactivity disorder
-
هدف
هدف از پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری آلکسی تایمیا، تکانشگری، تحمل پریشانی و خود انتقادی با خودجرحی در دانش آموزان با میانجیگری ناامیدی بود.
روش هاپژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه ی پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر متوسطه اول شهرستان اردبیل در سال 1401-1400 تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 635 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس گزارش خودجرحی کلونسکی و گلن (2009)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (2003)، مقیاس ناامیدی کودکان (1986)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، مقیاس تکانشگری بارت (1950) و مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوراف (2004) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری، با استفاده از نرم افزار لیزرل ورژن 8/8 تحلیل شدند.
یافته هایافته ها نشان داد که ضریب استاندارد شده مسیر اثر مستقیم متغیرهای آلکسی تایمیا، تکانشگری و خود انتقادی بر خود جرحی در سطح معنی داری 0.01p<، معنی دار است. همچنین اثرات غیرمستقیم تکانشگری و خودانتقادی بر خودجرحی به واسطه ی ناامیدی در سطح معنی داری 0.01p<، معنی دار بود.
نتیجه گیرینظر به اینکه در آلکسی تایمیا، تکانشگری، تحمل پریشانی، خودانتقادی و ناامیدی از عوامل موثر در خودجرحی بدون قصد خودکشی می باشند، لذا یافته های این پژوهش می تواند در پیشگیری از رفتار خودجرحی و طرح ریزی برنامه های آموزشی و طراحی مداخلات درمانی مورد استفاده قرار گیرد ت
کلید واژگان: آلکسی تایمیا, تکانشگری, خودانتقادی, خودجرحی, ناامیدیObjective:
The aim of this research was to Investigating the structural relationships of alexithymia, impulsivity, distress tolerance and self-criticism with self-injury in students with the mediating role of hopelessness.
Methodsthis research was applicable and in regard to procedure, it was a correlation study. The study community included all male and female students of the high school of Ardabil City in 2021-2022, that among them 635 students selected as samples by multi-stage cluster sampling method. Research questionnaires included: Klonsky and Glenn's (2009) Self-Injury Report Scale (2009), Toronto alexithymia Scale-20 (2003), Kazdin's Children Hopelessness Scale (1986), Simons & Gaher's Distress Tolerance Scale (2005), Barrett's Impulsivity Scale (1950) and Thompson and Zuroff's Levels of Self-Criticism Scale (2004).To analyze the research data, the structural equation modeling method was used, which was performed using Lisrel 8.8 software.
ResultsThe results showed that the standardized coefficient is the path of direct effects of alexithymia, impulsivity, distress tolerance and self-criticism with self-injury are significant at 0.01 alpha level (p < 0.01). Finally, the indirect coefficient related to the alexithymia, impulsivity, distress tolerance and self-criticism with self-injury by mediating the role of hopelessness were significant at 0.01 alpha level.
ConclusionConsidering that in alexithymia, impulsivity, distress tolerance, self-criticism and hopelessness are effective factors in self-injury without non-suicidal self-injury, Therefore, the findings of this research can greatly help prevent this behavior, planning educational treatment programs and treatment Designing therapeutic intervention
Keywords: Alexithymia, impulsivity, self-criticism, self-injury, hopelessness -
هدف
هدف پژوهش حاضر اثربخشی طرحواره درمانی بر تکانشگری، تنظیم هیجان و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال مرزی بود.
روشطرح پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده های نیمه آزمایشی با گروه های آزمایش و کنترل و در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره شهر اراک در پاییز و زمستان 1401 بود که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزاری شدند. گروه آزمایش، طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت انجام مداخله قرار گرفتند و به پرسشنامه های تنطیم شناختی هیجان گارنفسکی، کراج و سپینهاوون (2001)، تکانشگری بارات و همکاران (1998) و ناگویی هیجانی بگبی، پارکر و تیلور (1994) پاسخ دادند. داده ها نیز با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS-26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هانتایج نشان داد طرحواره درمانی باعث کاهش تکانشگری و بهبود ناگویی هیجانی در افراد شرکت کننده گروه آزمایش شد (05/0-.p).
بحث و نتیجه گیریمی توان از طرحواره درمانی در درمان کسانی که مشکلات هیجانی دارند (مانند افراد مرزی) استفاده کرد و باعث بهبود و تعدیل هیجانات منفی در آنها شد.
کلید واژگان: طرحواره درمانی, تکانشگری, تنظیم هیجان, ناگویی هیجانی, اختلال مرزی
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.