به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "conflict" در نشریات گروه "علوم انسانی"

  • حسن جعفرزاده *

    واحدهای سیاسی - اداری تقسیمات کشوری از مهمترین بسترهای شکل گیری هویت های جمعی و تعاملات کارکردی در سطح نواحی محلی و ناحیه ای به شمار می روند. از اینرو هر گونه تغییر غیر اصولی در مرزها و محدوده های این واحدها به طور مستقیم بر هویت و کیفیت زیست ساکنان آنها تاثیرگذار بوده و می تواند به بروز تنش ها و منازعات گسترده در سطح واحدها منجر شود. در این راستا یکی از مهمترین طرح های تنش آمیز تغییرات تقسیمات کشوری در ایران، طرح اتصال استان فارس به خلیج فارس از طریق انتزاع قسمت هایی از استان هرمزگان و الحاق آن به استان فارس می باشد که در دهه 1390 با شکل گیری اعتراضات گسترده در استان هرمزگان همراه گشت. لذا در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، ابعاد تنش آمیز این طرح مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که این طرح از طریق پیامدهایی مانند واکنش هویت های محلی، تشدید رقابت های محلی، شکل گیری انگاره تبعیض و بی عدالتی، از بین رفتن تعادل های اکولوژیکی و امکان افزایش فاصله میان مرکز- پیرامون در واحدهای تقسیماتی باعث شکل گیری تنش ها و اعتراضات گسترده در سطح استان هرمزگان شده است. ذا در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، ابعاد تنش آمیز این طرح مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که این طرح از طریق پیامدهایی مانند واکنش هویت های محلی، تشدید رقابت های محلی، شکل گیری انگاره تبعیض و بی عدالتی، از بین رفتن تعادل های اکولوژیکی و امکان افزایش فاصله میان مرکز- پیرامون در واحدهای تقسیماتی باعث شکل گیری تنش ها و اعتراضات گسترده در سطح استان هرمزگان شده است.

    کلید واژگان: تنش و منازعه, تقسیمات کشوری, هویت های محلی, خلیج فارس, هرمزگان.
    Hassan Jafarzadeh *

    The political-administrative units of the country's divisions are considered to be the most important framework for the formation of collective identities and functional interactions at the local and district level. Therefore, any unprincipled changes in the borders and boundaries of these units directly affect the identity and quality of life of the residents of these units and can lead to widespread tensions and conflicts at the level of the units. In this regard, one of the most important plans for changes in the country's divisions in Iran was the plan to connect Fars province to the Persian Gulf through extracting parts of Hormozgan province and annexing it to Fars province. accompanied Therefore, in this research, using the descriptive-analytical method and relying on library sources, the stressful aspects of this project were investigated and analyzed. The results of the research showed that this project have been caused tension through consequences such as the reaction of local identities, the intensification of local rivalries, the formation of the concept of discrimination and injustice, the loss of ecological balances and the possibility of increasing the distance between the center and the periphery in divisional unitse in Hormozgan province. in this research, using the descriptive-analytical method and relying on library sources, the stressful aspects of this project were investigated and analyzed. The results of the research showed that this project have been caused tension through consequences such as the reaction of local identities, the intensification of local rivalries, the formation of the concept of discrimination and injustice, the loss of ecological balances and the possibi

    Keywords: Tension, Conflict, Administrative Divisions, Local Identities, Persian Gulf, Hormozgan
  • مصطفی شریفی*، هادی صادقی، طاهره ندایی

    التعارض بین القواعد والمعتقدات الریاضیه والاختیار الصحیح هو مساله اخلاقیه. ویعتمد المخرج من التعارض علی توفیر معیار التقییم حتی یتمکن العامل الاخلاقی من اتخاذ الاختیار الصحیح بناء علیه. لقد تناول البحث الحالی المعاییر والاتجاهات فی تعارض متطلبین متعارضین من خلال المنهج التحلیلی التطبیقی من منظور الانانیه النفسیه علی الذات والإسلام. فالانانی النفسی، القائم علی النزعه إلی حب الذات، یدرک الخیر الاکبر والمتعه فی اتباع القواعد الریاضیه. ویتجاهل هذا الفکر اتجاهات اخری فی الحسابات من خلال الترکیز علی النظام العالمی والتعبیر عن بعض الحقائق. ورغم ان بعض الآیات القرآنیه توکد جزءا من هذا الإتجاه، إلا ان آیات اخری تشیر إلی اتجاهات اخری وتفوقها، ولذلک فإن احتکار الموقف فی حب الذات هو ناقص، ولا یشمل کل الحقائق. ومن وجهه نظر علماء الإسلام، فإن العقل یقدر اطراف التعارض من خلال القواعد الاساسیه للتعارض، والتفضیل اهم من الوجوب. إن الامتثال لمتطلبات الله الاساسیه امر مهم، وبالتالی فإن نفی المتطلبات غیر الضروریه هو شرط المعتقدات قبل قواعد الریاضه. إن خلق إجماع نسبی فی اتجاه تعدیل القواعد الریاضیه التی تتعارض مع المعتقدات هو احد الطرق الاخری لحل التعارضات.

    کلید واژگان: المعتقدات الدینیه, التعارض, حب الذات, القواعد الریاضیه, مرجحات التزاحم
    Mostafa Sharifi*, Hadi Sadeqi, Tahereh Nedaee

    The conflict between mathematical rules and beliefs, as well as the correct choice, is an ethical issue. The resolution of this conflict depends on providing a criterion for evaluation so that the moral agent can make the correct choice based on it. This current research addresses the standards and trends in conflicting requirements through an analytical approach from the perspective of psychological egoism concerning self-love and Islam. Psychological egoism, which is based on the inclination towards self-love, perceives greater good and pleasure in adhering to mathematical rules. This thinking often neglects other perspectives in calculations by focusing solely on global systems and expressing certain truths. Although some Quranic verses affirm part of this perspective, other verses indicate alternative directions and their superiority. Therefore, monopolizing the stance on self-love is incomplete and does not encompass all truths. From the viewpoint of Islamic scholars, reason evaluates conflicting parties based on fundamental rules of conflict, where preference is more significant than obligation. Compliance with God's essential requirements is crucial, and thus dismissing unnecessary demands is a prerequisite for beliefs prior to mathematical rules. Creating a relative consensus towards modifying mathematical rules that conflict with beliefs is another method to resolve these conflicts.

    Keywords: Religious Beliefs, Conflict, Self-Love, Mathematical Rules, Competing Preferences
  • محمدتقی مرادی*، سعید محجوب، سجاد رنجبر دافچاهی

    قواعد حل تعارض کشورهای اسلامی، دعوای مربوط به دسته احوال شخصیه را که یک عنصر بیگانه در آن حضور دارد، به دولت متبوع طرف مربوط دانسته و طبق آن ها، اتباع خارجه مقیم در خاک هرکدام از کشورهای اسلامی از حیث مسائل مربوطه به احوال شخصیه و اهلیت خود، مطیع قوانین دولت متبوع خود خواهند بود. دراین مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به سنجش اعتبار قواعد حل تعارض کشورهای اسلامی در احوال شخصیه از منظر فقه مذاهب پرداخته ایم. نتیجه تحقیق آن است که از منظر فقه اسلامی و مستند به اتفاق آرای فقهای مذاهب با استناد با آیات متعددی از قرآن مبنی بر لزوم قضاوت مطابق ما انزل الله، تنها منبع معتبر برای قضاوت و حل نزاع بین دعاوی، احکام عادلانه و حق محور شریعت اسلام است. پس ارجاع نزاع افراد مسلمان که تابع کشور غیر اسلامی اند، به دادگاه غیر اسلامی، جایز نیست و ترافع مسلمین باید طبق احکام اسلامی حل و فصل شود؛ زیرا ارجاع به حکم غیر اسلامی، ارجاع به طاغوت است. ازاین رو، معنایی ندارد ترافع یک مسلمان به دادگاه اسلامی به قاضی غیر مسلمان و به تبع آن، به احکام غیر اسلامی ارجاع داده شود. این نقیصه، ایرادی بزرگ در قانون مدنی کشورهای اسلامی است. از نظر اسلام، مرز حقیقی برای حاکمیت قوانین، مرزهای اعتقادی برخاسته از قوانین آسمانی است. ازاین رو، باید دین افراد در تعیین دادگاه صالح، مدنظر قرار بگیرد؛ چراکه فراتر و پیشتر از مفاهیمی چون تابعیت و اقامت، اعتقاد دینی افراد، قانون حاکم بر روابط آن ها را مشخص می کند.

    کلید واژگان: تعارض, حل تعارض, کشورهای اسلامی, احوال شخصیه, مذاهب اسلامی
    Mohammadtagi Moradi *, Saeed Mahjoob, Sajjad Ranjbar Dafchahi

    The conflict resolution rules of Islamic countries assign personal status disputes, wherein an alien element is involved, to the state of the relevant party, and according to them, foreign nationals residing in the territory of each of the Islamic countries are subject to the laws of their respective states in terms of issues related to personal status. Using descriptive-analytical method, this paper assesses the validity of the conflict resolution rules in personal status from the perspective of Islamic denominations' jurisprudence. In conclusion, from the point of view of Islamic jurisprudence based on the consensus of the jurists of Islamic denominations, citing several verses of the Qur'an about the necessity of judging according to what God has revealed, the only reliable source for judging and resolving conflicts between claims is just and right-oriented rulings of the Islamic Shari'a. Therefore, it is not permissible to refer the dispute of Muslim people who are subject to a non-Islamic country to a non-Islamic court, but Muslim disputes must be resolved according to Islamic rules, as referring to a non-Islamic ruling is equated with referring to Tᾱghout (falsehood). Consequently, it makes no sense to refer a Muslim's appeal to an Islamic court to a non-Muslim judge and, as a result, to non-Islamic rulings. This is a big flaw in the civil law of Islamic countries. According to Islam, the true boundary for ruling laws is the belief arising from Divine law. Therefore, people's religion should be taken into consideration in determining the competent court; For beyond concepts such as citizenship and residency, the religious belief of individuals determines the law governing their relations

    Keywords: Conflict, Conflict Resolution, Islamic Countries, Personal Status, Islamic Denominations
  • Navid Sarbaz, Ebrahim Roumina *, Mohammadreza Hafeznia, Mohammadreza Shahbazbegian

    Hydropolitical relations between different actors can include a range of behaviors from peace to military conflict. Because of the multiplicity of scales and discourses, hydropolitical relations are affected by various factors that have not been studied coherently in hydropolitics literature. The purpose of this research is to expound on the factors that impact hydropolitical relations, and measure their relative significance. To this end, 12 macro factors and 61 secondary factors were detected for the design of the questionnaire based on the library data in the field of hydropolitical relations. In order to rank factors, the AHP method questionnaire was used, which was completed by 10 experts in the field of hydropolitics studies. Based on the results, the 12 macro effective factors were ordered as: climate, geography, water resources shortage, water resources management, legal, political, environmental, economic, military, security, cultural, and technological factors.

    Keywords: Hydropolitics, Shared Waters, Security, Conflict, Cooperation
  • فرشته بهرامی پور*، کامران کرمی
    روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی در طول چند دهه گذشته تا به امروز بین منازعه، رقابت و همکاری محدود در نوسان بوده است. اغلب، رقابت و منازعه این دو بازیگر براساس رویکردهای ایدئولوژیکی و یا ژئوپلیتیکی و همکاری آن ها براساس نظریات منطقه گرایی و مبتنی بر ساختار نظام بین الملل تحلیل می شود اما بررسی فهم و ادراک نخبگان سیاسی و نظامی آنان عمدتا موردتوجه قرار نمی گیرد. این پژوهش به دنبال آن است با بررسی اظهارات و رفتار نخبگان سیاسی- نظامی دو کشور، تاثیر این سیگنال ها را بر منازعه، تطویل مذاکرات، سرعت توافقات اخیر و آینده روابط دو بازیگر مورد بررسی قرار دهد. سوال اصلی که مطرح می شود این است که: سیگنال های ارسالی نخبگان سیاسی-نظامی ایران و عربستان چه تاثیری بر روابط آن ها داشته است؟ در پاسخ به سوال فوق در چارچوب تئوری سیگنالینگ و با روش تحلیل محتوای کیفی این فرضیه مطرح می شود که: سیگنال های ارسالی نخبگان سیاسی- نظامی و رفتار ایران و عربستان نسبت به یکدیگر باعث شده است نخبگان دو کشور در مقاطعی ادراک مبتنی بر تهدید از یکدیگر داشته باشند و این امر به طولانی شدن مذاکرات و درنتیجه تشدید رقابت و منازعه میان آن ها منجر شده است و در مقاطع دیگر این سیگنا-ل ها مبتنی بر همکاری و بازی با حاصل جمع غیرصفر بوده که دو بازیگر را به یکدیگر نزدیک کرده و توافقاتی میان آن ها شکل گرفته است. با توجه به تجربه چنین فرازوفرود هایی در ارسال سیگنال ها پیش بینی می شود روابط ایران و عربستان در یک دوره میان مدت با گذار از منازعه بین رقابت و همکاری محدود در نوسان باشد.
    کلید واژگان: ایران, عربستان, سیگنالینگ, منازعه, همکاری
    Fereshteh Bahramipoor *, Kamran Karami
    Relations between the Islamic Republic of Iran and the Kingdom of Saudi Arabia have fluctuated between conflict, competition and limited cooperation during the past few decades. Often, the competition and conflict of these two actors are analyzed based on ideological or geopolitical approaches and their cooperation based on regionalism theories and based on the structure of the international system, but the investigation of the understanding and perception of their political and military elites is mostly ignored. This research seeks to investigate the effect of these signals on the conflict, the prolongation of negotiations, the speed of recent agreements and the future of the relations between the two actors by examining the statements and behavior of the political-military elites of the two countries. The main question that is raised is: What effect did the signals sent by the political-military elites of Iran and Saudi Arabia have on their relations? In response to the above question, within the framework of signaling theory and with the method of qualitative content analysis, this hypothesis is proposed that: the signals sent by the political-military elites and the behavior of Iran and Saudi Arabia towards each other have caused the elites of the two countries to perceive threats based on have each other and this has led to prolonged negotiations and as a result intensifying competition and conflict between them and at other times these signals are based on cooperation and non-zero sum game that brings two actors closer to each other and agreements between They are formed. According to the experience of such ups and downs in sending signals, it is expected that the relations between Iran and Saudi Arabia will fluctuate in the medium term with the transition from conflict to competition and limited cooperation
    Keywords: Iran, Saudi Arabia, Signaling, Conflict, Cooperation
  • رقیه قنبری قادیکلایی*، محمود ضیائی، وجه الله قربانی زاده، محمود جمعه پور

    تعارض مسئله مبتلابه مناطق حفاظت شده در ایران است و فائق آمدن بر آن چالشی بزرگ برای برنامه ریزان است. توسعه گردشگری می تواند یکی از عوامل اصلی تشدید این تعارضات باشد. ازاین رو هدف این مقاله شناسایی ویژگی ها و دلایل بروز تعارضات ناشی از توسعه گردشگری در مناطق حفاظت شده به خصوص تالاب میانکاله در ایران و همچنین شناسایی شیوه های فائق آمدن بر آن ها است. بدین منظور یافته های کیفی مطالعات پیشین با استفاده از روش فراترکیب مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. مقالات، کتب و رساله های منتشرشده در پایگاه های مطالعاتی در بازه زمانی 2000 تا 2024 بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از تجزیه وتحلیل یافته ها، شبکه مضامین در سه بعد چیستی، چرایی و چگونگی مدیریت تعارض ارائه شد. بر اساس یافته ها، تعارض در مناطق حفاظت شده اغلب در سطح بین گروهی و بین سازمانی است. مهم ترین دلایل بروز تعارض ارتباطات ضعیف و فقدان همکاری، بی عدالتی و سلطه قدرت، ساختار حکمرانی معیوب است. همچنین برای مدیریت تعارض نیاز به طی شش مرحله افزایش سرمایه اجتماعی، مصالحه و اجماع، کنش جمعی، هم تکاملی تدریجی و بهبود تعارض است. نتایج پژوهش حاضر علاوه بر اینکه به گسترش دایره شناختی شیوه های کاهش تعارض در گردشگری کمک خواهد کرد، می تواند مبنایی برای پژوهش های آتی در این حوزه مطالعاتی باشد.

    کلید واژگان: تعارض, مدیریت تعارض, گردشگری, مناطق حفاظت شده, میانکاله
    Roghayeh Ghanbari Ghadikolaei *, Mahmood Ziaee, Vajhollah Ghorbanizadeh, Mahmood Jomehpoor

    Conflict is a prevalent issue in protected areas in Iran, presenting a significant challenge for planners. Tourism development can be a major factor exacerbating conflicts in protected areas. Focusing on the Miankaleh Wetland in Iran, the present study aimed to identify the nature and causes of conflicts associated with tourism development in protected areas, and to explore ways to overcome them. First, a meta-synthesis approach was used to analyze the qualitative findings of previous studies. Articles, books, and theses published between 2000 and 2024 were identified and selected from the databases using purposive sampling. The analysis helped present a thematic network along three dimensions: the nature of conflict (what), the causes of conflict (why), and the methods of conflict management (how). According to the findings, conflicts in protected areas are often intergroup and inter organizational. The main causes of conflict include poor communication and lack of collaboration, injustice and power dominance, and faulty governing structure. Additionally, managing conflicts requires six stages: social capital, compromise and consensus, creating social organizations, communicative action, gradual co-evolution, and conflict improvement. The results of the research not only contribute to the expansion of knowledge about conflict reduction methods in tourism but also provide a basis for future studies in this field.

    Keywords: Conflict, Conflict Management, Tourism, Protected Areas, Miankalleh.
  • تقی جعفری، حسین مهرپور محمد آبادی*، علیرضا مظلوم رهنی
    ادله اثبات دعوی به منظور اثبات حق در مقابل ادعای مطروحه بکار می روند . اما برخی اوقات بین این ادله تعارض پیش می آید. این تعارض هنگامی محقق می گردد که اعتبار دو دلیل مسلم باشد و تضاد در بین مدلول آن ها باشد. برای حل تعارض ادله حقوقدانان ابتدا دنبال وجوه ترجیح می روند و سعی می کنند که یکی از ادله را به وجهی از وجوه بر دیگری برتری دهند و بدین گونه تعارض را رفع نمایند و سرانجام اگر وجه ترجیهی یافت نشد و دو دلیل در حالت تعادل باشند به ناچار نظریه تساقط اعمال می شود. روش این تحقیق، به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ شیوه اجرا توصیفی تحلیلی و ابزار گرداوری اطلاعات و داده ها اسنادی و کتابخانه ای است. همچنین هدف مقاله حاضر این است که تعارض اسناد رسمی با شهادت را به عنوان دو دلیل مهم در دادرسی های اداری و مدنی مورد بررسی قرار دهد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که قاعده اصلی برای رفع تعارض ادله، توجه به هدف و مقصد نهایی نظام حقوقی حوزه ای است که تعارض در آن واقع شده است مثلا در حوزه قراردادها توجه به قصد مشترک طرفین و در تعارض ادله قانونی توجه به روح الفاظ موضوعه و هدف قانونگذار و در تعارض در ادله قضایی و عدالت قضایی وصول به حقیقت را اقتضاء می کند.
    کلید واژگان: تعارض, ادله اثبات دعوی, سند رسمی, شهادت, دادرسی اداری
    Taghi Jafari, Hossein Mehrpour Mohamad Abadi *, Alireza Mazloum Rahni
    The proofs of the claim are used to prove the right against the proposed claim. But sometimes there is a conflict between these arguments. This conflict is realized when the validity of two reasons is certain and there is a conflict between their meanings. In order to solve the conflict of evidences, the jurists first look for the preferred aspects and try to make one of the evidences superior to the other in some way and thus resolve the conflict. Inevitably, the fallout theory is applied. The method of this research is practical in terms of its purpose and descriptive and analytical in terms of execution method and the means of collecting information and data is documentary and library. Also, the purpose of this article is to examine the conflict between official documents and testimony as two important reasons in administrative and civil proceedings. The findings of this research show that the main rule to resolve the conflict of evidence is to pay attention to the ultimate goal and destination of the legal system in the field in which the conflict occurs, for example, in the field of contracts, pay attention to the common intention of the parties, and in the conflict of legal evidence, pay attention to The spirit of the words of the subject and the purpose of the legislator and in the conflict in judicial evidence and judicial justice require arriving at the truth.
    Keywords: Conflict, Proof Of Claim, Official Document, Testimony, Administrative Proceedings
  • نەوزاد حەمە فەرەج*

    ئەم تویژینەوەیه ناکۆکی نیوان چاکە و خراپە له چیرۆکی «مەم و زین»دا لیکئه داته وه . چیرۆکەکە فۆرمیکە کە پرسیکی بوونەکی و تەنگەژەیەکی میتافیزیکی- تیۆلۆجی (ناکۆکیی «خراپە و چاکە»)، دیاری دەکات که وه ک ڕەهەندیکی فەلسەفی پیشتر بایەخی ئەوتۆی پینەدراوە و چەمک و بابەتە سەرەکییەکانی لە سۆنگەی تیۆلۆجیا و گروپە کەلامی و فەلسەفییەکان شرۆڤە نەکراون؛ چونکە خویندنەوەکانی پیشوو جەختیان لە ڕەهەندیکی دەقەکە، وەک ناسیۆنالیزم، کوردایەتی، تەسەوف یان ڕۆمانسییەت و  ئەدەبی فۆلکلۆر کردووە. لەم تویژینەوەدا هەوڵیکی فەلسەفی بۆ جەخت کردنەوە لەوەی کە مەم و زین، نەک هەر چیرۆکیکی خۆشەویستییە، بەڵکوو لە ناوەڕۆکدا ویناکردنی تەنگەژەیەکی بوونەکییە لە بەرگی ململانیی چاکە لەگەڵ خراپەدا. خۆشەویستییە تراجیدییەکە، دیوی دەرەوەی تەنگەژەکەیە؛ بۆیە دەقەکە وەک وەڵامدەری پرسگەلیکی دیرینی فەلسەفە و خواناسی مامەڵەی لەگەڵدا کراوە. ئایا خراپە هەیە و چۆن ڕیگەی پیدەدریت لە جیهاندا زاڵ بیت؟ وەڵامی هەڵینجراو لە دەقەکە ئەوەیە هەبوونی خراپ (ئیبلیس) پیشمەرجیکی بوونەکیی چاکە (خوا)یە. ئەم بیرکردنەوەیە، هزری گیڕەڕەوەی سەربوردەی مەم و زین، دەخاتە سەر دووڕیانیک تەنگەژاوی و دەبیتە ململانییەکی ئاگامەندانە.

    کلید واژگان: تەنگەژە, خراپە, چاکە, ململانی, پیکەوەسازان, مەم و زین
    Nawzad Hama Faraj *

    This study aims to analyze the narrative of Mam and Zin, which illustrates the separation of two lovers as a manifestation of the broader conflict between good and evil. The story raises profound existential questions within the metaphysical and theological frameworks of the good-evil dichotomy. This philosophical dimension has received limited scholarly attention and has not been thoroughly examined concerning theological doctrines and philosophical inquiries. Previous interpretations of the text have predominantly focused on themes of nationalism, Kurdishness, mysticism, romance, mythology, and folkloric literature. This paper contends that Mam and Zin transcends its status as a mere love story, addressing core philosophical questions surrounding existential crises through the struggle between good and evil. The tragic love central to the narrative serves as an external representation of this dilemma. Consequently, the text is examined as an exploration of enduring philosophical and theological questions: Why does evil exist, and how is it permitted to prevail in the world? The interpretation derived from the text suggests that the existence of evil is a prerequisite for the existence of good. This notion positions the narrator in a state of dilemma, creating a conscious challenge that resonates throughout the entire narrative.

    Keywords: : Dilemma, Evil, Good, Conflict, Tolerance, Mem, Zin
  • محسن زارع پور*، محمدعلی ارسطا

    تعارض یکی از موضوعات مبتلابه در روند استنباط فقهی است و مبانی مختلف در شیوه حل تعارض میان ادله شرعی و ریزموضوعات آن تاثیر بسزایی در اختلاف فتوای مجتهدان دارد. یکی از ریزموضوعات در حوزه علاج تعارض اعتبارسنجی مرجحات در این حوزه است. رویه قابل توجه در میان فقها ترجیح و مقدم داشتن روایتی است که مشتمل بر ذکر تعلیل باشد. البته ترجیح روایت معلل مخالفانی هم میان اندیشمندان فقهی و اصولی دارد. با توجه به اهمیت مسئله تعارض و کاربرد فراوان این نوع ترجیح، این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی بررسی ترجیح روایات معلل را هدف گذاری کرده است. این پژوهش با پیش فرض جواز گذار به مرجحات غیرمنصوصه به بررسی اصطلاح، اعتبار، کیفیت، و شرط ترجیح روایات معلل پرداخته و سپس با جست وجو در کلمات موافقان و مخالفان این ترجیح ادله ایشان را استخراج و بررسی کرده است. موافقان این ترجیح به اقوائیت ظهور روایت معلل نسبت به روایت خالی از تعلیل و ظن بیشتر به صدور آن استناد کرده اند. در مقابل، مستمسک مخالفان نیز عدم پذیرش اقوائیت ظهور و فقدان دلیل بر اعتبار چنین ترجیحی است. صرف نظر از اینکه ترجیح اخبار معلل در مقام تعارض رویه عملی مشهور فقها است، به نظر می رسد این نوع ترجیح با یک شرط قابل پذیرش است و آن اینکه تعلیل بیان شده در خبر عقلایی باشد و تعبدی نباشد.

    کلید واژگان: اخبار علاجیه, ترجیح, تعارض, حدیث معلل, مرجحات غیر منصوصه
    Mohsen Zarepour *, Mohammadali Arasta

    The conflict is one of the issues involved in the process of jurisprudential inference. Different bases in the way of resolving the conflict between the Shariah evidences and its sub-issues have a significant impact on the differences between mujtahids' fatwas. One of the micro issues in the field of conflict resolution is the validation of preferences in this field. A notable practice among jurists is to prefer and prioritize a narration that includes mention of ta'leel. Of course, the preference of the reasoned narration has opponents among jurisprudential and principled thinkers.Considering the importance of the conflict issue and the widespread use of this type of preference, this article aims to investigate the preference of causal narratives using a descriptive-analytical method.This research, with the premise of giving permission to non-textual preferences, has examined the terms validity, quality and preference condition of the narrations. Then, by searching the words for and against this preference, it has extracted and examined their evidence. The supporters of this preference have cited the strength of the appearance of the reasoned narration compared to the narration without explanation and more suspicion of its issuance. On the other hand, the objection of the opponents is the non-acceptance of the power of emergence and the lack of evidence for the validity of such a preference.Regardless of the fact that prioritizing news with reasons in the event of a conflict is a well-known practice of jurists, it seems that this type of preference is acceptable under one condition; that is, the reasons mentioned in the news are rational and not devotional.

    Keywords: Conflict, Priority, Non-Written Preferences, Hadith, Therapeutic News
  • مریم حسین گلزار*

    یکی از سبک های مهم نگارش احادیث در پنج قرن نخست هجری، «نوادرنویسی» بوده است. این پژوهش درصدد است ملاک های مرحوم کلینی را برای قرار دادن روایات، ذیل ابواب نادر یا نوادر الکافی بداند؛ با این هدف که از نوع روایات ابواب نام برده رفع ابهام، و به مراد کلینی از عنوان «باب نادر یا نوادر» نزدیک شود. ازاین رو، این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی و رویکردی توصیفی تحلیلی، به تحلیل محتوایی روایات ابواب نادر و نوادر و مقایسه آن ها با دیگر روایات کتب اصول، فروع و روضه پرداخته و به این دستاورد رسیده است که کلینی به اشتراک لفظی عنوان «نوادر» در عصر خود واقف بوده و با قرار دادن ترکیبی از «انواع» روایات ذیل ابواب پیش گفته ازجمله احادیث مستدرک، متفرق و پراکنده، مرسلات، شواذ، احکام استثنا شده و نیز روایاتی از نوع طرائف و غرائب که عمدتا قواعد مختلف فقهی همچون قاعده قرعه و قضیه فی الواقعه در آن دخیل بوده اند و مخالف نص قرآن یا سنت معصومینk یا در تعارض با نظر اجماع بوده اند و میان فقها غالبا نه لزوما به عدم شهرت عملیه شناخته می شدند، در باب نادر یا نوادر جای داده است.

    کلید واژگان: کلینی, الکافی, ابواب نوادر, تعارض, قواعد مختلف فقهی
    Maryam Hossein Golzar *
    Introduction

    Like other traditions of hadith compilation, such as Musnad, Amālī, and Arba'in, the compilation of rare or exceptional traditions (Nawādir) was a well-established method among hadith scholars. Ibn Nadim (d. 380 AH) in al-Fihrist identifies 82 compilers of Nawādir across various fields (Ibn Nadim, 1343 AH, entire work), while Najāshī (d. 450 AH) lists 194 (Najashi, 1394 AH, entire work), and Sheikh Agha Buzurg Tehrani (d. 1389 AH) mentions 272 authors (Agha Bozorg Tehrani, 1398 AH, Vol. 24: 318-350). This historical survey reveals that Nawādir-writing was not only prominent in hadith but also in medicine, astronomy, philosophy, literature, and other sciences, and was even common among Sunni scholars. During the second and third centuries AH, independent books titled Kitab al-Nawādir were first compiled. In the following centuries, this tradition evolved, with sections in larger works dedicated to “rare” chapters (Bāb Nādir or Bāb Nawādir). This approach culminated in the Shiite al-Kāfī, where 706 Nawādir traditions are present, while later works like Man Lā Yahḍuruhu al-Faqīh contain 263 such accounts. The decline in Nawādir-writing became apparent by the fifth century AH, as seen in Shaykh Ţūsī's Tahdhibayn, which contains only 29 traditions under Bāb al-Nawādir in the chapters on Jihād. This study thus seeks to understand what type of traditions al-Kulaynī selected for Bāb Nādir or Bāb Nawādir in al-Kāfī, providing insight into his intention behind these chapter titles.

    Materials and Methods

    This article is an extract from the author’s doctoral dissertation. To identify the types of traditions included by al-Kulaynī in Bāb Nādir or Bāb Nawādir of al-Kāfī, a multi-method approach was essential. Thus, the methodological section lists all relevant techniques, though not all were applied within this article, as some were foundational in its writing. This research, through a library-based documentary approach with a descriptive-analytical methodology, offers a content analysis of traditions in the Bāb Nādir and Bāb Nawādir chapters, comparing them within and with traditions in al-Kāfī’s foundational, practical, and supplementary sections. Such analysis aids in confirming or refuting early scholarly hypotheses regarding Bāb Nādir or Bāb Nawādir. Furthermore, it uncovered diverse approaches by al-Kulaynī, revealing both jurisprudential and theological concerns in Nawādir chapters that were debated in his time. Due to the limitations of article length in research journals, it was not feasible to include all findings in this article, suggesting the need for further publication.Another methodology used was to tally and analyze the number of Nādir and Nawādir traditions in al-Kāfī, identifying chapters with dense thematic or numerical concentration. For instance, Furū' al-Kāfī has the highest frequency, with 569 out of 706traditions, followed by Usūl al-Kāfī, which has 61 traditions under Bāb Nawādir, including Kitab Faḍl al-Qur’an, Faḍl al-'Ilm, Kitab al-Tawhīd, and Kitab al-'Asharah. This statistical overview clarifies the article’s methodological approach. Additionally, comparing select traditions in independently titled Kitab al-Nawādir with traditions in Bāb Nādir or Bāb Nawādir chapters in al-Kāfī, Man Lā Yahduruhu al-Faqīh, and Tahdhib al-Ahkām further provided new leads, highlighting distinctions or similarities among authors’ criteria in compiling these traditions. The culmination of these efforts led to the writing of this article.

    Results and Findings :

    The findings of this research on Nawādir have been categorized into two main sections. First, a historical linguistic analysis of the term Nawādir from the perspective of early lexicographers, and second, an exploration of the scholarly views of al-Kulaynī, one of the prominent Shiite hadith scholars, on the terms Nādir or Nawādir, including specific legal examples and typological analysis. This section concludes with a synthesis of the linguistic and hadith scholars' interpretations of the term.The historical-linguistic analysis of Nādir and Nawādir, and the resulting diversity in meanings, indicates that most lexicographers did not limit themselves to a single definition. Rather, they acknowledged its polysemy, assigning six meanings. Early lexicographers of the first five centuries AH, such as al-Farāhīdī (d. 175 AH), Ibn Duraid (d. 321 AH), Ibn Fāris (d. 329 AH), and al-Rāghib al-Isfahānī (d. 502 AH), often attributed meanings like 'omission or exclusion' to Nawādir. Other meanings include the unusual or rare nature of content, as per Ibn Duraid and Ibn Manzūr (d. 711 AH); the concept of scattered yet collectively gathered items, as noted by Khalīl ibn Ahmad (d. 175 AH); and interpretations requiring clarification or elaboration, according to al-Rāghib. Additionally, Nawādir was often associated with unique or rare items, a meaning supported by Jawhari (d. 393 AH). Contemporary scholar Azarnūsh further described Nawādir as exceptional traditions, witty anecdotes, or exceptional cases.The content analysis of traditions in the chapters Bāb Nādir and Bāb Nawādir shows that these chapters contain a significant diversity of tradition types. Al-Kulaynī appeared fully aware of the polysemous meanings of Nawādir and included any tradition in these chapters that was either contradictory to the Qur'an and the teachings of the Imams (as), or contentious between Shiite and Sunni jurisprudential or theological views. He also placed authentic yet less commonly cited traditions in these sections. These often fall under traditions of peculiar and unusual rulings, including unique legal principles like case-based rulings or the rule of drawing lots. Additionally, the sections Bāb Nādir and Bāb Nawādir in al-Kāfī feature supplementary traditions, or mustadrakat, omitted or rare items, and traditions that had not gained scholarly consensus. Notably, Bāb Nādir typically includes authentic yet non-consensual traditions that, in some cases, al-Kulaynī himself may not have endorsed, while Bāb Nawādir contains supplementary traditions on diverse topics that generally found practical application.

    Conclusion :

    The analysis of traditions in the Bāb Nādir and Bāb Nawādir chapters in al-Kāfī, as well as comparisons with similar chapters in other sections, indicates that al-Kulaynī was well aware of the term Nawādir’s synonymous usage during his era. By incorporating a "combination of various types of traditions"—including mustadrikāt and zīyādāt, rare and scattered traditions, shādh traditions, Exceptions to the rules and also ṭarā'if and gharā'ib traditions—under Bāb Nādir and Bāb Nawādir, he strategically included accounts that contrasted with Quranic text or the teachings of the Imams (as), were at odds with consensus, or represented diverging views between Shiite and Sunni perspectives. This also encompassed traditions that lacked widespread acceptance or dealt with unique legal principles, such as the rule of drawing lots and case-based rulings, justifying their placement under these chapters. The primary focus of this article is on the jurisprudential examples in al-Kāfī, while the theological traditions in the Bāb Nawādir will be addressed in a separate paper.

    Keywords: Kulaynī, Al-Kāfī, Bāb Nawādir, Conflict, Diverse Jurisprudential Principles
  • عباس سلیمانی*، حاکم قاسمی، مسعود البرزی ورکی، ایرج گلجانی امیرخیز، عباس مقتدایی

    مطالعه آینده های قانونگذاری، در پی دیدبانی آینده های تعارضی در حکمرانی تقنینی مجلس شورای اسلامی بوده و معطوف به مفهوم «نسبت آینده های بدیل»، مشتمل بر تعارض، تعاون و تعادل است. دیدبانی، گونه ای از پیش آگاهی است؛ بنابراین تحقق چنین امری به چابک سازی و ایجاد قابلیت پاسخگویی سریع نظام قانونگذاری و واکنش فعالانه و به هنگام در مواجهه با تغییرات و تحولات نوظهور و نوپدید تقنینی می انجامد. این که «آینده آینده های تعارضی در حکمرانی تقنینی به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد؟» مورد جستجو است. در دو بخش «نسبت آینده ها» و «آینده های تعارضی تقنین» به کمک دو پرسشنامه جداگانه آرای خبرگان و دلفی فازی، نظر خبرگان گردآوری و تحلیل شده است. نتایج تحقیق دلالت دارند بر: تقویت قوه مجریه و کم رنگ تر شدن نقش و جایگاه قوه مقننه؛ تقویت وجه عرفی و مردمی؛ قوت گرفتن لابی گری و تضعیف رویه های قانونی؛ رشد جایگاه فناوری و هوش مصنوعی؛ مرکزگرایی و تک مجلسی و عدم توانایی تحقق تحزب.

    کلید واژگان: دیدبانی, حکمرانی تقنینی, آینده های قانونگذاری, نسبت آینده های بدیل, تعارض
    Abbas Soleimani *, Hakem Ghasemi, Masoud Alborzi Verki, Iraj Goljani Amirkhiz, Abbas Moghtadaie
    Introduction

    This study aimed to analyze the conflictual futures in the legislative governance of the Islamic Consultative Assembly. It examined the relations of alternative futures, which entail conflict, cooperation, and balance, in order to examine the future of conflictual legislative futures. The study focused on the legislation and the legislative branch in the 2046 horizon. Monitoring in this context serves as a form of prognosis, emphasizing the importance of being prepared and alert to avoid surprises. It is thus necessary to address the issue to ensure that the legislative system remains agile, accountable, and proactively responsive with timely reactions in the face of new and emerging legislative changes. Although a few studies have touched upon the issue tangentially, there appears to be no comprehensive treatment of the interdisciplinary area where futures studies, legislative governance, and monitoring intersect. In this respect, the present study sought to address the following question: What is the future direction of conflictual futures in the legislative governance?

    Literature Review:

    There appears to be no serious related study about monitoring legislative governance, or alternative futures in the context of the legislation. Concerning the latter, the literature has mainly discussed the future of conflict, contradiction, and opposition through concrete and practical instances derived from the field evidence. There seems to be no research about abstract, pure foundations of the relations of conflict, balance, and cooperation for different kinds of futures. An overview of the related foundations, theories, and models highlights the significance of a futures studies approach to legislation. The increasing intensity and pace of changes will give legislative governance a unique role, enabling it to handle wild cards, surprises, and uncertainties more effectively. The fields of policymaking and governance require more research and broader scholarly treatment. Field evidence and observations also indicate a growing trend and increasing attention to the future in the context of legislation, as the capabilities of legislative governance are beginning to emerge. At the intersection of legislation and futures studies, monitoring appears to be a neglected area of research at both macro and micro levels. In fact, no concrete system has been designed to illustrate the interaction and mutual influence of monitoring and legislation.

    Materials and Methods

    The study used the documentary and library research, questionnaires, and the fuzzy Delphi technique to collect and analyze expert opinions. The analysis was divided into two sections: the relations of alternative futures and the conflictual futures of legislation. Initially, the literature on alternative futures was reviewed, and a 5item questionnaire was designed accordingly. This questionnaire was then administered to the experts in futures studies. Next, the literature on conflictual futures in legislative governance was examined, and a 32item questionnaire was designed in the fuzzy Delphi style, focusing on the confrontation and conflict of futures in the field of legislation. This questionnaire was administered in two stages to a range of experts, including former members of the Islamic Consultative Assembly, lawyers, and scholars of governance studies. Then, the shared opinions were collected.

    Results and Discussion

    Monitoring is a process that offers the prognosis of alternative futures. The prognosis helps avoid surprises and unexpected circumstances, thereby reducing potential damage. The legislative system and governance in the Islamic Republic of Iran are influenced by various factors. The analysis of future scenarios suggested the possibility of multiple alternative futures. These alternative futures can be categorized into three types: those that conflict and oppose each other; those that interact and cooperate; and those that achieve a balance. Each presents a different scenario for the government and leadership, ranging from a disaster scenario to a desirable one. Understanding the scenarios and alternative futures, alongside preparing to deal with them, can reduce vulnerability. More importantly, understanding the alternative futures of legislative governance allows for the selection and creation of a desirable future. This can not only minimize vulnerability but also contribute to creating a more favorable legislative and governance environment.

    Conclusion

    The research results suggested several key implications: reinforcing the executive branch while weakening the role and position of the Islamic Consultative Assembly as the legislative body; reinforcing the customary and popular aspect; enhancing lobbying efforts while weakening legal procedures; increasing the prominence of technology and artificial intelligence compared to the anthropocentric aspect; maintaining centralism and the unicameral system; and facing challenges in achieving genuine partisanship and convincing the public to join political parties.

    Keywords: Monitoring, Legislative Governance, Legislative Futures, Alternative Futures, Conflict, Balance, Cooperation
  • صیاد درویشی*، رامتین حسین زاده
    زمینه و هدف

    بیشترین فراوانی وقوع جرم در استان اردبیل مربوط به نزاع و درگیری است. با بررسی و تجزیه وتحلیل روندها و عوامل موثر بر وقوع این پدیده، می توان راهکارهایی مناسب برای کاهش این جرم ارائه کرد. هدف این پژوهش تبیین چگونگی روند جرم نزاع و درگیری در استان اردبیل و ارائه راهکارهای پیشگیری از آن است.

    روش

    پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع تحقیق، تحلیلی - توصیفی و از نظر روش، آینده پژوهی با روش روند پژوهی است. جامعه آماری این تحقیق را، پرونده های نزاع و درگیری در طی سال های 1392 تا 1401 و همچنین نظر کارشناسان و خبرگان انتظامی استان اردبیل تشکیل می دهد. ابتدا داده ها به روش مطالعه اسنادی جمع آوری و سپس با استفاده از روش طوفان مغزی در بین تعداد 10 نفر از کارشناسان و خبرگان این حوزه، عوامل و چگونگی وقوع نزاع و درگیری بررسی شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش روندپژوهی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

    یافته ها

    روند وقوع نزاع و درگیری در سال های مورد مطالعه، افزایشی بوده است. بیشترین نوع نزاع و درگیری، نزاع و درگیری فردی است. بیشترین نزاع کنندگان جوان و بین 20 تا 30 سال سن دارند و بیشترین آنها در مناطق حاشیه  شهر ساکن هستند. دستگیری عاملین نزاع و درگیری در 10 سال اخیر روند افزایشی داشته ولی، با توجه به آمار  وقوع نزاع و درگیری، قابل توجه و از منظر انتظامی بازدارنده نبوده است. به طوری که تقریبا 89 درصد نزاع کنندگان در قبال رفتار هنجارشکنانه خود دستگیر و به دستگاه قضایی معرفی، اما به دلیل طرح نشدن شکایت و پیگیری نکردن از سوی شاکی؛ مجازات نداشته اند.

    نتیجه گیری

    نتایج تحقیق نشان از این است که روند کاهشی نزاع و درگیری در استان اردبیل تنها در صورت تداوم روند و عینیت یافتن سیاست های کلان متولیان امر در بخش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، محیطی و توجه به تقویت بیش از پیش باورهای دینی در سال های آینده قابل پیش بینی است.

    کلید واژگان: نزاع ودرگیری, نزاع و درگیری فردی, آینده پژوهی, شهرستان اردبیل
    Sayyad Darvishi *, Ramtin Hosseinzade
    Background and purpose

    The most frequent occurrence of crimes in Ardabil province is related to quarrels and conflicts. By examining and analyzing the trends and effective factors in the occurrence of conflicts and conflicts, it is possible to provide suitable solutions to reduce this crime.

    Method

    In terms of purpose, it is applied, and in terms of type, it is analytical-descriptive, and in terms of method, it is a research process. The statistical sample is the total number of conflicts and arrests in Ardabil province during the years 1392-1401.

    Findings

    The trend of conflicts in the studied years is increasing and the most type of conflicts are individual conflicts. Most of the disputants are young and between the ages of 20 and 30, and most of the criminals live in the outskirts of the city and inside the city. The arrest of the perpetrators of fights and arrests has been on the increase in this period of 10 years, but according to the statistics of the occurrence of fights and arrests, it is not significant from the point of view of law enforcement. So that almost 89 percent of the brawlers have not been arrested and held accountable to the judicial authorities for their behavior that violates the norm. The reason for this could be the non-filing of a complaint by the victims

    Conclusion

    Conflicts are observed in developing societies and the transition from traditional to modern due to the displacement of social values and the reduction of adherence to existing norms. It should be noted that the investigation of social phenomena based on the prediction of changes in the structure of human societies is completely dependent on their conscious actions and cannot be certain.

    Keywords: Conflict, Personal Conflict, Future Research, Ardabil City
  • حمید مریدیان*، حمزه علی اسلامی نسب

    از موارد مهم در موضوع تعارض های اخلاقی، تعارض های اخلاقی در مسئله پنهان کاری همسران است که در پنهان کاری ای که امکان مطلوبیت وجود دارد، اغلب موارد در تضاد با وظیفه ای برخاسته از هنجار اخلاقی اصل صداقت قرار می گیرد. با بررسی موارد تعارض پنهان کاری با هنجارهای اخلاقی دیگر، می توان به دو راه حل نهایی دست یافت، که راه حل اولیه تقدیم جانب اهم بر مهم است؛ که مهم ترین راه های شناخت آن اولویت بندی اصول اخلاقی، دفع افسد به فاسد، ترجیح دفع مفسده بر جلب منفعت و رتبه بندی مصالح است. مورد دوم جستجوی راه حل های دیگر است که در تعارض های حداقلی راه گشاست. در این تحقیق از توریه، درباره سکوت و عدم صداقت به عنوان روش های پنهان کاری مطلوب که می تواند در تعارضات پنهان کاری با دیگر اصول اخلاقی به کار برده شود، بحث می شود. روش به کاررفته در این تحقیق توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری داده ها مبتنی بر بررسی اسناد کتابخانه ای است.

    کلید واژگان: پنهان کاری همسران, تعارض اخلاقی, مرجحات اخلاقی, قاعده اهم و مهم, تعارض نما
    Hamid Moridian*, Hamzeh Ali Islaminasab

    One of the most important problem in the issue of moral conflicts is the moral conflicts about the concealment of spouses. almost in the concealment where there is a possibility of Honesty, most of these cases are in conflict with a duty of moral norm of the principle of honesty. By investigating the cases of concealment conflict with other moral norms,we can reach  two final solutions , the primary solution is to prefer the most important side; and The most important ways to recognize it are prioritizing moral principles, rejecting what has most corruption instead of what has less corrupt,  rejection of corrupt over gaining benefits and ranking interests. The second case is to investigate for other solutions, which is facilitator in minimal conflicts. In this research of half-truth, (Toriya) discussed about silence and dishonesty as desirable concealment methods that can be used in the conflicts of concealment with other ethical principles. The method used in this research is descriptive-analytical, and the method of data collection is based on the examination of library documents.

    Keywords: Concealment Of Spouses, Moral Conflict, Moral Preferences, Most Important, Important Rule, Conflict
  • حسن پناهی آزاد، سحر فرهادی*
    نسبت علم ودین، یکی از مسائل فلسفه دین بوده که تحلیل های پرشمار و برخاسته از نظرگاه های مختلف، ازجمله نگاه علمی و فرهنگی ارزشی را نیز به خود دیده است. پژوهش حاضر درصدد است دیدگاه امام خمینی«ره» را درباره چیستی علم ودین و نسبت این دو به دست آورد. این پژوهش، به روش تحلیلی و تطبیقی و با تتبع در منابع مکتوب و در کانون بحث، متمرکز بر آثار امام خمینی«ره» شکل گرفته است. یکی از تقسیمات مشهور که امام خمینی«ره» دیدگاه خود را از آن نقطه سازمان می بخشد، تقسیم علم به «حقیقی» و «اعتباری» است. در دیدگاه ایشان، علوم طبیعی به عنوان علوم اعتباری و علوم انسانی به عنوان علوم حقیقی شناخته شده اند. در دیگرسو، دین در نظر امام خمینی«ره» حقیقتی متنزل از عالم غیب برای اداره همه امور و شئون حیات دنیوی انسان است که در این زمینه هیچ امر لازمی را فروگذار نکرده است. بر این اساس هدف این تحقیق، یافتن مناسبات علم ودین، با ملاحظه تقسیمات و ویژگی های بیان شده در آراء امام خمینی«ره» می باشد. آنچه این نوشتار بدان دست یافته، نفی تعارض علم ودین، تداخل علم ودین در علوم انسانی و تعامل، تعدیل و تکمیل متقابل در علوم طبیعی از نظرگاه امام خمینی«ره» است.
    کلید واژگان: امام خمینی«ره», تداخل, تعارض, تعامل, دین, علم, معنا
    Hasan Panahi Azad, Sahar Farhadi *
    Regarding the meaning and relationship between science and religion, there are various views, and most Islamic and Western thinkers have expressed the meaning of science and religion and the relationship between them. This research deals with presenting Imam Khomeini's chosen meaning of science and religion and then explores his opinion about their relationship. The present research, using the analytical-adaptive method, and using library data, has studied and analyzed the works of Imam Khomeini on this subject. According to Imam Khomeini, the meaning of science and knowledge is expressed in two types: true and conventional. Experimental science (both natural and human), as a side of the conflict in the new theological problem of the relationship between science and religion, is defined based on true and conventional knowledge. Imam Khomeini considers natural sciences as conventional sciences, and human sciences as true sciences. Regarding the meaning of religion, Imam Khomeini believes that religion is the True Law, and the great law of God for the management of the individual and social life of man, and his eternal happiness. This does not overlook any point, no matter how insignificant, in the education of man and society, and material and spiritual progress. Imam Khomeini, by rejecting the conflict and distinction between science and religion, believes in the penetrability of science and religion in the case of human sciences, and in the case of natural sciences, believes in the interaction, adjustment, and mutual completion of science and religion.
    Keywords: Meaning, Science, Religion, Interaction, Penetrability, Conflict, Imam Khomeini
  • V. Shcherbak *, M. Lyshenko, S. Tereshchenko, V. Yefanov, K. Vzhytynska, V. Yatsenko, A. Pietukhov
    BACKGROUND AND OBJECTIVES
    In the context of global challenges and local conflicts, the sustainable development of united territorial communities took on special importance. Amid military conflict, united territorial communities encountered numerous economic, social, and environmental problems. This research builds on resilience and sustainable development theories and proposes that with appropriate support, united territorial communities can evolve into hubs of innovation and entrepreneurship even under conditions of conflict. The study necessitated the creation of strategies and programs for sustainable development and adaptation to new conditions, positing that united territorial communities, with proper development and support, could harness these challenges to foster significant entrepreneurial and innovative activities. The study’s objective was to analyze the potential of united territorial communities for innovation and sustainable development in conflict conditions and to develop recommendations for supporting entrepreneurship and infrastructure development.
    METHODS
    To achieve the objective, a variety of methods were utilized, including multi-regression, multifactor, correlational, and comparative analysis. All analyses were carried out using STATISTICA software (version 13).
    FINDINGS
    The research results confirmed the hypotheses, indicating the significant potential of united territorial communities for initiating innovative projects and developing entrepreneurial initiatives. Specifically, it was discovered that the level of institutional capability and sustainable development could increase by 43.7% with the integration of effective support programs. Crucial elements impacting sustainability were pinpointed, with investments in environmental projects showing an 85% variance, socio-demographic stability exhibiting a 92.8% variance, and the development and implementation of programs for small and medium-sized business development reflecting a 92.9% variance. This demonstrated the potential for enhancing the budget efficiency of territorial communities by up to 56.4%, representing a substantial incentive for recovery and progress in the post-conflict period.
    CONCLUSION
    Recommendations included developing targeted programs to support innovations in the agricultural sector, tourism, and eco-initiatives, which could catalyze attracting investments and improve the quality of life in territorial communities. The importance of integrating modern technologies, supporting local entrepreneurship, and developing infrastructure were key elements for the sustainable development of united territorial communities in conflict conditions. The developed recommendations could facilitate the formation of effective development strategies for territorial communities.
    Keywords: Conflict, Entrepreneurship, Infrastructure, Innovation, Sustainable Development, United Territorial Communities
  • حمید بذرپاچ*، معین صباحی گراغانی

    رعایت حقوق شهروندی و حفظ حق مالکیت شهروندان در طرحهای عمومی و عمرانی شهرداری و روش رعایت این حقوق امری مهم برای جلوگیری از به وجود آمدن اختلافات بین شهرداری و شهروندان می باشد. که نتیجه آن کاهش چشمگیر پرونده هایی است که برای حل اختلاف و تزاحم بین شهرداری و شهروندان به جهت رعایت نکردن حقوق شهروندان در طرحهای شهرداری مورد بررسی در مراجع قضایی قرار گرفته اند. در بررسی آرای مربوط به طرحهای عمرانی شهرداری که در تزاحم با حقوق شهروندان هست، یکی از حقوق شهروندی که بسیار از این تزاحم می کاهد، رعایت حق مشارکت شهروندی در اجرایی کردن طرحهای عمومی و شهرداری است. به عنوان مثال اگر شهرداری هنگام تنظیم طرحهای عمرانی و عمومی با مشارکت سازمان حفاظت از محیط زیست و با یاری فعالان محیط زیست اقدام به تنظیم این طرحها کند به گونه ای که تا جای ممکن محیط زیست محافظت بشود و در صورت پیدا شدن مشکلی سریعا با کمک سازمان حمایت از محیط زیست آن مشکل بر طرف شود، یا در راستای حفاظت از محیط زیست اقدام به آموزشها و تنظیم آیین نامه های درون سازمانی برای رعایت این حق از شهروندان بگردد تزاحم طرح های عمومی و عمرانی شهرداری بسیار کاهش پیدا می کند.

    کلید واژگان: حقوق شهروندی, حق مالکیت, تزاحم, طرح های عمومی و عمرانی
    Hamid Bazrpach *, Moin Sabahi Garaghani

    Observance of citizenship rights and preservation of citizens' property rights in public and construction plans of the municipality and the method of observing these rights is an important matter to prevent disputes between the municipality and citizens. The result of which is a significant reduction in the cases that have been reviewed in the judicial authorities to resolve the conflict between the municipality and the citizens for not respecting the rights of the citizens in the municipal projects. In the review of votes related to municipal construction projects that are in conflict with the rights of citizens, one of the citizen's rights that greatly reduces this conflict is the observance of the citizen's right to participate in the implementation of public and municipal projects. For example, if the municipality prepares construction and public plans with the participation of the Environmental Protection Organization and with the help of environmental activists, it prepares these plans in such a way that the environment is protected as much as possible, and if a problem is found, it is immediately assisted by the organization. If protecting the environment solves that problem, or in order to protect the environment, conduct trainings and set regulations within the organization to ask citizens to respect this right, the conflict between public and construction plans of the municipality will be greatly reduced.

    Keywords: Citizenship Rights, Property Rights, Conflict, Public, Construction Projects
  • صفیه مرادخانی*، یوسف علی بیرانوند

    تعارض از جمله مسائلی است که در روابط اجتماعی رخ می نماید و هنگامی آشکار می شود که هدف فرد یا گروهی با هدف فرد یا گروهی دیگر در تقابل قرار گیرد. این عنصر در جریان یافتن داستان خسرو و شیرین بسیار موثر بوده است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و برای بررسی تعارض و انواع آن در داستان خسرو و شیرین نوشته شده است. باوجود طولانی بودن تعارض میان خسرو و شیرین، این تعارض نتایج مثبتی داشته است؛ اما تعارض های دیگر داستان با نتایج منفی پایان یافته است. انواع تعارضات داستان عبارت اند از: 1- تعارض هدف تعارض خسرو و فرهاد، بهرام و خسرو، و شیرویه و خسرو. 2- تعارض احساسی  عاطفی: تعارض شیرین و مریم، شیرین و شکر، و اهل دربار و شیرین. رهیافت هایی که شخصیت های داستان برای حل تعارض در پیش گرفته اند، عبارت اند از: 1- رهیافت تسلیم شدن: رهیافت خسرو دربرابر. 2- رهیافت اجتناب: شیرین و مریم. 3- رهیافت برد  باخت (رقابت): رهیافت خسرو دربرابر فرهاد و شیرویه دربرابر. 4- رهیافت برد  برد: رهیافت خسرو و شیرین. 5- رهیافت نرمش: روش خسرو در رسیدن به شیرین.

    کلید واژگان: نظامی, تعارض, خسرو و شیرین, فرهاد, مریم, شخصیت های متعارض
    Safiyeh Moradkhani *, Yosofali Beiranvand

    Conflict is one of the issues that occurs in social relations and is revealed when the goal of an individual or a group is not in line with the goal of another individual or group. This element has been very effective in continuing the story of Khosrow and Shirin. This descriptive-analytical study investigates the conflict and its types in the story of Khosrow and Shirin. Although the conflict between Khosrow and Shirin lasted long, it has led to positive results. However, other conflicts in the story have ended with negative results. The types of story conflicts include 1) Goal conflict: The conflict between Khosrow and Farhad, Bahram and Khosrow, and Shiruye and Khosrow is of this type; and 2) Emotional conflict: The conflict between Shirin and Maryam, and Shirin and Shakar. The strategies taken by the characters in the story to resolve the conflict are: 1) Surrendering strategy: Khosrow's strategy against Shirouye and Farhad's strategy against Khosrow is of this type; 2) Shirin and Maryam have used the avoidance strategy; 3) Win-loss strategy (competition): Khosrow's strategy in disagreement with Farhad and Sheroe's approach to Khosrow is like this; 4) Win-win strategy: This is the strategy of Khosrow and Shirin; and 5) Compromising approach: Khosrow's method in reaching Shirin is like this.

    Keywords: Nizami, Conflict, Khosrow, Shirin, Farhad, Maryam, Conflicting Characters
  • محمدرضا شیخ طاهری، سید احمد فیروزآبادی*
    نزاع دسته جمعی یکی از پدیده های اجتماعی چالش برانگیز است که از دیرباز در اجتماعات محلی وجود داشته است. منظور از نزاع دسته جمعی درگیری یا دعوایی است که غالبا با انگیزه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان حداقل سه نفر ایجاد می شود. در پرتو این آسیب، کژکارکردی های متعددی در سازمان اجتماع رخ می دهد. این کژکارکردی ها منشا درگیری های ثانویه ای می شود که تا مدت ها به شکل های گوناگون ادامه پیدا می کند. پژوهش حاضر با هدف شناخت سطوح تحلیلی تحقیقات انجام گرفته درباره نزاع ها و سنخ شناسی آن ها به لحاظ بستر و عوامل غالب انجام شده است.پژوهش حاضر با روش فراترکیب و با بررسی 36 پژوهش صورت گرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد تحقیقاتی که در سطح توصیف صورت گرفته اند بیشتر به ارتباط متغیرهای زمینه ای با میزان گرایش به نزاع پرداخته اند. تحقیقاتی که در سطح تبیین انجام شده اند علل اجتماعی، فرهنگی و بوم شناختی را در ایجاد نزاع موثر دانسته اند و بعضی تحقیقات با ارائه راهکارهایی مانند عدالت ترمیمی و اعتماد، به دنبال کنترل این پدیده بوده اند. علل غالب نزاع های دسته جمعی در پژوهش های مطالعه شده بیشتر شامل مولفه های طایفه گرایی، جمع گرایی عمودی، چالش های محیطی، کمیابی، مسائل حقوق و مالکیت و تجربه نزاع بوده است.نتایج فراترکیب تحقیقات بیانگر آن است که علل و عوامل نزاع دسته جمعی در جامعه ایران را می توان تحت تاثیر شرایط اقلیمی نیز صورت بندی کرد. بدین معنا که علل نزاع در اقلیم مرکزی و خشک ایران به شدت از عوامل محیطی مانند کمیابی و رقابت بر سر منابع تاثیر می پذیرد. هرچه از مرکز به سمت غرب و جنوب غرب حرکت کنیم، به تبع وجود بافت اجتماعی چندقومیتی، این پدیده بیشتر به علل خویشاوندگرایی و خاص گرایی های تعمیم یافته شکل گرفته است. همچنین در شرق و جنوب شرق، نزاع ها بیشتر تحت تاثیر تجربه نزاع، محرومیت ها و ناامنی های اجتماعی-سیاسی رخ می دهد. در نواحی شمالی نیز بیشتر به علل نابرابری و احساس محرومیت نسبی رخ داده است.
    کلید واژگان: ایران, چالش های محیطی, سنخ شناسی, فراترکیب, طایفه گرایی, نزاع
    Mohammadreza Sheikhtaheri, Seyed Ahmad Firouzabadi *
    Collective conflict in local communities is always an issue that has been the focus of social researchers in our country in recent years. This occurrence poses a threat to the peace, security, and quality of life of the populace, particularly in traditional and tribal communities, where it induces tendencies toward dominance and anxiety. In recent years, it has been increasing in our country and for this reason, many researchers have investigated this phenomenon, the current research was conducted to understand the background, causes, and main factors of conflict formation in Iran.This investigation implemented the meta-synthesis methodology. The demographic of our study 34 articles were chosen in accordance with the criteria, and they were published in scientific journals and theses. We conducted an analysis of the findings of this investigation and identified 10 categories. In order to ensure the quality of our categories, we obtained the approval of an expert and calculated Cohen’s Kappa coefficient.The findings of the research indicate that the studies conducted at the level of description have primarily concentrated on the relationship between background variables and the degree of tendency to conflict. The research conducted at the level of explanation has identified social, cultural, and ecological causes as effective in generating conflict. Some research has attempted to address this phenomenon by proposing solutions such as restorative justice and trust. In the most extensively researched studies, the primary causes of collective conflicts are scarcity, environmental challenges, vertical collectivism, tribalism, and rights and property issues.Its analysis and meta-synthesis demonstrate that the primary causes and factors of collective conflicts in Iranian society have been centered on the three primary axes of tribalism and vertical collectivism, as well as the challenges of rights and property and environmental resources. The conflicts that transpired in the central and arid regions of Iran were primarily precipitated by environmental and resource constraints, while those that transpired in the west and southwest were primarily influenced by tribalism and its repercussions. In the east and south-east, conflicts have been primarily influenced by the experience of conflict, deprivation, and socio-political insecurity. In the northern areas, there have been more causes of inequality and a sense of relative deprivation.
    Keywords: Conflict, Environmental Challenges, Iran, Meta-Synthesis, Tribalism, Typology
  • سارا عبدلی*
    هویت از نیازهای روانی انسان و پیش نیاز هر گونه زندگی اجتماعی است. بدون چهارچوبی برای تعیین هویت، افراد همانند یکدیگر خواهند بود و هیچ کدام از آنها نمی توانند به صورتی معنادار با دیگران ارتباط یابند. اعتماد به محیط یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی است و روابط بر اساس آن بنا می شوند و در صورت عدم وجود اعتماد تعارضات هویتی و تفاوت کنش گری زنان و مردان به خصوص در مرحله گذر از سنت به مدرنیته شکل می گیرند. از این رو اعتماد اجتماعی نقش مهمی در تعاملات انسانی از سطح خرد (خانواده) تا سطح کلان (جامعه) دارد. هدف مقاله حاضر تحلیل و تبیین جامعه شناختی عوامل موثر بر تعارض هویتی با نظریه آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) است که به بررسی شخصیت های رمان پایان روز اثر «محمد حسین محمدی» نویسنده افغان با روش توصیفی_ تحلیلی می پردازد. گیدنز معتقد است برای فهم تعارضات هویتی ابتدا باید درک روشنی از مفهوم سنت و تاثیرات آن بر ساختارهای هویتی داشت و بعد از آن به تحلیل هویت در دنیای مدرن پرداخت. از آن جایی که سنت نقش یک قالب از پیش تعیین شده را برای ساختن هویت افراد بازی می کند، هر انسانی برای رسیدن به هویت جدید در دنیای مدرن متحمل پدیده انقطاع می شود. تعارض و انقطاع برای نسل جدید زنان افغان علی رغم محدویت های موجود با جهان سنتی اگر  چه سبب پریشانی هویت آنان گشته است اما به نسبت مردان گرایش به سمت دنیای مدرن با توجه به رانه های بازدارنده القا شده توسط زنان سنتی بسیار فعالانه تر دیده شد.
    کلید واژگان: گیدنز, تعارض, هویت, سنت, مدرنیته
    Sara Abdoli *
    Identity is a psychological necessity for humans and a prerequisite for any social life. Without a framework to define identity, individuals would become indistinguishable from one another, and none could meaningfully connect with others. Trust in one's environment is a vital component of social life, forming the basis of relationships. In its absence, identity conflicts and differences in the behavior of men and women, particularly during the transition from tradition to modernity, emerge. Social trust thus plays a significant role in human interactions, ranging from the micro level (family) to the macro level (society). This article aims to analyze and sociologically explain the factors influencing identity conflict using Anthony Giddens' theory. It examines the characters in the novel End of the Day by Afghan author Mohammad Hossein Mohammadi through a descriptive-analytical method. Giddens argues that to understand identity conflicts, one must first grasp the concept of tradition and its influence on identity structures, followed by an analysis of identity in the modern world. Tradition serves as a pre-established framework for shaping individuals' identities, and each person experiences a phenomenon of rupture in their quest for a new identity in the modern world. For the new generation of Afghan women, despite the limitations of the traditional world, this conflict and rupture have caused identity distress. However, compared to men, these women actively pursue modernity, even as they contend with the conservative restraints imposed by traditional women.
    Keywords: Giddens, Conflict, Identity, Tradition, Modernity
  • عبدالله جوان*
    در بسیاری از مواردی که بین دو الزام و تکلیف شرعی تزاحم ایجاد می شود و مکلف توان امتثال هر دو تکلیف را ندارد، تشخیص تکلیف اهم بر مقایسه میان عناوین تکالیف و الزامات شرعی از نظر میزان اهتمام شارع نسبت به آنها توقف دارد. در این مقاله کوشیده ایم تا با اتکا به ادله نقلی، سنجه هایی برای تشخیص میزان اهمیت و اولویت الزامات شرعی نسبت به یکدیگر ارائه دهیم و صحت و سقم برخی از سنجه هایی که در این زمینه مطرح شده یا قابل طرح است را مورد بررسی قرار دهیم. در این راستا ضمن فحص در کلمات فقها و اصولیان و تحلیل و نقد دیدگاه ها نشان داده ایم که اموری مثل تنصیص بر تقدیم یا تاخیر، تنصیص بر تاکید و اهتمام شارع، کثرت یا عدم کثرت نصوص و کبیره یا صغیره بودن را می توان به عنوان سنجه های اولویت یابی مستند به نصوص برشمرد. همچنین تقدیم امور مرتبط با دماء و فروج و تقدیم نفس بر عضو و انسان بر حیوان اجمالا قابل قبول است. اما اموری مانند تقدیم عضو بر بضع، بضع بر مال، نفس بر غیر، یا تقدیم حق الناس بر حق الله یا بالعکس را نمی توان به عنوان سنجه های اولویت یابی الزامات شرعی مورد پذیرش قرار داد.
    کلید واژگان: سنجه های اولویت یابی, تزاحم, اهم و مهم, الزامات شرعی
    Abdollah Javan *
    In many cases where there is a conflict between two requirements and Sharia obligations and the obligee is not able to fulfill both obligations, the identification of the more important obligation depends on comparing the titles of Sharia obligations and the amount of religious attention to them. In this article, it has been tried to provide criteria for determining the importance and prioritization of Sharia requirements based on narrative evidence, and to check the validity of some of the criteria that have been proposed or can be proposed in this context. In this regard, while searching in the words of jurists and scholars of principles and analyzing and criticizing the views, we have said that things such as specifying the priority or lateness, specifying the emphasis and diligence of the Sharia, the number or lack of number of texts, the greatness of the sin or the smallness of the sin can be used as a criterion of priority. Also, the priority of things related to blood and sexual pleasure, the priority of a person's life over body parts, and the priority of humans over animals are acceptable. However, matters such as the priority of body parts over sexual enjoyment, the priority of sexual enjoyment over property, the priority of one's life over others, the priority of human rights over God's rights, or vice versa, cannot be used as criteria for prioritization.
    Keywords: Conflict, Important, More Important, Prioritization Criteria, Sharia Requirements
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال