به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
جستجوی مطالب مجلات
ردیف ۱۰-۱ از ۱۹۶۲۸۶ عنوان مطلب
|
ترتیب بر اساس ارتباط
  • ترتیب بر اساس ارتباط
  • ترتیب بر اساس تاریخ
  • ایوب مرادی*، فاروق نعمتی، مرتضی قاسمی
    در تاریخ ادب فارسی کمتر شاعری را همچون حافظ می توان یافت که جزییات اشعارش تابه این اندازه اهمیت داشته باشد. در طول تاریخ سنت شرح نویسی بر اشعار این شاعر بسیاری از نکات و ملاحظات واژگانی، نحوی، ادبی و فکری محل بحث صاحب نظران بوده و هر شارحی به فراخور میزان فهم و درک خود در مسیر حل دشواری های دیوان شعر او گام برداشته است؛ البته نباید از این واقعیت غافل بود که دراین میان برخی از مفاهیم، عبارات و واژگان هستند که فهم دقیق آن ها نقش بسزایی در درک ظرایف شعر حافظ دارد. یکی از این موارد مهم عبارت «می باقی» در غزل سوم دیوان مطابق ترتیب الفبایی است. بررسی تفاسیر ارایه شده نشان می دهد که بیشتر شارحان برای این عبارت معنای «باقی مانده ی می» را پیشنهاد داده اند؛ معنایی که گرچه خللی در دریافت بیت ایجاد نمی کند؛ اما به نظر می رسد با حال وهوای کلی غزل هم خوانی ندارد؛ ازهمین رو تلاش شد تا در این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی نوشته شده است، با استفاده از الگوی پیشنهادی مایکل ریفاتر برای خوانش نشانه شناسانه ی شعر، غزل موردنظر بازخوانی شود تا ازاین طریق ضمن استخراج گرانی گاه معنایی غزل، معنایی مستند به شواهد متنی برای عبارت «می باقی» ارایه شود. براین اساس کلیت غزل به پنج بخش مجزا تقسیم شد و پس از بررسی انباشت ها و تقابل های دوگانه، مفهوم «برتری نقد، ماندگار و حقیقی بر نسیه، ناماندگار و غیرحقیقی»، به عنوان ماتریس یا محور معنایی منتشر در سطح غزل شناسایی شد. مفهومی که بازخوانی عبارت موردبحث و بیت محل واقع شدنش براساس آن نشان می دهد که معنی «می ماندگار» در نقطه ی مقابل «می فرار» می تواند معتبرترین معنا برای عبارت «می باقی» باشد؛ معنایی که با کلیت غزل نیز همخوان است.
    کلید واژگان: الگوی مایکل ریفاتر, خوانش نشانه شناسانه, شرح حافظ, می باقی
    Ayoob Moradi *, Faroogh Nemati, Morteza Ghasemi
    In the history of Persian literature, no poet can be found whose details are as important as Hafez's poetry. Throughout the history of commenting on Hafez's poems, many of his lexical, syntactic, literary and content points have been discussed, and each commentator, in his own way, has taken a step towards solving the difficulties of his poetry. Of course, we should not ignore the fact that there are some concepts, phrases and words whose accurate understanding plays an important role in understanding Hafez's poetry. One of these important cases is the phrase "Maye Baghi " in the third sonnet of Divan according to alphabetical order. Examining the provided interpretations shows that most of the commentators have proposed the meaning of "the rest of liquor" for this phrase. A meaning that does not create a problem in understanding the meaning; But it seems that it does not match with the general mood of the poem. Therefore, in this article, which is written in an analytical-descriptive method, using the model proposed by Michael Riffaterre for the heuristic reading of the poem, this sonnet of Hafez was reread, in this way, while extracting the dominant concept in it, a meaning documented by textual evidence. to be presented for the phrase " Maye Baghi ". Therefore, sonnet was divided into five separate sections and after examining the accumulations and dual confrontations, the concept of "superiority of cash, permanent and real over credit, impermanent and unreal" was identified as the matrix or semantic axis of the Ghazal. Based on this matrix, it can be said that Hafez's purpose of using the adjective "Baghi" for liquor is to express the durability of its effect.
    Keywords: Description of Hafez, Maye Baghi, model of Michael Riffaterre, heuristic reading
  • ابوالحسن امین مقدسی*، محمد سالمی
    تعد منهجیه ریفاتر فی السیمیولوجیا من ابرز المناهج التی تعنی بدراسه النص الادبی لبلوره الظاهره الإبداعیه. فالنص الشعری فی العصر الحدیث اصبح ظاهره ادبیه، یستمد معانیه من الإیماءات التاویلیه والشفرات الادبیه. ومن هذا المنطلق یمکننا ان نعتمد علی سیمیاییه ریفاتر کمنهجیه لإضاءه النص وتاویله. وهذه المنهجیه ترتکز علی القراءه التی تنقسم إلی نوعین؛ القراءه الخطیه (القراءه السطحیه) والقراءه الاسترجاعیه التی یقوم بها القاری المتمکن والمثقف عن طریق تفکیک النص وترکیبه باستخدام ثقافته وطاقاته اللغویه والادبیه لاستکشاف الفکره الرییسه التی یقدمها النص. ومن هذا المنطلق قمنا بدراسه تاثیر النکسه فی شعر امل دنقل علی ضوء نظریه ریفاتیر فی سیمیاییه الشعر معتمدین علی المنهج الوصفی التحلیلی لنکتشف اثر النکسه فی شعره ومدی تغییر موقفه علی مر الزمن وقد توصلنا إلی ان الشاعر کان یصور مواقف الشعوب العربیه من النکسه والسلطه ولهذا کان یتغیر تاثیر النکسه علی شعره بناء علی نوعیه تداعیاتها علی الشعب ووفقا لمنهجیه ریفاتیر وجدنا اربعه ماتریسات (الفکره الرییسه التی تدور حولها القصیده) فی اشعار امل خلال هذه الفتره تمثل اربع مراحل مرت بها الشعوب العربیه والامر الثانی الذی توصلنا إلیه هو تلاوم الشخصیات التاریخیه والرموز فی قصایده مع کل مرحله یمر بها الشعب.
    کلید واژگان: الدراسه السیمیائیه, النکسه, امل دنقل, سیمیائیه ریفاتر
    Abolhasan Amin Moghadasi *, Mohammad Salemi
    Michael Riffaterre's semiology is one of the most important methods in literary criticism, which is aimed at ultimate clarity. Considering the semiotic nature of contemporary literary texts, the theory is essentially based on two ways of reading, including Superficial reading and retrospective reading by the skilled and educated reader to deconstruct and synthesize the text by using its culture, linguistic and literary energies to explore the main idea presented by the text. The latter is aimed at analyzing the main parts of the text and understanding the theme. Accordingly, this research investigates Amal Donqol's elegies following the 1967 Defeat through applying Michael Riffaterre's semiology and the analytic-descriptive method. Amongst the results of the research are Arab nations and governors' viewpoint on the defeat and its influence on his poems, which indicate four different (sociopolitical/sociocultural) matrices, and the perfect harmony between historical figures and symbols and each of the mentioned matrixes.
    Keywords: The semiotic study, The Setback, Amal Dongle, Riffaterre Semiotics
  • بهزاد برکت، طیبه افتخاری
    نقد نشانه شناختی ازجمله رویکرد های نظام مند نیمه دوم قرن بیستم است که در تبیین ماهیت و کارکرد متون ادبی نقش داشته است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی تبار آمریکایی، در کتاب نشانه شناسی شعر (1978)، چارچوبی نشانه شناختی را برای خوانش شعر پیشنهاد کرد که به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. مقاله حاضر، نخست رویکرد نظری ریفاتر را معرفی می کند و سپس بر مبنای آن به خوانش شعر «ای مرز پر گهر» از دفتر چهارم اشعار فروغ فرخزاد می پردازد. هدف این تحقیق تلاش برای خوانش دقیق تر و ژرف تر شعر مورد نظر، به استناد چارچوب پیشنهادی ریفاتر است، زیرا فرض ما این است که رویکرد ریفاتر، با توجه به ظرفیت های نظری و دستاوردهای عملی که تا کنون در ارتباط با تحلیل اشعار اروپایی داشته، توانایی تحلیل شعر معاصر فارسی را دارد. در عین حال، اگرچه یافته های این مقاله، به طور مشخص و در وهله اول، در ارتباط با شعر مورد بررسی است و با تعمیم، در مورد اشعار دوره پختگی فروغ فرخزاد مصداق دارد، اما در صورت مؤثربودن می تواند زمینه ای برای استفاده از این رویکرد و حتی رویکردهای نظیر آن برای بررسی اشعار معاصر فارسی فراهم کند تا شاید از این طریق امکان خوانش های خلاقانه تری از این اشعار فراهم آید.
    کلید واژگان: مایکل ریفاتر, زبان شعر, فروغ فرخ زاد, ای مرز پر گهر, خوانش خلاق
    Behzad Barekat, Tayebeh Eftekhari
    Among the modern literary theories, “semiotics” has been very influential in determining the nature and function of texts. In his book “Semiotics of Poetry” (1978), Michael Riffaterre introduced a semiotic theory for reading poetry which was widely used by contemporary critics.The present article, after introducing Riffaterre’s approach, makes use of it for reading a poem by Iranian poet Forough Farrokhzad. The final goal, presupposing the theoretical and practical merits of this approach, is an attempt for a deeper reading of the above-mentioned poem. We hope that the findings of the research will encourage the reading of Modern Persian Poetry by using Riffaterre’s approach and the approaches alike, and in this way, will create the occasion of a creative readings of these poems.
  • Hossein Abavisani*, Hadi Nazari Monazzam, Farzaneh Fattahian

    Intertextuality theory, one of the new approaches to literary criticism in the twentieth century, suggests a way of analyzing literary texts based on the comparison. Michael Riffaterre, one of the theorists in this field, tried to explain the types of relations that one text may have with other texts. Accordingly, this paper intends to examine the intertextual link between the two novels of Heart of a Dog by Mikhail Bulgakov and Frankenstein in Baghdad by Ahmad Saadawi, adopting the intertextual theoretical views of Riffaterre. The findings of this study show that there are several textual and narrative similarities between these two novels in characterization, theme, and narrative. They rooted in the same allegory used in these two novels to reflect the political and social situations. According to Riffaterre’s theory, this can reveal the similar views and reactions of Mikhail Bulgakov and Ahmad Saadawi in response to the political and social currents of their times.

    Keywords: Intertextuality, Michael Riffaterre, Heart of a Dog, Frankenstein in Baghdad, characterization, theme
  • پرند فیاض منش، علی صفایی سنگری
    شعر گفتار، یکی از جریان های برجسته شعر معاصر و شعری مخاطب محور است که در آن کنش القایی گفتار، مهم ترین عامل در برقراری ارتباط میان متن و خواننده به شمار می آید. در این مقاله، شعر زایا و باز «نوبت» از مجموعه «سفر به خیر» سید علی صالحی به روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رویکرد نشانه شناسی «ریفاتر» بررسی می شود. هدف از این پژوهش، درک ظرفیت ها و خوانشی جدید از شعر گفتار است. در خوانش دریافتی شعر «نوبت» که با تکیه بر نشانه های مستقیم صورت می گیرد، دلالت نهایی شعر، توصیفی صریح از آمیختگی رفتن و اندوه است. اما در خوانش دیگر متن که با توجه به کاربست چارچوب نظریه ریفاتر انجام شده، خواننده از نشانه های نشان دار و غیر مستقیم فضای روایی به فضایی سیاسی- عاطفی میرسد؛ چنان که مرگ، دلالت نهایی شعر است و سیر زندان- ترانه- مرگ، چرخه ای مطابق با چرخه عناصر غیر دستوری، انباشت ها، منظومه های توصیفی، هیپوگرام ها و فضای بینامتنی از صدای «شاملو» و صدای دو شعر از «احمدرضا احمدی» و «حافظ موسوی» با شبکه دلالتی همسان مرگ است.
    کلید واژگان: نشانه شناسی, مایکل ریفاتر, شعر گفتار, سید علی صالحی
    Parand Fayazmanesh, Ali Safai Sangari
    Colloquial poetry is one of the prominent trends in contemporary poetry. This kind of poem, in which induced speech act is the most important factor in communication between text and reader, is audience-oriented. In this paper, “Nobat”, a generative and open poem from “Safar be kheyr” Collection by Seyyed Ali Salehi, is investigated by descriptive-analytical method with an approach to Michael Riffaterre Semiotics of Poetry. The purpose of this study is to understand the capacity and a new reading of colloquial poetry. In heuristic reading of “Nobat”, which is based on direct signs, the final implication of the poem is an explicit description of combined senses of leaving and grief. But, in another reading of the poem, in which Riffaterre’s theoretical framework is employed, a reader moves from marked and indirect signs of the narrative space to a politicalemotional space; as if death is the ultimate indication of poetry and imprisonment - chanting – death is a cycle in accordance with nongrammatical elements, accumulations, descriptive systems, hypograms, and the intertextual space of Shamloo's voice and the sound of two poems by "Ahmad Reza Ahmadi" and "Hafez Mousavi" with similar implications network of death.
    Keywords: Semiotics, Michael Riffaterre's theory, Colloquial poetry, Seyyed Ali Salehi, Nobat.
  • فاطمه تنها، مهین حاجی زاده*، ابوالحسن امین مقدسی، عبدالاحد غیبی
    رهیافت نشانه شناسی مایکل ریفاتر متکی بر ساختار گرایی و واکنش خواننده است و در پی بررسی ارجاع نشانه ها به یکدیگر در درون متن برای ایجاد شبکه ای به هم پیوسته از نشانه ها است. اساس این نظریه کشف شبکه معنایی شعر بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده است و می کوشد خاستگاه متن را از طریق عبور از خوانش اکتشافی به خوانش پس کنشانه کشف نماید. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در صدد تحلیل و بررسی فرآیند های نشانه پردازی قصیده «رحله ثانیه لجلجامش» جواد الحطاب بر اساس نظریه ریفاتر برای دریافت لایه های پنهان متن است. سه انباشت جستجو و حرکت، ویرانی و نابودی، و غربت و هجران معنابن های اصلی قصیده را تشکیل می دهد و چهار منظومه توصیفی فقر و بدبختی، مرگ و ایستایی، تاریکی و اختناق و دست یافتن به رستاخیزی و بیداری بیانگر فضای فکری حاکم بر قصیده است. هیپوگرام های قصیده نیز بر محور ظلم و استکبار، اختناق و عدم آزادی بیان و اندیشه، سایه افکندن ناامیدی بر جامعه و تلاش برای رستاخیز و انقلاب می چرخد و ماتریس ساختاری قصیده با دغدغه و نگرانی شاعر آغاز می شود و با جستجوی هادی و منجی ادامه یافته به ناامیدی و مرگ کشیده شده و در نهایت به رستاخیزی، نوزایی و امید منتهی می شود.
    کلید واژگان: نشانه شناسی, مایکل ریفاتر, جواد الحطاب, رحله ثانیه لجلجامش, ماتریس
    Fatemeh Tanha, Amin Moghadasi, Abdolahad Gheibi
    Michael Riffaterre’s semiotics approach relies on structuralism and reader reaction, who seeks to refer the signs to each other within the text and to create a coherent network of signs. This theory attempts to identify the origin of the text (matrix) through the passaging of heuristic reading to interpretive reading. The present study is based on a descriptive-analytical approach based on Riffaterre’s semantics approach, which analyzes the processes of the contemporary Jawad al-Hattab’s "A second migration of Gilgamesh ", in order to analyze a deep and different understanding of the text. Three analysis of this ode shows that the " A second migration of Gilgamesh" is the product of the three accumulation of "Search and navigate, Destruction and Homeland and alienation". four descriptive system including Poverty and misery, Death And Recession, Strangulation and Resurrection. Hypograms of ode are included Cruelty and arrogance, Strangulation and Lack of freedom of expression and thought, The widespread despair in society and The effort for Resurrection and Revolution. The ode's structural matrix begins with the poet's concern and Continues with the search for the Savior and It leads to despair and death and leads to resurrection and hope extendly.
    Keywords: Semiotics, Michael Riffaterre, Jawad al-Hattab, “A second migration to Gilgamesh”, Matrix
  • Ali Soltanizadeh, Ali-Reza Asadi, Ali-Reza Shohani

    The theory of intertextuality or hidden text is one of the contemporary literary theories that Julia Kristeva coined it in sixties of the 20th century. Many scholars were effective in formation of this theory, that among them the applicable approaches of Gérard Genette and Michael Riffaterre more correspond with Persian poetry. In this article, we will discuss the reading of Gheisar Aminpour’s poem titled “Hamzad-e Asheghan-e Jahan (3)” [Along World’s Lovers (3)] upon the intertextuality approaches of Genette and Riffaterre and its aim is accessing to the main concepts and close reading of this poem. Real reading of the mentioned poem requires hypertexts analysis and retrieval due to symbols and implicit signs. The question is that “Is there the possibility of the analysis of Aminpour’s poem and reflection of its hypertexts with intertextuality of Genette and Riffaterre?” For answering this question, first the most corresponding suggestions of Genette and Riffaterre with Persian Poetry was blended and described. Aminpour’s poem was analyzed based on Genette’s theory in the case of explicit, inexplicit and implicit hypertextuality and intertextuality genres and based on Riffaterre’s theory in the case of density, polysemy, descriptive system, hypogramme and matrice, and the hidden text of this poem and its intertextuality relations with the poem of Hafez and Sayeh were revealed. A new reading of Aminpours poem has been presented through the analysis of his poem and revealing its hidden texts.

    Keywords: Hidden Text, Intertextuality, Gheisar Aminpour, Gerard Genette, michael Riffaterre
  • سیدعلی قاسم زاده*، علی اکبر فخرو
    این جستار بر آن است تا با تکیه و تاکید بر بیت «از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش/ غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست»، لایه های معنایی پنهان متن را بر اساس رویکرد تحلیل هرمنوتیکی- بینامتنی مورد نظر «مایکل ریفاتر» واکاوی نماید. اساس رویکرد هرمنوتیکی ساختارگرایانه ریفاتر بر این اصل استوار است که وجوه بینامتنی شعر، به کمک نادستوری ها (قاعده گریزی های ادبی) در گذر از سطح اولیه معنا (خوانش خطی) به سطح زیرین و ژرف ساخت شعر (خوانش غیرخطی) آشکار می شود. به عقیده او، تلمیح یا نقل قول، هیپوگرامی است که پیشتر در متنی دیگر به فعلیت رسیده است و در متن حاضر به سبب نوع خوانش مخاطب، بازیابی و دلالت های آن کشف می گردد. از نتایج کاربست چارچوب نظری ریفاتر برمی آید که ماتریس اندیشه حافظ در این بیت، غنایی و رمانتیک است و هیپوگرام آن نیز کاملا همسو و متناظر با معیارهای آن ماتریس بنا شده است. خواننده در فرایند خوانش، از سطح بینامتنیت آشکار به منظومه خسرو و شیرین نظامی (هیپوگرام کلیشه ای و توصیفی)، با یاری هیپوگرام های پیش فرض و معنایی ذهن خویش، به کشف لایه های معنایی زیرین متن رهنمون می شود. در واکاوی زیرساخت معنایی متن، گویا حافظ با استفاده از تمام ظرفیت های معناآفرینی ای هام و جادوی مجاورت واژگان، در پی بازنمایی نوع مخاطبه و معاشقه با محبوب آرمانی خویش است.
    کلید واژگان: شعر حافظ, هرمنوتیک, بینامتنیت, هیپوگرام, مایکل ریفاتر
    Sayid Ali Ghasem Zade*, Ali Akbar Fakhro
    This article emphasizes and focuses on this verse: “O sweet fountain! from the modesty of thy sweet lip (the stream of divine grace), Now, steeped in water and sweat (of toil of search), a piece of sugar (the illusory beloved)-- is not, that is not” to review hidden semantic layers of text based on Hermeneutic-Intertextual analysis approach of Michael Riffaterre. The basis of this Hermeneutic structuralist approach of Riffaterre is that Intertextual aspects of poem will be unlocked by help of non-grammars (literary non-normalities) passing through first layer of meaning (linear reading) to underlying and deep structure level of poem (non-linear reading). In his view, allusion or quotation is a hypogram which is activated previously in another text and current text is discovered due to the kind of reading of audience, recovery and its implications. The result of applying theoretical framework of Riffaterre is that Hafiz intellectual matrix in this verse is lyric and romantic and its hypogram is totally congruent and correspondent with criteria of this matrix. Reader uncovers hidden underlying layers of text from obvious Intertextual level of Khosru and Shirin poem of Nizami (Cliché and descriptive hypogram) with help of presuppositions and his mind meaning hypograms. It seems Hafiz wants to represent the kind of communication and love affair with his ideal beloved through deconstructing semantic substructure of text by using all capacities of meaning-creation of ambiguity and magic of lexical collocations.
    Keywords: Hafiz's poem, Hermeneutic, Intertexuality, Hypogram, Michael Riffaterre
  • بدریه قوامی*، لیدا آذرنوا

    نشانه شناسی رویکردی میان رشته ای است که به بررسی نظام های نشانه ای اثر می پردازد. در میان رو یکردهای نشانه شناختی، نظریه مایکل ریفاتر درباره نشانه شناسی شعر درخور توجه است. بنابر این رویکرد، خواننده عامل بسیار مهمی در فرآیند خوانش متن است. ریفاتر معتقد است که معنا همیشه در متن شعر جای دارد و خواننده فقط باید آن را استخراج کند. به نظر او، دال های شعر را باید برحسب خود شعر فهمید نه با ارجاع نشانه های آن به مصداق های خارجی. فهم شعر مستلزم تلاش خواننده برای یافتن شبکه ای درهم تنیده از نشانه ها است و از این حیث رویکرد او می تواند در زمره نقدهای خواننده محور قرار گیرد. در این پژوهش، شعر «ارغوان» ابتهاج با رویکرد ریفاتر تحلیل شده است. ایده محوری شعر «انزوای شاعر در فضای نامناسب اجتماعی» است که به شکل های گوناگون و به طور غیرمستقیم و از طریق گزاره های پرکاربرد و کلیشه ای و با استفاده از فرآیندهای «تعین چندعاملی»، «تبدل» و «بسط» ایده محوری شعر را تکرار، و جرح و تعدیل کرده، یا گسترش داده است. علاوه براین، فرآیند های معناساز «انباشت» و «منظومه های توصیفی» نیز شعر را برای القای یک مضمون واحد هدایت می کنند. دو منظومه توصیفی «آزادی» و «شرایط نامناسب اجتماعی» در این شعر، تقابل و صف آرایی انبوهی از واژه ها را به ذهن خواننده متبادر می کنند.

    کلید واژگان: نشانه شناسی, زبان شعر, شعر معاصر, مایکل ریفاتر, هوشنگ ابتهاج
    Badrieh Ghavami*, Lida Azarnava

    Semiotics is an interdisciplinary approach that examines sign systems in a literary work; Among the approaches to semiotics is the theory of Michael Riffaterre, a French-American theorist on the semiotics of poetry. According to this approach, the reader is a very important factor in the process of reading the text; Riffaterre believes that meaning is always present in the text of a poem and only the reader should extract it. In his view, the meanings of poetry should be understood on its own, not by referring its signs to external realizations, and understanding poetry requires the reader to try to find an intertwined network of signs, and in this regard, her approach can also be considered as a reader-cantered critique. In this research, Ebtehaj's poem " Arghavan" [English Equivalent: purple] has been analysed using Riffaterre approach. The central idea of ​​the poem is "the isolation of the poet in an inappropriate social space", which is expressed in different ways in the text of the poem. Although this idea is not mentioned directly in the poem, the widely used propositions and clichés of the language that the poet uses by repeating them in the process of "over determination" or through the "conversion" process, by modifying those propositions, or using the "expansion" process, by extending the general idea to more detailed ideas. In addition, by discovering two semantic processes of "accumulation" as well as "descriptive anthologies", which all come from the same source and guide the poem to induce a single theme, the descriptive anthology of " Azadi" (freedom) that evokes words such as "morning", "spring", "candle", "lamp", "sun", "dawn" and "sun"; In contrast to "Sharayet-e Namonaseb-e Ejtemaei" (unfavourable social conditions) that the "forgotten silent corner", "crypt" and "night of darkness" evoke the same concept.

    Keywords: semiotics, language of poetry, contemporary poetry, Michael Riffaterre, Houshang Ebtehaj
  • فاطمه کاظمی*، علیرضا حسینی

    نظریه نشانه شناسی مایکل ریفاتر با بررسی تمام جوانب ساختاری شعر به تحلیل متن می پردازد. این نظریه مبتنی برساختار شعر، ارتباط دال ها با یکدیگر و رسیدن به دلالت نهایی شعر است. قصیده «انشوده المطر» روح رنج کشیده شاعر در غربت و تبعیدگاه و وضعیت جامعه عراق را به تصویر کشیده است و خواننده با هر بار خوانش این قصیده می تواند معانی جدیدی را کشف نماید، هم چنین این قصیده، مملو از دلالت های ضمنی، رمز و نشانه است، بر این اساس، قصیده مذکور، اثر مناسبی برای تحلیل نشانه شناختی است. این پژوهش با بهره گیری از نظریه نشانه شناختی ریفاتر، قصیده «انشوده المطر» را به شیوه توصیفی- تحلیلی به بحث گذارده است. به دیگر سخن این پژوهش با استخراج دقیق معنابن ها، انباشت ها، منظومه های توصیفی، هیپوگرام ها و شبکه ساختاری به تحلیل دلالت های شعری قصیده انشوده المطر پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بر مبنای رویکرد ریفاتر می توان دلالت های عمیق تری از جمله عشق به وطن، مبارزه، امید به تغییر و پیشرفت را از قصیده «انشوده المطر» برداشت کرد. خوانش اکتشافی این قصیده بیانگر آن است که شاعر با توصیف چشمان معشوق سعی دارد با کلامی عاشقانه به ابراز دلتنگی خود بپردازد، اما خوانش پس کنشانه نشان می دهد معشوق شاعر، همان وطن است که شاعر در غربت و تبعیدگاه، از عشقش به وطن می گوید و هم-وطنان خود را به مبارزه و ایستادگی در برابر استبداد دعوت می کند. در این قصیده، چهار انباشت با چهار معنابن معشوق، طبیعت، باران و دریا و سه منظومه توصیفی با هسته های وطن، ظلم و ستم و امید به تغییر و تحول وجود دارد.

    کلید واژگان: انشوده المطر, ریفاتر, نشانه شناسی, خوانش اکتشافی, پس کنشانه
    Fatemeh Kazemi *, Alireza Hosseini

    Riffaterre's theory of semiotics analyzes the text by examining all the structural aspects of the poem, including accumulation, descriptive system, hypogram, and structural network. This theory is based on the structure of the poem, the relationship between the signifiers, and reaching the final meaning of the poem. The poem “Unshūdat almaṭar” depicts the suffering soul of the poet in hisexile, and the conditions of Iraqi society. Based on this, the mentioned ode is a suitable text for semiotic analysis. Using the semiotic theory of Michael Riffaterre, this research has discussed the ode" Unshūdat almaṭar" in an analytical-descriptive way. The findings of the research indicate that based on Riffaterre's approach, deeper meanings such as love for the homeland, struggle, hope for change and progress can be taken from the ode "Anshouda Al Matar". The exploratory reading of this ode shows that the poet is trying to express his longing by describing his lover's eyes with romantic words. The heuristic reading of this ode shows that the poet is trying to express his longing by describing his lover's eyes with romantic words But the retroactive reading shows that the poet's beloved is the homeland, and the poet speaks of his love for the homeland in his sojourn and exile and invites his compatriots to fight and stand against tyranny. In this ode, there are four accumulations with four sememes: beloved, nature, rain and sea, and three descriptive systems with the cores of homeland, oppression and hope for change and transformation.

    Keywords: Unshūdat Almaṭar, Semiotics, Riffaterre, Heuristic Reading, Retroactive Reading
ردیف ۱۰-۱ از ۱۹۶۲۸۶ عنوان مطلب
نکته:
  • از آنجا که گزینه «جستجوی دقیق» غیرفعال است همه کلمات به تنهایی جستجو و سپس با الگوهای استاندارد، رتبه‌ای بر حسب کلمات مورد نظر شما به هر نتیجه اختصاص داده شده‌است‌.
  • نتایج بر اساس میزان ارتباط مرتب شده‌اند و انتظار می‌رود نتایج اولیه به موضوع مورد نظر شما بیشتر نزدیک باشند. تغییر ترتیب نمایش به تاریخ در جستجوی چندکلمه چندان کاربردی نیست!
  • جستجوی عادی ابزار ساده‌ای است تا با درج هر کلمه یا عبارت، مرتبط ترین مطلب به شما نمایش داده‌شود. اگر هر شرطی برای جستجوی خود در نظر دارید لازم است از جستجوی پیشرفته استفاده کنید. برای نمونه اگر به دنبال نوشته‌های نویسنده خاصی هستید، یا می‌خواهید کلمات فقط در عنوان مطلب جستجو شود یا دوره زمانی خاصی مدنظر شماست حتما از جستجوی پیشرفته استفاده کنید تا نتایج مطلوب را ببینید.
در صورت تمایل نتایج را فیلتر کنید:
* با توجه به بالا بودن تعداد نتایج یافت‌شده، آمار تفکیکی نمایش داده نمی‌شود. بهتراست برای بهینه‌کردن نتایج، شرایط جستجو را تغییر دهید یا از فیلترهای زیر استفاده کنید.
* ممکن است برخی از فیلترهای زیر دربردارنده هیچ نتیجه‌ای نباشند.
نوع نشریه
اعتبار نشریه
زبان مطلب
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال