به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "رت" در نشریات گروه "پزشکی"

  • مصطفی چراغی، پژمان هاشم زاده، مهرنوش صدیقی، آرش کریمی*
    مقدمه

    مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تاثیر والپوتریات (از گیاه سنبل الطیب) بر درد و التهاب در موش ها و تعیین مکانیسم های احتمالی ضد دردی و ضدالتهابی آن طراحی شد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه برای بررسی اثر ضدالتهابی 40 سر موش نر به صورت تصادفی به 5- گروه تقسیم شدند. و در تست درد 56 سر موش نر به صورت تصادفی به 7 گروه (8 تایی) تقسیم شدند.تست التهاب: 1- گروه نرمال سالین، 2- گروه زایلن، 3- گروه دگزامتازون، 4 و 5- گروه هایی که ماده فعال والپوتریات را با دوزهای mg/kg 2/ 0 و 1/0 به صورت یک دوز واحد برای هر حیوان دریافت کردند. تست درد: 1- گروه سالین، 2- فرمالین، 3- گروه مورفین + فرمالین، 4 و5- گروه والپوتریات (mg/kg 2/ 0 و 1/0) +فرمالین، 6- گروه نالوکسان +عصاره (mg/kg 2/0) + فرمالین، 7- گروه نالوکسان + مورفین + فرمالین.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که زمان واکنش درد در دوز 2/0 میلی گرم والپوتریات در مراحل درد حاد و مزمن در مقایسه با فرمالین به طور معنی داری کاهش یافت (001/0 <p). همچنین، ماده فعال والپوتریات اثر مهاری خود را بر التهاب ناشی از زایلن اعمال کرد که بهترین درصد مهار در دوز 2/0 میلی گرم/کیلوگرم و دگزامتازون با عصاره 2/0 میلی گرم/کیلوگرم مشاهده شد (01/0 <p).

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به نتایج، والپوتریات اثر ضد دردی نسبتا قوی داشت احتمالا مکانیسم اثر ضد دردی عصاره حداقل تا حدودی همانند مرفین بر پایه گیرنده های اوپیوئیدی است. در تست التهاب، عصاره همچون دگزامتازون قادر به مهار التهاب بود.

    کلید واژگان: درد, التهاب, والپوتریات, رت, سنبل الطیب
    Mostafa Cheraghi, Pejman Hashemzadeh, Mehrnoosh Sedighi, Arash Karimi*
    Background

    The present study was designed to evaluate the effect of Valepotriate (from Valeriana officinalis) on pain and inflammation in rats and to determine its possible analgesic and inflammatory mechanisms.

    Materials and Methods

    The present study was conducted with the objective of investigating the anti-inflammatory effect. To this end, 40 male rats were randomly divided into five groups. In the pain test, 56 male rats were randomly divided into seven groups (n=8 each). Inflammation test: 1- Normal saline group, 2- Xylene group, 3- Dexamethasone group, 4 and 5- Groups that received the active ingredient Valepotriate at doses of 0.2 and 0.1 mg/kg as a single dose for each animal. Pain test: 1- Saline group, 2- Formalin, 3- Morphine + Formalin group, 4-5- Valepotriate group (0.2 and 0.1 mg/kg) + Formalin, 6- Naloxone + Extract group (0.2 mg/kg) + Formalin, 7- Naloxone+ Morphine + Formalin group

    Results

    The results showed a significant decrease in pain response time at 0.2 doses of Valepotriate in acute and chronic pain phases compared to Formalin (P<0.001). Valepotriate active ingredient also exerted its inhibitory effect on xylene-induced inflammation, with the best inhibition percentage observed for 0.2 mg/kg dose and dexamethasone with extract at 0.2 mg/kg (P<0.01).

    Conclusion

    According to the results, Valepotriate has a relatively strong analgesic effect. It is likely that the mechanism of analgesic action of the extract is at least relatively similar to that of morphine based on opioid receptors. In the inflammation test, the extract was able to inhibit inflammation in a way similar to dexamethasone.

    Keywords: Inflammation, Pain, Rat, Valepotriate, Valeriana Officinalis
  • مقدمه

    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یک اختلال شایع هورمونی در زنان در سنین باروری است که منجر به ناباروری زنان می شود. محققان در حال بررسی درمان های ایمن و مقرون به صرفه برای این اختلال هستند.

    هدف

    این مطالعه به بررسی اثرات درمانی اسانس رازیانه و منگنز بر روی شاخص های هورمونی و بافت شناسی در موش های صحرایی مبتلا به PCOS القاء شده با استرادیول والرات می پردازد.

    مواد و روش ها

    تعداد 35 سر موش صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار (9 هفته، 200 تا 250 گرم) به 7 گروه تقسیم شدند. به مدت 14 روز گروه اول، دوم، سوم و چهارم به ترتیب نرمال سالین داخل صفاقی، روغن کنجد عضلانی، اسانس رازیانه داخل صفاقی و منگنز خوراکی دریافت کردند. PCOS در گروه های دیگر از طریق تزریق عضلانی استرادیول والرات القاء شد. 60 روز پس از القاء ، گروه ششم و هفتم به مدت 14 روز به صورت انفرادی بترتیب با اسانس رازیانه داخل صفاقی و منگنز خوراکی تحت درمان قرار گرفتند. نمونه های خون برای شاخص های استروژن، پروژسترون و مالون دی آلدهید (MDA) آنالیز شدند. بافت های تخمدان از نظر بافت شناسی بمنظور ارزیابی تشکیل کیست و تغییرات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    اسانس رازیانه به طور معنی داری سطوح استروژن و پروژسترون را در مقایسه با گروه PCOS در رت های مبتلا به این سندرم افزایش داد. (05/0 ≤ p). منگنز همچنین سطوح پروژسترون را افزایش داد، اما این تغییر از نظر آماری معنی دار نبود (05/0 > p). تفاوت معنی داری در سطوح MDA بین گروه PCOS و گروه درمانی اسانس رازیانه دیده نشد. اگر چه سطوح MDA در گروه درمانی منگنز کاهش پیدا کرد، اما این کاهش معنی دار نبود (05/0 > p). درمان با اسانس رازیانه و منگنز به طور معنی داری تعداد کیست های تخمدان را در مقایسه با رت های مبتلا به PCOS درمان نشده کاهش دادند (05/0 ≥ p).

    نتیجه گیری

    اسانس رازیانه و منگنز پتانسیل بازگرداندن تعادل هورمونی و بهبود بافت شناسی تخمدان را نشان دادند و به عنوان درمان های کم هزینه برای PCOS امیدبخش هستند.

    کلید واژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک, رت, اسانس رازیانه, منگنز, استرس اکسیداتیو, استروژن, پروژسترون
    Ensiyeh Mohebbi Kian, Maryam Barancheshmeh, Hossein Najafzadehvarzi*, Seyedeh Masoumeh Ghoreishi, Naser Shokrzadeh
    Background

    Polycystic ovarian syndrome (PCOS) is a prevalent hormonal disorder among women of reproductive age, resulting in female infertility. Researchers are exploring safe and affordable treatments for this disorder.

    Objective

    This study explored the therapeutic effects of fennel essential oil (FEO) and manganese (Mn) on hormonal and histological markers in rats with estradiol valerate-induced PCOS.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 35 adult female Wistar rats (9 wk old, 200-250 gr) were divided into 7 groups. For 14 days, groups 1-4 received normal saline intraperitoneally, sesame oil intramuscularly, FEO intraperitoneally, and Mn orally, respectively. PCOS was induced in remaining groups through a single intramuscular injection of estradiol valerate. 60 days after induction, the 6th and 7th groups were treated individually with intraperitoneal FEO and oral Mn for 14 days. Blood samples were analyzed for estrogen, progesterone, and malondialdehyde (MDA) markers. The ovarian tissues were histologically examined to assess cyst formation and structural changes.

    Results

    FEO significantly increased estrogen and progesterone levels in PCOS rats compared to the PCOS group (p ≤ 0.05). Mn also elevated progesterone levels, but the change was not statistically significant (p > 0.05). No significant differences in MDA levels were observed between the PCOS and PCOS+FEO groups. Although MDA levels decreased in the PCOS+Mn group, the reduction was not statistically significant (p > 0.05). Both FEO and Mn treatments significantly reduced ovarian cyst numbers compared to untreated PCOS rats (p ≤ 0.05).

    Conclusion

    FEO and Mn demonstrated potential in restoring hormonal balance and improving ovarian histology, offering promise as low-cost treatments for PCOS.

    This article has been extracted from Pharm. D. Thesis. (Ensiyeh Mohebbi Kian)

    Keywords: PCOS, Rat, FEO, Mn, Oxidative Stress, Estrogen, Progesterone
  • مقدمه

    تولیدمثل موفق به عملکرد صحیح محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-غدد جنسی وابسته است. آسیب به این محور باعث اختلال در چرخه استروس و توانایی تولیدمثل می شود.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی اثرات تزریق پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) در یک یا چند نوبت بر ترمیم هسته قوسی آسیب دیده هیپوتالاموس (ARC) و بازگرداندن چرخه استروس در موش های صحرایی نژاد ویستار انجام شد.

    مواد و روش ها

    90 موش صحرایی ماده نژاد ویستار (3-2 ماهه، 280-250 گرم) با چرخه استروس منظم به یک گروه کنترل و 8 گروه آزمایشی (10 = n در هر گروه) تقسیم شدند. ابتدا هسته قوسی هیپوتالاموس موش های صحرایی به روش جراحی استریوتاکسیک دوطرفه و با استفاده از اسید کینولینیک (500 نانومول/2 میکرولیتر) تخریب شد. سپس موش های بصورت زیر گروه بندی و تحت درمان قرار گرفتند: ARC- (بدون درمان)، یک نوبت تزریق PRP (بلافاصله، 24 ساعت، 48 ساعت و 72 ساعت پس از جراحی)، دو نوبت تزریق PRP (بلافاصله، 24 ساعت)، سه نوبت تزریق PRP (بلافاصله، 24 ساعت و 48 ساعت) و چهار نوبت تزریق PRP (بلافاصله، 24 ساعت، 48 ساعت و 72 ساعت). جهت بررسی چرخه جنسی، سیتولوژی روزانه اسمیر واژینال در طول دوره آزمایش انجام شد. در پایان، مغز موش های صحرایی خارج و از 4 مغز برای بررسی میزان بیان ژن های کیسپپتین، نوروکینین B و دینورفین (Real-time PCR) و از 6 مغز باقیمانده برای بررسی بافت شناسی و شمارش سلولی هسته قوسی استفاده شد.

    نتایج

    سیتولوژی اسمیر واژینال نشان داد که تزریق PRP به تدریج سبب برگشت چرخه جنسی می شود. در مقایسه با گروه ARC-، درمان با PRP بطور معنی داری باعث افزایش تراکم نورونی هسته قوسی (012/0 =p) و همچنین افزایش سطوح mRNA مربوط به کیسپپتین، نوروکینین B و دینورفین     (001/0 >p) می شود.

    نتیجه گیری

    این یافته ها علاوه بر تاکید بر اهمیت هسته قوسی در برقراری چرخه جنسی طبیعی، نشان دادند که درمان موضعی با PRP می تواند در حفاظت و بازسازی هسته قوسی موثر باشد.

    کلید واژگان: هسته قوسی, چرخه استروس, PRP, رت
    Elham Abbasi, Morteza Behnam Rassouli*, Ali Moghimi, Zeinab Neshati
    Background

    Successful reproduction relies on a functioning hypothalamic-pituitary-gonad axis. Damage to this axis disrupts the estrus cycle and reproductive capability.

    Objective

    This study aimed to evaluate the effects of single or multiple platelet-rich plasma (PRP) injections on repairing the damaged hypothalamic arcuate nucleus (ARC) and restoring the estrus cycle in Wistar rats.

    Materials and Methods

    90 female Wistar rats (2-3 months old, 250-280 gr) with regular estrous cycles were divided into a control group and 8 experimental groups (n = 10/each). After bilateral stereotaxic chemical surgery of the ARC using quinolinic acid (500 nmol/2 μl), the experimental rats were categorized into several treatment regimens: ARC- (no treatment), 1 PRP injection (immediately, 24 hr, 48 hr, and 72 hr postsurgery), 2 PRP injections (immediately, 24 hr), 3 PRP injections (immediately, 24 hr, and 48 hr), and 4 PRP injections (immediately, 24 hr, 48 hr, and 72 hr). Vaginal smear cytology was performed daily for 2.5 months. In the end, rats brains were removed and divided for real-time polymerase chain reaction analysis of kisspeptin, neurokinin B, and dynorphin, as well as for ARC cell counting.

    Results

    Vaginal smear cytology indicated that PRP administration gradually restored the estrous cycle. Compared to the ARC- group, PRP treatment significantly increased ARC cell density (p = 0.012) and mRNA levels of kisspeptin, neurokinin B, and dynorphin (p < 0.001).

    Conclusion

    These findings not only emphasized the importance of the ARC for the regularity of estrous cycle, but also showed the potential effects of local PRP treatment in contribution to the protection/reconstruction of ARC.
     

    This article has been extracted from Ph.D. Thesis. (Elham Abbasi)

    Keywords: Arcuate Nucleus, Estrus Cycle, PRP, Rat
  • لیلا رجاییان، معصومه اصل روستا*
    زمینه و هدف

    استرس بی حرکتی به سیستم عصبی آسیب می رساند و صدماتی نظیر اختلال در یادگیری و حافظه، اضطراب و افسردگی را به جای می گذارد. جعفری (Petroselinum crispum) دارای خواص آنتی اکسیدانی، ضددیابتی، ضدالتهابی و محافظت کننده کبد است. در این مطالعه اثر عصاره هیدروالکلی جعفری را بر یادگیری و حافظه فضایی و رفتار اضطرابی القا شده توسط استرس مزمن بی حرکتی در رت های نر بالغ نژاد ویستار بررسی نمودیم. 

    مواد و روش ها

    60 سر رت به 6 گروه تقسیم شدند: کنترل، استرس، جعفری1، جعفری2، استرس-جعفری1 و استرس-جعفری2. برای القای استرس، حیوانات به مدت 21 روز متوالی هر روز 6 ساعت در مقیدکننده قرار داده شدند. تیمار عصاره جعفری نیز در همین دوره با دوزهای mg/kg 1و 2 به صورت گاواژ انجام شد. یادگیری و حافظه فضایی و رفتار اضطرابی به ترتیب با استفاده از ماز آبی موریس و ماز بعلاوه مرتفع مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از ماز آبی موریس نشان داد که زمان و مسافت طی شده برای رسیدن به سکوی پنهان در گروه های استرس-جعفری 1 و2 در مقایسه با گروه استرس به طور معنی داری کاهش یافت (به ترتیب 0.01p < و 0.05 p <). در تست پروب، این گروه ها در مقایسه با گروه استرس، مسافت و زمان بیشتری را در ربع دایره هدف سپری کردند (گروه استرس-جعفری1، 0.05 p <و گروه استرس-جعفری2، 0.01 <p). نتایج حاصل از ماز بعلاوه مرتفع نیز نشان داد که درصد ورود به بازوی باز و درصد زمان ماندن در این بازو در حیوانات گروه های استرس-جعفری 1و 2 در مقایسه با گروه استرس به طور معنی داری بیشتر بود (0.05 <p).

    نتیجه گیری

    نتیجه گیری می شود که عصاره هیدروالکلی جعفری موجب بهبود یادگیری و حافظه فضایی و کاهش رفتار اضطرابی در رت های مواجه شده با استرس بی حرکتی مزمن می شود و احتمالا می تواند در کاهش اختلالات ناشی از استرس موثر باشد.

    کلید واژگان: جعفری (Petroselinum Crispum), حافظه فضایی, استرس بی حرکتی, اضطراب, رت
    Leila Rajaian, Masoumeh Asle-Rousta*
    Background and purpose

     Chronic immobilization stress can damage the nervous system, leading to learning and memory disorders, anxiety, and depression. Parsley (Petroselinum crispum) is known for its antioxidant, anti-diabetic, anti-inflammatory, and hepatoprotective properties. This study investigates the effects of hydroalcoholic extract of parsley on learning, spatial memory, and anxiety behavior in adult male Wistar rats subjected to chronic immobility stress.

    Materials and methods

    Sixty rats were divided into six groups: control, stress, Parsley 1 (1 mg/kg), Parsley 2 (2 mg/kg), stress-parsley 1, and stress-parsley 2. For 21 consecutive days, rats were restrained for 6 hours daily to induce stress. Hydroalcoholic extracts of parsley were administered via gavage at doses of 1 and 2 mg/kg during this period. Spatial learning and memory were assessed using the Morris water maze, while anxiety behavior was evaluated with the elevated plus maze.

    Results

    In the Morris water maze, stress-parsley groups 1 and 2 showed a significant reduction in the time and distance traveled to reach the hidden platform compared to the stress group (p < 0.01 and p < 0.05, respectively). In the probe test, these groups spent a greater distance and time in the target quadrant compared to the stress group (stress-parsley group 1, p < 0.05; stress-parsley group 2, p < 0.01). Additionally, the elevated plus maze results indicated that the percentage of entries into the open arm and time spent in this arm were significantly higher in the stress-parsley groups compared to the stress group (p < 0.05).

    Conclusion

    Hydroalcoholic extract of parsley improved learning and spatial memory while reducing anxiety behavior in rats exposed to chronic immobility stress, suggesting its potential therapeutic effects for stress-induced disorders.

    Keywords: Parsley (Petroselinum Crispum), Spatial Memory, Anxiety
  • مقدمه

    کربن مونواکساید (CO) موجود در تخمدان و رحم بر عملکرد تخمدان، بارداری و سلامت جفت تاثیر می گذارد. هم اکسیژناز (HO-1) و محصولات آن، از جمله CO، ویژگی های محافظتی و ضدالتهابی را نشان می دهند.

    هدف

    این مطالعه اثرات محافظتی CO که توسط مولکول CORM-2 آزاد می شود را در برابر استرس اکسیداتیو، تغییرات عملکردی و ساختاری تخمدان و همچنین میزان بیان پروتیئنHO-1  در موش های ماده مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) مورد بررسی قرار داد.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، 24 موش ماده آلبینوس (wk 8، gr 180-200) به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند (6 = n): کنترل، CORM-2-PCOS وPCOS+CORM-2 . PCOS با تزریق عضلانی و تک دوز استرادیول والرات 4 (mg/kg 4) القا شد. تزریق CORM-2 با دوز mg/kg 10 به صورت زیرجلدی انجام شد. نمونه های بافت تخمدان پس از رنگ آمیزی با کریستال ویولت ارزیابی شدند. سطح مالون دی آلدهید (MDA) و فعالیت سوپراکساید دیسموتاز (SOD) بافت تخمدان با استفاده از تست الایزا ارزیابی شد. بیان HO-1 با استفاده از Western blot ارزیابی شد.

    نتایج

    تشکیل corpus luteal در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل به طور قابل توجهی کاهش یافت. با تزریق CORM-2 به گروه PCOS به میزان قابل توجهی تشکیل جسم زرد افزایش یافت (05/0 < p). میزان بیان پروتئین  HO-1تخمدان در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل کاهش یافت (01/0  <p) و تزریق CORM در موش های PCOS به طور قابل توجهی سبب افزایش میزان HO-1 شد (0001/0 < p). علاوه بر این، استفاده از CORM به طور قابل توجهی سطح MDA تخمدان را کاهش داد و فعالیت SOD را افزایش داد (0001/0 < p).

    نتیجه گیری

    استفاده از CORM-2 در موش های PCOS با کاهش سطح MDA و استرس اکسیداتیو، فعالیت SOD را زیاد می کند که سبب افزایش میزان پروتئین HO-1 در تخمدان ها می شود.

    کلید واژگان: تخمدان پلی کیستیک, رت, استرس اکسیداتیو, هم اکسیژناز, کورم
    Bahareh Asadi, Kamran Rakhshan, Mina Ranjbaran, Arash Abdi, Maryam Vaziripour, Behjat Seifi*
    Background

    Carbon monoxide (CO), influences ovarian function, pregnancy, and placental health. Heme oxygenase (HO)-1 and its products, including CO, exhibit protective and anti-inflammatory properties.

    Objective

    This study investigate the protective effects of CO released by the carbon dioxide-releasing molecule (CORM)-2 against oxidative stress, functional and structural changes of the ovaries, and HO-1 expressions in female rats suffering from polycystic ovary syndrome (PCOS).

    Materials and Methods

    In this experimental study, 24 Rattus norvegicus var. Albinus female rats (180-200 gr, 8 wk) were randomly divided into 4 groups (n = 6/each): control, CORM-2 (10 mg/kg), PCOS (induced by 4 mg/kg, intramuscular injection and a single dose of estradiol valerate), PCOS + CORM-2. Ovary histological changes were evaluated by crystal violet staining. Malondialdehyde (MDA) level and superoxide dismutase (SOD) activity of ovarian tissue were assessed using enzyme-linked immunosorbent assay. HO-1 expression was evaluated using Western blot.

    Results

    Corpus luteal formation significantly decreased in the PCOS group and was significantly restored with CORM-2 administration compared to the control group (p < 0.05). The expression of ovarian HO-1 protein was reduced in the PCOS group compared to controls (p < 0.01), and administration of CORM in PCOS rats significantly increased its expression (p < 0.0001). In addition, CORM administration markedly reduced ovarian MDA levels and restored SOD activity (p < 0.0001).

    Conclusion

    CORM-2 administration to PCOS rats created protective effects by reducing oxidative stress (reducing MDA level and restoring SOD activity) and increasing ovarian HO-1 protein.

    Keywords: PCOS, Rat, Oxidative Stress, Heme Oxygenase, CORM
  • هانیه نیک خواه، سید میثم ابطحی فروشانی*، حبیب دستمالچی ساعی، ناهیده افضل آهنگران
    مقدمه

    امروزه تا حدودی برخی از جنبه های ارتباط متقابل دستگاه نوروآندوکراین و دستگاه ایمنی شناخته شده است. بر اساس این، نشان داده شده است که برخی از سلول های ایمنی از قبیل مونوسیت ها قادر به تولید و ذخیره سازی دوپامین در وزیکول های ترشحی خود هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر دوپامین بر عملکردهای ایمونولوژیک مونوسیت های خون محیطی رت است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه تجربی، سلول های تک هسته ای خون محیطی به کمک گرادیان فایکول-هایپک از خون محیطی رت ها جدا شدند؛ سپس از بخش چسبنده این سلول ها به کف فلاسک به عنوان سلول های مونوسیت استفاده گردید. سلول های مونوسیت در گروه تیمار به مدت 24 ساعت با دوپامین در غلظت 7-10×5 مولار مجاور شدند و آنگاه عملکرد فاگوسیتوز، انفجار تنفسی، قابلیت کشتار، تولید نیتریکاکساید، برداشت نوترال رد، قابلیت حیاتی و میزان بیان ژن NF-κB آن ها بررسی گردید.

    یافته های پژوهش:

     نتایج این مطالعه نشان داد که مونوسیت های کنترل و تیمار هیچ تفاوت معنی داری در فاگوسیتوز پس از چالش با مخمر اپسونیزه ندارند. با وجود این، میزان برداشت نوترال رد، شدت انفجار تنفسی و تولید نیتریک اکساید پس از چالش با مخمر اپسونیزه و همچنین میزان بیان NF-κB در مونوسیت های تیمارشده با دوپامین، نسبت به گروه شاهد، به طور معنی داری کاهش یافت (P<0.05). البته فعالیت زیستی مونوسیت های گروه تیمار نسبت به مونوسیت های گروه شاهد، تغییر معنی داری پیدا نکرد.

    بحث و نتیجه گیری

    در کل به نظر می رسد که دوپامین به طور پویا موجب ایجاد یک فنوتیپ ضدالتهابی در سلول های مونوسیت می شود، به طوری که این مونوسیت ها در کنار کاهش فعالیت بخش لیزوزومی، میزان کمتری از رادیکال های آزاد اکسیژن و نیتروژن را تولید می کنند.

    کلید واژگان: دوپامین, مونوسیت, رت
    Hanieh Nikkhah, Seyyed Meysam Abtahi Froushani*, Habib Dastmalchi Saei, Nahideh Afzale Ahangaran
    Introduction

     Nowadays, some aspects of neuroendocrine and immune systems intercalation are already known. Accordingly, it has been shown that certain immune cells, such as monocytes, can produce and store dopamine in their secretory vesicles. This study was conducted to investigate the effects of dopamine on some immunological functions of the rat peripheral blood monocytes.

    Material & Methods

     In this experimental study, peripheral blood mononuclear cells of rats were isolated by a ficoll-hypaque gradient. Afterward, the plastic adherent fractions were used as monocytes. Monocytes in the treatment group cocultured for 24 h with 5×10-7 M dopamine, and then their phagocytosis performance, respiratory burst, killing ability, nitric oxide production, neutral red harvest, vital ability, and NF-κB gene expression were investigated.

    Results

    The results of this study showed that both control or treatment monocytes showed no significant difference in phagocytosis after the challenge with opsonized yeast. Nevertheless, the neutral red uptake, respiratory burst, and nitric oxide production after the challenge with opsonized yeast, and also the expression of NF-κB, were decreased in dopamine-treated monocytes compared to monocytes in the control group (P<0.05). The monocyte vitality of the treatment group did not show any significant effects compared to the monocytes of the control group.

    Discussion & Conclusion

    It seems that dopamine dynamically creates an anti-inflammatory phenotype in the monocyte. Therefore, alongside a decrease in the lysosomal compartment activity, the monocytes produce lower levels of free oxygen and nitrogen radicals.

    Keywords: Dopamine, Monocytes, Rat
  • مجتبی سروستانی، علیرضا رجب زاده، غلامرضا قوی پنجه*، طاهره مازوچی، مرتضی سلیمیان
    زمینه و هدف

    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یک اختلال اندوکرینی و ناباروری پیچیده است که با علائم مختلفی مانند مقاومت به انسولین، هایپرآندروژنیسم، عدم تخمک گذاری و وجود کیست در تخمدان مشخص می شود. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر تزریق داخل تخمدانی پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) بر مورفولوژی تخمدان و مقاومت به انسولین در موش صحرایی مدل PCOS انجام شد.

    روش ها

    در این مطالعه تجربی، 20 سر موش صحرایی نژاد ویستار به 4 گروه (5N=): کنترل، Sham، PCOS و گروه PCOS تیمار شده با PRP تقسیم شدند. برای القای PCOS از گاواژ مقدار 1 mg/kg لتروزول محلول در کربوکسی متیل سلولز 5/0 درصد استفاده شد. برای گروه تیمار شده با PRP، مقدار 35 میکرولیتر از PRP به طور مستقیم داخل هر دو تخمدان تزریق گردید. پس از دوره 14 روزه تریتمنت، سطح سرمی انسولین، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) اندازه گیری شد. همچنین برش های بافتی از تخمدان زده شد و تغییرات هیستوپاتولوژیک و تعداد فولیکول ها بررسی گردید.

    یافته ها

    در مقایسه با گروه PCOS، تزریق داخل تخمدانی PRP سبب کاهش معنی داری در سطح سرمی انسولین (0/01<p) و گلوکز (0/01<p) شد. گروه های دریافت کننده PRP کاهش معنی داری در مقدار شاخص مقاومت با انسولین (HOMA-IR) را نشان دادند (0/0001<p. یافته های بافت شناسی نشان داد تیمار تک دوز با PRP سبب بهبود وضعیت پاتولوژیک تخمدان از جمله افزایش معنی دار تعداد فولیکول های سالم (در همه مراحل تکاملی) و جسم زرد (0/0001<p) و کاهش معنی دار تعداد فولکیول های کیستیک شد (0/0001<p).

    نتیجه گیری

    تزریق PRP می تواند سبب بهبود علائم PCOS از جمله مورفولوژی تخمدان و مقاومت به انسولین شود. با این حال مطالعات بیشتری برای بررسی مکانیسم های اثرگذاری PRP مورد نیاز است.

    کلید واژگان: سندرم تخمدان پلی کیستیک, پلاسمای غنی از پلاکت, مقاومت به انسولین, رت
    Mojtaba Sarvestani, Alireza Rajabzadeh, Gholamreza Ghavipanjeh*, Tahereh Mazoochi, Morteza Salimian
    Background and Aim

    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is a multifaceted endocrine and infertility disorder characterized by symptoms such as insulin resistance, hyperandrogenism, anovulation, and ovarian cysts. This study aimed to examine the effect of intraovarian injection of platelet-rich plasma (PRP) on ovarian morphology and insulin resistance in a PCOS rat model.

    Methods

    In this experimental study, 20 Wistar rats were divided into four groups (N=5): control, sham, PCOS, and PCOS group treated with PRP. PCOS was induced using 1 mg/kg of letrozole dissolved in 0.5% carboxymethyl cellulose. The PRP group received 35 microliters of PRP injected directly into both ovaries. After 14 days of treatment, serum insulin levels, blood glucose, and the insulin resistance index (HOMA-IR) were measured. Ovarian tissue sections were also examined for histopathological changes and follicle count.

    Results

    Intraovarian injection of PRP led to a significant decrease in serum insulin levels (P<0.01) and glucose levels (P<0.01) compared to the PCOS group. The PRP-treated groups exhibited a significant reduction in the insulin resistance index (HOMA-IR) (P<0.0001). Histological analysis demonstrated that a single dose of PRP improved the ovarian pathological condition, resulting in a significant increase in healthy follicles at all developmental stages and corpus luteum (P<0.0001), along with a significant decrease in cystic follicles (P<0.0001).

    Conclusion

    Intraovarian PRP injection may ameliorate PCOS symptoms, including ovarian morphology and insulin resistance. However, further studies are necessary to elucidate the underlying mechanisms of PRP's effectiveness.

    Keywords: Polycystic Ovary Syndrome, Platelet-Rich Plasma, Insulin Resistance, Rat
  • یعقوب بیگدلی، معصومه اصل روستا*
    زمینه و هدف

    بی حرکتی مزمن نوعی استرس است که با القای استرس اکسیداتیو و التهاب و تغییر سطح نوروترانسمیترها در مغز، اختلالات رفتاری نظیر اضطراب و نقص حافظه را ایجاد می کند. در این تحقیق، اثر عصاره هیدروالکلی پوسته لیمو خشک (Citrus aurantifolia) را بر یادگیری و حافظه فضایی و رفتار شبه اضطرابی در رت های نر بالغ مواجه شده با بی حرکتی مزمن بررسی کردیم.

    روش تحقیق: 
    در این مطالعه تجربی، 40 سر رت نر نژاد ویستار استفاده شد که به 4 گروه کنترل، لیمو، استرس و استرس-لیمو تقسیم شدند. برای القای استرس بی حرکتی، رت ها به مدت 21 روز متوالی هر روز 6 ساعت در مقیدکننده قرار گرفتند. عصاره لیمو خشک (mg/kg 400) نیز در همین مدت به صورت گاواژ به حیوانات تیمار شد. یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس و اضطراب با استفاده از ماز بعلاوه مرتفع سنجیده شد.

    یافته ها

    تیمار عصاره لیمو خشک باعث شد حیوانات مواجه شده با استرس بی حرکتی در مقایسه با گروه استرس، زمان و مسافت بیشتری در ربع دایره هدف در ماز آبی شنا کنند (P < 0.05). عصاره لیمو خشک، درصد ورود به بازوی باز (P < 0.01) و درصد زمان ماندن در بازوی باز (P < 0.05) ماز بعلاوه مرتفع را نیز در این حیوانات افزایش داد.

    نتیجه گیری

    عصاره پوسته لیمو خشک، یادگیری و حافظه فضایی را در حیوانات مواجه شده با بی حرکتی مزمن بهبود بخشید و رفتار شبه اضطرابی را در آن ها کاهش داد. عصاره پوسته لیمو خشک احتمالا اثر حفاظت عصبی دارد.

    کلید واژگان: اضطراب, استرس بی حرکتی مزمن, Citrus aurantifolia, رت, حافظه فضایی
    Yaghoob Bigdeli, Masoumeh Asle-Rousta*
    Background and Aims

    Chronic immobilization is a type of stress that causes behavioral disorders such as anxiety and memory deficits by inducing oxidative stress and inflammation and changing the level of neurotransmitters in the brain. In this research, we investigated the effect of the hydroalcoholic extract of dried lemon peel (Citrus aurantifolia) on learning, spatial memory, and anxiety-like behavior in adult male rats exposed to chronic immobilization.

    Materials and Method

    To induce immobilization stress, the rats were placed in the restrainer for 6 hours every day for 21 consecutive days. Lemon extract (400 mg/kg) was also treated by gavage to the animals. Spatial learning and memory were assessed using the Morris blue maze, and anxiety was studied using an elevated plus maze.

    Results

    The lemon extract treatment made the animals exposed to immobilization stress swim more time and distance in the target quarter in the water maze compared with the stress group (P < 0.05). The extract increased the percentage of entry into the open arm (P < 0.01) and the percentage of time spent in the open arm (P < 0.05) of the elevated plus maze in these animals.

    Conclusion

    Dried lemon peel extract improved learning and spatial memory in animals exposed to chronic immobilization and reduced anxiety-like behavior in them. Dried lemon peel extract probably has a neuroprotective effect.

    Keywords: Anxiety, Chronic immobilization stress, Citrus aurantifolia, Rat, Spatial memory
  • امیرمحمد قاسم پور، سید محمد حسینی*
    زمینه و هدف

    هگزافلومورون، یک حشره کش بنزوئیل فنیل اوره، دارای اثر نفروتوکسیک در پستانداران است. امروزه استفاده از آنتی اکسیدان های گیاهی برای بهبود و پیشگیری مسمومیت با حشره کش ها بسیار گسترش پیدا کرده است. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی تاثیرات سیلیمارین، به عنوان آنتی اکسیدان گیاهی، در بهبود ضایعات ناشی از هگزافلومورون در کلیه موش صحرایی می باشد.

    روش ها

    در این مطالعه تجربی، 40 سر موش صحرایی به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند؛ گروه شاهد، گروه دریافت کننده سیلیمارین (mg/kg 200)، گروه درمانی 1 (هگزافلومورون با دوز mg/kg 22 و سیلیمارین با دز  mg/kg100)، گروه درمانی 2 (هگزا فلومورون با دوز mg/kg 22 و سیلیمارین با دوز mg/kg 200) و گروه دریافت کننده هگزافلومورون (با دوز mg/kg 22). مدت گاواژ 28 روز بود. بعد از اتمام دوره گاواژ، از موش ها خونگیری شد و به منظور اخذ نمونه بافتی کلیه، مرگ بدون درد به آنها القا گردید. بررسی هیستوپاتولوژیک از لحاظ وجود ضایعات به صورت کیفی انجام شد.

    یافته ها

    سیلیمارین غلظت اوره و کراتینین سرم افزایش یافته ناشی از هگزافلومورون را به طور معناداری کاهش داد (0/05>P). استفاده سیلیمارین تا حد زیادی از دژنرسانس واکوئولی و پرخونی ناشی از هگزافلومورون در کلیه جلوگیری کرد.

    نتیجه گیری

    طبق یافته های حاضر، می‎توان نتیجه گرفت که سیلیمارین با دوز mg/kg 200، به عنوان آنتی اکسیدان گیاهی، قادر است به طور معناداری از تغییرات منفی ناشی از سم هگزافلومورن در کلیه جلوگیری کند.

    کلید واژگان: هگزافلومورون, سیلیمارین, کلیه, رت, آنتی اکسیدان
    Amirmohammad Ghasempour, Seyed Mohammad Hoseini*
    Background and Aim

    Hexaflumuron, a benzoylphenylurea insecticide, has nephrotoxic effects in mammals. The use of plant antioxidants to improve and prevent poisoning with insecticides has gained popularity. This study aims to evaluate the effects of silymarin, an herbal antioxidant, in ameliorating the lesions caused by hexaflumuron in rat kidneys.

    Methods

    In this experimental study, 40 rats were randomly divided into five groups (n=8): a control group, a group receiving silymarin (200 mg/kg), treatment group 1 (hexaflumuron at 22 mg/kg and silymarin at 100 mg/kg), treatment group 2 (hexaflumuron at 22 mg/kg and silymarin at 200 mg/kg), and a group receiving hexaflumuron (at 22 mg/kg). The gavage lasted for 28 days. After the gavage period, the blood sample was collected from the rats, and kidney tissue samples were obtained post-euthanasia. Histopathological examination was qualitatively conducted to assess lesion presence.

    Results

    Silymarin significantly reduced the elevated concentrations of serum urea and creatinine induced by hexaflumuron (P<0.05). The use of silymarin largely mitigated vacuolar degeneration and hyperemia caused by hexaflumuron in the kidneys.

    Conclusion

    Based on the findings, it can be inferred that silymarin at a dose of 200 mg/kg, as an herbal antioxidant, effectively prevents the adverse changes induced by hexaflumuron in the kidneys.

    Keywords: Hexaflumuron, Silymarin, kidney, Rat, Antioxidant
  • زهرا محمدی، معصومه اصل روستا*، مهدی رهنما
    مقدمه

    در این تحقیق، اثر عصاره هیدرواتانلی زنیان و کارون (از ترکیبات موجود در زنیان) بر یادگیری و حافظه فضایی و اضطراب در رت های نر بالغ مواجه شده با استرس بی حرکتی مزمن بررسی شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه از 60 سر رت استفاده شد و حیوانات به 6 گروه (هر گروه 10 رت تقسیم شدند). رت ها برای مواجهه با استرس، هر روز 6 ساعت به مدت 21 روز متوالی در مقیدکننده قرار گرفتند و کارون (mg/kg 20) و عصاره زنیان (mg/kg 500) را به صورت گاواژ دریافت نمودند. یادگیری و حافظه فضایی با استفاده از ماز آبی موریس و اضطراب توسط ماز به علاوه مرتفع ارزیابی شد. مطالعات آماری با استفاده از SPSS version.16 و تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق One-way ANOVA و Tukey انجام گرفت.  

    نتایج

    بی حرکتی مزمن باعث شد رت ها در ماز آبی موریس در مقایسه با گروه کنترل، زمان (0/01 P <) و مسافت (0/05 <p) بیشتری را برای رسیدن به سکوی پنهان طی کنند و زمان و مسافت کمتری را در ربع دایره هدف شنا کنند (0/05  <p). درصد ورود به بازوی باز (0/001  <p) در ماز به علاوه مرتفع و درصد زمان ماندن در این بازو (0/01  <p) نیز در مقایسه با گروه کنترل کمتر بود. تیمار کارون موجب بهبود عملکرد رت های استرسی در ماز موریس شد اما عصاره زنیان اثری بر نقص حافظه حیوانات استرسی نداشت. تیمار عصاره زنیان و کارون موجب افزایش درصد ورود به بازوی باز و درصد زمان ماندن در بازوی باز در حیوانات مواجه شده با استرس شد.

    نتیجه گیری

    عصاره زنیان و کارون، رفتار اضطرابی را در رت های مواجه شده با استرس بی حرکتی مزمن کاهش می دهند و تیمار کارون از بروز نقص حافظه در این حیوانات جلوگیری می کند. احتمالا زنیان (تا حدی از طریق کارون) در کاهش آسیب های ناشی از استرس در سیستم عصبی موثر باشد.

    کلید واژگان: کارون, زنیان, استرس بی حرکتی مزمن, اضطراب, اختلالات حافظه, رت
    Zahra Mohammadi, Masoumeh Asle Rousta*, Mehdi Rahnema
    Introduction

    In this study, we examined the impact of a hydroethanolic extract derived from ajwain and carvone (a compound present in ajwain), on learning, spatial memory, and anxiety levels in adult male rats that were chronically immobilized.

    Methods

    There were 60 rats used in this study, divided into six groups of 10 rats each. To expose stress, 30 rats (in 3 groups including Stress, Stress-Carvone, and Stress-Ajwain groups) were placed in a restrainer for 6 hours every day for 21 consecutive days. Stress-Carvone and Stress-Ajwain groups received carvone (20 mg/kg) and ajwain extract (500 mg/kg) by gavage respectively. Thirty rats were also used in three groups (Control, Carvone, and Ajwain groups). Spatial learning and memory were studied using the Morris water maze, and anxiety was assessed by the elevated-plus maze.

    Results

    Compared to the control group, chronic immobilization caused the rats to swim a longer time (P < 0.01) and distance (P < 0.05) to reach the hidden platform, and a shorter time and distance to swim in the target quarter (P < 0.05) in the Morris water maze. The percentage of entering the open arm in the elevated plus maze (P < 0.001) and the percentage of time staying in this arm (P < 0.01) were lower than the control group.  The carvone improved the performance of stressed animals in the Morris maze, but the ajwain extract had no effect on the memory deficit of stressed animals. Furthermore, treating ajwain extract and carvone increased the percentage of entry into the open arm and the percentage of time spent in the open arm in animals exposed to stress.

    Conclusion

    Ajwain extract and carvone reduce anxiety behavior in rats exposed to chronic immobility stress; carvone treatment prevents memory impairment in these animals. It is possible that the extract of ajwain (partially through carvone) is effective in reducing damage caused by stress in the nervous system.

    Keywords: Carvone, Ajwain, Chronic immobilization stress, Anxiety, Memory Disorders, Rat
  • محمد صوفی ابادی، فاطمه سمیعی، محمدحسین اسماعیلی*
    زمینه و هدف

    تمایل به افزایش خطر ابتلا به زوال عقل در بیماران مبتلا به پریودنتیت وجود دارد ولی حالت عکس آن یعنی نقش بیماری آلزایمر بر بیماری پریودنتال هنوز نامشخص است، بنابراین در این مطالعه تاثیر بیماری آلزایمر تجربی بر سلول های التهابی پریودنتال، فیبرهای کلاژن و عروق جدید در رت های نر مورد بررسی قرار گرفت.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی، 16 سر رت نر نژاد ویستار در محدوده وزنی 250-230 گرم، به صورت تصادفی، به 2 گروه کنترل (سالین) و گروه تحت تیمار با 3 میلی‫گرم/ کیلوگرم استرپتوزوتوسین (تزریق دو طرفه در بطن‫های جانبی، با حجم10 میکرولیتر، در هر دو گروه) تقسیم شدند. پس از 4 هفته تیمار، در دو گروه آزمایش ماز آبی موریس بعمل آمد. سپس نمونه برداری از پاپیلای اطراف دو دندان برش دهنده مرکزی موش ها با بیهوشی عمیق انجام شد. نمونه ها پس از ثابت شدن و تهیه بلوک پارافین، برش های 5 میکرونی سریالی تهیه شد. پس از رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ایوزین، میزان سلول های التهابی (ایوزینوفیل، ماست سل، سلول های پلی مورفونوکلیر)، رگ زایی و فیبروبلاست به کمک میکروسکوپ شمارش شدند. داده ها با نرم افزار SPSS-21 و آزمون T مستقل تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان داد که بیماری آلزایمر موجب افزایش سلول های التهابی پریودنتال، فیبرهای کلاژن و عروق جدید در لثه موش ها می شود که تفاوت این تغییرات بین گروه تجربی و کنترل در همه پارامترها معنی دار بود (p< 0.00).

    نتیجه گیری

    برطبق این یافته ها بیماری آلزایمر موجب بروز و یا تشدید التهاب و افزایش نرخ بیماری های پریودنتال در موش می شود و ممکن است همین اثر را هم در انسان داشته باشد.

    کلید واژگان: بیماری آلزایمر, سلول های التهابی, بیماری پریودنتال, فیبرهای کلاژن, رت
    Mohammad Sofiabadi, Fateme Samiee, Mohammad Hossein Esmaeili *

    Background &

    objectives

    There is a tendency to increase the risk of dementia in patients with periodontitis, but the opposite, the role of Alzheimer's disease on periodontal disease is still unclear, so in this study, the effect of experimental Alzheimer's disease on periodontal inflammatory cells, collagen fibers and neovascularization was investigated in male rats.

    Methods

    In this experimental study, 16 Wistar male rats (230-250 grams) were randomly divided into 2 groups; control (saline) and streptozotocin 3 mg/kg (bilateral ICV injection, with a volume of 10 μl, in both groups). After 4 weeks of treatment, two groups were tested with the Morris water maze. Then the rats were killed by deep anesthesia and sampling from the papilla around the two central incisor teeth was done. Samples were fixed and the paraffin block was prepared, serial 5-micron slices were made with a microtome. After hematoxylin & eosin staining, the number of inflammatory cells (PMNs, eosinophils, and mast cells), angiogenesis, and fibroblasts were counted using a microscope (400×). Data were analyzed using SPSS 21 software and an independent T-test.

    Results

    The results showed that Alzheimer's disease causes an increase in periodontal inflammatory cells, collagen fibers and new vessels in the gums of mice, and the difference between these changes between the experimental and control groups was significant in all parameters (p<0.00).

    Conclusion

    According to these findings, Alzheimer's disease causes or aggravates inflammation and increases the rate of periodontal diseases in rat and may have the same effect in humans.

    Keywords: Alzheimer's Disease, Inflammatory Cells, Periodontal Disease, Collagen Fibers, Rat
  • مقدمه

    واریکوسل با گشادشدگی غیرعادی در ورید تستیکولار مشخص شده و باعث هایپوکسی، تجمع رادیکال های آزاد، افزایش تولید سیتوکین های پیش التهابی می شود. به نظر می رسد گروهی از گیرنده های سیتوپلاسمی به نام اینفلامازوم (NLRP3) nod-like receptor family, pyrin domain containing3 در طی واریکوسل فعال شده و در پاتوژنز آن دخیل است.

    هدف

    هدف ما تعیین زمان بیان اینفلامازوم NLRP3 در بافت بیضه به دنبال القای واریکوسل است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه آزمایشگاهی از 36 رت بالغ نژاد ویستار (8 هفته، 200-250 گرم) استفاده شد. برای القای واریکوسل، ورید کلیوی چپ به صورت نسبی بسته شد. سطح mRNA ژن های NLRP3،apoptosis-associated speck-like protein containing a caspase recruitment domain و caspase-1 با استفاده ازreal-time polymerase chain reaction ، 1، 2، 4، 8 و 12 هفته بعد از القای واریکوسل بررسی شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد بیان ژن اجزای اینفلامازوم NLRP3 شامل NLRP3،apoptosis-associated speck-like protein containing a caspase، recruitment domain و caspase-1 تغییر معنی داری 1، 2، 4 و 8 هفته بعد از جراحی نشان نداد (09/0 = p). 12 هفته بعد از القای واریکوسل سطح بیان ژن ها به صورت معنی داری افزایش یافت (02/0 = p).

    نتیجه گیری

    نتایج ما مدارک روشنی را در خصوص فعال شدن اینفلامازوم ها 12 هفته بعد از جراحی در بافت بیضه را نشان داد، که این مدت زمان جهت بررسی فعالیت NLRP3 در رت مدل واریکوسل الزامی است.

    کلید واژگان: واریکوسل, اینفلامازوم, NLRP3, رت
    Hamideh Fallah Asl, Farideh Jalali Mashayekhi, Adib Zendedel, Maryam Baazm
    Background

    Varicocele is characterized by abnormal dilation of the testicular vein, which results in hypoxia, the accumulation of reactive oxygen species, and the production of proinflammatory cytokines. It seems that a group of cytosolic receptors named nod-like receptor family, pyrin domain containing 3 (NLRP3) inflammasome, is activated and involved in the pathogenesis of varicocele.

    Objective

    We aim to determine the time course of NLRP3 inflammasome expression in the testis tissue following varicocele induction.

    Materials and Methods

    In this experimental study, 36 adult Wistar rats (8 wk, 200-250 gr) were used. For the varicocele induction, the left renal vein was partially ligated. The mRNA levels of NLRP3, apoptosis-associated speck-like protein containing a caspase recruitment domain, and caspase-1 were evaluated by real-time polymerase chain reaction at 1, 2, 4, 8, and 12 wk after varicocele induction.

    Results

    Results showed that the gene expression of NLRP3 inflammasome component including NLRP3, apoptosis-associated speck-like protein containing a caspase recruitment domain, and caspase-1 did not alter during week 1, 2, 4, and 8 after operation (p = 0.09). 12 wk after varicocele induction, gene expression levels were significantly up-regulated (p = 0.02).

    Conclusion

    Our data provides clear evidence that varicocele stimulates inflammasome activation in the testis tissue 12 wk after the operation, and this time is required for investigating NLRP3 activity in the varicocele rat model.

    Keywords: Varicocele, Inflammasomes, NLRP3, Rat
  • فاطمه ساعدی، محمود نیک سرشت*، عبدالحسین طاهری کلانی
    زمینه و هدف

    حفظ ظرفیت بیوژنز میتوکندری در دوران سالمندی یک عامل کلیدی جهت جلوگیری از پیشرفت بیماری های وابسته به سالمندی به شمار می رود. هدف از این مطالعه تعیین اثر 8 هفته تمرین تناوبی شدید و دریافت عصاره زالزالک بر بیان پروتیین های فعال کننده گیرنده تکثیری گامای پراکسی زوم (PGC-1α) و عامل نسخه برداری A میتوکندریایی (TFAM) در عضله نعلی رت های سالمند بود.

    روش کار

    36 سر رت سالمند به صورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 9 سر) کنترل، تمرین، عصاره و تمرین+ عصاره (ترکیبی) تقسیم شدند. پروتکل تمرین تناوبی شدید شامل اجرای 6 تا 9 ست 5 دقیقه ای دویدن بود که 4 دقیقه آن با سرعت 16 متر/دقیقه و یک دقیقه پایانی هر ست با سرعت 25 متر/دقیقه با رعایت اصل اضافه بار اجرا شد. در طی مداخله، مقدار 100 میلی گرم بر کیلوگرم در روز عصاره زالزالک به رت های گروه های دریافت عصاره و ترکیبی داده شد. سطح پروتیین های PGC-1αو TFAM در عضله نعلی با روش وسترن بلات اندازه گیری شد.

    یافته ها

    مقادیر پروتیین PGC-1α پس از 8 هفته به ترتیب در گروه های ترکیبی، تمرین تناوبی و سپس گروه عصاره به‫طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود. مقادیر پروتیین TFAMپس از 8 هفته، در گروه عصاره به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل و در گروه های تمرین و ترکیبی بالاتر از سایر گروه ها بود (0/05>p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که اجرای تمرین تناوبی به همراه دریافت عصاره زالزالک در مقایسه با سایر مداخله ها به تنهایی، رویکرد کارآمدتری برای بهبود ظرفیت اکسایشی میتوکندریایی است.

    کلید واژگان: زالزالک, تمرین تناوبی شدید, بیوژنز میتوکندریایی, رت, سالمند
    Fatemeh Saedi, Mahmoud Nikseresht *, Abdolhossein Taheri Kalani
    Background & objectives

    Maintaining the capacity of mitochondrial biogenesis during aging is considered a key factor to prevent the development of age-related diseases. this study aimed to investigate the effect of 8-weeks of high-intensity interval training (HIIT) and hawthorn extract on the peroxisome proliferator- activated receptor-γ gamma coactivator-1α (PGC-1α) and mitochondrial transcription factor A (TFAM) proteins levels in the soleus muscle of aged rats.

    Methods

    Thirty-six aged rats were randomly and equally assigned into control (CON), HIIT, extract or combined (COM, HIIT+ extract) groups. The HIIT protocol consisted of 6 to 9 sets×5-min of running on a treadmill, which was performed 4 minutes at 16 m/min and one minuteat a speed velocity of 25 m/min, 5 times a week for 8 weeks. Over the intervention period, rats in the extract and COM groups received 100 mg/kg per day hawthorn. After the interventions, TFAM and PGC-1α protein expression levels were detected in the soleus muscle using the western blotting method.

    Results

    There was a significant increase in PGC-1α for all interventions when compared to the CON, although this increase in the COM was significantly higher than the other groups. After 8 weeks , there was a significant increase in TFAM level in extract group compared to CON,also, the training groups had more effects on this marker in comparison to the former intervention (p>0.05).

    Conclusion

    It seems that, 8-weeks of the HIIT+ intake hawthorn is a more efficient approach in improving mitochondrial oxidative capacity compared to HIIT and extract alone.

    Keywords: Hawthorn, High Intensity Interval Training, Mitochondrial Biogenesis, Rat, Aging
  • جواد وکیلی*، سهراب قلعه گیر، مصطفی خانی، کریم آزالی علمداری
    سابقه و هدف

    دیابت نوعی اختلال متابولیک است که ساختار و عملکرد دستگاه های بدن از جمله میوکارد را تحت تاثیر قرار می دهد که به آن کاردیومیوپاتی دیابتی گفته می شود. با این حال با توجه به نقش فعالیت ورزشی در پیشگیری و درمان عوارض دیابت، تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر بیان بافتی miRNA-1 و miRNA-21 در بطن چپ رت های نر دیابتی طی دی و بهمن 1400 در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.

    روش کار

    در یک طرح تحقیقی تجربی، 20 سر رت نر بالغ (سن: 3/0 ± 12 هفته؛ وزن: 12 ± 234 گرم) نژاد ویستار انتخاب و پس از دریافت رژیم غذایی پرچرب (حاوی 45 درصد چربی) و القای دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین به طور تصادفی در دو گروه همگن 10 سری شامل دیابتی و دیابتی با تمرین تناوبی شدید (T) تقسیم شدند و به مدت هشت هفته و پنج روز هفته، برنامه HIIT را روی نوارگردان الکترونیکی هوشمند اجرا کردند. تمرین HIIT با شدت 90-85 درصد سرعت بیشینه در 12-6 وهله دو دقیقه ای و با تناوب های استراحت فعال سه دقیقه ای با شدت 30 درصد VO2max اعمال شد. در انتهای قرارداد تمرین، تمامی موش ها 48 ساعت پس از آخرین مداخله به روش بدون درد برای بررسی تغییرات بیان ژن miR-1، miR-21 روش real-time PCR در بافت بطن چپ قلب بی هوش و جراحی شدند.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد بیان نسبی کمی miRNA-1 در گروه HIIT + دیابت (0/000001 ± 0/00005) و کنترل دیابت (0/000005 ± 0/00018) و بیان نسبی کمی miRNA-21 در گروه HIIT + دیابت (0/000001 ± 0/00025) و کنترل دیابت (0/000016 ± 0/00011)  بود.  همچنین هشت هفته تمرین HIIT باعث افزایش معنا دار بیان نسبی miRNA-21 (0/001 =P) و کاهش بیان miRNA-1 (0/002 =P) در رت های دیابتی شد و در مقابل نتایج نشان داد که پس از هشت هفته ابتلا به دیابت بیان نسبی miRNA-21 به طور معنا داری کاهش و بیان miRNA-1 افزایش یافته است (0/01 =P).

    نتیجه گیری:

     به نظر می رسد ارزیابی بیان miRNA-1 و miRNA-21 بعد از تمرین های ورزشی ممکن است شاخص مناسبی برای ارزیابی سازگاری های قلبی- عروقی و به ویژه هایپرتروفی ناشی از تمرین ها باشد.

    کلید واژگان: تمرین های تناوبی شدید, miRNA-1, miRNA-21, بافت قلب, رت, دیایت
    Javad Vakili*, Sohrab Ghaleh Gir, Mostafa Khani, Karim Azali Alamdari
    Background and Aim

    Diabetes is a group of metabolic disorders that affect the structure and function of other organs in the body, such as the myocardium, and is referred to as cardiomyopathy. However, due to the role of exercise in preventing and treating diabetes complications, the present study was performed to determine the effect of diabetes and high- intensity interval training (HIIT) on tissue expression of miRNA-1 and miRNA-21 in the left ventricle of diabetic male rats.

    Methods

    In this experimental study, twenty adult Wistar male rats were selected and randomly divided into two groups: diabetic and diabetic with HIIT (T) protocols. Accordingly, the rats underwent the HIIT program on smart electronic tape recorders for eight weeks, five days a week. HIIT training was performed with an intensity of 90-85% of maximum speed 6-12 times for 2 minutes and with 3-minute active rest intervals with an intensity of 30% VO2max. At the end of the study contract, all rats were anesthetized and operated on 48 hours after the last intervention without a painless method to determine changes in miR-1 and miR-21 gene expression by real-time PCR in left ventricular tissue.

    Results

    The results showed that the quantitative relative expression of miRNA-1 in the HIIT + diabetes group was (0.00005 ± 0.000001) and diabetes control (0.00018 ± 0.000005). The Quantitative relative expression of miRNA-21 in the HIIT + diabetes group was (0.00025 ± 0.000001) and in the diabetes control group (0.00011 ± 0.000016). Eight weeks of HIIT training significantly increased the relative expression of miRNA-21 and decreased the expression of miRNA-1 in diabetic rats (P < 0.05). In contrast, the results showed that after eight weeks of diabetes, the relative expression of miRNA-21 decreased significantly, and the expression of miRNA-1 increased (P < 0.05).

    Conclusion

    Based on the results of this study, it seems that miRNA-210 can be used as an indicator to assess the adaptations associated with exercise training.

    Keywords: High- Intensity Interval Training, miRNA-1, miRNA-21, rats, diabetes
  • حجت ضیایی، حسن عبدی*، سید جواد ضیاءالحق
    مقدمه

    عدم تحرک جسمی و رژیم های غذایی با کالری بالا باعث چاقی و بیماری های متابولیکی مرتبط شده است، بنابراین؛ هدف از این پژوهش بررسی تاثیر القاء چاقی به همراه تمرین استقامتی و تغییر رژیم غذایی بر تغییرات وزن و نیمرخ لیپیدی موش های نر نژاد ویستار بود.

    روش کار

    روش تحقیق از نوع آزمایشگاهی بود. آزمودنی ها تحقیق شامل 25 سر موش صحرایی نژاد ویستار با دامنه سنی 8 تا 12 هفته بودند که به 5 گروه کنترل و تجربی تقسیم به روش نمونه گیری انتخابی هدفدار با توجه به شرایط وزنی و سنی شدند. در مرحله اول 4 روز بعد از دوره شیرخواری برنامه غذایی در جهت چاق شدن رت ها آغاز شد. از تردمیل 5 بانده جهت تمرینات استقامتی استفاده شد. برنامه تمرینی آزمودنی ها 30 دقیقه در هر روز، برای مدت 8 هفته با سرعت 8 متر بر دقیه بود. از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یک راهه جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که که بین پیش آزمون و پس آزمون میانگین وزن گروه چاق + رژیم استاندارد + هوازی (135/0= p) و گروه چاق + رژیم استاندارد (06/0= p) تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین بین میانگین های HDL در هیچکدام از گروه ها، تفاوت معنی داری وجود ندارد ولی بین میانگین های LDL در گروه کنترل با دیگر گروه ها، تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0>p).

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که ورزش استقامتی زمانی روی کنترل وزن اثرگذار می باشد که رژیم غذایی غیر پرچرب لحاظ شده باشد.

    کلید واژگان: تمرین استقامتی, رژیم غذایی, نیمرخ لیپیدی, رت, چاقی
    Hojat Ziyae, Hassan Abdi *, Seyed Javad Ziaolhagh
    Introduction

    Physical inactivity and high-calorie diets have caused obesity and related metabolic diseases, therefore; The aim of this study was to investigate the effect of obesity induction along with endurance training and diet change on weight changes and lipid profiles of male Wistar rats.

    Methods

    The research method was laboratory type. The research subjects included 25 Wistar rats with an age range of 8 to 12 weeks, which were divided into 5 control and experimental groups by targeted selective sampling according to weight and age conditions. In the first stage, 4 days after the weaning period, the food program was started to fatten the rats. A 5-band treadmill was used for endurance training. The training program of the subjects was 30 minutes per day for 8 weeks at a speed of 8 meters per minute. Dependent t-test and one-way analysis of variance were used to analyze the data.

    Results

    The results showed that there is no significant difference between the pre-test and post-test of the average weight of the obese group + standard diet + aerobics (p = 0.135) and the obese group + standard diet (p = 0.06). Also, there is no significant difference between HDL averages in any of the groups, but there is a significant difference between LDL averages in the control group and other groups (p<0.001).

    Conclusion

    It seems that endurance exercise has an effect on weight control when a low-fat diet is included.

    Keywords: Endurance training, Diet, lipid profile, Rat, Obesity
  • مهسا دهقانی منشادی، محمدعلی آذربایجانی*، سیروان آتشک، مقصود پیری، صالح رحمتی صالح آباد
    سابقه و هدف

    یایسگی فرآیندی است که با قطع عملکرد دایمی تخمدان در زنان اتفاق می افتد و عوارض متعددی در پی دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر مصرف ویتامین D با پوشش کیتوزان همراه با شش هفته تمرین مقاومتی بر شاخص های آنتی اکسیدانی بافت هیپوکامپ رت های اواریکتومی شده بود.

    مواد و روش ها

    24 سر موش صحرایی، به طور تصادفی به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. پس از ایجاد اوارکتومی، رت ها به گروه های ویتامین D با پوشش کیتوزان یایسه، گروه تمرین یایسه، گروه ویتامین D با پوشش کیتوزان و تمرین یایسه و گروه کنترل یایسه تقسیم شدند. گروه تمرین 5 روز در هفته به مدت 6 هفته تمرین مقاومتی را انجام دادند. 24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، هیپوکامپ از مغز جدا شد و از طریق تکنیک الایزا، مقادیر سوکسینات دهیدروژناز (SOD)، مالون دی آلدیید (MDA) و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) پروتیین سنجی شدند. برای مقایسه گروه ها از آزمون آنووای یک راهه در سطح آلفای 05/0 استفاده شد.

    نتایج

    مقادیر SOD آن به طور معناداری در گروه تمرین - ویتامین D با پوشش کیتوزان نسبت به گروه های ویتامین D با پوشش کیتوزان و گروه کنترل یایسه بیشتر بود (0/05<P). TAC در گروه تمرین - ویتامین D با پوشش کیتوزان به طور معناداری بیشتر از گروه های تمرین و گروه کنترل یایسه بود (0/05<P). همچنین غلظت MDA در گروه تمرین به طور معناداری بیشتر از گروه ویتامینD  با پوشش کیتوزان بود (0/05<P).

    نتیجه گیری

    تمرین مقاومتی از افزایش استرس اکسیداتیو جلوگیری می کند و زمانی که تمرین مقاومتی با مصرف همزمان ویتامین D با پوشش کیتوزان همراه شود، به خاطر اثر آگونیستی احتمالی تاثیر بیشتری در کاهش عوارض یایسگی و استرس اکسیداتیو زنان یایسه خواهد داشت.

    کلید واژگان: تمرین مقاومتی, اواریکتومی, رت, شاخص های آنتی اکسیدانی, هیپوکامپ
    Mahsa Dehghani-Menshadi, Mohammad Azarbayjani*, Sirvan Atashak, Maghsoud Peeri, Saleh Rahmati-Saleh Abad
    Background

    Menopause is a process that occurs with the permanent cessation of ovarian function in women and has many complications. This study aimed to investigate the effect of vitamin D with chitosan coating along with six weeks of resistance training on the antioxidant indices of the hippocampal tissue of ovariectomized rats.

    Materials and Methods

    24 rats were randomly divided into 4 groups of 6. After ovariectomy, rats were divided into menopausal chitosan-coated vitamin D groups, menopausal exercise group, chitosan-coated vitamin D group and menopausal exercise, and menopausal control group. The training group did resistance training 5 days a week for 6 weeks. 24 hours after the last training session, the hippocampus was separated from the brain and the amounts of succinate dehydrogenase (SOD), malondialdehyde (MDA) and total antioxidant capacity (TAC) were measured by ELISA technique. To compare the groups, one-way ANOVA test was used at the alpha level of 0.05.

    Results

    SOD values ​​were significantly higher in the chitosan-coated vitamin D exercise group than the chitosan-coated vitamin D and menopausal control groups (P<0.05). TAC in the exercise-vitamin D group with chitosan coating was significantly higher than the exercise groups and the postmenopausal control group (P<0.05). Also, the MDA concentration in the exercise group was significantly higher than the vitamin D group with chitosan coating (P<0.05).

    Conclusion

    Resistance training prevented the increase of oxidative stress and when resistance training is combined with the simultaneous consumption of vitamin D with chitosan coating, due to the possible agonistic effect, it will have a greater effect in reducing menopausal complications and oxidative stress in postmenopausal women.

    Keywords: Resistance training, Ovariectomy, Rat, Antioxidant indices, Hippocampus
  • لیلا مختاری، طاهره باقرپور*، نعمت الله نعمتی
    زمینه و اهداف

    تغییر وضعیت آنتی اکسیدانی و تغییرات غلظت فاکتورهای التهابی از طریق فعالیت بدنی و مکمل ها به عنوان یک بحث مبهم برای محققین است. این پژوهش با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی همراه با ژل رویال بر سیستم اکسیداتیو بافت هیپوکمپ موش های صحرایی مبتلا به آلزایمر مدل تری متیلتین انجام شد.

    روش بررسی

    تعداد 60 سر رت نر بالغ به طور تصادفی به شش گروه شامل 1) کنترل سالم؛ 2)کنترل آلزایمر؛ 3) شم؛ 4) ژل رویال؛ 5) تمرین؛ و 6) تمرین+ژل رویال تقسیم شدند. گروه های تحت مداخله تمرین به مدت هشت هفته، سه جلسه تمرینات مقاومتی انجام دادند. همچنین گروه های مصرف کننده ژل رویال حل شده در نرمال سالین را به مدت هشت هفته با دوز روزانه mg/kg100 به صورت صفاقی دریافت کردند. به منظور بررسی تغییرات بیان ژن SOD، GPX و CAT بافت هیپوکمپ از تکنیک qRT-PCR استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بیان ژن SOD در گروه تمرین مقاومتی و همچنین گروه تمرین+ ژل رویال به نسبت گروه کنترل سالم افزایش معناداری داشت (001/0=p). بیان ژن GPX در گروه تمرین مقاومتی و همچنین تمرین+ ژل رویال به نسبت گروه کنترل آلزایمر و کنترل سالم افزایش معناداری داشت (001/0=p). در گروه تمرین+ ژل رویال به نسبت گروه کنترل سالم، افزایش معناداری در بیان CAT ایجاد شد (015/0=p). در گروه آلزایمر به نسبت گروه کنترل سالم کاهش معناداری در CAT وجود دارد (038/0=p).

    نتیجه گیری

     به نظر می رسد ترکیب مداخله فعالیت ورزشی به همراه ژل رویال می تواند اثرات مثبت و مشهودتری بر سیستم آنتی اکسیدانی رت های آلزایمری بگذارد.

    کلید واژگان: ژل رویال, تمرین مقاومتی, استرس اکسیداتیو, آلزایمر, رت
    Leila Mokhtari, Tahereh Bagherpour*, Nematollah Nemati
    Background and aims

     Changes in the antioxidant status and changes in the concentration of inflammatory factors through physical activity and supplements are a vague argument for researchers. The aim of this study was to investigate the effect of eight weeks of resistance training (RT) with royal jelly (RJ) on the oxidative system of hippocampal tissue in rats with Alzheimer's disease (AD) induced by trimethylettin.

    Methods

    A total of 60 adult male rats were randomly divided into six groups: 1) Healthy control; 2) AD control; 3) Sham; 4) RJ; 5) RT; and 6) RT+RJ. The RT groups performed three sessions of RT for eight weeks. The RJ groups received 100mg/kg/day RJ dissolved in normal saline by intraperitoneal injection for eight weeks. qRT-PCR technique was used to evaluate changes in SOD, GPX, CAT gene expression of hippocampal tissue.

    Results

    The results showed that the expression of SOD gene in either the RT and the RT+RJ groups had a significant increase compared to the healthy controls (p=0.001). GPX gene expression in either the RT and the RT+RJ groups was significantly increased compared to the AD controls as well as healthy controls (p=0.001). There was a significant increase in CAT expression in the RT+RJ group compared to the healthy controls (p=0.015). There was a significant decrease in CAT in the AD controls compared to the healthy controls (p=0.038).

    Conclusion

    It seems that the combination of exercise intervention with RJ may have more positive and obvious effects on the antioxidant system in rats with AD.

    Keywords: royal jelly, Resistance Training, Oxidative, Alzheimer Disease, Rats
  • نجمه رنجی*، محمدمهدی جعفرزاده بجارگفشه، ریحانه کوچکی نژاد، هادی حبیب الهی
    پیش زمینه و هدف

    سرب (Pb) یک فلز سنگین سمی است که باعث عوارض نامطلوبی بر سلامتی انسان ها و حیوانات می شود. N -استیل سیتیین (NAC) به عنوان یک ترکیب آنتی اکسیدانی، آسیب های بافتی و التهابات را کاهش می دهد. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات N-استیل سیتیین بر بیان ژن های IL-10 و TGF-β در ریه رت های مواجهه یافته با سرب (Pb) بود.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه شبه تجربی رت ها به طور تصادفی در پنج گروه شامل 1) کنترل، 2) دوز حاد سرب، 3) دوز حاد سرب+ دوز پیوسته NAC، 4) دوز مزمن سرب و 5) دوز مزمن سرب و دوز پیوسته NAC تقسیم بندی شدند. دوز حاد سرب (70 mg/kg) در روز اول مطالعه، دریافت شد. دوز مزمن سرب (2 mg/kg) و مصرف پیوسته NAC (50 mg/kg) هر روز طی چهار هفته صورت گرفت. N -استیل سیتیین و سرب هردو در آب استریل حل شده و به صورت گاواژ خوراکی در رت ها مصرف شد. آنالیز هیستوپاتولوژی با رنگ آمیزی بافت ها با هماتوکسیلین و ایوزین (H&E) انجام شد. روش qRT-PCR و آزمون های آماری One-Way ANOVA با سطح معنی داری P<0.05 برای ارزیابی بیان ژن های IL-10 و TGF-β استفاده شدند.

    یافته ها

     سرب در دوزهای حاد و مزمن باعث التهاب بافتی شد. آنالیز با qRT-PCR، کاهش معنی دار بیان IL-10 و افزایش معنی دار بیان TGF-β را نشان داد. در حالی که مصرف NAC به همراه سرب، باعث کاهش التهاب، افزایش بیان IL-10 و کاهش بیان TGF-β در ریه رت ها شد.

    نتیجه گیری

     نتایج ما پیشنهاد می کند که N -استیل سیتیین می تواند از طریق کاهش التهاب از ریه در برابر سمیت سرب، محافظت کند.

    کلید واژگان: IL-10, ریه, N -استیل سیتئین, سرب, رت, التهاب
    Najmeh Ranji*, MohammadMahdi Jafarzadeh, Reihaneh Kochakinegad, Hadi Habibollahi
    Background & Aims

    Lead (Pb) is a toxic heavy metal which causes adverse health effects on humans and animals. N-acetylcysteine (NAC), as an antioxidant agent, decreases tissue damages and inflammations. The aim of this study was to evaluate the effects of N-acetylcysteine on the expression of IL-10 and TGF-β genes in the lung of rats exposed to Pb.

    Materials & Methods

    In this interventional quasi-experimental study, the rats were randomly divided into 5 groups, including 1) control, 2) acute dose of Pb, 3) acute dose of Pb + continuous administration of NAC, 4) chronic dose of Pb, and 5) chronic dose of Pb + continuous administration of NAC. Acute dose of Pb (70 mg/kg) was administrated on the first day of the study. Chronic dose of Pb (2 mg/kg) and Continuous administration of N-acetylcysteine (50 mg/kg) was used every day for 4 weeks. Both N-acetylcysteine and Pb were dissolved in sterile water and administrated to rats orally by gavage. Histopathological analysis was performed by tissues staining with hematoxylin-eosin (H&E). qRT-PCR method and one-Way ANOVA statistical tests with a significant level of P<0.05 were used to evaluate the expression of IL-10 and TGF-β genes.

    Results

    Pb induced inflammation in acute and chronic doses. qRT-PCR analysis showed a significant decrease in IL-10 and a significant increase in TGF-β expressions. However, administration of NAC with Pb led to a decrease in inflammation by upregulation of IL-10 and downregulation of TGF-β genes in the lungs of rats.

    Conclusion

    Our results suggest that N-acetylcysteine can protect the lungs against Pb toxicity by reducing inflammation.

    Keywords: IL-10, Lung, N-acetylcysteine, Pb, Rat, TGF-β
  • زینب رضایی، مختار مختاری*، مهرداد شریعتی
    زمینه و هدف

    دیابت نوعی بیماری متابولیکی است که با هیپوگلیسمی ، هیپولیپیدی و اختلال عملکرد کبد مرتبط می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات عصاره هیدروالکلی سیاه دانه و عسل (دوسین) بر میزان آنزیم های کبدی (AST,ALT,ALP) در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین انجام شده است.

    مواد و روش ها 

    70 سر موش صحرایی نر بالغ با وزن تقریبی 220-200 گرم ، به 7 گروه تقسیم شدند: گروه کنترل :هیچ دارویی دریافت نکرد. گروه شاهد فقط حلال عصاره دریافت کرد . .گروه های تجربی  1 و 2: حیوانات این گروه به ترتیب g/kg 4و2عصاره هیدروالکلی سیاه دانه و عسل (دوسین) دریافت کردند، گروه تجربی 3 شاهد دیابتی : حیوانات این گروه mg/kg70 استرپتوزوتوسین به صورت درون صفاقی دریافت کردند، گروه های تجربی 5و4: حیوانات این گروه ابتدا استرپتوزوتوسین و سپس g/kg4و2  عصاره دریافت کردند. تیمار  به مدت 21 روز انجام شد و در پایان دوره آزمایش نمونه های خونی جمع آوری و سطح سرمی آنزیم های کبدی(AST,ALT,ALP)  اندازه گیری شد .

    یافته ها

      نتایج نشان میدهد میزان آنزیم های AST و ALP به ترتیب در گروه های تجربی 5و4در مقایسه با گروه تجربی 3(شاهد دیابتی) و در  گروه های تجربی 1و 2 در مقایسه با گروه های  کنترل و شاهد  در سطح 05/0>pکاهش معنی داری را نشان می دهند .درگروه تجربی 3(شاهد دیابتی) میزان آنریم های AST و ALP ،  افزایش معنی داری نسبت به گروه های  کنترل و شاهد  نشان داد..

    نتیجه

    این تحقیق نشان داد عصاره هیدروالکلی سیاه دانه و عسل (دوسین)  احتمالا به دلیل داشتن خاصیت آنتی اکسیدانی اثرات مخرب دیابت برتغییر در میزان  آنزیم های کبدی را بهبود می بخشد.

    کلید واژگان: سیاهدانه, عسل, AST, ALT, ALP, استرپتوزوتوسین, رت
    Zeinab Rezaei, Mokhtar Mokhtari *, Mehrdad Shariati
    Propose

    Diabetes is a metabolic disease associated with hypoglycemia, hypolipidemia, and liver dysfunction.The aim of this study was to evaluate the effects of hydroalcoholic extract of black seed and honey (dozin) on liver enzymes (AST, ALT, ALP) in streptozotocin-induced diabetic rats.

    Material

    70 adult male rats weighing approximately 220-200 g were divided into 7  groups: Control group: did not receive any medication. The sham  group received only solvent.  Experimental group 1 and 2: Animals in this group received 2 and 4 g / kg of hydroalcoholic extract of black seed and honey (dosin), respectively. Experimental group 3 received streptozotocin intraperitoneally as diabetic group : Animals in this group received 70 mg / kg of streptozotocin intraperitoneally, experimental group 4 and 5,  Animals in this group first received streptozotocin and then 2 and 4 g / kg of extracts. Rats  were treated for 21 days and at the end of the experimental period, blood samples were collected and serum levels of liver enzymes (AST, ALT, ALP) were measured.

    Findings

    The results show that the levels of AST and ALP enzymes in experimental groups 5 and 4, respectively, compared with experimental group 3 (diabetic group l) and in experimental groups 1 and 2, compared with control and sham groups, showed a significant decrease at the level of p <0.05. In experimental group 3 (diabetic group), the levels of AST and ALP enzymes showed a significant increase compared to control and sham groups.

    Conclusion

    This study showed that the hydroalcoholic extract of black seed and honey (dosine) probably improves the destructive effects of diabetes on changes in liver enzymes due to its antioxidant properties.

    Keywords: Sativa nigella, Honey, AST, ALT, ALP, Streptozotocin, Rat
  • سعیده ذوالفقاری، علی نعمتی*
    سابقه و هدف

    آسم یک بیماری التهابی پیچیده و مزمن است که سبب تغییرات متعددی در شکل و عملکرد دستگاه تنفسی از جمله انسداد و تنگی قابل برگشت، پاسخدهی شدید و تغییر مدل مجاری هوایی و سایر دستگاه های بدن مانند دستگاه ایمنی، سیستم عصبی و غدد درون ریز شده و روح و روان بیمار را تحت تاثیر قرار می دهد.امروزه با توجه به عوارض جانبی داروهای ضد التهاب ، تمایل زیادی به استفاده از داروهای طب سنتی ایجاد شده است. زهر زنبور عسل بدلیل وجود فاکتورهای متعدد آنتی اکسیدانی و ضد التهابی می تواند از افزایش رادیکال های آزاد جلوگیری کرده و در کاهش عوارض ناشی از آسم موثر باشد.

    روش مطالعه

    در این مطالعه تجربی ابتدا برای بررسی تاثیر زهر زنبور عسل 32 سر رت نژاد ویستار به 4 گروه کنترل،آسمی و آسمی دریافت کننده زهر زنبور عسل با دوز 0/5 mg/kg و 1 mg/kg انتخاب و مورد آزمایش قرار گرفتند. رت ها جهت ابتلا به آسم تجربی اوآلبومین تزریقی – استنشاقی دریافت کردند.گروه های تحت درمان همزمان با القای آسم زهر زنبور عسل را به مدت 10 روز دریافت نمودند. در پایان آزمایش نمونه ها تشریح و مایع لاواژ آنها استخراج وتعداد گلبول سفید و درصد منوسیتها و ایوزینوفیلهای آن در مایع لاواژ 4 گروه مورد آزمایش تعیین و با یکدیگر مقایسه شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار spss و بر اساس آنالیز واریانس یک طرفه  ANOVA  انجام و   0.05≥P به عنوان اختلاف معنا دار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان میدهد که تعداد کل گلبولهای سفید با میانگبن و انحراف معیار 34 ± 229 و 0/01≥P ، درصد منوسیتها با میانگین 18 / 0 ± 71 / 1 و 0/001≥P وایوزینوفیلها با میانگین 26 / 0 ± 63 / 1و 0/01≥P در نمونه های آسمی افزایش معنی داری نسبت به نمونه های کنترل پیدا کرده است. مقایسه ی نتایج گروه های تیمار شده با زهر زنبور عسل با گروه آسمی نشان می دهد تعداد سلول های التهابی شامل ، منوسیت و ایوزینوفیل در مایع لاواژ کم شده است. بعلاوه مقایسه ی نتایج گروه های تیمار شده با زهر زنبور عسل نشان می دهد اثر زهر زنبور عسل در گروهی که با دوز بیشتری تیمار شده است نمایان تر است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج بدست آمده به نظر می رسد که زهر زنبور عسل میتواند احتمالا بدلیل داشتن مواد با خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد التهابی در درمان بیماریهای التهابی همچون آسم مورد توجه قرار گیرد.

    کلید واژگان: رت, زهر زنبور عسل, مایع لاواژ, گلبول سفید
    Saeedeh Zolfaghari, Ali Neamati*
    Background and Aim

    Asthma is a complex and chronic inflammatory disease that causes numerous changes in the shape and function of the respiratory system, including reversible obstruction and stenosis, severe response, and alteration of the airway model, and other body systems, such as the immune system, the nervous system, and the endocrine system. It also affects the psyche of the patient. Today, due to the side effects of anti-inflammatory drugs, there is a growing desire to use traditional medicine. Bee venom due to the presence of numerous antioxidants and anti-inflammatory factors can prevent the increase of free radicals and is effective in reducing the complications of asthma.

    Materials and Methods

    To evaluate bee poison, 32 rats (Wistar) were divided into four groups of control, asthma, and asthma receiving categorized 0/5 mg/kg and 1 mg/kg. To inflict the experimental asthma, rats received injective–inhalation ovalbumin. Along with receiving asthma, the treatment groups received bee poison during 10 days, too. At the end of the experiment, the samples were dissected and their lavage fluid was extracted, the white blood cell counted, and the percentages of monocytes and eosinophils in the lavage fluid of the four groups were determined and compared using SPSS running ANOVA with the significance value set at .

    Results

    The results showed that the total number of white blood cells, with the mean and standard deviation of 229 ± 34 (P≤0.01), percentage of monocytes with the mean of 1.71 ± 0.18 (P≤0.001), and vasinophils with the mean of 1.63 ± 0.26 (P≤0.01) in asthma samples increased significantly compared with those of the control samples.

    Conclusion

    According to the results, it seems that, due to its antioxidant and anti-inflammatory properties, bee venom may be effective in the treatment of inflammatory diseases, such as asthma.

    Keywords: Rat, Bee venom, Lavage fluid, White blood cell
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال