به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه

dialogue

در نشریات گروه علوم انسانی
  • طیبه زارعی*، احمد عباسی دره بیدی
    توانایی برقراری ارتباط با دیگران و گفت وگو از جنبه های فطری انسان است که اگر به خوبی انجام شود موجب آسان شدن روابط و افزایش سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل انسجام بخش، وحدت آفرین و تعالی بخش می شود. هدف و مسئله پژوهش حاضر، بررسی نقش و جایگاه گفت وگو در ارتقای سرمایه اجتماعی با تاکید بر مناظرات امام رضا× از طریق روش کیفی و شیوه توصیفی - تحلیلی است. نتایج پژوهش در قالب یک مدل نظری ارائه شده است. مدل مذکور نشان می دهد گفت وگوهای قرآنی و رضوی به عنوان یک تسهیل گر روابط با داشتن ویژگی هایی همچون: مدارا و نرمی در گفتار، صداقت، توجه خاص به مخاطب، درک ایشان و در نظرگرفتن تفاوت ها، احترام، خوش رویی، اختصارگویی به واسطه ارتقای سطح تعاملات سازنده، تقویت مشارکت، همکاری و همدلی، افزایش سطح انسجام، دانش و آگاهی، موجب تقویت مولفه های سرمایه اجتماعی می گردند که به تبع از آن، ارتقای سبک زندگی و سطح رفاه مادی و معنوی جامعه انسانی را به همراه دارد.
    کلید واژگان: گفت وگو، روابط انسانی، سرمایه اجتماعی، مناظرات امام رضا ع
    Tayebeh Zareie *, Ahmad Abbasi Darehbidi
    The ability to communicate and engage in dialogue with others is an innate human trait. When conducted effectively, dialogue facilitates relationships and enhances social capital as a cohesive, unifying, and elevating factor. The aim and main issue of the present study is to examine the role and significance of dialogue in promoting social capital, with a focus on the debates of Imam Reza, using a qualitative method and a descriptive-analytical approach. The research findings are presented in the form of a theoretical model. This model demonstrates that Qur'anic and Imam Reza dialogues act as facilitators of relationships by embodying characteristics such as tolerance and gentleness in speech, honesty, special attention to the audience, understanding their perspective, respecting differences, politeness, cheerfulness, and brevity. These dialogues, by promoting constructive interactions, strengthening participation, cooperation, and empathy, as well as increasing cohesion, knowledge, and awareness, contribute to the enhancement of social capital components. Consequently, adherence to these principles leads to the improvement of lifestyle and the material and spiritual well-being of human society.
    Keywords: Dialogue, Human Relations, Social Capital, Debates Of Imam Reza (PBUH)
  • ناصر زادفلاح بیجارسری، علی یعقوبی چوبری*، محمدرضا غلامی

    عقلانیت ارتباطی به مثابه تخیل و سرمایه عاطفی در پایداری خانواده ها نقش سازنده و حیاتی دارد. هدف مقاله بررسی عقلانیت ارتباطی در بین زوجین استان گیلان است. به لحاظ روش تحقیق، از رویکرد کیفی، نمونه گیری نظری، روش داده بنیاد و مصاحبه نیمه-ساخت یافته استفاده شده است. تعداد مصاحبه شوندگان 45 نفر بوده که با حداکثر تنوع تا حصول اشباع نظری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد مصاحبه شوندگان به دو نوع خانواده گفتگویی و تک صدایی در بین زوجین استان گیلان تقسیم می شوند. بنابراین در زوجین متعارض روابط تک صدایی یا به تعبیر مارتین بوبر «من- آن» حاکم است، اما در زوجین گفتگویی دارای رابطه «من-تو» هستند. از مهم ترین شرایط علی عقلانیت ارتباطی در بین مصاحبه شوندگان می توان به تفکر پدرسالاری، عدم انعطاف پذیری، عدم درک همدلانه، خودبزرگ بینی، عدم بلوغ عاطفی و  روابط فرازناشویی اشاره کرد. شرایط مداخله گر یا فرایندهای اجتماعی در معنای هابرماسی، تضعیف زیست جهان مدرن است؛ که موجب سردی روابط زناشویی، فرسایش سرمایه اجتماعی، فروپاشی خانوادگی و غلبه روابط استراتژیک گردیده است. همچنین برمبنای تجربه زیسته مصاحبه شوندگان، طبقات پایین جامعه که از سرمایه اجتماعی- اقتصادی کمتری برخوردارند دارای عقلانیت ارتباطی ضعیف تری هستند. براساس یافته ها هسته مرکزی مساله عقلانیت ارتباطی در بین زوجین، وجود «عقلانیت ابزاری» و ضعف رابطه «من- تو» است.

    کلید واژگان: تخیل همدلانه، صمیمیت، عقلانیت ارتباطی، دیالوگ، مونولوگ
    Naser Zadfallah, Ali Yaghoobi Chobari *, Mohammadreza Ghoolami

    Communicative rationality as imagination and emotional capital plays a constructive and vital role in the stability of families. The purpose of the article is to investigate the rationality of communication among couples in Guilan province. In terms of research method, qualitative approach, theoretical sampling, data-based method and semi-structured interview have been used. The number of interviewees was 45, who were examined with maximum variety until theoretical saturation was achieved.The findings show that the interviewees are divided into two types of dialogue and monologue families among couples in Guilan province. Therefore, in conflicting couples, monologue relationships or, in Martin Buber's words, the "I-It" rule, but in dialogue couples, they have an "I-Thou" relationship. The most important causal conditions of communication rationality among the interviewees can be patriarchal thinking, lack of flexibility, lack of empathic understanding, arrogance, emotional immaturity and extramarital relationships. One of the intervening conditions or social processes in the Habermasian sense is the weakening of modern world life, which has caused the distance of marital relationships, erosion of social capital, family collapse and the dominance of strategic relations. Also, based on the lived experience of the interviewees, the lower classes of society who have less socio-economic capital have weaker communication rationality. According to the findings, the central core of the issue of communication rationality between couples is the concept of "instrumental rationality" and the weakness of the "I-Thou" relationship.

    Keywords: Empathic Imagination, Intimacy, Communicative Rationality, Dialogue, Monologue
  • مینا محمودی، میر علی سید نقوی*، سیدمهدی الوانی، حسین اصلی پور

    هدف از این تحقیق گفتگوی اجتماعی الزامی برای تحقق کارشایسته می باشد. روش پژوهش از نوع کیفی بوده و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با متخصصان حوزه منابع انسانی گردآوری گردید. داده های پژوهش شامل اسناد بالادستی، متون و نتایج حاصل از مصاحبه با 16 نفر از متخصصان دانشگاهی و خبرگان سازمانی که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه با تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که الگوی گفتگوی اجتماعی با توجه به شرایط کشور ایران شامل 5 مفهوم (مضمون فراگیر)، 19 بعد (مضمون سازمان دهنده) و 92 مولفه (مضمون پایه) است. در پژوهش حاضر سعی شد الگویی از گفتگوی اجتماعی ارائه شود که مجموعه ای از عوامل موثر درگفتگوی اجتماعی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد بعضی مولفه های بسترسازی، ایجاد ساختار، اعتمادسازی و مرحله نهادینه سازی با توجه به شرایط کشور ایران باید مورد بازنگری قرار بگیرد.

    کلید واژگان: کارشایسته، گفتگو، گفتگوی اجتماعی، سازمان بین المللی کار، همکاری سه جانبه
    Mina Mahmoudi, Mirali Seyyednagavi *, Syed Mahdi Alvani, Hossein Aslipour

    The aim of this study was Social Dialogue Of Decent Work fulfillment. Social dialogue, an indicator of decent work, is the workers, the employers, and the state engaging in triple business associations and consensus attempts to determine economic and social policies Therefore, Social dialogue requires an effective organization of workers and employers. Social dialogue aims to reduce social tensions and conflicts, and generate solutions to economic and social problems through aligning the actions of various segments of the society. To future expand section, exports were interviewed, and for analyzing the data, theme analysis method was used. The statistical population of the interviewees consisted of 16 senior Managers, Academic exports and Managers who work with the Human Reccource directly. The results obtained from qualitative analysis of the interviews culminated 5 basic themes (Indicators), 19 Organizing themes (components) and 92 global themes (dimensions).

    Keywords: Decent Work, Social Dialogue, Dialogue, ILO, Tripartite Cooperation
  • جواد رضائی، علیرضا مهرآذین*، ابوالقاسم مسیح آبادی

    تحقیق حاضر، اثر الگوهای ارتباطی خانواده را بر سواد مالی مطالعه کرده  است که از نظر تقسیم بندی بر مبنای هدف، کاربردی و از نظر روش انجام تحقیق توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق، شامل دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه فردوسی مشهد در تابستان 1398 بوده که در مقطع کارشناسی و بالاتر در حال تحصیل بودند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان حداقل 260 نفر تعیین شد که پرسشنامه ها به تعداد 280 نسخه در جامعه آماری توزیع شدند که پس از حذف موارد ناقص و مخدوش، تعداد 265 نسخه در تجزیه و تحلیل شرکت داده شدند. روایی ابزار تحقیق به شیوه روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه  الگوی ارتباطی خانواده (RFCP)؛ مبتنی بر ادراک ارتباطات خانواده آزمودنی، برگرفته از مدل ریچی و فیتزپاتریک (1994) و پرسشنامه سواد مالی مورد استفاده یعقوب نژاد و همکاران (1390) بر اساس مدل برد (2008)، بوده. در بخش آمار استنباطی از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج تحلیل، معناداری رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و سواد مالی را با ضریب آماره T  معادل 615/0 با ارتباطی مستقیم و شدت نسبتا قوی را تایید کرد.

    کلید واژگان: الگوهای ارتباطی خانواده، گفت و شنود، سواد مالی، شخصیت
    Javad Rezaei, Ali Reza Mehrazeen *, Abolghassem Massihabadee

    The present study has studied the effect of family communication patterns on financial literacy which has been applied in terms of purpose-based segmentation and descriptive-correlational research method. The statistical population of this study consisted of three students of Ferdowsi University of Mashhad in the summer of 1989 who were undergoing undergraduate and higher education. Sample size was determined based on Morgan table of at least 260 people. The questionnaires were distributed to 280 statistical population by simple cluster random sampling method. Analyzes were included. The validity of the research instrument was assessed by face validity, content and confirmatory factor analysis and its reliability was calculated through Cronbach's alpha. The research tools included the Family Communication Pattern Questionnaire (RFCP); based on the subject's family communication perception, derived from the Ritchie and Fitzpatrick model (1994) and the financial literacy questionnaire used by Yaghoubinejad et al. (2011) based on the Brad model (2008). Has been. Structural equation modeling and Smart PLS software were used for inferential statistics.The results of the data analysis indicated a significant relationship between family communication patterns and financial literacy with a T coefficient of 0.615 with direct correlation and relatively strong intensity.

    Keywords: Family Communication Patterns, Dialogue, Financial Literacy, Personality
  • سبحان فیوضی*، روح الله حسینی
    در این مقاله، رابطه بین متنی فرانسوا رابله و میگل د سروانتس با تمرکز بر مضامین مشترک، فنون روایی و تاثیرات ادبی آن ها بررسی شده است. در این مطالعه تلاش شده است با تکیه بر مفاهیم کارناوالگرایی و دیالوژیسم میخائیل باختین، به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه این نویسندگان هنجارهای تثبیت شده دوران خود را به چالش می کشند و با آثار یکدیگر درگیر گفت وگو هستند. در این پژوهش با تحلیل رویکرد هجوآمیز این دو نویسنده به نهادهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی مضامین مشترکی مانند سلسله مراتب اجتماعی، حماقت انسانی و گروتسک در روایت های آن ها شناسایی شده است. در این مقاله، با مقایسه فنون روایی رابله و سروانتس ازجمله شوخ طبعی، نقیضه، طنز، و استفاده از سبک پیکارسک با داستان سرایی دنباله دار تعهد مشترک آن ها در به چالش کشیدن ساختارهای روایی سنتی نشان داده شده است. علاوه بر این، تاثیرات ادبی و بین متنی بالقوه میان دو نویسنده بررسی شده است؛ همچنین، مراجع، اشارات و پژواک آثار هر نویسنده را در آثار دیگری نشان داده ایم. در این تحلیل تطبیقی، بر اهمیت رابطه بین متنی در آثار ادبی شاخص تاکید شده است تا گامی باشد در مسیر درک ما از رابله و سروانتس و مشارکت آن ها در غنی سازی ادبیات جهانی. در این تحقیق، با واکاوی مضامین مشترک، فنون روایی و تاثیرات ادبی، ارتباط پایدار این نویسندگان و توانایی آن ها در الهام بخشیدن به تامل انتقادی برجسته سازی شده است با این امید که درکمان از این روایت ها عمیق تر شود و بر تحول سنت های ادبی تاکید شده باشد.
    کلید واژگان: باختین، بین متنی، رابله، سروانتس، کارناوال، گفت وگو، فنون روایی
    Sobhan Foyouzi *, Rouhollah Hosseini
    This article explores the intertextual relationship between François Rabelais and Miguel de Cervantes, focusing on shared themes, narrative techniques, and literary influences. Drawing upon Mikhail Bakhtin's concepts of the carnivalesque and dialogism, the study examines how these authors challenge established norms and engage in a dialogic relationship with each other. Analyzing the satirical treatment of societal, religious, and political institutions, the research identifies common themes such as social hierarchy, human folly, and the Grotesque in their narratives. By comparing their narrative techniques- including humor, parody, irony, and the use of a picaresque style with episodic storytelling- the article reveals their shared commitment to challenging traditional narrative structures. Additionally, the study explores potential literary influences and intertextuality, examining references, allusions, and echoes of each author's works in the other. Through this comparative analysis, the article underscores the significance of the intertextual relationship, enriching our understanding of Rabelais and Cervantes and their contributions to world literature. By summarizing shared themes, narrative techniques, and literary influences, the research highlights the enduring relevance of these authors and their ability to inspire critical reflection. This examination of intertextuality deepens our comprehension of their narratives and emphasizes the evolution of literary traditions.
    Keywords: Bakhtin, Carnivalesque, Cervantes, Dialogue, Intertextuality, Narrative Techniques, Rabelais
  • بشیر معتمدی*
    هدف

    هدف از این مقاله بررسی این ویژگی در موضوع «اسلام هراسی» است.

    روش شناسی پژوهش:

     روش بررسی این مساله از یک سو ارزیابی نحوه عملکرد رسانه های بزرگ در موضوع اسلام هراسی با مراجعه به تحقیقات صورت گرفته در این حوزه است. از سوی دیگر تلاش شده راه مقابله با این گفتمان از طریق گفتمان «گفت وگو و تعامل بین فرهنگ ها و تمدن ها تشریح گردد.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که ویژگی های فضای مجازی ازجمله شکل گیری بر پایه تعاملات دوسویه و افقی و امکان دیالوگ، امکان بحث و بیان نظرات در مورد واقعیت اسلام، متفاوت از چارچوب رسانه های وابسته به قدرت های استعماری را فراهم می کند. این ظرفیت می تواند به مقابله با گفتمان اسلام هراسی که توسط قدرت ها انتشار می یابد، بپردازد و آن را به چالش کشاند. از نمونه های این مطلب می توان به جنگ غزه اشاره کرد که فضای مجازی توانست تا حدودی به مقابله با گفتمان اسلام هراسی بپردازد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که راه حل مقابله با اسلام هراسی و خروج از آن، «گفت وگو در فضای مجازی» است.

    بحث و نتیجه گیری

    از مجموع مباحث می توان نتیجه گرفت که رسانه ی اینترنت و فضای مجازی، رسانه ای است که به دلیل فضای تعاملی و ارتباطات دوطرفه امکان گفت وگو را بسیار بیشتر از سایر رسانه ها فراهم می کنند و لذا مسلمانان به عنوان کسانی که در معرض تبلیغات منفی و اسلام هراسی در سطح رسانه های بزرگ قرار گرفته اند، می توانند با استفاده از گفت وگوهای دو طرفه از طریق این رسانه ها به بازنمایی واقع بینانه تر از خود و ترسیم چهره حقیقی از اسلام برای سایر مردمان جهان اقدام کنند.

    کلید واژگان: دین، رسانه، مسلمانان، ترور، اسلام هراسی، گفت و گو، فضای مجازی
    Bashir Motamedi *
    Objective

    This article aims to examine the characteristics of the topic of "Islamophobia.

    Research Methodology

    The approach to this issue involves evaluating the performance of major media outlets regarding Islamophobia by referring to studies conducted in this field. Additionally, it seeks to outline ways to counter this discourse through the dialogue and interaction between cultures and civilizations.

    Findings

    The findings indicate that the characteristics of the virtual space, including the formation based on two-way and horizontal interactions and the possibility of dialogue, allow for discussions and expressions of opinions about the reality of Islam, differing from the frameworks of media affiliated with colonial powers. Therefore, it can confront and challenge the Islamophobic discourse propagated by these powers. One example of this is the Gaza conflict, where the virtual space was able to somewhat counter the Islamophobic discourse. Thus, it can be concluded that the solution to combating Islamophobia and moving beyond it lies in "dialogue in virtual space.

    Discussion and Conclusion

    From the discussions, it can be concluded that the internet and virtual space provide a medium that, due to its interactive nature and two-way communications, facilitates dialogue much more than other media. Consequently, Muslims, as individuals exposed to negative propaganda and Islamophobia in mainstream media, can utilize two-way dialogues through these media to present a more realistic representation of themselves and depict the true face of Islam to other people around the world.

    Keywords: Religion, Media, Muslims, Terror, Islamophobia, Dialogue, Virtual Space
  • سیده زهره جوادی*، خسرو باقری نوع پرست، نرگس سجادیه، مهین چناری

    هدف پژوهش حاضر بررسی امکان تحقق مدارای معرفت شناختی با اتکا به عناصر سازنده ی هرمنوتیک فلسفی گادامر و بیان دلالت های تربیتی آن است. روش مورد استفاده این پژوهش روش تحلیل مفهومی است. از طریق این روش می توان تبیینی صحیح و روشن از معنای مفاهیم بواسطه توضیح رابطه ی آن با سایر مفاهیم بدست داد. در این پژوهش با استفاده از این روش، از طریق تحلیل مفاهیم دیدگاه گادامر، پیش فرض های فلسفی وی درباره ی مدارای معرفت شناختی تبیین می گردد. سپس دلالت های تربیتی به واسطه ی این این تحلیل، استنتاج می گردد. در ارتباط با مدارای معرفت شناختی ایده ی صریحی وجود ندارد و آنچه بیان شده سطوح مختلف مداراست. این پژوهش این مفهوم را در سطوح بالاتر، مورد بررسی قرار داده و مفهوم مدارای معرفت شناختی را روشن کرده است. هرمنوتیک فلسفی گادامر می تواند مبنای مناسبی برای دستیابی به مدارای معرفت شناختی باشد. با توجه به اینکه تنوع افکار و عقاید در جامعه ی امروز قابل انکار نیست، آموزش مدارای معرفت شناختی در جریان بیلدونگ با فهم و تفاهم گره خورده است. لازمه ی یک نظام تربیت اجتماعی منسجم، در نظر گرفتن حقوق متقابل افراد انسانی در جامعه می باشد. مباحث مورد بحث گادامر می تواند به ما آموزش دهد برای حرکت در مسیر حقیقت، به نگاه دیگری و فهم او از رویدادها توجه داشته باشیم. این توجه به دیگرپذیری موجب می شود قادر به گفت وگوی موثر و سازنده باشیم.

    کلید واژگان: مدارای معرفت شناختی، تربیت، بیلدونگ، معرفت شناسی، گادامر، فهم، گفت وگو
    Sayyeda Zohre Javadi *, Khosrow Bagheri Noparast, Narges Sajjadiyeh, Mahin Chenari
    Introduction

    This research aims to explore the potential for achieving epistemological tolerance through the constructive elements of Gadamer's philosophical hermeneutics and to discuss its educational implications.

    Method

    The research employs conceptual analysis to clarify the meaning of concepts by examining their relationships. This method provides a detailed interpretation of Gadamer's views, uncovering his philosophical assumptions about epistemological tolerance, leading to educational implications.

    Resalts:

    The study investigates the construction of epistemological circuits based on Gadamer's hermeneutics. Through conceptual analysis, it elucidates his philosophical assumptions about these circuits and their relationship to epistemological tolerance. While the concept of epistemological tolerance can be ambiguous, this research provides a clearer understanding. Gadamer's hermeneutics is seen as beneficial for fostering epistemological tolerance. In today's educational landscape, cultivating epistemological tolerance through Bildung is crucial for comprehension.  A cohesive social education system should acknowledge the mutual rights of individuals. Gadamer's ideas prompt us to consider different viewpoints, encouraging constructive dialogue for seeking truth.Keywords: epistemological tolerance, bildung, Gadamer, understanding, dialogue.

    Discussion

    Teaching is an experience that involves careful and sensitive listening to others. We are present in a world where we create each other, and a teacher who looks at the differences of students with an open mind transforms the teaching process. The teacher builds a bridge to provide the necessary space for learning from others and moving from the concept of "I" to "we". Therefore, teacher education and training should be considered a hermeneutic relationship that is a productive relationship, which is necessary for transformative learning based on epistemological tolerance. Gadamer's philosophical hermeneutics introduces us to strategies that will lead to students' understanding and acceptance of the other.

    Keywords: Epistemological Tolerance, Bildung, Gadamer, Understanding, Dialogue
  • زهرا محمودی*، حبیب الله بابائی

    تمدن اسلامی که در دوره هایی از حیات خود به شکلی همگرا و یکپارچه پیش می رفت، امروز با مسئله گسست و عدم پیوستگی روبروست. البته این مسئله مختص تمدن اسلامی نبوده، می توان گفت جهان امروز دچار گسست و ناسازگاری شده است. این پژوهش با هدف یافتن راه حلی برای مسئله گسست در گستره تمدن اسلامی و چگونگی ایجاد انسجام و همگرایی میان مسلمانان نوشته شده است. در این راستا به قرآن به عنوان مصدر یا ایده هدایت گر تمدن اسلامی رجوع کرده، با بهره گیری از روش توصیفی- تفسیری و رویکرد تمدنی از میان راه حل های متنوع قرآن بر «گفت وگو» تمرکز می کند. ازاین رو پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه می توان مسئله گسست در تمدن اسلامی را با تکیه بر عنصر گفت وگو در قرآن حل کرد. قرآن با «نزول تعاملی و گفت وگویی»، مخاطبان خود را نه تماشاگر، بلکه کنشگرانی فعال می بیند و راه را برای مشارکت آن ها در متن باز می کند. این کتاب تعاملی توانسته با تکیه بر وجوه مشترک با مخاطب در سه ساحت ذهن، زبان و عین با مخاطبان خود گفت وگو کرده و این گونه پیوند و انسجامی میان آن ها ایجاد کند. دستاورد این گفت وگو با مخاطب، تحکیم «هویت مشترک» میان مسلمانان، پایه ریزی «معنای هم کنشی» و در پایان «عمل جمعی» و متعهدانه به معناست. در این نگاه، قرآن نه محصولی فرهنگی به معنای متاثر از فرهنگ، بلکه محصولی هم کنشی و برآمده از گفت وگو است که به مثابه «چسب تمدنی» عمل کرده، گسست ها را کمرنگ و پیوند افراد را تقویت می کند.

    کلید واژگان: گسست، گفت و گو، تفسیر تمدنی، تمدن اسلامی، هویت تمدنی، انسجام
    Zahra Mahmoudi *, Habibollah Babaei
    Purpose

    Islamic civilization developed over historical epochs in the way of unity and solidarity, but today it is facing division and fragmentation. Of course, this is not limited to the Islamic civilization, the same matter grew around the world as well. We took this issue into account by writing this article to see how it is possible to create cohesion and coexistence among Muslim communities. Being aware of the diversities and varieties of human society, which in some cases have caused controversies among people, the Qur'an has pointed out several ways to improve human relations, overcome the problem of fragmentation, and how to make unity and peace. One of the most important practical ways of the Quran to solve the problem of convergence between people is to activate "dialogue" capacity in Muslim society. Based on this article, the Quran proposed ethical and humanitarian dialogues to solve "disintegration" problem over Muslim societies. The main question here is that what is possible solution from the Quran perspective for social and civilizational crises such as this in the contemporary Muslim world such as ours?

    Methodology

    Using the descriptive-interpretive method and the civilizational approach, this article refers to the Qur'an as presiding idea of Islamic civilization and focuses on "dialogue" as a constructive way (among several ways) for civilization making.

    Findings

    Dialogue in the Qur'an takes place in all three areas of mind, language and reality. As an "interactive and dialogue-oriented phenomenon", the Holy Qur'an communicates with the audiences in a deep connection between the three spheres of linguistic existence, mental existence, and objective existence, and by relying on the commonalities in these three spheres, it creates changes within them. Improvement of each these areas strengthen the other two areas and  makes like a cycle for which there is no beginning or the end. The first two outputs of this cycle are "Creating a unified identity" and "Creating interactive and authentic meanings", which is the result of our dialogue with ourselves and thus creates a bridge between Muslims’ opinion. Based on this, a large part of the civilizational disintegration of Muslims, which is caused by our theoretical fragmentation and intellectual disintegration, will be resolved. The formation of this unified identity and the creation of original meanings perform as "civilizational glue", and by stimulating the sense of responsibility and commitment towards the meanings formed, it becomes the "driving engine of society". By using this driving engine, practice would be facilitated with meanings. This constitutes the third output of the dialogue cycle. In this way, the audience of the Qur'an, who have reached unity at the level of theory and practice, have been promoted from the position of "spectator" to the "actioner", and are committed to a single goal.

    Conclusion

    The achievement of the dialogue with the audience in the Qur'an is the consolidation of "common identity" among Muslims, the foundation of "interactional meaning" and, at the end, "collective practice" and commitment. In this view, the Qur'an is not a "cultural product" in the sense of being influenced by culture, but rather a "interactive and Conversational product", which acts as a "civilizational glue" and strengthens the bonds of people. This process becomes a "model" for the formation of Islamic civilization in today's world; the civilization that, through dialogue in the field of mind, language, and reality, makes capacity out of diversity, leads discontinuities towards convergence, and makes people empathetic, compassion, and aligned. Therefore, it is possible to make a model for conversational civilization and then a converging, organized and integrated civilization that forms a single body by following the example of the dialogue based book.

    Keywords: Disintegration, Dialogue, Civilizational Interpretation, Islamic Civilization, Civilization Identity, Coherency
  • فاطمه مدرسی *، کمال رسولیان
    زمینه و هدف

     دیالوگ، واژه ای فرانسوی ماخوذ از یونانی به معنی گفت و گو، سخنانی است که میان شخصیتهای یک نمایشنامه رد و بدل میشود. دیالوگ، مهم ترین بخش یک نمایش است و هنرپیشه های هر درامی از طریق این فن نموده میشوند و پرورش می یابند. هر اثر ادبی را نیز که به صورت مکالمه بین دو تن یا بیشتر باشد دیالوگ خوانند.

    روش مطالعه

     در این پژوهش، با استناد به منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی – تحلیلی، تلاش میشود سویه های غم انگیز و دراماتیک مناظره خسرو با فرهاد در خسرو و شیرین نظامی در شکل سنتی آن و با مرکزیت دیالوگ بررسی و تحلیل شود.

    یافته ها

     نوع ادبی مناظره سرایی یکی از قالبها و متدهای شعر و نثر فارسی است که شاعران مناظره سرا و نویسندگان عموما این فرم ادبی را در اشکال مختلفی همچون سنتی (رویارویی فرد با فرد بصورت دیالوگ) و جدید (تقابل فرد با خود به صورت مونولوگ) برای اظهار مصادیق گوناگونی چون پند، حکمت، اخلاق، احساس و عاطفه و مسائل اجتماعی بکار میگیرند. مناظره غالبا با استفاده از ابزار سوال و جواب ایجاد میشود و سائل یا مجیب هر یک در موقعیت مورد نظر خود باید با احکام مناظراتی از تنگنای جدل خارج شوند. مناظره خسرو با فرهاد از مشهورترین مناظره های ادب فارسی است که نظامی توانسته است در آن به بهترین شکل ممکن ستیزهای میان نمایندگان دو قشر مرفه و بینوای جامعه روزگار خود « خسرو و فرهاد » را به نمایش درآورد.

    نتیجه گیری

     ناهمگونی موقعیت طرفین مناظره، موضوع تضاد و دوگانگی را در وجود چهره های روایت شاخصتر میسازد و موجب میشود که این مناظره تراژیک و ناعادلانه تمام شود؛ چرا که دو طرف مناظره، دیالوگهای خود را از دو جایگاه متفاوت به منصه ظهور میگذارند.

    کلید واژگان: نظامی، خسرو و شیرین، خسرو و فرهاد، دراماتیک، دیالوگ، مناظره
    Fatemeh Modarresi *, Kamal Rasoulian
    BACKGROUND AND OBJECTIVES

     Dialogue, a French word derived from Greek meaning dialogue, is the words that are exchanged between the characters of a play. Dialogue is the most important part of a show and the characters of any drama are developed and developed through this technique. Read any literary work as a dialogue between two or more characters.

    METHODOLOGY

     In this research, by referring to library sources and using a descriptive-analytical method, an attempt is made to investigate and analyze the tragic and dramatic aspects of Khosrow"s debate with Farhad in Khosrow and Shirin Nizami in its traditional form and centered on dialogue.

    FINDINGS

     Debate writing literary type is one of the formats and methods of Persian poetry and prose, which debate poets and writers generally use this literary form in different forms such as traditional (dialogue between individuals) and new (monologue) to express themselves. They use various examples such as advice, wisdom, ethics, feelings and social issues. Debate is often created by using question and answer tools, and each questioner or answerer in their desired position should get out of the dilemma of the debate with the rules of debates. Khosrow"s debate with Farhad is one of the most famous debates in Persian literature, in which Nizami has been able to show in the best possible way the conflicts between representatives of the two rich and poor classes of his time, "Khosrow and Farhad".

    CONCLUSION

     The heterogeneity of the position of the parties in the debate makes the issue of conflict and duality more prominent in the existence of the figures of the narrative and causes this debate to end tragically and unfairly; Because the two sides of the debate present their dialogues from two different positions.

    Keywords: Nizami, Khosrow, Shirin, Farhad, Dramatic, Dialogue, Debate
  • فرشته ملکی گونی، محمدنبی احمدی*، تورج زینی وند

    میخائیل باختین صاحب نظریه منطق مکالمه، گفتگو را حاصل تعامل متقابل گوینده و شنونده می داند که در بستر اجتماعی شکل می گیرد و با گفتار های گذشته و آینده در تعامل است؛ لذا خواننده را ضمن مالوف ساختن با جزئیات و زیر لایه های مفهومی متن، بر بی نهایت بودن معنا رهنمون می سازد. اگرچه از دیدگاه او از میان انواع ادبی، تنها رمان واجد ویژگی های منطق گفتگویی و چند صدایی است و شعر به دلیل خالی بودن از حضور «دیگری» درخور توجه از دیدگاه مذکور نیست، اما اشعار شاعران ایران و عراق به سبب گزینش های گسترده، آفرینش فضا ها و موقعیت های حضور دیگران و کاربرد واژگان، مضامینی که شاعران، آزادانه و به دوراز هنجار های رایج شعری، وارد زبان شعر می کنند، دارای ویژگی های گفتگویی است. در پژوهش حاضر اشعار شاعران برجسته ایران و عراق با روشی توصیفی- تحلیلی که حول محور ترور ناجوانمردانه سردار مقاومت «حاج قاسم سلیمانی» مجاهد پرآوازه ای که مظهر اقتدار ملی و دمیده شدن روح مقاومت در منطقه غرب آسیا و بلکه در جهان می باشد با رویکردی ویژه به نظریه منطق گفتگویی باختین تحلیل شده است. دستاورد پژوهش حاکی است که شاعران ایران و عراق شعرهایشان گفتگو گراست و برای ایجاد فضای گفتگویی در اشعار خود از تمهیدات و شگرد های مربوط به منطق گفتگویی ازجمله کاربرد ضمایر، گزاره های خطابی، چند صدایی بهره مند شده اند. بیان روایی، برجسته ترین شگرد شاعران موردبحث برای آفرینش فضای چندصدایی است و انتقاد های صریح و تلخ شاعران، اشعارشان را به سخن کارناوالی نزدیک ساخته و بر خاصیت گفتگویی و چند صدایی اشعارشان افزوده است.

    کلید واژگان: گفتگو، چند صدایی، قاسم سلیمانی، شاعران ایران و شاعران عراق، میخائیل باختین
    Fereshteh Maleki Gavani, Mohammadnabi Ahmadi *, Toraj Zinivand

    Mikhail Bakhtin, a theorist of conversation logic, considers dialogue the result of the interaction between the speaker and the listener, which is formed in the social  context and interacts with past and future discourses; Therefor, while guiding the reader with the details and conceptual sub- layers of the text, it leads to the frequent and infinite meaning of the meaning. However, form his point of view, among the literary genres, only the novel has the characteristics of dialogue logic and polyphony poetry due to limited choices and being empty of the presence of another not worthy of attention form this perspective but the poems of contemporary Iranian and Iraqi poets have conversational features due to the wide selection , creation of spaces and situations of presence of others and the use of words, concepts and themes that poets freely and far form the common norms of poetry. In the present study, the poems of prominent contemporary poets of Iran and Iraq with a descriptive- analytical method that revolves around the cowardly assassination of resistance leader Haj Qasem Soleimani, a famous Mujahid who is a manifestation of nationnal authority and the spirit of resistance in west Asia and the world Bakhtin has been analyzed with a special approach to the theory of dialogue logic. The result of the research indicates that contemporary Arabic and persian poets are dialogue- oriented in their poems and to create a dialogue atmosphere in their poems, they have used arrangements and tricks related to dialogue logic, including the use of pronouns, rhetorical and polyphonic propositions. Narrative expression is the most prominent technique used by the poets in question to create a polyphonic atmosphere, and the explicit and bitter criticisms of the poets have brought their poems closer to the carnival speech and added to the dialogue and polyphonic nature of their poems.

    Keywords: Dialogue, Polyphony, Qassem Soleimani, Iranian Poets, Iraqi Poets, Mikhail Bakhtin
  • جهانگیر ولدبیگی*
    گفتگو یا دیالوگ بخش عمده ای از آیات قرآن کریم را به خود اختصاص داده است. طرفین این گفتگوها خدا و بندگان، انسان ها با یکدیگر، خدا و آسمانها و زمین و... و موضوعات مطرح شده در این دیالوگ ها موضوعات مختلف اعتقادی و اخلاقی، سیاسی، اجتماعی است. زمان گفتگوها نیز متنوع و به زمان خاص و این جهانی محدود نیستند بلکه حجم گسترده ای از گفتگوها منعکس کننده وضعیت و فضای آن جهانی هستند. دیالوگ خدا با بندگان و از آن جمله اهل کفر بیشترین حجم دیالوگ ها را به خود اختصاص داده است. تمرکز بر دیالوگ های قرآنی در آیات حوزه جهان آخرت و دسته بندی موضوعات مطرح شده در آنها تبیین کننده آموزه های اعتقادی - تربیتی مهمی هستند که این مهم هدف تحقیق حاضر به روش اسنادی - کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و استنباطی را به خود اختصاص داده است. یافته های به دست آمده از پژوهش را در دو زمینه اعتقادی و تربیتی نشان از اهتمام آیات به موضوعات توحید، جهان آخرت، پیامبران و... و مسئولیت پذیری انسان به نسبت اعمال، گفتار و کردار خود، برخورد عقلایی با زندگی، تلاش در جهت کسب رضایت خدا، شکرگزاری نسبت به نعمتهای معنوی و مادی خدا، صداقت در زندگی، وفای به عهد و عدم استکبار و ظلم و فسق در زمین و تلاش در جهت آبادانی زمین و استفاده بهینه از عمر داده شده در یافتن مسیر حق دارد. این پژوهش علی رغم محدودیت کمبود نوشتار در این قالب می تواند الگویی مناسب برای تحقیقات آینده در این زمینه باشد.
    کلید واژگان: دیالوگ، گفتگوی خدا با بندگان، جهان آخرت، تربیت
    Jahangir Valadbaigi *
    Conversation or dialogue is a major part of the verses of the Holy Quran. The parties of these dialogues are God and His servants, humans with each other, God and the heavens and the earth, etc., and the topics raised in these dialogues are various religious, moral, political, and social issues. The time of conversations is also diverse and not limited to a specific time and this world, but a wide volume of conversations reflect the situation and atmosphere of that world. God's dialogue with his servants, including the people of disbelief, has the largest volume of dialogues. Focusing on the Qur'anic dialogues in the verses of the world of the hereafter and the classification of the issues raised in them explain the important religious-educational teachings, which is the purpose of the present research using the documentary-library method and the descriptive-analytical and inferential method. The findings obtained from the research in two fields of belief and education show the attention of the verses to the topics of monotheism, the afterlife, prophets, etc. Earning God's approval, gratitude for God's spiritual and material blessings, honesty in life, keeping promises, not being arrogant, cruel and immoral on earth, and striving for the improvement of the earth and optimal use of the given life is in finding the right path. Despite the limitation of the lack of writing in this format, this research can be a suitable model for future research in this field.
    Keywords: Dialogue, God's Conversation With His Servants, The Afterlife, Education
  • محمدطاهر یعقوبی*، فاروق نعمتی

    گفتمان انتقادی در واقع، روند تکوینی تحلیل گفتمان به شمار می رود که در آن با عبور از توصیف صرف داده های زبانی بر فرایندهای موثر در شکل گیری گفتمان توجه می شود. در این نوع تحلیل گفتمان، به دو رویکرد اجتماعی و زبان شناختی پرداخته می شود. در رویکرد اجتماعی به گفتمان، بافت موقعیتی و در رویکرد زبان شناختی، بافت متنی تشریح می شود. مناظرات امام رضا (ع) سرشار از مضامین سیاسی، دینی و اجتماعی است که امام (ع) آن ها را در شرایط گوناگون حاکم بر زمان، برای آگاهی و هدایت مردم به سوی حق وعدالت، با کمال بلاغت بیان کرده اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، به تحلیل تعامل زبانی و ساختاری مناظرات رضوی با فضای مسلط بر جامعه و اندیشه های طرف گفت وگو پرداخته است. نتایج این پژوهش حاکی است که امام (ع) توانسته اند با بهره گیری از سبک ها و واژگان سازگار با فضای مناظره، پیوند وثیقی میان فرهنگ حاکم بر جامعه و انحراف فکری مخاطبان ایجاد کنند. آن حضرت از واژگانی استفاده کرده که بار معنایی ژرفی داشته و در راستای برجسته سازی مفاهیم مد نظر، از دلالت های مختلف زبانی بهره جسته اند. گاهی نیز با کاربرد استفهام، به نوعی اعتقادات طرف مقابل را زیر سوال برده و گفتمان او را به چالش کشیده و به حاشیه رانده است.

    کلید واژگان: امام رضا (ع)، تحلیل گفتمان انتقادی، ساختار و واژگان، مناظره، گفت وگو
    Mohammadtaher Yaghoubi *, Faroogh Nemati

    Critical discourse, in fact, is considered the formative process of discourse analysis, in which, by going beyond the mere description of linguistic data, attention is paid to the effective processes in the formation of discourse. In this type of discourse analysis, two social and linguistic approaches are discussed. In the social approach, discourse is explained as situational context, and in the linguistic approach, textual context is explained. The debates of Imam Reza (a.s.) are full of political, religious and social themes, which Imam (a.s.) has eloquently expressed in the various conditions of the time, to inform and guide people towards truth and justice. This research has analyzed the linguistic and structural interaction of Razavi’s debates with the atmosphere that dominates the society and the thoughts of the interlocutors. The results of this research indicate that Imam (a.s.) was able to create a close bond between the culture ruling the society and the intellectual deviation of the audience by using styles and words compatible with the atmosphere of the debate. His Holiness (PBUH) used words that had a deep meaning and in order to highlight the concepts in question, they used different linguistic connotations. Sometimes, with the use of questioning, he has somehow questioned the beliefs of the other party and challenged and marginalized his speech.

    Keywords: Imam Reza (AS), Critical Discourse Analysis, Structure, Vocabulary, Debate, Dialogue
  • منوچهر تشکری*، صدیقه پاک ضمیر

    کولی واره ها مجموعه ی شانزده غزل نو از سروده های شاعر معاصر، سیمین بهبهانی، است که در دفتر دشت ارژن سال 1362 منتشر شده است. خواننده هنگام مطالعه ی این غزل ها با مجموعه ای از روایت ها روبه رو می شود که سازه ی اصلی آن را گفت وگو تشکیل می دهد؛ ازاین رو نویسندگان این مقاله به بررسی زبان گفت وگو در مجموعه ی کولی واره ها پرداخته اند. تحلیل زبان گفت وگو در روایت، از نظریه های ساختارگرایان است و در آن، عناصر زبانی دخیل در گفت وگو ازجمله: واژگان، ترکیبات، ضمایر، لحن، گزاره های گفت وگویی، عناصر ادبی دخیل در روابط آن و کارکرد گفت وگو بررسی می شود. در این پژوهش نیز ساختار زبانی گفت وگو در کولی واره های سیمین بهبهانی بررسی شده و نگارندگان به نتایج تازه و قابل تاملی در زمینه ی نوآوری های این شاعر برجسته ی معاصر در غزل دست یافته اند؛ ازجمله نتایج حاصل این است که کارکرد گفت وگو در کولی واره ها به صورت های «بازتاب حالات درونی شاعر، توصیف وضع موجود، آرزوی وضع مطلوب و ایجاد وحدت مضمون در محور عمودی غزل» انجام شده است. شاعر در این شانزده روایت، کولی را  که نمادی از خود و هر زن و انسان آزاده و تلاشگری است، به کوشش برای ساختن جامعه ای بهتر دعوت می کند. از دیگر یافته های پژوهش حاضر این است که کاربرد گفت وگو در کولی واره ها سبب شده این غزل های نو در دسته ی غزل روایی معاصر بگنجد؛ بدین گونه که شاعر از آمیختن غزل سنتی با غزل نو و گنجاندن مفاهیم تازه در قالب یک روایت، دیالکتیکی را میان غزل سنتی و نو برقرار کرده که به نوآوری در غزل روایی معاصر انجامیده است. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و آماری انجام و در گرد آوری داده ها از شیوه ی اسنادی و ابزار برگه نویسی (فیش برداری) استفاده شده است. بستر اصلی پژوهش، مجموعه ی شانزده کولی واره از دفتر دشت ارژن سروده ی سیمین بهبهانی است.

    کلید واژگان: روایت، ساختارگرایی، سیمین بهبهانی، غزل نو، کولی واره، گفت وگو
    Manoochehr Tashakori *, Sedighe Pakzamir

    Kowlivaareh is a collection of sixteen modern sonnets written by Simin Behbahaani, published in "Dasht Arjan" in 1362. While reading, the readers confront with a series of narratives by the main structure of dialogue; Therefore, the authors of this article have investigated and analyzed the conversational language of this collection. It's required to mention that the investigation and analysis of the conversational language in the narration is based on the theories of the structuralists, in which the linguistic elements involved in the conversation such as words, compounds, pronouns, tone, propositions Dialogue, literary elements in dialogue relations and the function of dialogue are examined and analyzed. In this article, the linguistic structure of Simin Behbahaani's Kowlivaarehaa has been investigated and the authors have found new and considerable results regarding the innovations of this great contemporary poet in modern sonnets. The function of dialogue in Simin Behbahaani's Kowlivaarehaa is carried out in the form of "reflection of the poet's inner states, description of the current situation and the demand for the desired situation" and the poet in these sixteen narratives, the Kowli - who is a symbol of she, herself and every free woman and man she calls for trying to build a better society.

    Keywords: Narrative, Structuralism, Simin Behbahaani, Modern Sonnet, Kowlivaareh, Dialogue
  • علی چاوشی*، سید محمدتقی چاوشی، نصرالله حکمت

    بیش از یک و نیم قرن از مواجهه ایرانیان با اندیشه هگل می گذرد. در این مدت،مراجعه «ما» به هگل، تحولاتی داشته لذا بجاست پس از این همه هگل پژوهی، ترجمه هگل و هگل خوانی، دست به یک ارزیابی از نسبتی که با هگل ساخته ایم بزنیم و بپرسیم؛ آیا پس از این همه مدت، هگل را در سنت خودمان اخذ کرده ایم؟ به بیان دیگر آیا می توان در عداد سنت های تفسیری گوناگونی که از هگل وجود دارد مثلا هگل راست و چپ و پیر و جوان و انگلیسی و فرانسوی و غیره، سخن از یک هگل ایرانی گفت؟آیا اساسا امکان فهم هگل-ولو متفاوت از سایر فهم ها-برای ما گشوده است؟ پاسخ این پرسش ها ارجاع به تاریخ فلسفه و سنت فکری ما دارد.شاکله مفاهمه ای «ما»، باید ظرفیت شنیدن هگل و سخن گفتن با او را داشته باشد. این بیان آشکارا پرسش از معاصرت فلسفه اسلامی است. پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی خوانش هایی است که از اندیشه هگل در بستر  فلسفه اسلامی رخ داده است. از آنجا که اندیشه ملاصدرا، تمامیت فلسفه ماست، خوانش های ما از هگل عمدتا در بستر فلسفه ملاصدرا و در امتداد و بسط آن اندیشه، شکل گرفته است. لذا ما تمرکز خودرا بر سنجش مواجهات صدرا با هگل قرار دادیم. سید جواد طباطبایی یکی از متفکران معاصر ایرانی است که دست به تطبیق هایی میان صدرا و هگل زده است. از همین رو توصیف مواجهه اش با هگل ضرور است و ما در پی آنیم تا بتوانیم به ارزیابیی دقیق از یکی از مهم ترین هگل خوانی های ما در بسترسنت به تفکر درآمده شده ما یعنی فلسفه ملاصدرا برسیم و یکی از اضلاع کلان پروژه «هگل ایرانی» را تبیین نماییم.

    کلید واژگان: هگل ایرانی، گفت وگو، هگل، ملاصدرا، ایده آلیسم، معقول بالذات، اتحاد عقل و عاقل و معقول
    Ali Chavoshi *, Seyyed Mohammadtaqi Chawoshi, Nasrullah Hekmat

    More than a century and a half has passed since Iranians encountered Hegel's thought. During this period, "our" reference to Hegel has undergone changes, so after all this Hegel research, Hegel translation and Hegel reading, we should start an evaluation of the relationship we have made with Hegel and ask; After all this time, have we adopted Hegel in our tradition? In other words, is it possible to speak of an Iranian Hegel among the various interpretive traditions of Hegel, such as Hegel right and left, old and young, English and French, etc.? Is it basically possible to understand Hegel differently from other understandings? Is it open for us? The answer to these questions refers to the history of philosophy and our intellectual tradition. Our understanding structure must have the capacity to listen to Hegel and speak with him. This statement is clearly a question of the contemporaneity of Islamic philosophy. The answer to this question requires an examination of the readings of Hegel's thought in the context of Islamic philosophy. Since Mulla Sadra's thought is the entirety of our philosophy, our readings of Hegel are mainly formed in the context of Mulla Sadra's philosophy and in the extension and expansion of that thought. Therefore, we focused on evaluating Sadra's encounters with Hegel. Seyyed Javad Tabatabai is one of the contemporary Iranian thinkers who made comparisons between Sadra and Hegel. Therefore, it is necessary to describe his encounter with Hegel, and we seek to be able to make an accurate assessment of one of the most important readings of Hegel in the context of our thought tradition, which is the philosophy of Mulla Sadra, and to explain one of the major aspects of the "Iranian Hegel" project.

    Keywords: Iranian Hegel, Dialogue, Hegel, Mulla Sadra, Idealism, Reasonable In Essence, The Union Of Reason, Wise, Reasonable
  • لیدا هاتفی راد، مهربان پارسامهر*، علی روحانی

    ساختار خانواده، شیوه های تعاملات میان والدین با یکدیگر، سبک های تربیتی و شکاف نسلی میان والدین و فرزندان، نقش مهمی در شکل گیری تعاملات بین اعضای خانواده و ایجاد فضایی اقتدارگرایانه یا دموکراتیک دارند. در این راستا، پژوهش حاضر به مطالعه چگونگی شکل گیری و وضعیت گفت وگو میان والدین و فرزندان در خانواده های شهر یزد پرداخته است. بدین منظور، از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شد و ضمن استفاده از نمونه گیری نظری با 25 نفر از زوجین خانواده های متعارف شهر یزد مصاحبه های عمیق به عمل آمد. داده های گردآوری شده از طریق کدگذاری های باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و درنهایت 67 مقوله فرعی و 16 مقوله اصلی شناسایی گردید. مقوله هسته پژوهش «شکاف نظر و عمل در گفت وگو با فرزند» بود که در قالب مدل پارادایمی و طرح واره نظری ارائه شد. نتایج تحقیق نشان دهنده شکاف میان باورهای ذهنی والدین و چالش های عملی در تعاملات آن ها با فرزندان است که تاثیر مستقیم بر وضعیت گفت وگو در خانواده دارد. درواقع، علی رغم آن که امروزه والدین به لحاظ ذهنی به برقراری تعاملات سازنده و گفت وگو با فرزندان خود معتقدند؛ اما در عمل به دلیل محدودیت های زمانی، تکنولوژی های ارتباطی، فرهنگ والدین و شکاف نسلی، در شکل گیری این تعاملات با مشکلاتی مواجه هستند.

    کلید واژگان: خانواده، تعامل والدین و فرزند، زوجین، گفت وگو، شکاف نظر و عمل
    Lida Hatefirad, Mehraban Parsamehr*, Ali Ruhani

    One of the indicators of a healthy family is the establishment of favorable relations between parents and children, which has faced many changes from the past to the present. In this way, the family structure, the way parents interact with each other and their Parenting Styles, as well as the generation gap that exists between parents and children, plays a very important role in the formation of interactions between family members and creating an authoritarian or democratic context. Considering that the role of parents in the formation of interactions in the family is very important; The present study aims to explain the formation and status of dialogue between parents and children in Yazdi families. For this purpose, a qualitative approach and grounded theory method and theoretical sampling were used and 25 couples from normal families in Yazd were selected and interviewed in depth. The collected data were categorized into open, axial and selective coding includ 16 main categories, 67 secondary categories. To sum up, these categories were presented in one core category of "gap of Theory and Practice in dialogue with children". Accordingly, the paradigm model and theoretical scheme of the research were presented. The explanation of the results generally shows the gap between the subjective belief and the practical challenges in the interaction of parents and children, and it affects the dialogue situation in the family. In fact, although parents intellectually believe in establishing constructive interactions and dialogue with their children, but in practical terms due to time constraints, communication technologies, parents' culture and generation gap they are still involved with problems in the formation of interactions.

    Keywords: Family, Parent-Children Interaction, Couples, Dialogue, Differences Of Theory, Practice
  • علی دائمی، مهدی داودآبادی فراهانی*
    هدف

    هدف از این پژوهش بررسی سبک گفتارنویسی در سریال های تاریخی-مذهبی داوود میرباقری است و به دنبال پاسخ این پرسش است که گفتارها، اعم از دیالوگ ها و مونولوگ ها در این آثار چه ویژگی ها و چه نقاط قوت و ضعفی دارند.

    روش شناسی پژوهش :

     پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با مطالعه چهار سریال امام علی، مسافر ری، معصومیت ازدست رفته و مختارنامه به مثابه متن تصویری، گفتارها را از حیث «کهن گرایی و توهم تاریخی بودن»، «اصل صحت و تناسب» و «مناسب سازی برای مخاطبان» مورد بررسی قرار می دهد و در این راه از گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای نیز بهره می برد.

    یافته ها

    از حیث توهم تاریخی بودن ویژگی هایی همچون: «استفاده از واژگان، اسلوب ها و دستور زبان تاریخی»، «حذف نشانه مفعولی»، «جملات آهنگین و آرایه های لفظی» و نیز «صناعات بیانی» در آثار منتخب داوود میرباقری دیده می شود. همچنین از جهت اصل صحت و تناسب، سه ویژگی «اصطلاحات و ساختارهای جعلی»، «به کارگیری اشتباه کلمات» و «استفاده از واژه های بیگانه» در این آثار مشهود است. مناسب سازی گفتارها برای مخاطبان تلویزیون نیز از دو طریق «استفاده از ضرب المثل های ایرانی و اشعار فارسی» و نیز «بیان محاوره و ادبیات عامیانه» مورد توجه قرار گرفته است.

    بحث و نتیجه گیری

    نویسنده کوشیده است با استفاده توامان از زبان محاوره و اصطلاحات عامیه و نیز اسلوب ها و واژگان کهن، در گفتارنویسی سریال ها میان زبان تاریخی نما و عامیانه تعادل برقرار کند.

    کلید واژگان: گفتار، دیالوگ، سریال تاریخی-مذهبی، داوود میرباقری
    Ali Daemi, Mehdi Davoodabadi Farahani *
    Research Objective

    The purpose of this study is to examine the discourse styles in historical-religious TV series by Davoud Mirbagheri. Specifically, it investigates the characteristics, strengths, and weaknesses of dialogues and monologues in these works. The research employs a descriptive-analytical method, focusing on four prominent series: “Imam Ali,” “Masafir-e Rey,” “Lost Innocence,” and “Mokhtarnameh.” These series are analyzed in terms of historical illusion, adherence to accuracy, and audience adaptation. Additionally, the study draws upon library-based information gathering.

    Findings

    Regarding historical illusion, Mirbagheri’s selected works exhibit features such as the use of historical vocabulary, stylistic elements, and language conventions. Notably, they omit the accusative marker and employ eloquent sentences and verbal arrays. In terms of adherence to accuracy, the series demonstrate three characteristics: the use of fabricated terms and structures, occasional word misuse, and the incorporation of foreign words. Furthermore, the adaptation of discourse for television audiences is achieved through two approaches: employing Iranian proverbs and Persian poetry, as well as using colloquial expressions and vernacular literature.

    Discussion and Conclusion

    The author strives to strike a balance between historical and colloquial language by simultaneously utilizing idiomatic expressions, vernacular terms, and archaic styles. This approach enriches the discourse in Mirbagheri’s TV series, catering to both historical authenticity and audience engagement.

    Keywords: Discourse, Dialogue, Historical-Religious Series, Davoud Mirbagheri
  • محمدحسن یعقوبیان*

    مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی و بازخوانی رویکردهای مطالعه و مواجهه با ادیان در ایران معاصر است تا ضمن مطالعه توصیفی آنها، به تحلیل مختصات و ویژگی های آنها به منظور خودآگاهی بیشتر در زمینه مطالعات ادیانی پرداخته شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سه رویکرد سنتی، روشنفکری و تحقیقات دین شناسی تطبیقی، دارای سه مدل فرقه ناجیه، قهوه خانه سورات و تطبیقی هستند که در مولفه هایی نظیر توجه به دیگری دینی، اصل گفت وگو و وحدت میان ادیان اشتراک دارند، اما در خاستگاه، ضرورت های فرهنگی و سبک گفت وگو از یکدیگر متمایزند. مدل فرقه ناجیه با سیاست غالب تمایز و مدل قهوه خانه سورات با سیاست غالب تشابه، از مدل تطبیقی که بر هم گرایی موازی تشابه و تمایز تاکید دارد، متمایزند. شرایط تکثر فرهنگی دینی جهان معاصر، به ضمیمه حقیقت جویی انسان در میان گزینه های متنوع دینی، ضرورت تحقیقات دین شناسی تطبیقی به شکل روشمند را بیش ازپیش برجسته کرده است. این تحقیقات، اگرچه از تحقیقات نوین ماکس مولر در جهان نوین پررنگ شده اند، تبار خود را تا کارهای ابوریحان بیرونی و شهرستانی در فرهنگ اسلامی نشان می دهد.

    کلید واژگان: ادیان، دین شناسی تطبیقی، تشابه تمایز، گفت و گو، ایران معاصر
    Mohammadhasan Yaghobian*

    The main problem of this research is to identify and review the approaches of studying and dealing with religions in contemporary Iran, so that while studying them descriptively, their coordinates and characteristics can be analyzed to gain more self-awareness in the field of religious studies. The findings of this research show that the three approaches of traditional, intellectual and comparative theological research have three models of the saved sect, the Coffee-House of Surat, and the comparative model, which share components such as attention to the religious other, the principle of dialogue, and unity between religions, but in the origin, the necessities Culture and conversation style are different from each other. The saved sect model with the dominant policy of differentiation and the Coffee-House of Surat model with the dominant policy of similarity are different from the comparative model that emphasizes the parallel integration of similarity and differentiation. The conditions of cultural-religious pluralism in the contemporary world, along with human truth-seeking among various religious options, have highlighted the necessity of systematic comparative theology research. These researches, although they have been enriched by Max Müller's new researches in the modern world, show their descent to the works of Abu Rayhan Biruni and Shahristan in Islamic culture.

    Keywords: Religions, Comparative Theology, Similarity, Distinction, Dialogue, Contemporary Iran
  • محسن عمارلو، علی بابایی مهر*، رضا نصیری لاریمی

    بنیان سازمان های کارگری را می توان متاثر از حوادثی چون جنگ های جهانی و ظهور انقلاب صنعتی در جهان دانست. این نهادهای اجتماعی؛ توانایی آن را دارند که با انجام گفتگوهای جمعی در راستای منافع اعضا، بهبود شرایط کار عادلانه و تحقق عدالت مزدی را در تمامی ابعاد به ارمغان بیاورند؛ بنابراین در این مقاله هدف آن است تا با گردآوری اطلاعات به روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که «وضعیت جایگاه حق مذاکره و گفتگوی سازمان های کارگری در نظام جهانی و حقوق موضوعه ایران چگونه است؟». در این راستا، با بررسی سیر تحولات و انطباق آن با استانداردهای بین المللی؛ مصادیق داخلی در نظام حقوقی ایران ارزیابی شد؛ یافته ها نشان داد گفتگوهای جمعی برای رفع معضلات محیط کار؛ آسان ترین کم هزینه ترین طرق حل اختلاف است؛ لکن با وجود اسناد الزام آور و تاکیدات مجامع حقوق بشری؛ تاکنون ایران به مقاوله نامه های بنیادینی چون شماره 98 و87 سازمان جهانی کارنپیوسته است؛ شواهد حاکی از آن است که عدم الحاق، نافی عمل به تکلیف از سوی کشورها نبوده؛ ولی وجود تعارضات بیشماردرنظام حقوقی ایران بالاخص قانون شوراهای اسلامی کار و فصل ششم و هفتم قانون کار و نیز مداخلات ناصواب دولت؛ ازدلایل عدم ایجاد ساختارهای حقوقی عادلانه و منطبق با شیوه نامه های بین المللی است.

    کلید واژگان: سازمان کارگری، مذاکره، گفتگو، کارگران و کارفرمایان
    Mohsen Ammarelo, Ali Babayeemehr*, REZA NASIRI LARIMI

    The foundation of labor organizations can be considered affected by events such as world wars and the emergence of the industrial revolution in the world. These social institutions have the ability to bring about the improvement of fair working conditions and the realization of wage justice in all dimensions by conducting collective discussions in line with the interests of the members. Therefore, in this article, the goal is to answer the question by collecting information in a descriptive and analytical way, "What is the status of the right to negotiate and dialogue of labor organizations in the international system and the subject rights of Iran?". In this regard, by examining the course of developments and its compliance with international standards; Internal examples in Iran's legal system were evaluated; the findings showed that collective discussions to solve the problems of the work environment; It is the easiest and cheapest way to resolve the dispute; However, despite the binding documents and the emphasis of human rights assemblies; So far, Iran has not acceded to fundamental conventions such as No. 98 and 87 of the World Labor Organization; The evidence indicates that the non-accession was not a negation of the countries' obligations; However, the existence of numerous conflicts in Iran's legal system, especially the Islamic Labor Councils Law and Chapters 6 and 7 of the Labor Law, as well as improper government interventions, are due to the lack of creating fair legal structures in accordance with international guidelines.

    Keywords: Labor Organization, Negotiation, Dialogue, Workers, Employers
  • حمزه محمدی ده چشمه، امیرحسین مدنی*

    بهرام بیضایی از جمله نمایش نامه نویسانی است که از طریق عنصر گفت وگو دنیای معاصر را به زیباترین صورت ممکن تصویر کرده است؛ مدرنیزه بودن، پیشرفت، تکنولوژی، صنعت و در نهایت دنیای مضحک و مسخره ای که برای آدم های جامعه ساخته اند. بیضایی با هنرمندی تمام کلمات و اصطلاحات گفت وگو را به گونه ای در کنار یکدیگر قرار داده است که به راحتی می توان تنش و آسیب پذیری شخصیت ها را در موقعیت های خاص، ارزیابی کرد. تکنیک متفاوتی که بیضایی را از دیگر نمایش نامه نویسان متمایز می سازد، این است که او از شخصیت های نمایش به عنوان راویان اثر استفاده می کند و این کار را با گفت وگوی میان شخصیت ها، حدیث نفس و تک گویی نمایشی شخصیت های داستان پیش می برد. در این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل محتوا، کارکردهای هنری عنصر دیالوگ در نمایش نامه-های بیضایی بررسی و تحلیل شده است. این نویسنده از طریق افشای کاراکترها، تیپ سازی سمبولیک و خلق موقعیت های جدید در نمایش نامه های خود، کارکردهای دیگرگونه به عنصر گفت وگو بخشیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که خلاقیتی که بیضایی در روایت برخی نمایش نامه هایش به کار برده است، در طراحی پیرنگ و طرح داستانی است که نقطه اوج نمایش را در ابتدای داستان قرار می دهد و این مهم را از طریق گفت وگو و کلام شخصیت-های داستان، انجام می دهد. به عبارت دیگر، بیضایی برای گریز از تکرار در روایت به عنصر گفت وگو متوسل گردیده است تا بسیاری از ویژگی های اعتقادی و درون مایه های نمایش نامه را در فضایی متفاوت تر به تصویر بکشد.

    کلید واژگان: بیضایی، نمایش نامه، دیالوگ، تیپ سازی، خلق موقعیت
    Hamzeh Mohammadi, Amirhosein Madani *

    plays Bahram Beyzaei is one of the playwrights who has depicted the contemporary world in the most beautiful way possible through the element of conversation and dialogue. Modernity, progress, technology, industry and finally the ridiculous world they have created for people in the society. Beyzaei has artistically put all the words and terms of conversation together in such a way that the tension and vulnerability of the characters in certain situations can be easily evaluated. A different technique that distinguishes Beyzaei from other playwrights is that he uses the characters of the play as the narrators of the work, and he does this with dialogue between the characters, autobiography, and dramatic monologues of the characters in the story. In this research, with the descriptive method and content analysis, the artistic functions of the dialogue element in Elliptical plays have been examined and analyzed. This author has given different functions to the dialogue element through character disclosure, symbolic typification and creation of new situations in his plays. The results of the research show that the creativity and innovation that Beyzaei has used in the narration of some of his plays is in the design of the plot and plot, which places the climax of the play at the beginning of the story. And it does this through dialogue and the words of the characters in the story. In other words, in order to avoid repetition in the narrative, Beyzaei resorted to the element of dialogue to depict many of the religious features and themes of the play in a different atmosphere.

    Keywords: Ellipsis, Play, Dialogue, Typification, Situation Creation
  • لیدا هاتفی راد، مهربان پارسامهر*، علی روحانی

    با توجه به اینکه بستر اجتماعی که افراد در آن رشد یافته اند، در نحوه برقراری تعاملات در خانواده ها نقش مهمی دارد، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش شبکه روابط اجتماعی را در چگونگی شکل گیری و وضعیت گفت و گو در خانواده های یزدی تبیین کند. بر این اساس، از روش شناسی کیفی و روش نظریه زمینه‎‍ای به کار گرفته و با استفاده از نمونه گیری نظری، از 31 نفر از زوجین خانواده‎‍های متعارف شهر یزد مصاحبه عمیق انجام شد؛ سپس اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل و در قالب 63 مقوله فرعی و 22 مقوله اصلی دسته بندی شد. درنهایت یک مقوله هسته‎‍ای با عنوان «گفت وگو؛ برآیندی از شبکه روابط اجتماعی» ارائه شد؛ سپس مدل پارادایمی و طرح واره نظری تحقیق ارائه گردید. به طور کلی تبیین نتایج نشان می دهد که گفت وگو برآیندی از روابط اجتماعی است که زوجین در عرصه های گوناگون از گذشته تا به امروز تجربه کرده اند. بسترهای فرهنگی و اجتماعی، ازجمله خانواده مبدا با ایجاد بسترهایی دموکراتیک یا اقتدارگرایانه، بیشترین تاثیرگذاری را بر افراد دارد و پس از آن، گروه های دوستی، سیستم تحصیلی، شغلی و محیط زندگی افراد در شکل گیری تعاملات و گفت و گو در خانواده، نقش مهمی دارند و آن را تحت تاثیر قرار می دهند

    کلید واژگان: شبکه، خانواده، زوجین، گفت و گو، روابط اجتماعی
    Lida Hatefi Rad, Mehraban Parsamehr *, Ali Ruhani
    Introduction

    The family as the most significant and fundamental social institution exerts direct and profound influences on other societal institutions. It assumes distinct roles and functions and addresses a range of human needs. Central to family life and functioning are the relationships among family members. Communication serves as the foundation through which families define themselves and members acquire the skills to navigate shared meanings (Miller, 2017). Consequently, communication and interactions between family members emerge as crucial characteristics within any family unit. When communication is positive and effective, it ensures the overall well-being of the family and, in turn, contributes to the health of society as a whole. Effective communication skills encompass both verbal and nonverbal elements with effective verbal and conversational skills occupying a significant role in marital communication. Furthermore, communication within the family, like any other form of dialogue, is influenced by cultural and social contexts. Dialogue, in fact, not only stems from an individual's background and social network, but also shapes the formation of future relationships and interactions. As per Michel's definition, a social network comprises unique connections among a specific group of individuals. These connections collectively provide insights into the social behavior exhibited by the individuals involved (Mitchel, 1999). Therefore, recognizing the pivotal role played by tradition, culture, and social backgrounds in fostering interactions and dialogues between couples, this research aimed to comprehend the process of dialogue formation within the context of couples' social relations.

    Materials and Methods

    This research aimed to elucidate the process of dialogue formation within the context of social relations. An interpretive paradigm and qualitative methodology were employed. Specifically, a grounded theory approach utilizing Strauss and Corbin's objectivist perspective was adopted as the primary methodological framework. The sample selection followed a purposive and theoretical sampling technique with the goal of achieving data saturation. A total of 31 couples from normal families in Yazd were chosen as participants. In-depth interviews served as the primary method of data collection. With participants' consent, the interviews were recorded and each session lasted between 70 and 180 minutes. The data analysis utilized the theoretical coding method, which facilitated the development of the grounded theory. All recorded interviews were transcribed into text and the analysis process occurred concurrently with data collection. Following Strauss and Corbin’s method, line-by-line analysis was conducted for open-coding, leading to the development of concepts and categories and construction of the grounded theory's foundation. Ultimately, a research paradigm model was formulated. To ensure the validity of the findings, measures, such as prolonged engagement, peer review, negative case analysis, member checking, and detailed description were employed.

    Discussion of Results and Conclusion

    This study aimed to elucidate the role of the social network in shaping and influencing dialogue within Yazdi families. The collected data were subjected to open, axial, and selective coding, resulting in the identification of 22 main categories and 63 secondary categories. These categories collectively contributed to the core category of "dialogue emerging from the social network". The research presented a paradigm model and theoretical framework based on these findings.The overall analysis of the results demonstrated that dialogue was a product of the social relationships that the couples had experienced across various domains, spanning from the past to the present. The sociocultural context, particularly within the family, held the greatest influence on the individuals by establishing either a democratic or authoritarian environment. Additionally, friendship groups, educational and occupational systems, and the living environment all played significant roles in shaping interactions and dialogue within the family.When confronted with the impact of this social network, the individuals tended to react in two distinct ways. Some individuals accepted these influences without critical evaluation, implementing them within their family dynamics. However, this approach often led to dissatisfaction within the contemporary family structure due to the changing dynamics of today's society. On the other hand, certain individuals equipped with an awareness of various factors, social changes, and established principles for building relationships engaged in a thoughtful reconsideration of the effects of their past experiences within the family and different social environments. These individuals actively strived to enhance interactions within their current family and effectively managed their familial relationships.

    Keywords: Network, Family, Couples, Dialogue, Social Relations
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال