mostafa oveisi
-
به منظور بررسی کارایی روش های نمونه برداری تصادفی، زیگزاگ و قطری هر یک در هفت سطح نمونه برداری در برآورد جمعیت علف های هرز مزارع ذرت تحت سیستم های آبیاری قطره ای، نشتی و بارانی، پژوهشی در سال زراعی 99-1398 در شش مزرعه ذرت (Zea mays L.) انجام شد. به منظور برآورد دقت روش های نمونه برداری، ابتدا قطعه مورد مطالعه با روش نمونه برداری شبکه بندی معیار به ابعاد 5 متر × 5 متر شبکه بندی و در محل تلاقی خطوط با استفاده از کوآدرات مربع، مساحتی معادل یک متر مربع مورد بررسی قرار گرفت و داده های مربوط به تراکم و تنوع گیاهچه های علف های هرز به تفکیک گونه طی یک مرحله ثبت شد. نتایج نشان داد، افزایش سطوح نمونه برداری سبب افزایش دقت در برآورد تعداد گونه های علف های هرز در روش های نمونه برداری مختلف شد. در سطوح پایین نمونه برداری، روش نمونه برداری تصادفی با خطای کمتری تراکم علف های هرز را برآورد نمود اما با افزایش سطوح نمونه برداری دقت روش های نمونه برداری سیستماتیک قطری و زیگزاگ افزایش یافت و به ترتیب با 20 و 21 واحد نمونه برداری با دقت قابل قبولی تراکم گیاهچه های جمعیت علف های هرز را برآورد کردند. با افزایش سطوح نمونه برداری میزان خطا در برآورد تراکم گونه C. album کاهش یافت به طوری که کمترین خطا در سطوح IV (با 16 نمونه در روش های تصادفی و قطری و 17 نمونه در روش زیگزاگ)، VI (با 24 نمونه در روش های تصادفی و قطری و 25 نمونه در روش زیگزاگ) و VII (با 28 نمونه در روش های تصادفی و قطری و 29 نمونه در روش زیگزاگ) به ترتیب با 04/0، 02/0 و 06/0- مشاهده گردید.کلید واژگان: آلودگی لکه ای, روش زیگزاگ, روش قطری, سطوح نمونه برداریIn order to investigate the effectiveness of random, zigzag and diagonal sampling methods in seven sampling levels in estimating the weed population of corn fields under drip, furrow and sprinkler irrigation systems, a research was conducted in 2020 year in six corn fields. In order to estimate the accuracy of the sampling methods, first, the studied area was gridded with the standard grid sampling method of 5 m × 5 m and at the intersection of the lines using a square quadrat an area equal to one meter. The data related to the species number and density of weed seedlings by species were recorded in one stage. The results showed that increasing the sampling levels increased the accuracy in estimating the number of weed species in different sampling methods. At low sampling levels, the random sampling method estimated weed density with less error, but with increasing sampling levels, the accuracy of diagonal and zigzag systematic sampling methods increased and with 20 and 21 sampling units, respectively, they estimated the density of seedlings of the weed population with acceptable accuracy. With the increase of sampling levels, the amount of error in estimating the density of C. album species decreased so that the lowest error was in levels IV , VI (with 24 samples in random and diagonal methods and 25 sample in zigzag method) and VII (with 28 samples in random and diagonal methods and 29 samples in zigzag method) were observed with 0.04, 0.02 and -0.06 respectively.Keywords: Diagonal Method, Patch Infestation, Sampling Levels, Zigzag Method
-
یکی از عوامل مهم خسارت زا در انگور علف های هرز بخصوص علف هرز پنجه مرغی Cynodon dactylon L. است. این مطالعه به مدت سه سال، در تاکستان انگور رقم یاقوتی قرمز در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در منطقه سیستان، واقع در جنوب شرق ایران اجرا شد. تیمارهای آزمایش کاربرد چهار علف کش کلتودیم، ستوکسیدیم ، فلوآزیفوپ پی بوتیل، هالوکسی-فوپ آرمتیل استر 5- کاربرد مالچ پلی اتیلن به مدت یک سال 6- دو سال 7- سه سال 8- شاهد (بدون کاربرد علف کش و مالچ) بودند. نتایج در مجموع حاکی از کنترل شیمیایی مناسب پنجه مرغی بود به نحوی که علف کش ستوکسیدیم که کم اثرترین علف کش در بین تیمارها شناخته شد، وزن خشک قسمت های روزمینی و زیرزمینی پنجه مرغی را تا 60 درصد کاهش داد. موثرترین علف کش ها در کنترل پنجه مرغی، به ترتیب علف کش کلتودیم و هالوکسی فوپ آرمتیل استر بودند که وزن خشک شاخساره و ریزوم پنجه مرغی را در هر سه سال آزمایش، تا 90 درصد کم کردند. در مقابل اما، کاربرد متوالی مالچ پلی اتیلن در تیمارهای دوسال و سه سال استفاده از مالچ، وزن خشک شاخساره و ریزوم پنجه مرغی را به صفر رساند. در حالی که کاربرد یک ساله مالچ پلی اتیلن، تاثیری شبیه به شاهد بدون کنترل علف هرز داشت. بیشترین عملکرد انگور به ترتیب از تیمار کاربرد سه ساله به مقدار 13000 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. کاربرد مالچ پلی اتیلن برای دو یا سه سال متوالی باعث کنترل کامل پنجه مرغی و البته عملکرد بالاتر انگور در مقایسه با کاربرد کلتودیم شد.کلید واژگان: انگور یاقوتی قرمز, مالچ پلی اتیلن, کاربرد علف کش, اقلیم خشک, کنترل غیرشیمیاییGrapevine production encounters significant challenges due to competition from Cynodon dactylon. We conducted a three-year study in a Red Yaghuti vineyard using a randomized complete block design. Our experiment included treatments with Clethodim, Sethoxydim, Fluazifop-p-butyl, and Haloxyfop R-methyl ester, as well as the application of polyethylene mulch (PM) for one, two, or three consecutive years. A control group with no weed control measures was also included, resulting in a total of eight experimental treatments. Even the least effective herbicide, Sethoxydim, reduced the dry weight of both above-ground and underground parts of C. dactylon by at least 60%, underscoring the efficacy of the herbicides for controlling C. dactylon. However, among the herbicides tested, Clethodim was the most effective in reducing the dry weight of both above-ground and underground parts of C. dactylon. Keeping C. dactylon plants under PM for two consecutive seasons virtually eliminated measurable dry weight in both above-ground and underground parts. The treatment of three consecutive years of soil under PM produced similar results to two consecutive years, resulting in zero dry weight for both above-ground and underground parts of C. dactylon. In comparison, the control and one-year PM treatments consistently yielded less than the herbicide treatments. The highest yield was achieved with consecutive years of PM use, producing approximately 13,000 kilograms per hectare. The economic and environmental costs of Clethodim use versus PM in vineyards differ significantly. While herbicides like Clethodim involve recurring costs and potential.Keywords: Red Yaghuti Grapevine, Polyethylen Mulch, Herbicide Application, Arid Environment, Vineyard
-
حفظ و بازگرداندن بقایای گیاهی به خاک نه تنها باعث بهبود ساختار فیزیکی و شیمیایی خاک می شود، بلکه وجود ترکیبات شیمیایی دگرآسیب بقایا می تواند باعث کاهش سبز شدن و رشد علف های هرز شود. در این راستا، آزمایشی در سال زراعی 99-1398 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی دانشگاه تهران انجام شد. تیمارهای آزمایش در سه سطح بقایای گیاهی (عدم بقایا، بقایای کلزا و جو)، دو نوع خاک (استریل و مزرعه)، سه سطح دمای خاک (25، 35 و 45 درجه سانتی گراد) و دو نوع علف هرز تاج خروس ریشه قرمز (Amaranthus retroflexus) و جودره (Hordeum spontaneum Koch.) بودند. با افزایش دمای خاک از 25 تا 45 درجه سانتی گراد، درصد و سرعت ظهور گیاهچه علف های هرز، در خاک مزرعه افزایش و در تیمارهای بقایای جو و کلزا کاهش یافت. در خاک های استریل و مزرعه نیز، بیشترین درصد ظهور گیاهچه (به ترتیب 1/76 و 1/66) و سرعت ظهور گیاهچه علف های هرز (به ترتیب 12/0 و 11/ معکوس ساعت) در تیمار بدون بقایای گیاهی مشاهده شد. برخلاف خاک مزرعه در شرایط استریل شده، تیمار بدون بقایای گیاهی اختلاف زیادی با تیمارهای بقایای جو و کلزا داشت. اگرچه اثر دگرآسیبی بقایای گیاه کلزا نسبت به جو در کنترل صفات رویش و استقرار علف های هرز تاج خروس ریشه قرمز و جودره بیشتر بود؛ با این حال، هر دو گیاه زراعی توانستند فرآیند سبز شدن علف های هرز مورد نظر را مختل کنند؛ بنابراین، حفظ بقایای گیاهی خاک می تواند با تقویت جمعیت میکروارگانیسم های خاک و کنترل نسبی جمعیت علف های هرز، در کاهش مقدار و هزینه کاربرد علف کش ها، حفظ محیط زیست و پایداری سیستم های کشاورزی حائز اهمیت باشد.کلید واژگان: آللوپاتی, خاک استریل, درصد ظهور نهایی گیاهچه, سرعت ظهور گیاهچه, میانگین زمان ظهور گیاهچهKeeping and returning plant residues to the soil not only improve the physical and chemical structure of the soil, but the presence of chemical compounds of the residues can also reduce the germination and growth of weeds. In this regard, a factorial experiment based on randomized complete blocks design with three replications was conducted at the experimental greenhouse of agricultural research station of the college of agriculture and natural resources, university of Tehran in 2019-2020. Treatments included three levels of plant residues (no-residues, residues of Brassica napus and Hordeum vulgare), two types of soil (no-sterile and sterile), three levels of soil temperature (25, 35 and 45oC) and two types of weed (Amaranthus retroflexus and Hordeum spontaneum). By increasing the temperature from 25 to 45oc, the final emergence percentage and emergence rate of weed seedling in the no-residues increased and in the treatments with Brassica and Hordeum residues decreased. In both sterile and no-sterile soils, the highest final emergence percentage (76.1 and 66.1%) and emergence rate of weed seedling (0.12 and 0.11 h-1) were observed in the no-residues. In addition, in sterile soil, the mentioned treatment was very different from the treatments of Brassica and Hordeum residues. Although the allelopathic effect of Brassica napus residues for controlling the emergence of the H. spontaneum and A. retroflexus compared to H. vulgare was greater; however, both crops were able to disrupt the emergence of the weeds. Therefore, preserving soil plant residues by strengthening the population of soil microorganisms and the relative control of the weed population can be important in reducing the amount and cost of application herbicides, environmental protection, and maintaining the stability of agricultural systems.Keywords: Allelopathy, Final Seedling Emergence Percentage, Mean Time Of Seedling Emergence, Seedling Emergence Rate, Sterile Soil
-
اولین و مهمترین مرحله در برنامه ریزی مدیریت علف های هرز، شناخت جمعیت علف های هرز است که با نمونه برداری آغاز می شود. روش نمونه برداری مناسب برای درک واقعی و دقیق از آلودگی علف هرز در مزارع ضروری است. به منظور بررسی کارایی روش های نمونه برداری شبکه بندی در برآورد جمعیت علف های هرز مزارع ذرت تحت سیستم های آبیاری قطره ای، بارانی و نشتی، پژوهشی در سال زراعی 99-1398 در شش مزرعه ذرت (Zea mays L.) انجام شد. مزارع با نه روش (سه روش مربعی، مستطیل در طول مزرعه و مستطیل در عرض مزرعه و هر کدام در سه اندازه)، شبکه بندی شدند. در محل تلاقی خطوط با استفاده از کادرهای مربع و مستطیل شکل یک متر مربعی به صورت عمود بر خطوط کاشت، داده های مربوط به غنای گونه ای و تراکم گیاهچه های علف های هرز به تفکیک گونه و در مرحله چهار برگی ذرت ثبت شدند. نتایج نشان داد که در گونه های علف هرزی همچون Amaranthus blitoides که دامنه پراکنش گسترده است، در سیستم های آبیاری قطره ای و نشتی، کوآدرات مربع و در سیستم آبیاری بارانی کوآدرات مستطیل برآورد دقیق تری را نشان داد. این امر متاثر از الگوی خیس شدن متفاوت خاک در روش های مختلف آبیاری بود که به نوعی ظهور علف های هرز نیز در مزرعه تابع آن است. در سایر گونه های علف هرز همچون Amaranthus retroflexus که دامنه پراکنش محدودتر بود، کوآدرات مربع در هر سه سیستم آبیاری، برآورد تراکم علف هرز را با خطای کمتری در مقایسه با کوآدرات مستطیل انجام داد. با بررسی دقت روش های نمونه برداری شبکه بندی در برآورد جمعیت علف های هرز مشاهده شد که روش های شبکه بندی مستطیل با افزایش ابعاد شبکه بندی در طول یا عرض مزرعه برآورد دقیق تری از غنای گونه ای، تراکم جمعیت و همچنین تراکم تک گونه های علف هرز در مقایسه با روش های شبکه بندی مربعی با ابعاد بزرگ تر داشتند. با استفاده از این روش های شبکه بندی، می توان به واسطه کاهش نقاط نمونه برداری با سهولت بیشتر و صرف نیروی انسانی کمتر، وضعیت گونه های علف های هرز را در مزرعه مورد بررسی قرار داد.کلید واژگان: آبیاری بارانی, آبیاری قطره ای, آبیاری نشتی, کادر مربع, کادر مستطیلThe first and most important step in weed management planning is to know the weed population. The proper sampling method is necessary to get a real and accurate knowledge of weed contamination in the fields. To investigate the effectiveness of grid sampling methods in estimating the weed population of corn fields under drip, furrow and sprinkler irrigation systems, a research was conducted in 2020 in six corn (Zea mays L.) fields. The fields were gridded with nine methods (three square methods, a rectangle along the field and a rectangle across the field each in three sizes). At the intersection of the lines, using square (100×100 cm) and rectangular (80×125 cm) squares perpendicular to the planting lines, data on the density and diversity of weed seedlings were recorded by species and at the four-leaf stage of corn. The results showed that in weed species such as A. belitoides, which had a wide distribution range, in drip and furrow irrigation systems, the square quadrat showed a more accurate estimate, and in the rain irrigation system, the rectangular quadrat showed a more accurate estimate. This was affected by the different wetting patterns of the soil in different irrigation methods, which somehow affected the emergence of weeds in the field. In other weed species, such as A. retroflexus, which had a more limited distribution range, the square quadrat in all three irrigation systems estimated weed density with less error than the rectangular quadrat. Examining the accuracy of grid sampling methods in weed population estimation showed that rectangular grid methods by increasing the grid dimensions along the length or width of the land had a more accurate estimate of species diversity and population density, as well as the density of single weed species compared to square grid methods with larger dimensions. By using these networking methods, along with the appropriate estimation of species diversity and weed population density, the status of weed species in the field can be investigated by reducing the sampling points with greater ease and less human effort.Keywords: Drip Irrigation, Furrow Irrigation, Rectangular Quadrate, Sprinkler Irrigation, Square Quadrate
-
به منظور بررسی کارایی روش های نمونه برداری شبکه بندی در برآورد توزیع مکانی جمعیت علف های هرز مزارع ذرت تحت سیستم های آبیاری قطره ای، نشتی و بارانی، پژوهشی در سال زراعی 99-1398 در سه مزرعه ذرت (Zea mays L.) انجام شد. مزارع با دو روش 5 متر × 5 متر و 10 متر × 5 متر شبکه بندی شدند. در محل تلاقی خطوط با استفاده از کوآدرات های مربع (100×100 سانتی متر) و مستطیل (125×80 سانتی متر)، داده های مربوط به تنوع و تراکم گیاهچه های علف های هرز به تفکیک گونه و در مرحله چهار برگی ذرت ثبت شد. به طورکلی نقشه های توزیع مکانی، توزیع لکه ای علف های هرز و اثرگذاری سیستم آبیاری بر چگونگی ظهور لکه ها را تایید نمود که متاثر از خصوصیات بیولوژیکی و الگوی خیس شدن خاک مزرعه بود. واریوگرام گونه های مورد مطالعه نشان داد که در سیستم آبیاری نشتی دامنه تاثیر گونه ها در مقایسه با سایر سیستم های آبیاری افزایش یافت به طوری که بیشترین دامنه تاثیر مربوط به گونه باریک برگ S. verticillata و کمترین دامنه تاثیر مربوط به گونه A. retroflexus بود. دامنه تاثیر عمده گونه های مورد مطالعه در سیستم آبیاری قطره ای کوچک تر بود. نقشه های خروجی، تعداد بیشتر لکه های پرتراکم گونه های علف های هرز را در سیستم آبیاری بارانی نشان دادند که احتمالا ناشی از الگوی خیس شدن یکپارچه مزرعه باشد. روش های نمونه برداری از گونه های مورد مطالعه، در برآورد نقشه های توزیع مکانی اختلاف نشان دادند. روش نمونه برداری شبکه بندی مستطیل 10 متر × 5 متر عمدتا اندازه لکه های علف هرز را کمی بزرگ تر از روش شبکه بندی مربع 5 متر × 5 متر نشان داد.کلید واژگان: الگوی پراکنش, ژئواستاتیک, کوادرات مربع, کوادرات مستطیل, گونه های علف هرزIn order to investigate the effectiveness of grid methods in estimating the spatial distribution of weed populations in corn fields under drip, furrow and sprinkler irrigation systems, a research was conducted in 2020 year in three corn fields. The fields were gridded with two methods of 5 m × 5 m and 5 m × 10 m. At the intersection of the lines, using square (100×100 cm) and rectangular (80×125 cm) squares perpendicular to the planting lines, data on the density and diversity of weed seedlings were recorded by species. In general, the spatial distribution maps confirmed the distribution of weed patches and the effect of the irrigation system on the appearance of patches, which was affected by the biological characteristics and wetting pattern of the field soil. The variogram of the studied species showed that in the furrow irrigation system, the range of influence of the species increased compared to other irrigation systems, The distribution range of the studied species was smaller in the drip irrigation system. The output maps showed a higher number of dense patches of weed species in the sprinkler irrigation system, possibly due to the uniform wetting pattern of the field. Sampling methods of the studied species showed differences in the estimation of spatial distribution maps. The rectangular grid sampling method of 5 m × 10 m mainly showed the size of the weed patches to be slightly larger than the square grid method of 5 m × 5 m,Keywords: Distribution Pattern, Geostatistics, Rectangle Quadrate, Square Quadrate, Weed Species
-
به منظور تعیین دماهای کاردینال جوانه زنی بذر علف هرز مهاجم آمبروزیاAmbrosia psilostachya آزمایشی در آزمایشگاه علوم علف های هرز دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال 1401 انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و هشت تیمار دمایی شامل دماهای پنج، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سانتی گراد به اجرا درآمد. سرعت و درصد جوانه زنی بذرها محاسبه شد و جهت توصیف و پیش بینی دماهای کاردینال جوانه زنی، از مدل های دندان مانند، دو تکه ای و بتای چهار و پنج پارامتری استفاده شد. به منظور ارزیابی برازش و دقت پیش بینی مدل های مختلف، از برآوردگرهای آماری شامل ریشه دوم میانگین مربعات خطا (RMSE) و شاخص آکاییک تصحیح شده (AICc) استفاده شد. بالاترین درصد جوانه زنی در دماهای 15، 20 و 25 درجه سانتی گراد به ترتیب با 3/60، 7/63 و 63 درصد به دست آمد که میان آن ها تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت. بیشترین سرعت جوانه زنی (d-113/0) و کمترین مقدار متوسط زمان جوانه زنی (48/7 روز) به دمای 25 درجه سانتی گراد تعلق داشت. به دلیل پایین بودن AICc و RMSE، مدل پنج پارامتری بتا بهترین مدل برای پیش بینی پاسخ درصد جوانه زنی به دما در آمبروزیا بود و در مقایسه با دیگر مدل ها، توصیف بهتری از واکنش درصد جوانه زنی آمبروزیا نسبت به دما ارایه داد. به طورکلی دماهای پایه، بهینه و حداکثر این علف هرز با مدل پنج پارامتری بتا، به ترتیب پنج، 5/25 و 13/42 درجه سانتی گراد تخمین زده شد.کلید واژگان: درصد جوانه زنی, سرعت جوانه زنی, متوسط زمان جوانه زنی, مدل پنج پارامتری بتاThis research was carried out to estimate the cardinal temperatures of Ambrosia psilostachya seed germination and evaluation of some nonlinear regression models. The experiment was performed at Tehran University Weed laboratory in 2022. In this experiment, the seeds were exposed to 8 temperature treatments (5, 10, 15, 20, 25, 30, 35, and 40ºC) with 3 replications in a completely randomized design. The germination rate, seed germination percentage and mean germination time of seeds were measured. Cardinal temperatures of seed germination were estimated using four regression models including segmented, dent-like and beta (four and five parameters) models. The performance of models and statistical indices was compared by RMSE (root mean squared of error), R2 (coefficient of determination) and AICc (corrected Akaike Information Criterion). Highest germination percentage was obtained at 15, 20 and 25°C (60.3%, 63.7% and 63%, respectively). The Highest germination rate (0.13d-1) and the lowest mean germination time (7.48d) were obtained at 25°C. Due to lower AICc and RMSE, the beta model (five parameters) was the best model for predicting the response of germination percentage to temperature in A psilostachya. Generally, base, optimal and ceiling temperatures were estimated 5, 25.5 and 42.13°C respectively by beta five-parameter model.Keywords: Beta 5 parameters model, germination percentage, germination rate, mean germination time.
-
در برنامه ریزی مدیریت علف های هرز، مهمترین مرحله شناخت جمعیت علف های هرز می باشد که با نمونه برداری آغاز می شود. به منظور بررسی کارایی روش های نمونه برداری تصادفی، زیگزاگ و قطری به ترتیب با 28، 29 و 28 واحد نمونه برداری، شکل (مربع و مستطیل) و ابعاد کوآدرات (25/0 متر مربع و یک متر مربع) در برآورد جمعیت علف های هرز مزارع ذرت تحت سیستم های آبیاری قطره ای، نشتی و بارانی، پژوهشی در سال زراعی 99-1398 در شش مزرعه ذرت (Zea mays L.) انجام شد. به منظور برآورد دقت روش های نمونه برداری، ابتدا قطعه مورد مطالعه با روش نمونه برداری شبکه بندی معیار به ابعاد 5 متر × 5 متر (171 نقطه نمونه برداری) شبکه بندی و در محل تلاقی خطوط با استفاده از کوآدرات مربع (100×100 سانتی متر)، مساحتی معادل یک متر مربع مورد بررسی قرار گرفت و داده های مربوط به تراکم و تنوع گیاهچه های علف های هرز به تفکیک گونه در مرحله چهار برگی ذرت و پیش از کاربرد علف کش طی یک مرحله ثبت شد. نتایج نشان داد که صرف نظر از شکل کوآدرات و روش نمونه برداری، کوآدرات های یک متر مربعی در مقایسه با ابعاد کوچک تر کوآدرات، برآورد بهتری از تنوع گونه ای و تراکم جمعیت علف های هرز در مزارع ذرت تحت سه سیستم آبیاری داشتند. اما هنگامی که تنها تراکم علف های هرز مد نظر باشد، استفاده از کوآدرات مستطیل شکل 25/0 متر مربعی (100 × 25 سانتی متر) توانست برآورد تراکم علف های هرز را با دقت قابل قبولی انجام دهد. با توجه به متفاوت بودن الگوی خیس شدن خاک در سیستم های آبیاری مختلف و به تبع آن ظهور علف های هرز و نحوه پیمایش در هر روش نمونه برداری، روش های نمونه برداری برآوردهای متفاوتی از تراکم جمعیت علف های هرز نشان دادند؛ به طوری که روش نمونه برداری قطری در سیستم آبیاری قطره ای و روش های نمونه برداری زیگزاگ و تصادفی در سیستم های آبیاری بارانی و نشتی، خطای کمتری را در مقایسه با روش نمونه برداری شبکه بندی معیار نشان دادند. این در حالی است که در بررسی تک گونه های علف های هرز، روش نمونه برداری سیستماتیک قطری در هر سه سیستم آبیاری کمترین خطا را در دقت برآورد تراکم گونه های مورد مطالعه در مقایسه با روش شبکه بندی معیار نشان داد.کلید واژگان: روش تصادفی, روش زیگزاگ, روش قطری, کوآدرات مربع, کوآدرات مستطیلIn weed management planning, the most important step is to know the weed population, which starts with sampling. In order to investigate the effectiveness of random, zigzag and diagonal sampling methods with 28, 29, and 28 sampling units, respectively, the shape (square and rectangle) and the size of the square (0.25 square meters and one square meter) for estimating the weed population of corn fields under drip, Furrow, and sprinkler irrigation systems, a research was conducted in 2020 in six corn (Zea mays L.) fields. In order to estimate the accuracy of the sampling methods, first, the studied area was gridded with the standard grid sampling method of 5 m × 5 m (171 sampling points) and at the intersection of the lines using a square quadrat (100 × 100 cm), an area equal to one square meter. The data related to the species density and diversity of weed seedlings by species were recorded at the four-leaf stage of corn and before herbicide application in one stage. The results showed that regardless of the quadrat shape and sampling methods, one square meter quadrats had a better estimate of species diversity and weed population density in corn fields under three irrigation systems. But when only weed density is considered, the use of a rectangular square of 0.25 m2 (100 × 25 cm) was able to estimate weed density with acceptable accuracy. Due to the different pattern of soil wetting in different irrigation systems and consequently the appearance of weeds and the way of navigation in each sampling method, the sampling methods showed different estimates of the population density of weeds; so that the diagonal sampling method in the drip irrigation system and the sampling methods Zigzag and random in sprinkler and furrow irrigation systems showed less error compared to standard grid sampling method. Meanwhile, in the investigation of single weed species, the diagonal systematic sampling method in all three irrigation systems showed the least error in the accuracy of the density estimation of the studied species compared to the standard grid method.Keywords: Diagonal Method, Random Method, Rectangle Quadrate, Square Quadrate, Zigzag Method
-
سابقه و هدف
کشاورزی فشرده طی سال ها اگر چه باعث افزایش عملکرد به واسطه استفاده از نهاده های شیمیایی شده است، اما کاهش تنوع زیستی، آسیب به سلامت انسان و منابع محیطی را نیز به همراه داشته است. توسعه راهبردهای افزایش بهره وری سامانه های کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک به وسیله کم آبیاری و روش های سازگار کنترل علف های هرز با محیط زیست مانند کشت مخلوط برای کشاورزی پایدار یک امر مهم است. به همین منظور، این پژوهش با هدف بررسی ارزیابی صفات مختلف کشت مخلوط گندم سیاه و لوبیا چشم بلبلی در شرایط کم آبیاری و وجین علف هرز انجام شد.
مواد و روش هااین آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال زراعی 1401 انجام شد. عامل اصلی کم آبیاری در سه سطح فراهم کردن 100% نیاز آبی گیاه (شاهد)، 85% نیاز آبی و 70% نیاز آبی نسبت به شاهد، و عامل فرعی شامل الگوی کاشت که در پنج سطح شامل کشت خالص گندم سیاه، کشت خالص لوبیا چشم بلبلی، سه سطح کشت مخلوط گندم سیاه و لوبیا چشم بلبلی شامل ردیف های کاشت (1:1)، (3:1)، (1:3) بودند. همچنین، عامل فرعی فرعی شامل زمان های وجین علف هرز در پنج سطح عدم وجین (شاهد آلوده)، و وجین تا دو، چهار، شش و هشت هفته پس از سبزشدن محصول بود.
یافته هابالاترین عملکرد دانه در هر دو گیاه گندم سیاه (9/2436 کیلوگرم در هکتار) و لوبیا چشم بلبلی (5/2495 کیلوگرم در هکتار)، در تیمار کشت خالص با هشت هفته وجین علف هرز و آبیاری کامل به دست آمد. تعداد ردیف های کاشت این دو گیاه در کشت خالص نسبت به مخلوط بیشتر بود که طبیعتا عدد بالاتری را ثبت کردند. کشت مخلوط یک ردیف گندم سیاه و یک ردیف لوبیا چشم بلبلی با هشت هفته وجین علف هرز، بالاترین مقدار شاخص سطح برگ برای لوبیا چشم بلبلی (36/3) و گندم سیاه (1/4) و همین الگوی کاشت با شش هفته وجین بیشترین تعداد شاخه در بوته را برای گندم سیاه (16 عدد) ثبت نمود. کمترین زیست توده علف هرز در تیمار عدم وجین نیز توسط همین الگوی کاشت تحت آبیاری 70 درصد (1/12 گرم در مترمربع) به ثبت رسید. بیشترین وزن خشک علف هرز (7/145 گرم در مترمربع) در الگوی کشت خالص لوبیا تحت 85 درصد آبیاری و عدم وجین علف هرز ثبت شد. الگوی کاشت یک ردیف گندم سیاه و یک ردیف لوبیا چشم بلبلی با دو هفته وجین تحت آبیاری 100 درصد، بالاترین نسبت برابری زمین (08/1) را در بین الگوهای کشت مخلوط ثبت نمود.
نتیجه گیریبیشتر الگوهای کشت مخلوط توانستند نسبت برابری زمین بالاتر از یک را کسب کنند که نشان دهنده بهره وری بیشتر این سامانه کاشت نسبت به کشت خالص است. همچنین از لحاظ کنترل زیست توده علف هرز، افزایش عملکرد تحت شرایط کم آبیاری و برخی از صفات در هر دو گیاه، الگوی کشت مخلوط یک ردیف گندم سیاه با یک ردیف لوبیا چشم بلبلی توانست موفق عمل کند. در نتیجه استفاده از کشت مخلوط می تواند تا حدی اثرات زیانبار علف کش ها را کم و کارایی استفاده از زمین را افزایش دهد.
کلید واژگان: الگوی کاشت, تنش خشکی, زیست توده علف هرز, کشاورزی پایدار, نسبت برابری زمینBackground and objectivesModern intensive agriculture has boosted crop yields through chemical inputs. However, this approach has caused decreased biodiversity, harm to human health, and environmental degradation. Developing sustainable agricultural practices that increase productivity while minimizing negative effects, especially in arid and semi-arid regions, requires strategies like deficit irrigation and environmentally compatible weed control methods such as intercropping. This study aims to assess the performance of an intercropping system comprising buckwheat and cowpea under deficit irrigation and minimal weeding. The research seeks to provide insights into the viability of this approach for sustainable agriculture in water-limited environments.
Materials and methodsA field experiment was conducted in 2022 at the Agriculture and Natural Resources campus of the University of Tehran research farm in a randomized complete block design with split-split plot arrangements. The main plot factor included three levels of irrigation: 100% of the plant's water requirement (control), 85% of the water requirement and 70% of the water requirement compared to the control. The subplot factor consisted of five planting patterns: sole cultivation of buckwheat, sole cultivation of cowpea, and three intercropping patterns of buckwheat and cowpea with different row ratios (1:1, 3:1, and 1:3). Timing of weed removal, as the sub-subplot factor, was implemented at five levels: no weeding (control), weeding until the second, fourth, sixth, and eighth weeks after cultivation.
ResultsThe highest grain yield of buckwheat (2436.9 kg ha-1) and cowpea (2495.5 kg ha-1) was observed in the sole cultivation plot with eight weeks of post-planting weeding under full irrigation. These results are attributed to higher planting densities in sole cultivation compared to intercropping. The 1:1 intercropping pattern with eight weeks of post-planting, exhibited the best cowpea leaf area index (3.36), and buckwheat (4.1) and similarly, this intercropping pattern with six weeks of post-planting resulted in the highest number of branches per plant (16). Sole cowpea plot under 85% deficit irrigation exhibited the highest weed dry weight (145.7 g m-2). The highest Land Equivalent Ratio (1.08), was observed in the 1:1 intercropping pattern with two weeks of post-planting weeding under full irrigation. Interestingly, the 1:1 intercropping pattern also showed the lowest weed biomass (12.1 g m-2) without specific weed management under 70% irrigation.
ConclusionMost intercropping treatments achieved a land equivalent ratio greater than one, highlighting the superior efficiency of this planting method compared to sole cultivation. Specifically, the 1:1 intercropping pattern successfully controlled weed biomass, increased grain yields under deficit irrigation, and some for both crops. Therefore, intercropping offers a promising strategy to reduce reliance on herbicides and improve overall land use efficiency.
Keywords: Planting Pattern, Drought Stress, Weed Biomass, Sustainable Agriculture, Land Equivalent Ratio -
کشت لوبیا چیتی در ایران در ماه های مختلف از اردیبهشت تا تیرماه متداول است. به منظور بررسی اثر استیل سالیسیلیک اسید (هورمون ASA) و باکتری باسیلوس ولزنسیس (Bacillus velezensis) بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا چیتی، آزمایشی به صورت کرت های دو بار خردشده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه آموزشی و پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در سال 1400 در تاریخ های کاشت مجزا (نیمه اردیبهشت و آخر خردادماه) انجام شد. تیمارها شامل دو سطح آبیاری (آبیاری 70% و 100% نیاز آبی گیاه) به عنوان کرت اصلی، محلول پاشی بوته (هورمون ASA در سطح 5/0 میلی مولار و شاهد) به عنوان کرت فرعی و تلقیح بذر با باکتری باسیلوس ولزنسیس و عدم تلقیح به عنوان کرت فرعی فرعی بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که برهمکنش تاریخ کاشت، آبیاری، محلول پاشی هورمون ASA روی بوته و تلقیح بذر با باکتری بر صفات شاخص سطح برگ، عملکرد دانه، شاخص برداشت گیاه لوبیا چیتی معنی دار بود. در تیمارهای بدون تنش آبی، در کشت نیمه اردیبهشت ماه بیش ترین ارتفاع بوته (154 سانتی متر)، تعداد شاخه فرعی در بوته (هفت عدد) شاخص سطح برگ (3/7)، عملکرد دانه (3045 کیلوگرم در هکتار)، شاخص برداشت (43%)، وزن صددانه (37 گرم)، تعداد غلاف در بوته (24 عدد) در اثر محلول پاشی اسیدسالیسیلیک و تلقیح با باکتری به دست آمد. بالاترین عملکرد بیولوژیک (7997 کیلوگرم در هکتار) مربوط به کشت آخر خردادماه در اثر تنش کم آبی (70% نیاز آبی گیاه) و محلول پاشی با هورمون ASA و تلقیح با باکتری بود. به طور کلی، در شرایط تنش کم آبی در هر دو تاریخ کاشت کاربرد توام هورمون پاشی بوته و تلقیح بذر با باکتری باعث افزایش صفات عملکرد گیاه لوبیا چیتی شد.کلید واژگان: اسیدسالیسیلیک, باکتری باسیلوس ولزنسیس, تاریخ کاشت, تنش کم آبیاری, محلول پاشی هورمونPinto bean (Phaseolus vulgaris) is being sown in Iran from April to July. To investigate the effect of acetylsalicylic acid (ASA) and Bacillus velezensis bacteria on pinto bean yield and yield component, an experiment was conducted as a split-split plots experiment in a randomized complete block design with four replicates in the research farm of the college of Agriculture and Natural Resources, University of Tehran in 2021 on separate planting dates (mid May and late June). The treatments included two irrigation levels (irrigation 70% and 100% of the plant's water requirement) as the main plot, foliar spraying (ASA hormone at 0.5 mM level and control) as a secondary plot and inoculation with Bacillus velezensis bacteria and no inoculation as a secondary subplot. Results of the analysis of variance showed that the interactions of sowing date, irrigation, foliar spraying, and inoculation with bacteria on the traits measured in pinto beans was significant. The maximum plant height (154 cm), number of sub-branches (7), leaf area index (7.3), seed yield (3045 kg/ha), and harvest index (43%), 100 seed weight (37 g), pod number (24) were obtained in mid-May planting date, along with salicylic acid foliar spraying and bacterial inoculation without water stress. The highest biological yield (7997 kg/ha) was obtained under water deficit stress (70% of plant water requirement) and foliar spraying with ASA hormone and inoculation with bacteria, in late June sowing date. Overall, hormone spraying and inoculation with bacteria improved the yield characteristics of pinto bean under drought-stress conditions in both sowing dates.Keywords: Bacillus Velezensis, Drought Stress, Hormone Spraying, Salicylic Acid, Sowing Date
-
به منظور بررسی تغییر فلور علف های هرز مزارع گندم آبی شهرستان اصفهان طی یک دوره 15 ساله (سال 1398 نسبت به سال 1383) از علف های هرز 100 مزرعه به روش سیستماتیک و مطابق با الگوی w در مرحله پنجه زنی تا ساقه رفتن گندم نمونه برداری انجام شد. گونه غالب علف هرز باریک برگ در سال 1383 یولاف وحشی زمستانه (Avena ludoviciana)، با شاخص غالبیت 1/76 بود؛ در حالی که در سال 1398 سه علف هرز یولاف وحشی زمستانه، جو دره (Hordeum spontaneum) و خونی واش (Phalaris minor) به ترتیب با شاخص های غالبیت 1/70، 3/42 و 6/28 به عنوان گونه های غالب شناخته شدند. گونه های پهن برگ غالب در سال 1383، سلمه تره (Chenopodium album) با شاخص غالبیت 9/67 و هفت بند (Polygonum aviculare) با شاخص غالبیت 96/31 بود؛ در حالی که در سال 1398 بیشترین شاخص غالبیت در سه علف هرز سلمه تره، هفت بند و خاکشیر ایرانی (Descurainia Sophia) به ترتیب با شاخص های غالبیت 4/78، 5/38 و 04/39 مشاهده شد. با استفاده از آنالیز چند متغیره همبستگی کانونی (CCA)، ارتباط پراکنش علف های هرز با عوامل خاک (نیتروژن، فسفر، پتاسیم، بافت خاک و EC)، تناوب زراعی و علف کش ها بررسی شد. علف های هرز خونی واش، جو دره، گیامستک (Bromus commutatus)، شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra)، ازمک (Cardaria draba) و یونجه زرد (Melilotus officinalis) بیشترین همبستگی را با میزان نیتروژن خاک داشتند.کلید واژگان: تجزیه تطابق کانونی, تراکم, شاخص غالبیت, فراوانیIn order to investigate the changes in weed flora in the irrigated wheat fields of Isfahan county over a 15-year period (from 2019 to 2004), a systematic sampling of weeds was conducted in 100 farms with W pattern during wheat tillering to stem elongation stages. In 2004, the dominant weed species was winter wild oat (Avena ludoviciana) with a abundance index of 76.1; however, in 2019 three weed species, including winter wild oat, wild barley (Hordeum spontaneum), and littleseed canarygrass (Phalaris minor) were recognized as the dominant species with abundance indices of 70.1, 42.3, and 28.6, respectively. In 2004, the dominant broadleaf weed species were lambsquarters (Chenopodium album) with a dominance index of 67.9 and prostrate knotweed (Polygonum aviculare) with a dominance index of 31.96. However, in 2019, the highest dominance indices were observed in lambsquarters, prostrate knotweed, and Flixweed (Descurainia Sophia) with abundance indices of 78.4, 38.5, and 39.04, respectively. The correlation between weed distribution and soil factors (nitrogen, phosphorus, potassium, soil texture, and electrical conductivity), crop rotation, and herbicides was examined using canonical correspondence analysis (CCA). Littleseed canarygrass, wild barley, field brome (Bromus commutatus), licorice (Glycyrrhiza glabra), hoary cress (Cardaria draba), and yellow sweet clover (Melilotus officinalis) showed the highest correlation with soil nitrogen levels.Keywords: Abundance index, Canonical correspondence analysis, Density, frequency
-
مدت زمان احیای مسیرهای چوبکشی بعد از عملیات بهره برداری به منظور بازیابی پوشش گیاهی در راستای حفظ جنگل ها اهمیت ویژه ای دارد. هدف از این پژوهش ارزیابی بلندمدت احیای پوشش گیاهی مسیرهای چوبکشی بعد از عملیات چوبکشی در جنگل خیرود بود. بدین منظور تعداد 54 قطعه نمونه (1×1 متری) به صورت تصادفی شامل 27 قطعه در مسیرهای چوبکشی با سن بهره برداری 5، 10، 15 سال با سه شدت ترافیک کم، متوسط، زیاد و 27 قطعه نمونه شاهد با فاصله 10 متر از مسیر چوبکشی موازی همان مسیرهای برداشت شد و کلیه گیاهان درون قطعات نمونه شناسایی و فراوانی آن ها شمارش و گونه ها به تفکیک علفی و درختی و خانواده آن ها شناسایی شدند. نتایج نشان داد از میان سه تیمار بررسی شده (شدت ترافیک، سن بهره برداری و اثر متقابل ترافیک × سن بهره برداری)، عامل شدت ترافیک به تنهایی بر احیای پوشش گیاهی در مسیر چوبکشی تاثیر معنی داری دارد ولی عامل سن بهره برداری و برهمکنش شدت ترافیک و سن بهره برداری تاثیر معنی داری نداشتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که عامل ترافیک تاثیر معنی داری بر روی فراوانی گونه ها دارد. همچنین در هر سه عامل شدت ترافیک، سن بهره برداری و اثر متقابل ترافیک × سن بهره برداری، گونه های درختی در مقایسه با گونه های علفی نسبت به تغییرات خاک تاثیرپذیرتر هستند. بنابراین شدت ترافیک می تواند بر تنوع گونه ها و تعداد گیاهان در مسیرهای چوبکشی موثر باشد و این تاثیر در گونه های درختی بیشتر از گونه های علفی می باشد.
کلید واژگان: بهره برداری جنگل, پوشش علفی, سن بهره برداری, شدت ترافیکThe duration of vegetation restoration in the skid trails after logging operations is crucial and fundamental for preserving forests. The purpose of this research is to evaluate the long-term vegetation restoration of the skid trails in Kheyrud forest after logging operations. Therefore, 54 sample plots (1×1 m) were randomly positioned. This included 27 plots on the skid trails with ages of 5, 10, and 15 years at three traffic intensities (low, medium, and high). Additionally, 27 sample plots served as controls with a distance of 10 m from the skid trails parallel to these trails. All the plants in the plots were identified, their abundance was counted, and their species and families were identified. The results of the current research showed that among the three investigated treatments, traffic intensity alone had a significant effect on the recovery of vegetation along the skid trails. However, the age after harvesting and the interaction of traffic intensity and age after harvesting did not have a significant effect. The results also showed that traffic intensity significantly affected the abundance of species. Furthermore, in all three factors (traffic intensity, age after harvesting, and the interaction of traffic intensity × age after harvesting), tree species were more affected by soil changes compared to herbaceous species. Therefore, traffic intensity can significantly affect the variety of species and number of plants in the skid trails, with a greater effect on tree species than herbaceous species.
Keywords: Age after harvesting, Forest harvesting, herbaceous cover, Traffic intensities -
استفاده از روش های خاکورزی حفاظتی و محصولات مقاوم به کمآبی میتواند راهکار مناسبی برای کاهش تبعات منفی تغییرات اقلیم باشد. اثر روش های خاکورزی، سطوح تنش آبیاری و نیتروژن بر عملکرد سورگوم علوفهای در آزمایشی به صورت کرتهای دوبار خرد شده با سه تکرار در سال زراعی 1397 در مزرعه مورد بررسی قرار گرفت. کرت اصلی شامل روش های خاکورزی مرسوم و بیخاکورزی، کرت فرعی شامل تنش آبی در سه سطح 30، 60 و 90 درصد نیاز آبی گیاه و کرت فرعی فرعی شامل کود نیتروژن در سه سطح صفر، 50 و 100 درصد میزان مورد نیاز گیاه بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که بیش ترین مقدار عملکرد علوفه خشک (3/12 تن در هکتار) در تیمار خاک ورزی حفاظتی با تنش آبی جزیی به دست آمد. همچنین میزان عملکرد سورگوم در تنش متوسط آبی در خاکورزی حفاظتی برابر با میزان عملکرد در خاکورزی مرسوم با تنش آبی جزیی بود. در شرایط تنش آبی جزیی صفات کیفی فیبر خام، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی در خاکورزی حفاظتی نسبت به خاکورزی مرسوم دارای مقدار کمتری بودند. علاوه بر این، صفات کیفی ماده خشک قابل هضم و کربوهیدراتهای محلول در آب در تیمار خاکورزی حفاظتی با مصرف 100 درصد کود نیتروژن مورد نیاز گیاه در مقایسه با خاکورزی مرسوم مقدار بیشتری داشتند. بیشترین میزان پروتیین خام در خاکورزی مرسوم با مصرف 100 درصد کود نیتروژن مورد نیاز گیاه به دست آمد. به نظر میرسد با خاکورزی حفاظتی میتوان با میزان آب کمتر نسبت به خاکورزی مرسوم به عملکرد و کیفیتی قابل قبول در گیاه سورگوم دست یافت، اما نیازمند تحقیقات بلندمدت و تکمیلی میباشد.کلید واژگان: بی خاکورزی, پروتئین علوفه, تنش کم آبی, خاکورزی, کود نیتروژن.Conservative tillage and drought resistant crops can be efficient solution to alleviate climate change impacts. We evaluated tillage effect, water deficit and nitrogen level on sorghum in a split-split plot experiment with three replications. Main plots were conventional tillage and no tillage, sub plots were 30, 60, and 90% of sorghum water requirement, and sub-sub plots were consisted of 0, 50, and 100% of recommended nitrogen. Results showed that the highest forage yield (12263 kg ha-1) was obtained with no till and 100% nitrogen. Also, the yield of sorghum in no till with moderate water stress was equal to the yield in conventional tillage with partial water stress. Under partial water stress, qualitative traits including crude fiber, acid detergent fiber and neutral detergent fiber in no till had lower values than conventional tillage. In addition, qualitative traits including digestible dry matter and water-soluble carbohydrates in no till treatment with 100% nitrogen were higher than conventional tillage. The highest percentage of crude protein in conventional tillage was obtained by using 100% nitrogen. It seems that conservation tillage can achieve acceptable yield and quality in sorghum with less water than conventional tillage, but it requires long-term and additional research.Keywords: Conservational tillage, nitrogen fertilizer, no-tillage, Protein forage, water stress
-
به منظور ارزیابی تاثیر تناوب زراعی و شیمیایی بر بانک بذر علف های هرز مزارع گندم، آزمایشی سه ساله به صورت کرت های خرد شده و در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در استان خوزستان اجرا شد. کرت های اصلی شامل تناوب زراعی (گندم-گندم- گندم، گندم-کلزا-گندم و گندم-چغندرقند-گندم) و کرت های فرعی شامل مدیریت شیمیایی (عدم کاربرد علف کش، تناوب شیمیایی و عدم تناوب شیمیایی (برنامه کشاورز)) بودند. نتایج نشان داد که تغییر در تناوب زراعی، باعث کاهش جمعیت بذر علف های هرز در هر دو عمق مورد بررسی (صفر تا 10 و 10 تا 20 سانتی متر) شد؛ همچنین تلفیق مدیریت شیمیایی با تناوب زراعی به طور معنی داری نسبت فراوانی جمعیت بذر علف های هرز را کاهش داد. در طول سه سال آزمایش و در شرایط عدم کاربرد علف کش، نسبت فراوانی جمعیت بانک بذر علف هرز یولاف وحشی زمستانه در سطح خاک، با کاشت کلزا از 20/2 به 48/1 و با کاشت چغندرقند از 73/2 به 63/0 کاهش یافت، اما در شرایط عدم رعایت تناوب زراعی، نسبت فراوانی بذر این علف هرز در بانک بذر افزایش یافت. این روند در جمعیت بانک بذر کل علف های هرز نیز مشهود بود.
کلید واژگان: علف کش, علف های هرز یک ساله, مدیریت تلفیقیTo evaluate the effect of crop rotation and chemical management on weed seed bank in wheat fields, a three-year experiment was conducted in split-plot design with three replications in Khuzestan province. Main plots were crop rotation (wheat-wheat-wheat, wheat-rapeseed-wheat and wheat-sugar beet-wheat) and subplots were chemical management (Untreated Control (UTC), chemical rotation and no chemical rotation (farmer program)). The results showed the change in crop rotation reduced the frequency ratio of weeds seed bank population in both evaluated depths (0 to 10 and 10 to 20 cm). Also, the combination of chemical management along with crop rotation significantly reduced weeds seed bank population. In the absence of herbicide application in the three years of experiment, the frequency ratio of winter wild oat weed seed bank population on the soil surface decreased from 2.20 to 1.48 with rapeseed and from 2.73 to 0.63 with sugar beet planting, however, in the case of non-crop rotation, the frequency of wild oat seeds in the seed bank increased. This trend was also evident in the total weed seed bank population.
Keywords: Annual weed, herbicide, integrated management -
جهت بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری و کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد برخی ارقام گلرنگ در استان البرز، آزمایشی به صورت کرت های دوبار خرد شده با سه فاکتور در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 98-1397 و در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران واقع در کرج اجرا شد. فاکتور اصلی سطوح آبیاری (معمول، تا نیمه گل دهی و آبیاری تا آغاز پر شدن دانه)، فاکتور فرعی کود نیتروژن (100 و 50 د صد نیاز گیاه) و فرعی فرعی ارقام پدیده، پرنیان، گلدشت و گلمهر بودند. اثر فاکتورهای آبیاری، نیتروژن و رقم در صفات تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق، وزن هزاردانه، عملکرد دانه و زیست توده معنی دار بود. قطع آبیاری در مرحله آغاز دانه بندی و 50 درصد گل دهی به ترتیب منجربه کاهش 2/16 و 1/68 درصدی عملکرد دانه نسبت به آبیاری معمول گردید. با کاهش 50درصدی نیتروژن نسبت به تامین کامل آن، عملکرد دانه 5/8 درصد و زیست توده 12 درصد کاهش یافت. برهمکنش سه گانه آبیاری، کود و رقم در صفات قطر ساقه و طبق معنی دار شد. رقم گلمهر بیشترین و رقم گلدشت کم ترین قطر ساقه را در سطوح مختلف آبیاری و کود نشان دادند. برهمکنش سطوح آبیاری و نیتروژن نشان داد که با کاهش سطوح آبیاری، جذب نیتروژن نیز کاهش یافته و باعث کاهش تعداد دانه در طبق می شود با این وجود تامین 100درصد نیاز نیتروژن درشرایط تنش خشکی مانع افت شدیدتر تعداد دانه در طبق می شود.
کلید واژگان: تامین کود نیتروژن, تعداد طبق, زیست توده, قطع آبیاری, وزن هزاردانهTo investigate the effect of different levels of irrigation and nitrogen fertilizer on yield and yield components of some safflower cultivars, an experiment was conducted as a split-split plot in a randomized complete blocks design with three replications in the research farms of the University of Tehran, Karaj during 2018-2019. Main plots were irrigation (normal irrigation, irrigation until at middle of flowering stage and irrigation until the beginning of seed filling), sub plots were nitrogen (supply of 100 % and 50 % of nitrogen needs) and sub-sub plots were safflower cultivars (Goldasht, Golmehr, Padideh and Parnian). The effect of irrigation, nitrogen, and cultivar factors on number of heads per plant, number of seeds per head, 1000-seed weight, grain yield, and biomass were significant. According to the results, cut-off of irrigation at the beginning of seed filling and middle of flowering stages leads to a reduction of 16.2 % and 68.1 % of seed yield compared to normal irrigation, respectively. Reducing the amount of nitrogen by 50 % compared to 100 % supply decreases seed yield 8.5 % and biomass by 12 %. The triple interaction of irrigation, fertilizer and cultivar was significant in stem diameter and head diameter. The interaction of irrigation and nitrogen levels showed that with decreasing irrigation levels, nitrogen uptake also decreased and reduced the number of seed per head. However, providing 100 % of the nitrogen requirement under drought stress conditions prevents a more severe decline in the number of grains per head.
Keywords: Biomass, Cut-off of irrigation, Nitrogen fertilizer supply, Number of head, 1000 Seed Weight -
کاتوس (Cynanchum acutum L.) از علف های چندساله و مهاجمی است که طی یک دهه گذشته، بسیاری از مزارع نیشکر خوزستان را به تصرف خود در آورده است. مطالعه پیش رو، به منظور دستیابی به روشی کارآمد در مهار این علف هرز طی سال زراعی 1398-1397 صورت گرفت. آزمایش به صورت کرت های دو بار خرد شده و در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل عامل اصلی در پنج سطح با کاربرد پیش رویشی علف کش های متری بیوزین، متازاکلر+کویین مراک، پندیمتالین، ایندازیفلام و استوکلر، عامل فرعی اول دارای سه سطح وجین علف هرز شامل اعمال وجین (کف بری) یک نوبت (هفته چهارم پس از سمپاشی پیش رویشی)، وجین دو نوبت (هفته چهارم و هشتم پس از سمپاشی) و بدون وجین و عامل فرعی دوم شامل کاربرد پس رویشی علف کش ها در سه سطح شامل توفوردی + ام سی پی آ، اختلاط توفوردی+ام سی پی آ و متری بیوزین و بروموکسینیل + ام سی پی آ بودند. نتایج نشان داد که استفاده مجزا از دو علف کش پیش رویشی پندی متالین و ایندازیفلام، اجرای دو نوبت وجین و کاربرد پس رویشی اختلاط علف کش های توفوردی+ام سی پی آ و متری بیوزین با میانگین 96 درصد، بیشترین کارایی را در کاهش وزن خشک کاتوس داشتند. اعمال تیمارهای اشاره شده به ترتیب با 7/104، و 9/102 تن در هکتار پس از تیمار شاهد وجین با نزدیک به 110 تن در هکتار، موجب دستیابی به بیشترین عملکرد کمی نیشکر شدند. با وجود این، تیمارهای آزمایش تاثیر معنی داری بر خصوصیات کیفی نیشکر نشان نداد.کلید واژگان: ایندازیفلام, پندیمتالین, علف کش, عملکرد, وجینSwallow-wort (Cynanchum acutum L.) is a perennial and invasive weed that infested many sugarcane fields in Khuzestan. Field experiment was conducted to find out an efficient method for C. acutum control in sugarcane during 2018 and 2019. The experiment was split-split plots in a randomized complete block design with three replications. Main plots were pre-emergence application of metribuzin, metazachlor + qinmerac, pendimethalin, indaziflam and acetochlor; Sub plots were one time hand hoeing (four weeks after pre-emergence application), two-times hand hoeing (four and eight weeks after pre-emergence application), and without hand hoeing and sub-sub plots were post emergence application of 2,4-D+MCPA, mixture of 2,4-D+MCPA and metribuzin, and bromoxynil + MCPA herbicides. Results showed that individual application of Pendimethalin, and indaziflam herbicides, two-times if hand hoeing, and then post emergence application of 2,4-D+MCPA and metribuzin as a had the highest efficiency with an average of 96% in reducing mass dry weight. The application of mentioned treatments increased cane yield 104.7 and 102.9 t/ha respectively compared to the control (without weeding, with 110 t. ha-1). However, the experimental treatments did not show a significant effect on quality traits of sugarcane.Keywords: herbicide, hoeing, indaziflam, pendimethalin, yield
-
کینوا شبه غله ای از خانواده تاج خروسیان است که درحال حاضر ،به دلیل ارزش غذایی بالا و تحمل تنش ها به ویژه خشکی و شوری، به عنوان جایگزین مناسبی برای گیاهان با مصرف آب بالا مطرح است. از طرفی، علف های هرز با رقابت بر سر عواملی مانند آب، نور و مواد معدنی با گیاه زراعی، همواره از عوامل محدودکننده عملکرد بوده اند. بنابراین جهت بررسی قدرت رقابتی کینوا با علف های هرز در شرایط نرمال و تنش خشکی و نیز تعیین زمان لازم برای کنترل علف های هرز، آزمایشی به صورت کرت های خردشده با چهار تکرار در کرج اجرا شد. سطوح آبیاری در کرت های اصلی (60، 80 و 100 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر) و سطوح کنترل در کرت های فرعی (صفر، هفت، 14، 28 روز کنترل و کنترل در تمام فصل) قرار گرفتند. بیشترین عملکرد دانه و عملکرد زیستی کینوا در آبیاری نرمال و کنترل کامل علف هرز و به ترتیب برابر با 331 و 1262 گرم در متر مربع و کمترین آن ها در تنش شدید و عدم کنترل مشاهده شد و به ترتیب 139 و 723 گرم در متر مربع بود. در تیمار یک ماه کنترل و تنش ملایم، عملکرد دانه و عملکرد زیستی به ترتیب برابر با 29 و 25/1010 گرم در متر مربع بود که نشان می دهد، با وجود قدرت رقابتی علف های هرز تابستانه، کینوا در تنش خشکی توان رقابتی مناسبی داشته است و درصورت یک ماه کنترل علف های هرز، عملکردی نزدیک به کنترل کامل حاصل می شود. در برازش عملکرد دانه به مدل لجستیک، بیشترین و کمترین مقادیر پارامترهای y0 و a، یعنی حد بالا و پایین، به ترتیب در آبیاری نرمال و تنش شدید مشاهده شد و ولی بیشترین و کمترین مقدار پارامتر GDD50 به ترتیب در تنش شدید و آبیاری نرمال به دست آمد.کلید واژگان: دوره بحرانی, عملکرد زیستی, کم آبیاری, کنترل علف هرز, مدلسازیQuinoa is a pseudo cereal from Amaranthaceae family, which is currently considered as a suitable alternative for plants with high water consumption due to its high nutritional value and stresses tolerance, especially drought and salinity. Meanwhile, reduction in crop yield caused by weeds competing for water, light and nutrients is well known. Hence, a study was conducted in Karaj to investigate the competitive capacity of quinoa with weeds under normal irrigation and drought stress and also to determine the required time for weed control. The experiment was arranged in split plot randomized complete block design with four replications consisted of irrigation levels (60, 80 and 100 mm evaporation from the evaporation pan) as main plots and weed control levels (0, 7, 14, 28 days of control and control in all seasons) as subplots. The highest quinoa grain (331 g/m2) and biological yields (1262 g/m2) were obtained under normal irrigation in weeds free treatment. Also, the lowest grain and biological yields were 139 and 723 g/m2, respectively that obtained under high drought stress in weeds infestation during growing season. In one month weeds free treatment under medium drought stress, grain and biological yields were 290 and 1010.25 g/m2, which show that despite the competitive potency of summer weeds, quinoa has good competitiveness in drought stress, and with one month of weed control, can achieve performance close to full control. In logistic model fitting to the grain yield, the maximum and minimum values of y0 and a, i.e. upper and lower limits, were observed in normal irrigation and high drought stress, respectively; although, the maximum and minimum values of GDD50 were obtained in high drought stress and normal irrigation, respectively.Keywords: Critical period, Biological yield, deficit-irrigation, modeling, Weed control
-
بررسی ریخت شناسی ریشه در مناطق خشک و نیمه خشک دنیا بسیار مهم است چرا که عملکرد گیاه تحت شرایط تنش خشکی به میزان زیادی به توانایی ریشه در جذب آب و مواد غذایی بستگی دارد. به همین منظور آزمایشی در مزرعه آموزشی و پژوهشی دانشگاه تهران در سال های 1397 و 1398 انجام شد. این آزمایش به صورت کرت های دو بار خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. خاک ورزی به عنوان عامل اصلی در دو سطح (بدون خاک ورزی و مرسوم)، تنش آبی به عنوان عامل فرعی (در سه سطح تامین 30، 60 و 90 % نیاز آبی) و کود نیتروژن به عنوان عامل فرعی فرعی (در سه سطح مصرف صفر، 50 و 100 % میزان توصیه شده) در نظر گرفته شدند. نتایج جدول تجزیه واریانس نشان داد که بیشترین طول ریشه (4147 سانتی متر بر گیاه)، حجم ریشه (158.13 سانتی متر مکعب بر بوته)، سطح ریشه (3055.7 سانتی متر مربع بر بوته)، تراکم طول ریشه (0.44 سانتی متر مربع بر سانتی متر مکعب خاک)، وزن خشک ریشه (24.32 گرم بر بوته) و وزن تر بوته (6732.6 گرم بر مترمربع)، از اثر متقابل خاک ورزی مرسوم در تنش خشکی خفیف (90% نیاز آبی گیاه) در 100% نیاز کودی نیتروژن گیاه حاصل شد. همچنین اثر متقابل تنش خشکی شدید (30% نیاز آبی گیاه) در 100% نیاز کودی نیتروژن گیاه منجر به کاهش شدید صفات مذکور در هر دو سیستم خاک ورزی موردمطالعه شد. گرچه سیستم خاک ورزی مرسوم در این پژوهش درنهایت موجب افزایش مقدار خصوصیات رشدی ریشه و وزن تر بوته در گیاه ذرت علوفه ای شد ولی به دلیل اینکه تفاوت معنی داری در عملکرد علوفه تر در هر دو سیستم خاک ورزی موردمطالعه مشاهده نشد، سیستم بدون خاک ورزی به سبب آنکه در درازمدت می تواند موجب بهبود خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک گردد، پیشنهاد می شود.
کلید واژگان: تراکم طول ریشه, حجم ریشه, ذرت علوفه ای, سطح ریشه, طول ریشه, وزن خشک ریشهIntroductionThe first factor limiting plant yield in many crop ecosystems is drought stress, and plant productivity under these conditions depends on the distribution of dry matter between plant organs and the spatial distribution of roots in the soil. Knowledge of root length conditions and its distribution in soil profile, which is an indicator of the ability of plants to absorb water from deeper layers and better root permeability in the soil, as well as understanding the shape of the root system, is important (Wasson et al., 2012). In general, the size, morphology, and architecture of the root system determine the plant's ability to absorb water and nutrients, as well as the relative size and growth rate of the shoot (Vamerali et al., 2003). Root growth is determined by the genetic characteristics of the plant as well as the physical and chemical characteristics of the soil. Even in wet areas in response to drought stress, root growth is limited to the topsoil, and when the soil dries, its infiltration resistance increases rapidly, resulting in a combination of drought stresses. Soil and its infiltration resistance (He et al., 2017). Reduction of root dry weight in rice (Nasiri et al., 2015), fresh weight of root in rapeseed (Razaviezadeh and Amoubeigi, 2013) indicate the negative effect of drought stress on root characteristics in Different plants. Tillage is the only crop method by which humans can directly affect soil properties. Moisture storage and aeration to the roots, depending on the desired or unfavorable application of tillage, affects the growth and development of plant roots and ultimately its yield (Bronick and Lal, 2005).
Material and methodsThis experiment was conducted in split -split plots based on randomized complete block design with three replications. Tillage systems as the main -plot in two factors was including no tillage and conventional tillage, Water stress as the subplot in three levels by 30, 60 and 90 Percent of moisture requirement and nitrogen urea as the sub-sub plot at three levels by 0, 50 and 100 percent of the recommended rate.
ResultsThe combined variance analyses indicated that the maximum root length (4147 cm per plant), root volume (158.13 cm3 per plant), root area (3055.7 cm2 per plant), root length density (0.44 cm2. cm-3), root dry weight (24.32 gr pl-1) and plant fresh weight (6732.6 gr. m-2) was obtained from the interaction of conventional tillage in mild drought stress (90% of the plant's water requirement) in 100% of the plant's nitrogen fertilizer requirement. Also, the interaction effect of severe drought stress (30% of plant water requirement) in 100% of plant nitrogen fertilizer requirement led to a sharp decrease in studied traits in both studied tillage systems. Although the conventional tillage system in this study ultimately increased the root growth characteristics and fresh weight of the forage maize plant, but because no significant difference in wet forage yield was observed in both studied tillage systems, the system no tillage is recommended because it can improve the physical and chemical properties of the soil in the long turn.
Keywords: Forage maize, Root length, Root length density, Root surface, root volume -
به منظور بررسی کارایی غلظت های علف کش های مزوسولفورون + یودوسولفورون + دیفلوفنیکان در کنترل علف های هرز گندم تحت تاثیر دما و رطوبت خاک مزرعه، آزمایش مزرعه ای به صورت کرت های دوبار خردشده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار، در دو استان فارس و البرز طی سال های 1395 تا 1397 انجام شد. فاکتورها شامل سمپاشی در زمان های مختلف بعد از آبیاری (شرایط مختلف رطوبتی خاک) به عنوان کرت اصلی در سه سطح شامل سمپاشی در دو و هفت روز بعد از آبیاری و سمپاشی یک روز قبل از آبیاری بعدی، غلظت های مختلف علف کش به عنوان کرت فرعی در شش سطح شامل صفر ، 25، 50، 75، 100 و 125 درصد غلظت توصیه شده و زمان سمپاشی در روز به عنوان کرت فرعی فرعی در دو سطح ساعت هفت تا هشت صبح و ساعت 12-11 صبح بود. نتایج نشان داد که در شرایطی که بعد از سمپاشی رطوبت مهیا شد، غلظت های کاهش یافته این علف کش، کارایی بیشتری در کاهش وزن تر علف های هرز پهن برگ نسبت به سایر شرایط دارند. در غلظت های 33 و 66 و 99 گرم ماده موثره در هکتار (25، 50 و 75 درصد غلظت توصیه شده) به ویژه در شرایط رطوبتی دو روز بعد از آبیاری و یک روز قبل از آبیاری، وزن تر علف های هرز باریک برگ نسبت به تیمار شاهد (غلظت صفر)، اختلاف بیشتری نسبت به شرایط رطوبتی هفت روز بعد از آبیاری داشت. غلظت های کاهش یافته در شرایط رطوبتی نرمال (ظرفیت مزرعه)، کارایی بیشتری در کنترل علف های هرز بررسی شده داشتند و هرچه تنش رطوبتی بیشتر شد، کارایی غلظت های کاهش یافته کاهش یافت.
کلید واژگان: دما, سمپاشی بعد از آبیاری, علف های هرز, غلظت های کاهش یافته, وزن ترIn order to evaluate the efficacy of mesosulfuron + iodosulfuron + diflufenican (Othello OD( herbicide doses under temperature and soil moisture conditions in the control of wheat weeds, field experiments were carried out in Fars and Alborz provinces during 2017 to 2018. Treatments included spraying at different times after irrigation (different soil moisture conditions) as main plots in three levels (2 and 7 days after irrigation and 1 day before next irrigation), dose of herbicide as a subplot at 6 levels (0, 25, 50, 75, 100 and 125% of recommended dose), and spraying day time as sub-sub plots at two levels (7-8 am, and 11-12am). The results showed that in the condition that moisture had provided after spraying, reduced doses of these herbicides were more effective in reducing the dry weight of broad leaves weeds than other conditions. 33, 66 and 99 g ai/ha herbicide doses (25, 50 and 75% of recommended concentration), especially in 2 days after irrigation and 1 day before irrigation tratments, weed dry weight of grass weeds had more difference than 7 days after irrigation conditions, compared to control treatment. Under normal moisture conditions (field capacity), the reduced concentrations were more efficient in controlling the weeds and the higher moisture stress resulted in the lower efficiency of the reduced concentrations.
Keywords: Post-irrigation spraying, Reduced concentrations, temperature, Wet weight, Weeds -
علف های هرزآن هامکارایی علف کش های پرتیلاکلر از علف کش های کلرواستامیدی بازدارنده سنتز چربی و بن سولفورون از سولفونیل اوره های بازدارنده سنتز آنزیم استولاکتات سینتاز به صورت انفرادی و نیز برهمکنش آن ها در صورت اختلاط در دز های صفر، 25، 50، 75، 100 و 125 درصد دز توصیه شده در کنترل سوروف و پیزور بررسی شد. نتایج نشان داد که کنترل علف های هرز در تیمار با دزهای مختلف دو علف کش با مدل دز-پاسخ لوجستیک قابل بیان بود (R2≥95%). دز لازم برای 50 درصد کاهش زیست توده سوروف (ED50) در تیمار با پرتیلاکلر و بن سولفورون، به ترتیب 1/17 و 7/24 درصد دز توصیه شده و برای پیزور، 3/32 و 4/26 درصد دز توصیه شده بود که بیانگر کارایی بیشتر پرتیلاکلر در کنترل سوروف و بن سولفورون در کنترل پیزور بود، درحالی که پرتیلاکلر، کنترل کامل سوروف را موجب شد، اما هیچیک از علف کش ها تا 125 درصد دز توصیه شده، قادر به کنترل کامل پیزور نبودند. مطابق مدل دز-پاسخ لجستیک برازش شده (R2≥95%) با اختلاط دز توصیه شده بن سولفورون با 75 درصد پرتیلاکلر و نیز دز توصیه شده پرتیلاکلر با 25 درصد بن سولفورون، کنترل 100 درصد پیزور را به دنبال داشت. امروزه جگن ها فراوانترین و متنوع ترین علف های هرز مزارع برنج هستند و مطابق نتایج این تحقیق برای کنترل علف هرز شاخص این گروه یعنی پیزور، اختلاط علف کش ها ضروری است. با اختلاط دو علف کش پرتیلاکلر و بن سولفورون، کنترل دو علف هرز کلیدی شالیزار یعنی پیزور و سوروف با دز کمتری از این علف کش ها میسر است که نیازمند بررسی های بیشتر در شرایط مزرعه ای برای تعیین دز مناسب است.کلید واژگان: اختلاط, برنج, سازگاری, علف کش, علف هرزThe efficacy of pretilachlor from chloroacetamide herbicides inhibiting lipid synthesis and bensulfuron from sulfonylureas urea inhibiting the synthesis of enzyme acetolactate synthase in the control of barnyardgrass and bulrush were investigated in sole and mixed applications at 0, 25, 50, 75, 100 and 125% of the recommended doses. The results showed that weed control in response to different doses of two herbicides could be expressed by logistic dose-response model (R2≥95%). The required dose for 50% reduction of barnyard grass biomass (ED50) in the treatment with pretilachlor and bensulfuron was 17.1% and 24.7% of the recommended dose, respectively, and 32.3% and 26.4% of the recommended dose for bulrush respectively, indicating higher efficiency of pretilachlor in barnyardgrass and bensulfuron in bulrush controls. While pretilachler provided complete control of barnyardgrass, none of the herbicides were able to completely control bulrush up to 125% of the recommended dose. According to the fitted dose response logistic model (R2≥95%), mixing the recommended doses of bensulfuron with 75% of recommended dose of pretilachlor or the recommended dose of pretilachlor with 25% of recommended dose of bensulfuron resulted in 100% control of bulrush. Today, sedges are the most abundant and diverse weeds in rice fields, and according to the results of this study, to control the most prevalent weed of this group, bulrush, mixing of herbicides is necessary. By mixing the pretilachlor and bensulfuron herbicides, it is possible to control bulrush and barnyardgrass, the two key weeds of paddy, with lower doses of these herbicides, which require further studies in field conditions to determine the appropriate dose.Keywords: compatibility, herbicide, mixing, rice, weed
-
مجله فیزیولوژی گیاهان، سال یازدهم شماره 5 (Autumn 2021)، صص 3873 -3883
To investigate the effect of sowing date on yield and qualitative traits of canola cultivars and cope with late-season drought stress, an experiment was carried out for two planting years in Karaj (Iran). Sowing dates in six levels including three fall and three winter sowing dates were considered as the main factor and five canola cultivars (RGS003, Dalgan, Zabol10, Hyola401 and Hyola4815) as the sub-factors. The results showed that except for palmitic acid, the simple effect of sowing date on all the studied traits was significant in winter. The simple effect of cultivar on all traits in fall was significant and in winter, it was only significant on the seed yield and seed oil yield. The interaction between sowing date and cultivar in fall is the reason of significant effect of seed oil yield, linoleic acid, linolenic acid, erucic acid and glucosinolate and in winter, it is the reason for the significance of seed yield, oil content, oil yield and erucic acid. Dalgan cultivar had the highest seed yield and oil yield on sowing date of October 7, and had the highest levels of oleic, linoleic and palmitic fatty acids. In addition, with low and standard erucic acid and glucosinolate, this cultivar is recommended based on the results of this study.
Keywords: Brasica napus L, Fatty Acid Composition, late-season drought stress, new cultivation status, sowing date -
علف هرز کاتوس (Cynanchum acutum L.)، در سال های اخیر به شدت مزارع نیشکر را مورد تهاجم قرار داده است. شناخت رفتار جوانه زنی بذر این علف هرز موجب بهره مندی از زمان بهینه مبارزه می شود. در این پژوهش، میزان جوانه زنی بذرهای کاتوس طی پنج نوبت قطع میوه، هر دو هفته یک بار طی 14 تا 70 روز پس از میوه دهی و در پنج سطح دمایی 10، 20، 30، 40 و 50 درجه سلسیوس در موسسه تحقیقات و آموزش نیشکر در سال 1396 مطالعه شد. نتایج نشان داد بذر کاتوس تا روز 14 پس از میوه دهی قادر به جوانه زنی نبود. از روز 42 پس از میوه دهی به بعد، سرعت جوانه زنی روند افزایشی پیدا کرد و در 56 روز پس از میوه دهی به بیشترین مقدار خود یعنی 70/19 بذر در روز رسید. در همین زمان بیشترین جوانه زنی بذرهای کاتوس در دمای نزدیک به 30 درجه سلسیوس و برابر با 97 درصد بدست آمد. با برازش مدل دو تکه ای بر داده های سرعت جوانه زنی، دمای کمینه، بهینه و بیشینه جوانه زنی بذرهای رسیده به ترتیب برابر با 1/18، 6/32، و 57 درجه سلسیوس بدست آمد. بذرهای حاصل از قطع میوه طی 28 و 42 روز پس از میوه دهی، نیازمند دمای جوانه زنی بالاتر بودند و با افزایش روزهای پس از تشکیل تا رسیدگی کامل میوه، با روند کاهشی همراه گردید. بر اساس یافته های این پژوهش، لازم است تا برنامه ریزی مناسب برای استفاده از روش قطع اندام های هوایی به عنوان یک راهکار مدیریتی و حداکثر تا هفته دوم پس از میوه دهی کاتوس صورت گیرد تا از تولید بذرهای با توانایی جوانه زنی جلوگیری شود.
کلید واژگان: دمای کاردینال, رسیدگی بذر, سرعت جوانه زنی, علف هرز چندساله, مدل دو تکه ایSwallow-wort (Cynanchum acutum) in recent years has aggressively infested sugarcane fields. Understanding seed germination behavior of this weed will save time to control it. In this investigation, germination of seeds was studied at five fruit cutting time with two weeks intervals at 14 to 70 days after fruiting (DAF) at five temperature levels 10, 20, 30, 40 and 50°C in Sugarcane research and training institute in 2017. The results showed that swallow-wort seeds were not able to germinate by the 14 DAF. From the 42 DAF thereafter, germination rate showed increasing trend and reached its highest value at 56 DAF, with 19.70 seeds per day. At the same time, the highest germination of swallow-wort seeds was 97% at temperature of approximately 30°C. By fitting the segmented model to the germination rate data, the minimum, optimum and maximum germination of mature seeds were 18.1, 32.6, and 57°C, respectively. Seeds from fruit at the 28 and 42 DAF required higher germination temperatures and showed decreasing trend with increasing the days from formation to complete ripened fruit. Based on the results of this study, it is necessary to plan for utilizing different methods of control such as removal the above ground organs as a management strategy and at maximum the second week after swallow-wort fruiting, to prevent production of seeds with ability of germination.
Keywords: Cardinal temperature, germination rate, perennial weed, Seed Maturity, Segmented model -
به دلیل خطرات زیست محیطی و بروز مقاومت علف های هرز، بررسی تلفیق علف کش ها با روش های دیگر غیرشیمیایی نظیر بستربذر زودهنگام (SSB) در کنترل علف های هرز سیب زمینی ضروری است. لذا آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پردیس کشاورزی دانشگاه تهران در سال های 2-1391 و 3-1392 اجرا شد. کرت اصلی در سه سطح 1- تهیه بستربذر مرسوم، 2- SSB + پاراکوات و 3- SSB + گلایفوسیت بود. عامل فرعی، چهار علف کش ریم سولفورون، متریبوزین، پندیمتالین و مخلوط ریم سولفورون + نیکوسولفورون بود. نتایج اثر متقابل نشان داد بهترین تیمار از نظر کنترل کل علف های هرز، SSB + پاراکوات و کاربرد متریبوزین بود که باعث کاهش 4/95 درصد تراکم و 3/83 درصد وزن خشک کل علف های هرز شد و دارای عملکرد غده به میزان 8/31 تن در هکتار بود؛ لذا این تیمار، مقرون به صرفه ترین تیمار در کنترل علف های هرز سیب زمینی بود زیرا که علاوه بر کنترل بهتر علف های هرز نسبت به سایر تیمارهای مورد مطالعه، به دلیل خسارت کمتر به بوته سیب زمینی، باعث عملکرد مطلوب تری شد.کلید واژگان: بانک بذر, کنترل شیمیایی, غده سیب زمینیDue to the existence of environmental hazards and the herbicide resistance, it is necessary to investigate the integration of herbicides with other non-chemical methods such as stale seedbed (SSB) in weed control of the potato field. This experiment was conducted as a split-plot based on randomized complete block design by three replications in at the Research Farm of Agriculture and the Natural Resources University of Tehran in 2013 and 2014. The main plots were in three levels: 1- conventional seedbed preparation, 2- SSB + Paraquat, and 3- SSB + glyphosate. Sub-plots were four treatments included the application of rimsulfuron, metribuzin, pendimethalin, and rimsulfuron + nicosulfuron herbicides. The results of interaction showed that according to the total weed control, the best treatment was SSB + paraquat and application of metribuzin, reducing 95.4% of density and 83.3% dry weight of total weeds and it had a tuber yield of 31.8 T ha-1. Therefore, this treatment was the most cost-effective of weed control in potato, because, it showed a better control of weeds, and cause of less injury to potato, so it produced the higher yield.Keywords: Chemical control, Potato tuber, Seedbank
-
بهمنظور ارزیابی نقش تراکم بوته و کاربرد غلظتهای کاهشیافته علفکش در الگوی توزیع عمودی سطح برگ در پروفیل تاجپوشش لوبیا قرمز درکشت مخلوط ارقام لوبیا، آزمایشی بهصورت کرتهای دو بار خردشده با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تهران در سال 1395 انجام شد. در این آزمایش، غلظتهای علفکش ایمازتاپیر در پنج سطح (صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد از غلظت توصیهشده به همراه تیمار وجین دستی) بهعنوان کرتهای اصلی، تراکم بوته لوبیا در سه سطح (40، 50 و 60 بوته در مترمربع) بهعنوان کرت فرعی و سیستم کشت خالص رقم ایستاده و کشت مخلوط رقم ایستاده و رونده با نسبت 50 درصد از هر رقم بهصورت مخلوط در ردیف بهعنوان کرت فرعی فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت علفکش، میزان زیستتوده لوبیا در لایههای مختلف افزایش پیدا کرد و بیشترین میزان آن در سیستم کشت مخلوط و تراکم کاشت 60 بوته در مترمربع در تیمار وجین دستی به میزان 228 گرم در مترمربع در لایه 30-40 سانتیمتر مشاهده شد و کمترین مقدار در سیستم کشت خالص و تراکم کاشت 40 بوته در مترمربع در غلظت صفر درصد به میزان 123 گرم در مترمربع در لایه 40-50 سانتیمتر بهدست آمد. اثرات متقابل مصرف علفکش و سیستم کشت و مصرف علفکش و تراکم کاشت، بر عملکرد لوبیا معنیدار بود و همچنین با افزایش غلظت علفکش و تراکم بوته، عملکرد دانه لوبیا افزایش یافت. نتایج بررسی زیستتوده علفهرز هم نشان داد که علفکش ایمازتاپیر بهتنهایی توانست تا 65 درصد زیستتوده علفهرز را کاهش دهد و در شرایط استفاده از سیستم کشت مخلوط و افزایش تراکم، این میزان تا 75 درصد افزایش یافت. این حالت نشان میدهد که افزایش توان رقابتی گیاه زراعی از طریق افزایش تراکم کاشت و استفاده از سیستم کشت مخلوط بهجای سیستم تککشتی میتواند از طریق تشکیل سریعتر و بیشتر تاج پوشش گیاهی، منجر به کاهش زیستتوده تولیدی علفهرز شود.
کلید واژگان: ارتفاع, تاج پوشش, تداخل, غلظت های کاهش یافته علف کش, لوبیاTo evaluate the effects of plant density and reduced herbicide concentrations on the vertical distribution pattern of leaf area in red bean canopy profile in mixed bean cultivars, an experiment was conducted in a double-cropping plot design with 3 replications in the research farm of Tehran University in 2016. In this experiment, the reduced concentrations of herbicide at 5 levels (0%, 25%, 50%, 75% and 100% of recommended concentration with hand weeding treatment) were the main plots, bean plant density at three levels (40, 50 and 60 plants). M / s) were sub plots and pure cultivation system of standing cultivar and 50%-50% mixed cultivation in row of standing and creeping cultivars were sub-plot. The results showed that herbicide concentration increase resulted in the bean biomasses increase in different layers and the highest bean biomass (228 g/m2) was observed in the intercropping system and 60 plants/m2 density f in the hand weeding treatment in 30-40 cm layer and the lowest (123 g/m2) was obtained in pure planting system and 40 plants/m2 density at 0% of herbicide concentration in 50-40 cm layer. The interactions of herbicide application and cultivation system and also herbicide application and planting density were significant on bean yield and with increasing the herbicide concentration and plant density, bean seed yield increased. Based on the results of weed biomass analysis, imazapapir alone was able to reduce weed biomass up to 65%, and this was increased up to 75% under mixed cropping system and increase in density conditions. This suggests that increasing crop competitiveness by increasing plant density and using a mixed crop system instead of a single-crop system, can reduce weed biomass through faster and greater crop formation.
Keywords: Beans, canopy distribution, height, interference, reduced concentrations of herbicides -
برای مطالعه اثر نیتروژن به همراه رژیم های آبیاری بر عملکرد و کیفیت ذرت علوفه ای کشت شده در خاک ورزی مرسوم و حفاظتی، آزمایشی در سال 1397 به صورت کرت های دو بار خردشده در قالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه دانشگاه تهران اجرا شد. خاک ورزی به عنوان عامل اصلی در دو سطح (بی خاک ورزی و مرسوم)، تنش آبی به عنوان عامل فرعی در سه سطح 30، 60 و 90 درصد نیاز رطوبتی و کود نیتروژن به عنوان عامل فرعی فرعی در سه سطح صفر، 50 و 100 درصد میزان توصیه شده بر روی صفات کیفی (DMD، WSC، CP، ADF، NDF، CF و Ash) و ماده خشک گیاه ذرت مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین ماده خشک تولیدی ذرت (3/18 تن در هکتار)، به تیمار بدون تنش آب در خاک ورزی مرسوم تعلق داشت و ماده خشک تولیدی (2/7 تن در هکتار) در تیمار تنش شدید آب و بی خاک ورزی مشاهده شد. بیشترین درصد پروتئین خام در علوفه ذرت (22/12 درصد) مربوط به تیمار 100 درصد کود نیتروژن به همراه عدم وجود تنش آب در خاک ورزی مرسوم بود و کمترین آن (11/6 درصد) به تیمار عدم کاربرد کود نیتروژن و تنش آبی متوسط در سیستم خاک ورزی حفاظتی تعلق داشت. بیشترین درصد الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در علوفه ذرت (43/25 درصد) در تیمار 100 درصد کود نیتروژن به همراه تنش آبی شدید در خاک ورزی حفاظتی مشاهده شد و کمترین شوینده آن (27/13 درصد) از تیمار 100 درصد کود نیتروژن به همراه تنش آبی متوسط در خاک ورزی حفاظتی به دست آمد. از لحاظ زراعی، به نظر می رسد که امکان دست یابی به اهداف خاک ورزی حفاظتی در کوتاه مدت میسر نیست؛ به عبارت دیگر، خاک ورزی حفاظتی پس از طی دوران گذار تاثیرگذار خواهد بود. همچنین، افزایش مقدار نیتروژن در شرایط تنش آبی تاثیر مثبتی بر خصوصیات کیفی علوفه نداشت.
کلید واژگان: تنش خشکی, خاک ورزی حفاظتی, خاک ورزی متداول, کود شیمیایی, کیفیت علوفهTo study the effect of nitrogen fertilizer and irrigation regimes on yield and some qualitative traits of forage maize cultivated under traditional and conservational tillage systems, an experiment was conducted in 2018 in split-split plot on randomized complete block design with three replications in University of Tehran. The effects of tillage as main factor in two levels (traditional and no-till), water stress as the sub-factor in three levels (30%, 60% and 90% of moisture requirement) and nitrogen fertilizer as a sub sub-factor at three levels (0%, 50% and 100% of the recommended rate) were studied on qualitative traits (DMD, WSC, CP, ADF, NDF, CF and Ash) and dry matter of maize plant. The results showed that the highest dry matter of maize (18.3 t ha-1) was obtained from no-water stress treatment under traditional tillage which was and the lowest (7.2 t ha-1) was observed in severe water stress under no-till condition. 100% nitrogen fertilizer treatment with no-water stress under traditional tillage produced the highest percentage of crude protein (12.22%)and non-nitrogen fertilizer and moderate water stress treatment under no-till resulted in the lowest crude protein (6.11%) . The highest (25.43%) and lowest (13.27%) percentage of acid detergent fiber in corn forage was obtained from 100% nitrogen fertilizer with severe water stress under conservation tillage and 100% nitrogen fertilizer with moderate water stress under no-till conditions, respectively. Agronomically, it seems that it is not possible to achieve the aims of no-till in short-term. In other words, conservation tillage will be effective after the transition stage. Also, increasing nitrogen content under water stress did not have a positive effect on forage quality.
Keywords: Conservational tillage, Chemical Fertilizer, Drought stress, forage quality, traditional tillage -
کلزا به دلیل دارا بودن ژنوتیپهای بهاره و پاییزه و سازگاری با شرایط آب و هوایی به عنوان نقطه امیدی برای تامین روغن خوراکی کشور به شمار میآید. بهمنظور بررسی تاثیر فصل کاشت و تاریخ کشت بر عملکرد کمی و کیفی ژنوتیپهای کلزا، دو آزمایش جداگانه در فصلهای پاییز و زمستان بهصورت کرتهای خرد شده و در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در طول دو سال (1394-1393 و 1395-1394) در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج انجام شد. در این مطالعه تاریخهای کشت پاییز شامل 15 مهر، 25 مهر و10 آبان و تاریخهای کشت زمستان شامل 20 بهمن، 30 بهمن و10 اسفند، به عنوان عامل اصلی و ژنوتیپهای کلزا شامل RGS003، Dalgan، Zabol10، Hyola401 و Hyola4815 بهعنوان عامل فرعی درنظر گرفته شدند. عملکرد دانه و روغن ژنوتیپهای کلزا در فصل کشت پاییز معادل 4330 و 1840 کیلوگرم در هکتار بودند در حالی که با کشت در فصل زمستان مقدار این صفات با کاهش 3/43 و 6/46 درصدی مواجه شدند. در فصل پاییز بیشترین عملکرد دانه و روغن با میانگین 5033 و 2202 کیلوگرم در هکتار متعلق به تاریخ کشت 15 مهر و در فصل زمستان با میانگین 2996 و 1248 کیلوگرم در هکتار مربوط به تاریخ 20 بهمن بود. بهطورکلی ژنوتیپ Dalgan بهدلیل صفات زراعی مناسب مانند تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، طول خورجین، وزن هزار دانه و همچنین عملکرد دانه و روغن بالا برای کشت در نواحی معتدل با اقلیمهای خشک و نیمه خشک مانند کرج پیشنهاد میگردد.
کلید واژگان: تعداد خورجین در بوته, تعداد دانه در خورجین, روغن, عملکرد دانه, وزن دانهRapeseed duo to having genotypes spring and autumn and adaptation to weather conditions as the point hope for provide edible oil of country is the required. Two separate experiments were set up as split-plot in a RCBD design with three replications in two fall and winter seasons during two years (2014-2015 and 2015-2016) at the research field of Seed and Plant Improvement Institute to investigate the effect of sowing season and date on the quantitative and qualitative yields of rapeseed genotypes in Karaj, Iran. In this study, the main plots were sowing dates of 7, 17, and 27 October in fall sowing and sowing dates of 9 and 19 February, and 1 March in winter sowing and sub-plots consisted of genotypes of RGS003, Dalgan, Zabol10, Hyola401, and Hyola4815. Grain and oil yields of rapeseed genotypes were 4330 and 1840 kg ha-1 in fall sowing, respectively, while these traits were decreased by 43.3 and 46.6% when rapeseed genotypes were planted in winter season, respectively. The highest grain and oil yields (5033 and 2202 kg ha-1) belonged to 7 October in fall sowing, while 9 February had the highest grain and oil yields (2996 and 1248 kg ha-1) in winter sowing. In general, the Dalgan genotype is recommended for cultivation due to suitable agronomic traits such as number of silique per plant, number of grain per silique, silique length, 1000-grain weight, as well as high grain and oil yields in cold temperate regions with arid and semi-arid climates such as Karaj, Iran.
Keywords: Oil, grain per Silique, Grain yield, grain weight, number of silique per plant
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.