محمد رضا فرجی
-
یکی از مسائل اساسی در سیستم پیچیده بین الملل مدیریت نظمی پدیده ها در گستره های خاص سیستم می باشد. این پژوهش با مفروض پنداشتن پیچیدگی پدیده ها در سیستم بین الملل سعی در پاسخ به این مسئله دارد که مدیریت نظمی و نظم سازی منطقه ای در سیستم پیچیده بین الملل چگونه محقق می شود. ماحصل پژوهش، اشاره به این مسئله دارد که مداخله سیستمیک با ایجاد تاثیر بر متغیرهای اساسی سیستم منطقه ای از سوی بازیگران فرامنطقه ای، هژمون و همچنین قطب های قدرت منطقه ای برای مدیریت مسائل در مناطق پیچیده طرح اما با توجه به انواع مناطق این مداخله در مناطق متقارن و نامتقارن با درجات مختلفی می باشد. مناطق متقارن با توجه به بالا بودن درجه حساسیت و آسیب پذیری بازیگران و سازه قوی پیوندی و ائتلافی منطقه ای، منطق تعادلی نش در آن جریان دارد و حل تعارضات منطقه ای در محور آن قرار می گیرد. مناطق نامتقارن با توجه به ضعیف بودن سازه پیوندی و ائتلافی و تعارضی بودن مسائل منطقه ای، شدت بخشی تعارضات و مداخلات حداکثری بازیگران فراملی را به دنبال دارد.
کلید واژگان: سیستم, متقارن, نامتقارن, نظمOne of the core issues in the complex international system is the order management of phenomena within particular realms of the system. This study, premised on the complex phenomena within the international system, strives to address how regional order management along with regional regulation are achieved within the complex international system. The findings of this study suggest that systemic interventions, which impact the key variables of a regional system and are initiated by trans-regional actors, and hegemonic and regional power, are proposed as a means to manage issues within complex regions. However, the degree of these interventions can vary significantly, depending on whether the regions are symmetrical or asymmetrical. In symmetrical regions, given the heightened sensitivity and vulnerability of the actors involved, as well as the robust regional bond and coalition structures, there exists a Nash equilibrium, which serves as the focal point for resolving regional conflicts. In asymmetrical regions, due to the fragile nature of the bond and coalition structures and the contentious regional issues, conflicts tend to escalate. Moreover, this often leads to maximum interventions by trans-regional actors.
Keywords: System, Symmetric, Asymmetric, Order -
یکی از راهبردهای بازیگران بویژه بازیگران کوچک سلسله مراتب قدرت در وضعیت آشوب گونه سیستم بین الملل انطباق رفتاری و سیستمی آن ها با محیط پیرامونی خود می باشد. به عبارتی از آنجایی که در محیط آنارشک گونه سیستم بین الملل رقابت بسیاری برای دستیابی به منابع محدود بین بازیگران سیستم جریان دارد که این رقابت نهایتا منجر به کشمکش و وضعیت هایی در سیستم می شود که در آن بازیگر ضعیف توان تغییر و تحولات محیطی نداشته و یا محذورات بازیگر بسیار بیشتر از مقدورات آن می باشد و در این شرایط بازیگر با هدف جلوگیری از هدر رفتن توان خود در سلسله مراتب قدرت، متمایل به انطباق الگوهای رفتاری خود با شرایط موجود می گردد. بنابراین پژوهش با تمرکز بر مکانیسم انطباق در سیاست خارجی و با روش توصیفی- تحلیلی سعی در تبیین راهبردهای سیاست خارجی بازیگران منطقه خلیج فارس دارد. ماحصل پژوهش اشاره به این دارد که محدودیت های محیطی، بازیگران را به سمت راهبردهای انطباقی سوق می دهد و بازیگران منطقه خلیج فارس نیز در مواجه با محدودیت های پیرامونی با توجه به مقدورات و آرمان های خود سه نوع انطباق خلاق (بازیگران میانی عمل گرا)، فعال (قطب های قدرت) و منفعل (بازیگران ضعیف) را اتخاذ می کنند.
کلید واژگان: انطباق, خلیج فارس, راهبرد, سیاست خارجی, نظریه سیستمیOne of the strategies of actors, especially small actors in the hierarchy of power in the turbulent situation of the international system, is their behavioral and systemic adaptation to their environment. In other words since in the anarchic environment of the international system, there is a lot of competition for obtain limited resources between the actors of the system, and this competition ultimately leads to conflict and situations in the system in which the weak actor unable to change environmental , or the actor's limitations more than its capabilities, and in this situation, the actor tends to adapt his behavioral patterns to the existing conditions in order to avoid wasting his power in the hierarchy of power. Therefore, the research, by focusing on the adaptation mechanism in foreign policy and using a descriptive-analytical method, tries to explain the foreign policy strategies of the actors of the Persian Gulf region. The result of the present study indicates that environmental constraints lead actors to adaptive strategies and actors in the Persian Gulf region in the face of environmental constraints according to their capabilities and ideals, adopted three types of creative (Pragmatic middle actors), active (Poles of power) and passive (Weak actors) adaptation.
Keywords: Adaptation, Foreign Policy, Persian Gulf, Strategy, Systemic Theory -
تصاویر آینده نقش مهمی در زندگی ما دارند. زمانی که برنامه و هدفی را دنبال می کنیم به آینده نظر داریم. در چنین موقعیتی سعی می کنیم بین تجربیات و دانش خود از گذشته و حال و تصمیمات خود در مورد آینده ارتباط برقرار کنیم. اغلب مواقع سعی می کنیم چگونگی محیط آینده را پیش بینی کرده و متوجه شویم که تصمیمات ما چگونه تحت تاثیر آن قرار می گیرد. این مقاله به صورت نظام مند به بررسی ادبیات پژوهش هایی می پردازد که از روش «چشم انداز» در آینده پژوهی استفاده کرده اند. هدف اصلی آن تحلیل و شناسایی ابعاد کلیدی مرتبط با تدوین چشم انداز در سازمان ها است. مقاله به پنج بعد کلیدی می پردازد: 1) تجزیه وتحلیل وضعیت فعلی سازمان 2) ارزیابی محیط خارجی 3) شناسایی چشم انداز در آینده موردنظر 4) ارتباط آینده با وضعیت فعلی و 5) ارزیابی چشم انداز. همچنین، دستورالعمل های تدوین چشم انداز که در مقالات مختلف مطرح شده اند، مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج نشان می دهند که در مقالات داخلی، مفهوم «چشم انداز» به درستی با مفهوم آینده پژوهی مرتبط نشده است، و به همین دلیل، تنها مقالات خارجی در این مطالعه مورد تحلیل قرار گرفته اند. این مقاله به بررسی روش های مختلف چشم اندازسازی و چالش های مرتبط با عدم قطعیت در محیط های خارجی می پردازد و تاکید می کند که ترکیب تجزیه وتحلیل منطقی و تفکر شهودی در تدوین چشم انداز، می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری در سازمان ها کمک کند.
کلید واژگان: چشم انداز, آینده, سازمان, عدم قطعیت, محیط سازمانFuture images play a crucial role in our lives. When we pursue a plan or goal, we inherently focus on the future. In such situations, we attempt to connect our experiences and knowledge of the past and present with our decisions about the future. Often, we try to predict the nature of the future environment and understand how our decisions might be influenced by it. This paper systematically reviews the literature on studies that have employed the "visioning" method in foresight. Its primary goal is to analyze and identify key dimensions related to vision development in organizations. The study focuses on five key dimensions: 1) analysis of the organization's current state, 2) evaluation of the external environment, 3) identification of the desired future vision, 4) linking the future to the present, and 5) evaluation of the vision. Additionally, it reviews guidelines for vision development proposed in various studies. The findings indicate that in domestic studies, the concept of "vision" has not been adequately connected to the concept of foresight, and therefore, only international studies were analyzed in this research. The paper examines various visioning methods and challenges associated with uncertainty in external environments, emphasizing that combining analytical reasoning with intuitive thinking in vision development can enhance the quality of organizational decision-making.
Keywords: Vision, Future, Organization, Uncertainty, Organization Environment -
تغییرات در توزیع بین المللی قدرت، انگیزه ای برای تغییرات راهبردی ایجاد می کند. با ظهور قدرت های نوظهور، نهادهای بین المللی تحت فشار انطباق با واقعیت های جدید قدرت قرار می گیرند. بر اساس میزان رضایت مندی بازیگران متحول در قدرت و همچنین سخت و نرم بودن تحولات قدرتی، مسیرهای منتج به انطباق راهبردی ماهیت چانه زنی قدرت، مشارکت راهبردی یا اقناع راهبردی به خود می گیرد. این پژوهش سعی در بررسی راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه دارد. به منظور دستیابی به این هدف، پژوهش با مفروض تحولات قدرتی و تاثیر آن بر راهبردهای بازیگران به تبیین راهبردهای چین در منطقه خاورمیانه با تمرکز بر انطباق راهبردی می پردازد. ماحصل پژوهش، اشاره به این مسئله دارد که چین با تجربه تحول در قدرت خود با توجه به رویکرد اصلاح طلبی و در اختیار داشتن قدرت سخت و نرم به سمت راهبرد انطباق خلاق در سیستم بین الملل و مناطق گرایش یافته است؛ بنابراین، به نظر می رسد رویکرد چین در منطقه خاورمیانه انطباق خلاق است. براین اساس ضمن پرهیز از ورود به مسائل مناقشه آفرین با طرح های ابتکاری مانند کمربند و جاده و سرمایه گذاری در نقاط مختلف، سعی در حضور فعال و انطباقی در منطقه دارد.
کلید واژگان: انطباق, چین, خاورمیانه, راهبرد, قدرتChanges in the international distribution of power create an incentive for strategic changes. With the emergence of emerging powers, international institutions are under pressure to adapt to the new realities of power. Based on the satisfaction of changing actors in power, as well as the hard and soft nature of power transformations, the strategic adaptation of actors takes the nature of power bargaining, strategic partnership, or strategic persuasion. This research tries to examine China's strategies in the Middle East region. To achieve this goal, the research explains China's strategies in the Middle East region with the assumption of power changes and their effect on the actors' strategies. The main hypothesis of the article is that China has adopted a strategy of creative adaptation in the regions with the experience of transformation in its power due to the reformist approach and having hard and soft power, and the Middle East is one of the regions that is in its strategic circle. Therefore, it seems that China's approach in the Middle East region is creative adaptation. On this basis, tries to avoid entering into controversial issues and trying to be active and adaptive in the region with innovative plans such as the Belt and Road and investing in different places.
Keywords: Adaptation, China, Middle East, Strategy, Power -
قدرت اقتصادی کشورها عمدتا متاثر از عواملی است که در قدرت ملی آن ها نقش آفرین است. در این میان، عوامل اقتصادی از جمله عواملی هستند که به ترتیب هم در قدرت ملی و هم در قدرت اقتصادی کشورها موثر هستند. برخی از چنین عواملی، به دلیل نقش آفرینی قابل توجه در نمایش قدرت ملی کشورها در عرصه های بین المللی و جهانی از ماهیتی ژیوپلیتیکی برخوردار هستند. این عوامل به عنوان منابع قدرت، مورد توجه قدرت ها در رقابت های ژیوپلیتیکی قرار می گیرند و تحت عنوان متغیرهای ژیوپلیتیکی اثرگذار در نظام ژیوپلیتیک منطقه ای و جهانی از اهمیت قابل توجهی برخوردارند. پژوهش حاضر بر پایه شناسایی عوامل اقتصادی موثر در قدرت اقتصادی، به دنبال تبیین متغیرهای ژیوپلیتیکی قدرت اقتصادی است. پرسش اصلی پژوهش این است که متغیرهای ژیوپلیتیکی قدرت اقتصادی مبتنی بر عوامل اقتصادی کدام است؟ شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. روش پژوهش نیز توصیفی تحلیلی است. در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، متغیرهای متاثر از عوامل اقتصادی تاثیرگذار در قدرت اقتصادی زیر عنوان «متغیرهای ژیواکونومیکی» تبیین شدند. هر کدام از این متغیرهای مفهومی، دربردارنده چندین متغیر عملیاتی اثرگذار در قدرت ملی و اقتصاد ملی است که در مجموع قدرت اقتصادی کشور را تعیین می کند.
کلید واژگان: عوامل اقتصادی, متغیرهای ژئوپلیتیکی, قدرت اقتصادی, ژئواکونومیEconomic power is considered as one of the important components in geopolitical competition. The economic power of countries is mainly influenced by the factors that play a role in their national power. Meanwhile, economic factors are among the factors that are effective in both national power and economic power of countries. Some of such factors have a geopolitical nature due to their significant role in displaying the national power of countries in the international and global arenas. As sources of power, such factors are considered by the powers in geopolitical competition.They are also considered as effective geopolitical variables in the regional and global geopolitical system. Based on the identification of economic factors effective in economic power, the current research seeks to explain the geopolitical variables of economic power. The main research question is what are the geopolitical variables of economic power based on economic factors? The approach of the current research is theoretical and explains the causal relationship between the dependent variables (economic power) and the independent variable (geopolitical variables). The method of collecting information and data has been done in base on library and documents form.The research method is descriptive-analytical. In response to the main question of the research, the variables affected by economic factors affecting economic power were explained under the title of "geoeconomic variables". Each of these conceptual variables includes several operational variables that are effective in national power and national economy, which determine the country's economic power as a whole.
Keywords: economic factors, geopolitical variables, economic power, geo-economy -
زمینه و هدفتغییرات اقلیمی به عنوان یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی بشریت، سیستم های طبیعی و انسانی را تحت تاثیر قرار داده است. سازمان پلیس به عنوان یک سازمان بزرگ و انتظام بخش عمومی در گستره ملی می تواند از این پدیده متاثر باشد. از این رو این پژوهش با هدف بررسی پیامدهای تغییر اقلیم بر محیط امنیتی- انتظامی در محدوده استان فارس دنبال شده است.روش شناسی: روش پژوهش در این مطالعه کیفی است و از روش گراندد تیوری استفاده شده است. با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند و نظری، 27 نفر از فرماندهان انتظامی و کارشناسان محیط زیست در سطح استان فارس به عنوان نمونه انتخاب شدند.یافته هانتایج حاصل از نظریه گراندد تیوری در چهار الگوواره هسته ای «درک و پذیرش پدیده خشک سالی و تغییرات محیطی به عنوان یک مسیله عینی و بستر تغییرات امنیتی در فضای جغرافیایی فارس»؛ «بحران و چالش های بخش آب و تهدیدهای کم و بیش ظهور یافته امنیتی و انتظامی در استان فارس»؛ «ناهنجاری های فضای جغرافیایی (سرزمینی) یک مسیله پیچیده و پیامد تغییرات محیطی و سیاست های حکمرانی» و«افزایش جرایم عمومی و زیست محیطی در فضای جغرافیایی فارس و افزایش ماموریت های مستقیم پلیس» بوده است. پس از بررسی هر یک از مقولات هسته ای و عناصر پیوند دهنده آن ها، پدیده «تغییر اقلیم و تولید جرم در فضای جغرافیایی فارس» به عنوان پدیده کانونی پژوهش استخراج شد.نتایجتغییر اقلیم به عنوان یکی از متغیرهای دگرگونی فضای جغرافیایی فارس ابتدا خود بسترساز تولید جرم بوده و با تاثیر عمیق بر کمیت و کیفیت منابع آب استان بر این تاثیرات فضایی عمق داده است. این مسیله موجب پدیده های منفی در فضای جغرافیای استان به ویژه خالی از سکنه شدن مناطق روستایی و بخش کشاورزی از یک سو و چالش های اجتماعی و امنیتی در مناطق حاشیه شهری را موجب شده است. این شرایط موجب شده که استان فارس در یک وضعیت فروسایی و آنتروپی بالا به لحاظ امنیتی - انتظامی قرار بگیرد. آن چه که برای سازمان پلیس به عنوان یک الزام شناخته می شود اینکه ابتدا در متن تحولات محیطی استان به عنوان رصد کننده وضعیت قرار داشته باشد و با اتخاذ رویکردهای نوین و اجتماع محور پلیسی و بعضا رویکردهای تخصصی (پلیس تخصصی) خود را در متن فضایی تولید جرم ببیند تا اشراف دقیق نسبت به موضوعات جدید تولید جرم را داشته باشد.کلید واژگان: تغییر اقلیم, پیامدهای امنیتی - انتظامی, بحران های محیطی, استان فارسIdentifying the security-police consequences of climate change in Fars province: a qualitative studyBackground and objectiveClimate change, as one of the biggest challenges facing humanity, has affected natural and human systems in complex ways and has increased public and organizational concerns about the possible consequences of climate change. The police organization, as a large and public order organization in the national scope, can be affected by this phenomenon.MethodologyThe research method in this study is qualitative and the grounded theory method is used. Using the purposeful and theoretical sampling , 27 military commanders and environmental experts in Fars province were selected as a sample.FindingsThe results of grounded theory are in four core models. After examining each of the nuclear categories and their connecting elements, the phenomenon of "climate change and crime production in Fars" was extracted as the focal phenomenon of the research.ResultsWhat is obtained from the findings of the research is that climate change, as one of the variables of the transformation of the geographical space of Fars, was first of all a platform for the production of crime and with a deep impact on the quantity and quality of the province's water resources, it has deepened these spatial effects. This issue has caused negative phenomena in the geography of the province, especially the depopulation of rural areas and the agricultural sector on the one hand, and social and security challenges in the urban outskirts.Keywords: Climate Change, security-police environment, environmental crises, crime generation, Fars Province
-
اصولا، قدرت، منافع، نقش، مسیولیت و رفتار بازیگران در سیستم بین الملل سیستمیک می باشد. بنابراین نقش بازیگران متغیر و همراه با تغییرات در سیکل قدرت بازیگران منقبض و منبسط می شود. روسیه یکی از بازیگران مهم سیستم بین الملل می باشد که در دوران حیات خود، نقش های انقباضی و انبساطی را در سیاست خارجی با توجه به تحولات در محیط پیرامونی و قدرت خود تجربه کرده است. این پژوهش با مفروض انگاشتن، تحولات قدرتی و نقشی و همگامی منافع و قدرت بازیگران در سیستم بین الملل و متعاقب آن لزوم تناسب نقشی در سیاست خارجی با توجه به واقعیت های قدرتی سعی در بررسی راهبردهای سیاست خارجی روسیه در منطقه خاورمیانه دارد. ماحصل پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی اشاره به این مسیله دارد که با افزایش و احیای قدرت روسیه در سیستم بین الملل، منافع و نقش آن نیز افزایش و نقش آفرینی در مناطق پیرامونی از جمله منطقه خاورمیانه با توجه به اهمیت و تاثیر آن در ساخت بین المللی قدرت در دستور کار سیاست خارجی آن قرار دارد، بر این اساس راهبرد روسیه در این منطقه با توجه به تهدیدات و منافع ملی این کشور متنوع و از چندجانبه گرایی محلی تا راهبردهای تنشی و ایتلافی متغیر می باشد.
کلید واژگان: سیکل قدرت, تناسب نقشی, سیستم بین الملل, نقش بازیگران, راهبردGeopolitics, Volume:19 Issue: 3, 2023, PP 187 -214IntroductionBasically, after the Cold War, the two major trends of diffusion of power and transition of power dominated international politics. From 1991 onwards, with the rise of international actors and their role in international developments, power shifted from the state to non-state actors, and with ascendance of economic, military, and political countries such as Brazil, China, India, Russia, and South Africa, the possibility of transition in the international hegemonic order was created. One of the most important consequences of these two trends is the regionalization of order and the increase of regional interactions in global politics. With the regionalization of order, the international system is known with the emergence of regional hegemons, the escalation of regional conflicts, regional arms races, and tensions, especially in fragile regions. This study seeks to examine Russia's strategy as an emerging revitalized power in the Middle East. Therefore the main question of the research is about the strategic principles and foundations of Russia's foreign policy in the Middle East? In response to this question and considering the principle of explaining strategies based on interests in the framework of power and assumption derived strategies from preferences and achieving foreign policy goals with specific tools, this hypothesis expressed that Russia regard experience of power changes in the international system, try have to retrieval position and role in the international system, accordingly, due to the hegemonic of international construction, intervention in neighboring regions, especially in the former Soviet-dominated regions, in the hierarchy of goals of definition and role-playing and intervention in regions due to regionalization of the international system order is a foreign policy priority, and since the Middle East is one of the important regions in the international system, becomes an important area in Russian foreign policy, and Russia's strategies in this area are based on the circumstances and source of threat, and include a set of strategies; Local multilateralism strategies in the face of regional systemic crises, competitive strategies in the face of emerging rivals in the region, tension and reaction severe strategies in the face of threats hegemon and its allies, and coalition strategies with regional actors.
MethodologyThe research tries to explain Russia's foreign policy strategies in the Middle East with a realistic approach and focuses on the power cycle theory and case study method.
Results and DiscussionBasically, in international politics, power determines the strategies of the actors in the international system. This principle implies the degrees of power, determine, interests, strategies, and behaviors of the actors in the international system. Thus the causal link between the distribution of power and the nature of the international system is purely systemic. Therefore, the strategies of the actors are adjusted according to their power and position in the hierarchy of power in the international system. With the rise and fall of actors in the international system, the gap between role and power emerges to reason the time-consuming process of setting roles and missions. The gap between role and power is created when an actor imagines that action is not proportionate with relative power in the international system. Usually, during power changes, a large gap formed between power and the role of the actors.According to these discussions, Russia's foreign policy strategies after the collapse of the Soviet Union can be classified into separate periods. These periods differed from each other as far as the priority to geographical areas, the goals and the choice of tactics, the scope of the resources that were available to the Russians and its ability to achieve internal stability. By restoring power in the international system and having sufficient resources, neo-imperialist tendencies increase and Russia tries to design new strategies following its power and role in the international system. In general, Russia's strategies in the Middle East are derived from its foreign policy principles and are designed according to national interests, its peripheral threats and environmental conditions, and variables from local multilateralism in the face of systemic crises to competitive strategies and tensions with rivals and hegemon. In other words, Russia is interested of strategic diversity in the Middle East, with attention to its peripheral interests and threats.
ConclusionsThe argument here underscores the idea that Russia has a type of grand (strategic) behavior in world affairs, in which the Middle East region is only one – not necessarily the most important – element. The grand strategic behavior is the most visible element of Russia's foreign policy. Russia's actions in the Middle East could be viewed functionally as a type of grand behavior. Russia is constantly trying to improve its political, military, and economic interests in the region while reducing the advantages and strategic superiority of its potential rivals. Therefore, Russia's foreign policy strategies in the region based on interests, goals, and existing threats, are diverse and include a set of local multilateralism strategies, competitive strategies with emerging powers in the region, tension strategies with the hegemon, and Coalition strategies with regional actors.
Keywords: power cycle, role fit, International System, Role Actors, strategy -
فضای جغرافیایی، سیستمی مرکب از عوامل و عناصر طبیعی و انسانی درهم تنیده و مرتبط باهم است. این عوامل جغرافیایی از ارزش های متفاوتی برخوردارند که با توجه به نیاز و درک انسان ها، بار و ماهیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و ژیوپلیتیکی می گیرند. اثر عوامل جغرافیایی در اقتصاد همواره در زندگی انسان ها نقش آفرین بوده و توسط انسان ها درک شده است. این عوامل هنگامی که موردتوجه کشورها در راستای اهداف کلان اقتصادی قرار می گیرند، به عنوان منابع قدرت، ماهیتی ژیوپلیتیکی پیدا می کنند. پژوهش حاضر بر پایه جستار در عوامل جغرافیایی موثر در قدرت اقتصادی، به دنبال تبیین متغیرهای ژیوپلیتیکی قدرت اقتصادی است. پرسش اصلی پژوهش این است که متغیرهای ژیوپلیتیکی قدرت اقتصادی کدام است؟ رویکرد پژوهش حاضر، نظری است و به تبیین رابطه علی متغیرهای وابسته (قدرت اقتصادی) و متغیر مستقل(متغیرهای ژیوپلیتیکی) می پردازد. شیوه گردآوری اطلاعات و داده ها که به صورت کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. روش پژوهش نیز توصیفی تحلیلی است. در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، سه نوع متغیر مفهومی ژیوپلیتیکی متاثر از عوامل جغرافیایی موثر در قدرت اقتصادی تبیین شدند که عبارت اند از: «ژیولوکیشن؛ ژیوکالچر و ژیوتکنولوژی». هرکدام از این متغیرهای مفهومی، دربردارنده چندین عامل جغرافیایی اثرگذار در رشد و توسعه اقتصادی است که درمجموع قدرت اقتصادی کشور را تعیین می کنند.کلید واژگان: عوامل جغرافیایی, متغیرهای ژئوپلیتیکی, قدرت اقتصادی, وزن و منزلت ژئوپلیتیکیGeographical space is a system composed of intertwined and interrelated natural, environmental and human factors and elements. These geographical factors sustain different values that adopt political, economic, cultural, security and geopolitical implications according to human needs and perceptions. The effect of geographical factors on economics has always played a role in human life. These factors as the sources of power acquire a geopolitical nature when the countries use them in line with macroeconomic goals. The current study seeks to explain the geopolitical categories of economic power on the basis of the study of geographical factors affecting economic power. The main question of the research maintains what the geopolitical variables of economic power are. This study is based on a theoretical approach and explains the causal relationship between the dependent variable (economic power) and the independent variable (geopolitical variables). Information and data collecting is arranged in terms of library documents studies. The research method is descriptive-analytical. In response to the main research question, three types of geopolitical conceptual variables are explained which are influenced by geographical factors affecting economic power: ‘Geolocation’; ‘Geoculture’ and ‘Geotechnology’. Each of these conceptual variables includes several geographical factors influencing economic growth and development, which together determine the economic power of a country.Keywords: Geographic factors, Geopolitical Variables, Economic Power, Geopolitical Weight, Prestige
-
مسیله تشخیص احساسات حایز اهمیت فراوانی است و در حوزه های گوناگون دارای کاربرد است که ازجمله آن ها می توان به موارد پزشکی اشاره کرد که می تواند به درمان بیماران سرعت ببخشد. این مطالعات نشان داده است که از سیگنال های مغزی می توان برای طبقه بندی بسیاری از حالات عاطفی استفاده کرد. این روند دشوار به نظر می رسد، به خصوص که سیگنال های مغز پایدار نیستند چراکه واکنش به حالت های مختلف احساسی که روی سیگنال های مغز تاثیر می گذارند متنوع اند. بنابراین، عملکرد سیستم های تشخیص احساسات توسط سیگنال های مغزی به کارایی الگوریتم های مورداستفاده بستگی دارد. اخیرا، مطالعه روی سیگنال بندی الکتروانسفالوگرافی به دلیل در دسترس بودن موردتوجه بسیاری قرارگرفته است. در این پژوهش از معماری شبکه های عصبی پیچشی و به طور دقیق تر شبکه های عصبی پیچشی سه بعدی برای طبقه بندی احساسات استفاده شده است که پس از انجام یک سری پیش پردازش ها مانند تبدیل موجک پیوسته بر روی سیگنال ها، آن ها را به عنوان ورودی به شبکه عصبی پیچشی سه بعدی داده که میزان دقت به دست آمده از شبکه طراحی شده در داده های آموزشی برابر 980729/0 و بر داده های آزمایشی برابر 9889/0 است. این امر نشان می دهد استفاده از این معماری خطای کمی دارد و وظیفه محول شده به آن را با دقت بالا و خطای کمی انجام می دهد.
کلید واژگان: تشخیص احساسات, شبکه عصبی پیچشی, سیگنال الکتروانسفالوگرافی, تبدیل موجی پیوسته, محیط کولب در پایتون -
با حاکمیت وضعیت پیچیدگی بر سیستم بین الملل یکی از مسایل بنیادین مربوط به راهبردهای بازیگران در وضعیت پیچیده می باشد. این پژوهش با مفروض پنداشتن وضعیت پیچیدگی بر سیستم بین الملل سعی در بررسی این مسیله دارد که راهبردهای هژمون در مناطق مبتنی بر چه اصول و مبنایی می باشد و خاورمیانه به عنوان یک نمونه موردی تبیین می شود. ماحصل پژوهش حاضر اشاره به این دارد که وضعیت پیچیدگی راهبردهای کلاسیک سیاست خارجی مبتنی بر مرکزیت کنترلی را ناتوان از پاسخگویی به تهدیدات پیچیده و راهبردهای نوینی مبتنی بر مدیریت شرایط به بازیگران سیستم بین الملل تحمیل و هژمون سعی در بهره بردن از این راهبردها در مناطق دارد. بنابراین با پیچیده شدن سیستم بین الملل و پدیده های موجود در آن، رویکرد مدیریت کنترلی هژمون با سیستم های کنترلی مبتنی بر شرایط پدیده ها و تعدد راهبردی و تنوع تاکتیکی مدیریت پدیده ها جایگزین رویکرد مرکزیت کنترلی هژمونیک و کنترل از بالا به پایین پدیده ها در خاورمیانه شده است.کلید واژگان: پیچیدگی, راهبرد, سیستم, کنترل, مدیریتWith the dominance of complexity on the international system, one of the fundamental issues related to the strategies of actors in complex situations. This study with assuming complexity situation in the international system, tries to investigate the principles and basis of hegemony strategy in complex regions and the Middle East explained as a case study. The result of the present study explained, that the complexity situation, classical foreign policy strategies based on centrality of control has made incapable of responding to complex threats and new strategies based on condition management imposed to actors of international system and the hegemon is trying to take advantage of these strategies in the regions. Thus, with the complexity of existing system and phenomena in the Middle East, the hegemonic control management approach with the control systems based on the conditions of phenomena and strategic multiplicity and tactical diversity of phenomena management has replaced the hegemonic control centrality and top-down control approach, and hegemon uses of these strategies in its complex deterrence system in the Middle East.Keywords: complexity, strategy, System, Control, Management
-
دولت هژمون معمولا نظم هژمونیکی را در راستای دستیابی به منافع خود ایجاد و سعی در حفظ آن دارد. بنابراین، ممانعت از وقوع جنگ های اصلی و مرکزی تبدیل به مهمترین هدف دولت هژمون در نظم هژمونیک می شود. در تقابل با دولت هژمون، قدرت های نوظهوری قرار دارند که با توجه به متغیر رضایت، نقش، ایدیولوژی و تحولات قدرتی و نقشی که تجربه می کنند، سعی در ایجاد نظم های منطقه ای منطبق با اصول و قواعد مورد نظر خود دارند و چالشی برای نظم هژمونیک هستند. سوال این مقاله عبارت از این است که راهبردهای قدرت های نوظهور در نظم هژمونیک مبتنی بر چه اصول و مبنایی است؟ در پاسخ به این سوال و با توجه به مفروض پویایی قدرت و تاثیر متغیر نقش و رضایت بر طراحی راهبردهای بازیگران در نظام بین الملل، این فرضیه مطرح می شود که نزدیکی قدرت های نوظهور با هژمون منجر به تغییرات نقشی در رفتارهای بازیگران و این خود منجر به الگوهای رفتاری تعارضی در روابط با هژمون و کمشدن شکاف قدرتی منجر به اتخاذ سیاست های تجاوزگری و چالش گری بازیگر نوظهور ناراضی می شود. این پژوهش با تمرکز بر نظریه های چرخه قدرت، ثبات هژمونیک و گذار قدرت، سعی در تبیین راهبردهای قدرت های نوظهور در نظم هژمونیک دارد.کلید واژگان: جنگ, نظم, نظم هژمونیک, قدرت نوظهور, چالش گرThe hegemonic state usually creates and maintains a hegemonic order in order to achieve its interests. Thus, preventing major and central wars has become the most important goal of the hegemonic state in the hegemonic order. In contrast to the hegemonic state, there are emerging powers that, according to the variables of satisfaction, role, ideology and power developments and the role they experience, try to create regional order in accordance with their principles and rules and are considered as a challenge to the hegemonic order. The question of this paper is what principles are the main strategies of emerging powers in the hegemonic order? In response to this question, and considering the assumption of power dynamics and the effect of role and satisfaction variables on the design of actors strategies in the international system, it is hypothesized that the proximity of emerging powers to hegemony leads to role changes in actors behaviors and this leads to contrastive behavioral patterns and seizing the power gap will lead to the aggressive and challenging policies of the dissatisfied emerging actor. This study tries to explain the strategies of emerging powers in the hegemonic order by focusing on the theories of power cycle, hegemonic stability and power transition.Keywords: war, order, hegemonic order, Emerging Power, Challenger
-
فصلنامه روابط خارجی، پیاپی 47 (پاییز 1399)، صص 519 -549
اصولا گذار، پدیده ای رایج در سیستم بین الملل از زمان پیدایش آن می باشد. جدا از سیستم بین الملل، گذار در مناطق نیز قابلیت تبیین دارد. در حال حاضر یکی از مناطقی که شدیدا تحت تاثیر وضعیت گذار قرار دارد، خاورمیانه است و دو بازیگری که به شدت از این پدیده متاثر هستند، ایران و عربستان می باشند. بنابراین پژوهش حاضر با بهره گیری از تیوری «گذار قدرت»، سعی به تبیین راهبردهای سیاست خارجی در وضعیت گذار قدرت و در روابط ایران و عربستان دارد. بدین منظور، پرسش پژوهش این است که «راهبرد بازیگران در وضعیت گذار قدرت و راهبرد ایران و عربستان به عنوان مطالعه موردی، مبتنی بر چه اصولی می باشد؟». در پاسخ به پرسش مذکور این فرضیه مطرح می شود که راهبرد بازیگران در وضعیت گذار قدرت با توجه به محوری و پیرامونی بودن بازیگران و نوع ساختار گذاری که در آن درگیر می باشند، شکل می گیرد. در ادامه، پژوهش با مفروض پنداشتن وضعیت گذار در خاورمیانه به راهبردهای ایران و عربستان در وضعیت گذارگونه خاورمیانه پرداخته است.
کلید واژگان: خاورمیانه, راهبرد, سیاست خارجی, گذار قدرت, مناطقBasically, transition is a common phenomenon in the international system since its emersion. Apart from the international system, transition ability also be explained in the regions. Currently, one of the areas that most affected by the situation transition is the Middle East, and the two actors most affected by this phenomenon are Iran and Saudi Arabia. Therefore, the article with using the theory of "power transition", tries to explain the foreign policy strategies in situation of power transition and in the relations between Iran and Saudi Arabia. In this regard, the research question is based on "what principles is governor on strategy of the actors in situation the transition of power and the strategy of Iran and Saudi Arabia as a case study?" In answer to the above question, this hypothesis proposed that the strategy of the actors in situation the transition of power is formed according to the centrality and periphery of the actors and the type of structure transition in which they are involved. Continuation, the research with supposing assumption the transition situation in the Middle East, discusses with the strategies of Iran and Saudi Arabia in the transitional situation of the Middle East.
Keywords: Middle East, strategy, Foreign Policy, transition of power, regions -
چکیدهامروزه با پیچیدگی و آشوبی شدن سیستم بین الملل، مناطق نیز شدیدا تحت تاثیر منطق پیچیدگی قرار گرفته اند. یکی از مناطق مهم که از نظم امنیتی پیچیدگی متاثر گردیده است خاورمیانه می باشد. در این راستا این پرسمان مطرح می باشد که نظم امنیتی خاورمیانه در وضعیت پیچیدگی حاکم بر آن مبتنی بر چه اصول و مبنایی می باشد؟ در پاسخ به این سوال این فرضیه مطرح می شود که غیر خطی، دینامیک و آشوبی بودن از مشخصه های بارز پدیده ها در منطقه خاورمیانه می باشد، بر این اساس نظم امنیتی حاکم بر منطقه خاورمیانه از ویژگی غیر خطی برخوردار می باشد و مبتنی بر منطق نوین و فازی است و بنابراین راهبرد های امنیتی نوین را طلب می کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی سعی به تبیین نظم امنیتی خاورمیانه در وضعیت پیچیدگی دارد. بر این اساس پژوهش با توجه به تیوری پیچیدگی سعی به تبیین پیچیدگی در مناطق دارد و سپس منطقه خاورمیانه به عنوان یک نمونه موردی تبیین می شود.کلید واژگان: پیچیدگی, منطقه, خاورمیانهNowadays, with the complexity and chaos of the international system, regions have also been greatly affected by the logic of complexity. One of the important areas affected by the complex security order is middle east. In this way, the question is what are the bases for the middle east security order in the Conditions of complexity of its dominant?In response to this question, it is suggested that non linearity, dynamics, and chaos are the hallmarks features of the phenomena in the middle east region. Accordingly, the middle east regions security order is nonlinear and based on novel and fuzzy logic and therefore demands new security strategies. This research with descriptive-analytical approach attempts to explain the Middle East security order in complex situation. Accordingly, according to complexity theory the research tries to explain complexity in the regions and then the Middle East region as a case study explained. Accordingly, according to complexity theory the research tries to explain complexity in the regions and then the Middle East region as a case study explained.Keywords: Complexity, Region, middle east
-
اصولا سیاست خارجی یکی از کارویژه های مهم بازیگران در عرصه بین الملل می باشد، به گونه ای که نداشتن سیاست خارجی صحیح و مناسب منجر به سردرگمی در اهداف و کارکردهای بازیگران در عرصه بین الملل می شود. یکی از مفاهیمی که با سیاست خارجی بسیار مرتبط می باشد و به عنوان یکی از عناصر آن مطرح می شود، قدرت می باشد. پژوهش حاضر با مفروض پنداشتن قدرت به عنوان یک ابزار بسیار مهم در ترسیم سیاست خارجی و با پذیرش این واقعیت که سیستم بین الملل سیکلی می باشد و چرخه های متعددی از سیکل را تجربه کرده است، سعی در پاسخ به این پرسش دارد که سیکلی بودن سیستم بین الملل و پدیده های موجود در آن چه تاثیری بر سیاست خارجی بازیگران دارد؟ سیکل بلند، نقاط عطف، فازهای سیکلی و غیرخطی بودن وقایع و پدیده ها در نقاط عطف و فازهای سیکل بلند از مهمترین پارامترهای سیاست خارجی در سیکل های سیستم بین الملل می باشد. بر همین اساس بازیگران سیستم بین الملل با توجه به سیکل موجود به ترسیم استراتژی و سیاست خارجی خود می پردازند و ارتباط بین سیاست خارجی با سیکل های قدرت یک ارتباط مستقیم و بی واسطه می باشد به گونه ای که کارآمدی سیاست خارجی کشورها بسیار متاثر از سیکل های بلند قدرت و فازهای مختلف آن، در روابط بین الملل می باشد.
کلید واژگان: استراتژی, سیاست خارجی, سیکل بلند, فازهای سیکل, نقاط عطفforeign policy is one of important functions of actors in international system, so that lack of proper and correct foreign policy leads to confusion about goals and functions of the actors in the international system. one of the concepts that is very much related to foreign policy and is one of elements foreign policy is Power. The present article by assuming power as a very important tool in drawing foreign policy and accepting this fact that the international system is cyclical and has experienced multiple cycles of cycle, attempt at answer to question that cyclical of the international system and its phenomena what affection have on actors foreign policy? Long cycle, points turning, cycle phases and non linearity of events and phenomena in points turning and long cycle phases are the most important foreign policy parameters in international system cycles. therefore, the international system actors drawing their foreign policy and strategy with respect to the existing cycles, and the relationship between foreign policy and the cycles of power is a direct and immediate connection, so that the effectiveness of foreign policy states is highly influenced from high power cycles and different phases in international relations.
Keywords: Strategy, Foreign Policy, Long Cycle, Cycle Phases, turning points -
نشریه آمایش سیاسی فضا، پیاپی 4 (پاییز 1398)، صص 201 -213
تمرکززدایی سیاسی- اداری، حرکت به سمت توسعه سیاسی و اداره بهینه فضای جغرافیایی از مهمترین دغدغههای سیستمهای حکومتی، در کشورهای در حال توسعه بهصورت کلی و ایران بهطور خاص برای رسیدن به دموکراسی است. چنین تمرکززدایی با توجه به خصیصههای جغرافیایی (طبیعی- انسانی) هر کشور و همچنین نوع سیستم سیاسی- اداری حاکم بر آن، از رویکرد ویژهای پیروی میکند. مهمترین بارزه جغرافیایی- سیاسی تمرکززدایی در هر واحد سیاسی مستقل، دولت محلی است. دولتهای محلی با آگاهی از فضاهای جغرافیایی و حقوق انسانها، نقش موثری را در اداره بهینه زیستگاههای انسانی بازی میکنند. پژوهش حاضر بهدنبال پاسخگویی به این پرسش است که عناصر موثر در شکلگیری دولت محلی کارآمد در ایران کداماند؟ روش پژوهش حاضر بهصورت توصیفی- تحلیلی بود که با بررسی اسناد و قوانین بالادستی در ایران و همچنین بررسی ویژگیهای انسانی- طبیعی ایران برای شناسایی شاخصها و عناصر موثر در شکلگیری دولت محلی کارآمد صورت گرفت. یافتهها نشان دادند دغدغه تمرکززدایی و تفویض اختیار به مکانهای غیرمرکزی و پراکنش قدرت در سطح فضاهای جغرافیایی بهصورت پراکنده در برخی قوانین و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است؛ بنابراین عناصر موثری که بایستی مورد توجه قرار گیرد شامل سیستم حکومتی، قوانین بالاسری، اراده سیاسی حکومت و غیره بایستی در چرخه اقداماتی چون رهاکردن سیستم متمرکز و پایهگذاری سیستم نیمهمتمرکز؛ تدوین و اصلاح قوانین در چارچوب نظام شکلگرفته جدید؛ درگیرکردن مردم در اداره زیستگاههای خود؛ ایجاد رقابت در میان مکانها؛ قدرتسپاری به ارگانهای محلی؛ انتخابیکردن مسیولین ادارهکننده دولت محلی؛ سهیمکردن مردم در سرنوشت خود؛ توجه به توانشهای انسانی و محیطی؛ توجه به فرهنگ سیاسی و عوامل جغرافیایی انسانی دیگر هستند.
کلید واژگان: دولت محلی, ایران, سیستم سیاسی, تمرکززداییAdministrative political decentralization, the move towards political development and the management of geographic space are one of the main concerns of governmental systems in developing countries in general and in Iran in particular to achieve democracy. Such a decentralization follows a special approach to the geographic (Natural human) characteristics of each country as well as the type of administrative political system that governs it. However, the most important regional geopolitical decentralization in each independent political unit is the local government. Local governments play an effective role in optimizing the management of human habitats with the knowledge of geographical areas and human rights. Therefore, the present research seeks to answer the following questions: What are the effective elements in the formation of an effective local government in Iran? The method of this research was descriptive- analytic, which has been done by studying high-handed documents and rules in Iran, as well as studying the human-natural characteristics of Iran to identify the indices and elements effective in the formation of an efficient local government. Findings of the research indicate that the decentralization and delegated powers to non-central places and the distribution of power at the geographical level are scattered in some of the laws and documents of the Islamic Republic of Iran.
Keywords: Local Government, Iran, Political System, Decentralization -
فصلنامه سیاست متعالیه، پیاپی 25 (تابستان 1398)، صص 235 -256
هدف پژوهش حاضر بررسی نسبت ژئوپولیتیک و پیشرفت در سند چشم انداز 1404 بوده و در این راستا، مولفه ها و ملاحظات ژئوپولیتیکی، بنیان ها و ملاحظات ژئوپولیتیکی محیط راهبردی ایران و موثر در پیشرفت کشور بر اساس چشم انداز سند 1404 مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج پژوهش که با اتخاذ رویکرد تحلیلی انتقادی و با بهره گیری از اسناد مرتبط انجام شد، نشان داد، سند چشم انداز 1404 به دلایلی همچون بی توجهی به متغیرهای ژئوپولیتیکی، عدم تناسب میان اهداف ملی و واقعیت های ژئوپولیتیکی، نگاه تک عاملی و عمدتا درونی به مقوله پیشرفت و درک غیرواقع بینانه از ظرفیت ها و واقعیت های جغرافیایی از ملاحظات ژئوپولیتیکی بی بهره است. با توجه به ضعف بنیادی (بی توجهی به ملاحظات جغرافیایی و ژئوپولیتیکی) و ساختاری (عدم سازوکار مدیریتی و اجرایی)، اهداف مورد انتظار سند چشم انداز در افق زمانی 1404 محقق نخواهد شد. از این رو نیازمند تجدید نظر و بازبینی اساسی و بنیادی در سند چشم انداز با بازه زمانی جدید خواهد بود.
کلید واژگان: ژئوپولیتیک, سند چشم انداز 1404, ایران, برنامه های پیشرفتThe present study aims to investigate the ratio of geopolitics and progress in 1404 perspective document. Thus, the geopolitical components and considerations, foundations and geopolitical considerations of Iran's strategic environment and its impact on the development of the country have been studied in terms of the Outlook 1404 document. The results of the research, using an analytical-critical approach and the use of relevant documents, showed that for reasons such as disregard for geopolitical variables, incompatibility between national goals and geopolitical realities, single-factor and mostly inner approach toward progress and an unrealistic understanding of geographical capacities and realities, Outlook 1404 lacks geopolitical considerations. Given the fundamental weaknesses (disregarding the geographical and geopolitical considerations) and structural (lack of administrative and executive mechanisms), the expected goals of the prospective document in the 1404 time horizon will not be achieved. Therefore the prospective document will require fundamental revision with a new timeframe.
Keywords: geopolitics, Outlook 1404 Document, progress, Iran -
با پیچیدگی سیستم بین الملل و آشوبی شدن آن، سیاست خارجی کشورها نیز به عنوان واحدهای چنین سیستمی از منطق خطی و ساده گذشته پیروی نمی کنند؛ بنابراین در حوزه سیاست خارجی نیاز به دستگاه تحلیلی نوینی است که بر مبنای ویژگی های چنین سیستمی پایه گذاری شده باشد. سیستم غرب آسیا شدیدا تحت تاثیر وضعیت پیچیدگی در سیستم بین الملل قرار گرفته است. این پژوهش با مفروض انگاشتن چنین واقعیتی سعی در پاسخ به این پرسش دارد که راهبرد سیاست خارجی ایران در سیستم منطقه ای غرب آسیا به عنوان بخشی از سیستم بین الملل پیچیده و آشوبی چگونه تبیین می شود؟ تنوع تهدیدات، تنوع بازیگران، تداخل دینامیک ها، الگوهای رفتاری غیرخطی و خوشه ایشدن شدید شبکه یاد شده از جمله ویژگی هایی است که ایران در این شبکه با آن روبروست و بر همین اساس تنوع راهبردی در شبکه سازی در غرب آسیا و سیستم راهبردهای مبتنی بر بازدارندگی شبکه ای و مثلثی محور سیاست خارجی ایران در غرب آسیا را شکل می دهد.کلید واژگان: غرب آسیا, ایران, منطق غیرخطی, سیستم پیچیده, تنوع راهبردی, محیط آشوب گونهWith the complexity of the international system and its chaos, foreign policy of countries as part of this system no longer follow the linear logic of the past. Therefore, in the field of foreign policy, there is a need for a new analytical system based on the characteristics of such a system. The West Asian system is heavily influenced by the complexity of the international system. Considering of this point, the main qiestion of this research is what is the principles and basics of Iran’s foreign polciy strtegy in the west asian regional system considering the complexity which are controlling this network ? The diversity of threats, the diversity of actors, dynamics interference, nonlinear behavior patterns, and the intense cluster of network is the characteristics that Iran faces with them in west Asian network, and according to it, the strategic diversity in west of Asia networking and the strategic system based on triangular _ network deterrence is axis of Iran's foreign policy in West Asia.Keywords: West Asia, Iran, nonlinear logic, complex system, strategic diversity, chaoticenvironment
-
گفتگو یکی از مهمترین عناصر ساختمان متن دراماتیک است. گفتگو در درام، وظایف مختلفی از جمله معرفی شخصیت ها، پیشبرد داستان، ایجاد فضای نمایشی، طراحی کشمکش، مقدمه چینی و زمینه چینی، افشای اطلاعات ضروری، طرح سوال و معرفی زمان و مکان داستان را بر عهده دارد. اگرچه وظایف گفتگو در نمایشنامه و فیلمنامه به عنوان دو گونه از ادبیات دراماتیک، مشترک تعریف شده اما نحوه چگونگی ارایه آن متفاوت است. می توان به عنوان مهمترین نشانه های تمایز در گفتگوی نمایشنامه و فیلمنامه به مواردی همچون تفاوت در تاثیرپذیری از مکان و زمان، بیان اختصاری و تصویری و نوع رویکرد به اجرای روایت خطی اشاره کرد. نمایشنامه و فیلمنامه آقای هالو در ادبیات نمایشی معاصر ایران، نمونه ای معتبر جهت مطالعه امر تمایز در گفتگوی نمایشی میان شخصیت هاست. آقای هالو به دلیل ارایه در دو مدیوم متفاوت، باعث فراهم کردن بستری پژوهشی برای شناخت عناصر متمایز در گفتگوی نمایشی شده استکلید واژگان: تمایز, گفتگو, آقای هالو, علی نصیریان, داریوش مهرجوییThe dialogue is one of the most important elements of dramatic texts. Introduction of characters, story progressing, creating dramatic space, creating struggle, disclosing necessary information, creating question and introducing time and place are some of the dialogue duties. The duties of dialogue in play and screenplay as two aspect of dramatic literature are common, but they differ in rendering. The different effect of time and place, short and pictorial dialogues and the kind of approach to linear narration are some of the signs of dialogue differences in play and screenplay. Mr.Hallo, the play and screenplay in contemporary dramatic literature of Iran, is one of the most reliable sources for studying the differences which are present between characters’ dialogues and that’s because this piece was produced in two media and provide a comparison ground between dramatic elements and charactersKeywords: Distinction, Dialogue, Mr.Haloo, Ali Nasirian, Dariush Mehrjui
-
منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا کم آب ترین منطقه در جهان هستند. در این منطقه، سه رود بزرگ نیل، دجله و فرات و اردن وجود دارد و کشورهای ساحلی این رودها بر سر نحوه تقسیم آب و نوع سدبندی بر روی رود با یکدیگر اختلاف نظر دارند. این مقاله سعی در پاسخ به این سوال دارد که آیا کمبود آب در خاورمیانه منجر به رقابت یا همکاری منطقه ای می شود؟ فرض اصلی مقاله این است که با توجه به مفروضات رئالیسم و نئورئالیسم و وجود اختلاف و تعارض بین کشورهای منطقه، کمبود آب در خاورمیانه منجر به تعارض و رقابت بین بازیگران این منطقه می شود. این مقاله بر واکاوی رودهای مشترک بین کشورهای مختلف در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا سامان یافته است. ماحصل پژوهش حاضر با توجه به روش توصیفی تحلیلی اشاره دارد که خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل واقع شدن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان و رشد بی رویه جمعیت و همچنین عدم مدیریت صحیح آب و... با بحران کم آبی و بی آبی مواجه هستند و این بحران کم آبی منجر به همکاری و همگرایی کشورها در این حوزه نمی شود، بلکه با توجه به رویکرد رئالیستی و منافع محور منجر به رقابت و خصومت بین بازیگران می شود، به گونه ای که شاید بتوان از جنگ آب به عنوان جنگ های بعدی در منطقه خاورمیانه نام برد.کلید واژگان: خاورمیانه, هیدروپلیتیک, بحران آب, جنگ آب, رئالیسمThe Middle East and North Africa region is the driest region in the world. There are four great rivers, ie Nile, Tigris, Euphrates, and Jordan in this area. The coastal states of these rivers disagree on how to divide the water and construct what type of dam on the river. Basically, the upstream countries use the doctrine of absolute sovereignty, considering the realist and interests-based approach, and consider damming of the waterfall located within their land as their absolute right, while the downstream countries, according to the liberal and neoliberal approaches condemn any exploitation of common water resources in the upstream territory and seek to achieve shared waters and the fair allocation of water. This article has been designed to examine common rifts among different countries in the Middle East and North Africa. The present study points out that the Middle East and North Africa are facing dehydration and depression due to the presence of dry and semi-arid bogs and the immense population growth, as well as the lack of proper management of water. This dehydration crisis does not lead to the cooperation and convergence of countries in this area, but by adopting a realistic approach and taking account of the interests of the axis, it leads to rivalry and hostility between actors, so that the Middle East might be considered the next great scene for the war.Keywords: Middle East, hydropolitics, water crisis, water conflict, realism
-
اصولا جهانی شدن به عنوان یک فرایند اجتماعی، محدودیت های خاصی را بر تحلیل واقعیت های اجتماعی تحمیل می کند. افزایش پیچیدگی سیستم های اجتماعی کاهش فهم پدیده ها را به دنبال دارد. همزمان ابزار مفهومی روابط بین الملل نیز هم در سطح تحلیل و هم در حوزه عمل ناقص و ناکافی است، که تایید کننده ناکارایی چارچوب مفهومی، برای عمل در پیچیدگی فزاینده واقعیت های اجتماعی می باشد. از این رو مقاله حاضر با مفروض قرار دادن پیچیدگی در جهان واقعی این پرسش را مورد بررسی قرار داده است که کدام تئوری قدرت تبیین تحولات حادث از پیچیدگی شدن سیستم بین الملل را دارد؟ ماحصل پژوهش حاضر اشاره به این دارد که غیرخطی بودن، ذاتی پدیده های سیاسی است و مفروضات خطی کمک زیادی به فهم و تحلیل پدیده های غیرخطی جهان واقعی نمی کنند. بنابراین با توجه به پیچیدگی حاکم بر سیاست بین الملل و پدیده های جهان واقعی به نظر می رسد تئوری سیستم های انطباقی پیچیده قدرت تبیین تحولات حادث از پیچیدگی شدن سیستم بین الملل را دارا باشد.کلید واژگان: پیچیدگی, سیستم های انطباقی پیچیده, دینامیک های غیرخطی, شاخه ای شدن نظم, وابستگی حساس
-
فصلنامه روابط خارجی، پیاپی 34 (تابستان 1396)، صص 223 -258جنوب و شرق آسیا دو زیرسیستم منطقه ای آسیا هستند. جنوب آسیا شامل هفت کشور هند، پاکستان، نپال، بنگلادش، بوتان، سریلانکا و مالدیو است. از طرف دیگر شرق آسیا شامل کشورهای چین، هنگ کنگ، ژاپن، تایوان، کره شمالی و کره جنوبی می باشد. این مقاله بر واکاوی روابط بین دو کشور هند و چین، یکی از جنوب و دیگری از شرق آسیا سامان یافته است. این دو کشور دو قدرت نوظهور آسیایی هستند که به عنوان دو غول آسیایی از آنها نام برده می شود. ارتباط میان این دو قدرت آسیایی نه در بعد منطقه ای بلکه در ابعاد جهانی نیز اهمیت زیادی دارد. ماهیت روابط این دو کشور در حال حاضر بسیار پیچیده است و از گسترش همکاری در زمینه تجارت و بازرگانی تا بی اعتمادی و سوءظن متقابل در زمینه های استراتژیکی متغیر است. از این رو، پژوهش حاضر سعی در تبیین آینده روابط هند و چین دارد. ماحصل پژوهش حاضر اشاره دارد که آینده روابط هند و چین را می توان با همکاری در حوزه های متقابل منطقه ای و بین المللی که برای گسترش صلح بین دوکشور سودمند است و مواجهه، رقابت و حتی دشمنی در بعضی از حوزه ها که منافع دو قدرت با یکدیگر برخورد می کنند، مشخص کرد.کلید واژگان: روابط هند و چین, همکاری, رقابت, منافع متقابل, بی اعتمادی
-
اصولا استراتژی قدرت های بزرگ نوظهور، تعامل با کشورهای همسایه و قدرت های منطقه ای برای دستیابی به اهداف و مقاصد آینده است. این مفروض، در بررسی و تحلیل توانایی قدرت های نوظهور و پیش بینی رفتار آینده آنها مهم است. در حال حاضر، گمانه زنی های بسیاری در مورد نوع چینی که در آینده نزدیک شاهدیم، به ویژه اگر چین از همه کشورهای اقتصادی پیشی بگیرد، وجود دارد. هدف این پژوهش توصیف این مسئله با بررسی بهره برداری چین از استراتژی چندجانبه گرایی در روابط با همسایگان به ویژه چندجانبه گرایی چین در تعامل با کشورهای آسیای مرکزی است. نگارندگان بر این اعتقادند که چندجانبه گرایی چین در منطقه آسیای مرکزی رویکرد جدیدی نیست و چین درگذشته نیز تحت مفهوم تیانگ شیا و با توجه به دکترین سی یی و سیستم تجاری شاخه، از این استراتژی در روابط با همسایگانش بهره برده است. به منظور تایید یا رد این فرضیه در این پژوهش پس از تعریف مفاهیم و اصول چندجانبه گرایی با روش توصیفی و تحلیلی استراتژی کلاسیک و نوین چین در آسیای مرکزی تجزیه وتحلیل می گردد.کلید واژگان: چندجانبه گرایی, آسیای مرکزی, تیانگ شیا, سی یی, سیستم تجاری شاخهBasically, the strategy of big emerging powers is interacting with their neighbors and regional powers to achieve the future goals and objectives. This assumption is important in the analysis of the ability of emerging powers and in predicting their future behavior. At the moment, there are many speculations about the future of China, especially if China's economy will surpass all important economies. The aim of this study is to describe this issue by examining China's multilateralist strategy in its relations with its neighbors, especially with Central Asian countries. The authors believe that the multilateralism of China in Central Asia is not a new approach and China has benefited from this strategy in the past in relations with its neighbors under the concept of Tian Xia, Si Yi doctrine (Defense through Barbarians) and Tributary Trade System. In order to prove or reject the hypothesis of the study, first, the concepts and principles of multilateralism will be defined and then classical and modern China's strategy in Central Asia will be analyzed by using a descriptive-analytical method.Keywords: multilateralism, Central Asia, Tian Xia, Si Yi doctrine, Tributary Trade System
-
هویتهای مکانی برآیند ادراک، احساس و نوعی تعلق جمعی به مکانی خاص است که متناسب با فرهنگ سیاسی هر جامعهای، کنشهای سیاسی متفاوتی را در پی دارد. جنبشهای سیاسی با حضور و در ادامه، اشغال و مقاومت در مکان های مرکزی، خاصه در شهرهای پایتختی، به آن مکانها هویتی اعتراضی و نمادین می دهند و آنجا را مقری برای برآوردن خواستههای خود از طرف دولت مرکزی می دانند؛ یکی از مصادیق این مکانهای اعتراضی و با هویت، میدان لولو بحرین در جریان حرکتهای اعتراضی این کشور در بهار عربی است؛ که در تاریخ 18 مارس 2011 توسط دولت مرکزی تخریب شد. آنچه در بررسی رویدادنگاری حرکتهای اعترضی مردم بحرین و رفتار دولت در تخریب میدان لولو مشاهده می شود، این است که حکام آلخلیفه متاثر از تحولات همزمانی که در دیگر کشورها در منطقه خاورمیانه در حال وقوع بوده و با علم به اینکه مکانهای با هویت در پیروزی جنبشهای سیاسی و حرکتهای اعتراضی نقش محوری دارند؛ اقدام به تخریب میدان لولو کردند و بر اساس مطالب گردآوری شده بهصورتی شد که تخریب میدان نمادین لولو یکی از دلایل اصلی ناکامی حرکتهای اعتراضی در بحرین بوده است. مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و با شیوه رویدادنگاری از خبرگزاریهای معتبر بینالمللی به گردآوری دادهها پرداخته است. روش تجزیه و تحلیل پژوهش از نوع کیفی بوده که براساس استدلال، منطق و تبیین نگارندگان پس از گردآوری اطلاعات صورت گرفته است.کلید واژگان: هویت مکانی, مکان مرکزی, میدان لولو, جنبش سیاسی, دولت بحرینIntroductionSocial Searching for identity and its roots sets in habitat as a conceptual subject in geography and it is used increasingly. Identity has the link with three foundation characteristics: (geographical) place¡ space (networks and social relationship) and time(history). So identity be affected by such characteristics. Specifically¡ each place takes its identityfromthree major factors: 1- Natural specific factors¡ 2- Observableactivitiesandfunctions3- Concepts and symbols. Therefore¡ the man can be considering as the most important factorin place. People have different images from differentplaces in their minds. Whereas the emotions have the effect on the environment perception in one hand and shaping the human mentality picture in other hand¡ such mentality pictures giving the identity to place. Such a place arises some other conceptions of identity like: sense of place¡ place attachment¡ dependency of place and so on. In this regard¡we canmention the certain placesthataresignificanceto their peopleand they are important role in developing their nationsideologues and values.
In other words¡ some places have the strategic functions in emerging political movements and their persistence to achieve their goals. Such places that are mostly central places (squares and main streets) in the capital cities¡ they become arenas of political oppositions. Such asRed Square in Moscow¡ Triumph organ in Paris¡ Tian a Men SquareinChina and so on that are considered as a symbol ofnationalism.
The aim ofsuch a research is explanation the role of central places at political movements as well as success and failure in achieving their goals particularly based on Bahrain political movements in Lolo Square. Accordingly¡ the main question is this: at what extent destroyingLolo Square by the ruling Al Khalifa has effected on the Bahrain political movements?MethodologyThe hypothesis that prepare to answer such a research question is: destroying Pear Roundabout as a main symbol of Bahrain protesters and their identity due to disperse the protest movement and it would seem that such a position brings about repressing the political movement by ruling Al Khalifa. In comparison to other political movements in Arabian countries¡ Bahrain political movement admitted to reform the political structure.
Findings:To explanation such a research hypothesis has been attempted to design the theoretical model on the basis of theoretical literature which is consist of the geographical impact of central places on the political movements.
It is worth noting that¡ such a model illustrates the relationship between place and (political) identity¡ so in order to prove the application such a model has been attempted to survey the political trends in Bahrain through showing the timeline from the beginning (in 2011) to the late of 2012(indeed its include before and after destroying the Lolo Square).ConclusionIn conclusion¡ we could found from such a research that: Bahrain Government by considering such a fact that Lolo Square has the core role in political movement to achieve the success. apart from so¡ it has emerged as an identity symbol among protesters¡ thus decided to destroy such an identity symbol in order to control the political movement and disperse it. Finally¡ such an event (destroy the identity place) lead to control and disperse the protest population. As well as we couldnt observe any significant political changes in Bahrain after destroying in spite of subsequent demonstrates.
this research was done by descriptive and analysis method. Also the data was collected by means of log method from the international credible agencies. The analysis method at this research is qualitative analysis that is done based on reason¡ logic and explanation of the authors after data collection.Keywords: Place Identity, Central Place, Lolo Square, Political Movement, Bahrain Government -
پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق تحولاتی در ساختار نظام بین الملل به وقوع پیوست و ساختار دوقطبی جای خود را به ساختار تک قطبی به رهبری ایالات متحده آمریکا داد. در کنار این تحول ساختاری، رشد و پیشرفت علم و فناوری نیز به تحول و تکثر در بازیگران نظام بین الملل و تنوع در موضوع های بین المللی منجر شد. مجموعه این تحولات سبب پیدایش و تکوین سازمان های بین المللی و افزایش نقش آن ها در عرصه روابط بین الملل شد. از دهه 90 به بعد شاهد رشد و افزایش سازمان های بین المللی جهانی و منطقه ای در نظام بین الملل هستیم. افزایش سازمان های منطقه ای از اهمیت نقش مناطق و همگرایی منطقه ای در سال های اخیر حکایت دارد. یکی از این سازمان های بین المللی منطقه ای، سازمان همکاری اقتصادی دریای سیاه است. ازاین رو، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی – تحلیلی، سازمان همکاری اقتصادی دریای سیاه را بررسی و تبیین می کند. ماحصل جستار حاضر اشاره دارد که سازمان با هدف حفظ صلح و ثبات در منطقه دریای سیاه و برقراری روابط مسالمت آمیز میان کشورهای عضو ایجاد شد و کشورهای عضو سازمان خواهان پیوستن به اتحادیه اروپا هستند و این سازمان را به عنوان یک باشگاه آماده سازی برای عضویت در اتحادیه اروپا فرض می کنند.
کلید واژگان: تحولات ساختاری, منطقه دریای سیاه, سازمان های بین المللیAfter the disintegration of the Soviet Union and Eastern Bloc the international system underwent dramatic change and bipolar system gave its place to a unipolar system led by the United States. Besides this structural change, the development in the field of science and technology has led to the evolution and diversity in international actors and issues. All these developments led to the emergence and evolution of international organizations and the increased role of them in international arena. After 1990s we witness the growth and increase in the number of regional and global international organizations. This growth indicates the importance of regions, regional organization and regional integration in recent years. One of these regional international organizations is the Black Sea Economic Cooperation Organization. The present article examines the function and performance of the Black Sea Economic Cooperation Organization by a descriptive-analytical method. The finding of the study shows that the organization was primarily established with the aim of maintaining peace, stability and friendly relations among the member states but some member countries are interested to join the European Union and consider this regional organization as a stepping stone for joining European Union.Keywords: structural changes, International System, the Black Sea region, international organizations -
با حضور موثر رسانه ها در عرصه بین الملل، دیپلماسی سنتی متحول شده و «دیپلماسی رسانه ای» به عنوان یکی از شاخه های اصلی فعالیت دستگاه سیاست خارجی پدیدار شده است. در دو دهه گذشته، اهمیت بهره گیری از رسانه های بین المللی موجب شده که کشورهای در حال توسعه نیز در اندیشه بهره مندی از این رسانه ها برآیند. قطر از جمله کشورهایی است که با راه اندازی شبکه خبری الجزیره در سال 1996 استفاده از دیپلماسی رسانه ای را در دستور کار خود قرار داده است. از این رو، مقاله حاضر با رویکرد تبیینی، بر واکاوی مبانی دیپلماسی رسانه ای قطر سامان یافته است. ماحصل پژوهش حاضر اشاره دارد که قطر با اهمیت یافتن «جغرافیای رسانه ای» کوشیده است تا از رسانه های فراملی و جهانی برای جبران کمبود های ژئوپولیتیکی خود استفاده کند. از سویی دیگر قطر به عنوان یک کشور کوچک آسیب پذیر، و به علت نداشتن منابع قدرت سخت افزاری، برای حفظ بقا و امنیت خود در تلاش است تا با پیروی از سیاست «برند سازی ملی»، و از طریق شبکه الجزیره، ضمن تلاش برای انتقال از حاشیه به متن نظام بین الملل، سعی در پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود نماید. با در نظر گرفتن این مبانی می توان به تاثیر شبکه الجزیره در نفوذ سیاست خارجی قطر پرداخت.
کلید واژگان: دیپلماسی رسانه ای, قطر, شبکه الجزیره, جغرافیای رسانه ای, برندسازی ملی
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.