به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه « فلسفه برای کودکان » در نشریات گروه « علوم تربیتی »

تکرار جستجوی کلیدواژه « فلسفه برای کودکان » در نشریات گروه « علوم انسانی »
  • محسن کردلو*، محمدرضا بهرنگی، امیر مرادی

    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر مراحل توسعه یافته الگوی مدیریت آموزش فلسفه برای کودکان با محور قرار دادن اجتماع پژوهشی بر رشد مهارت های استدلالی (تفکری) دانش آموزان کلاس ششم به روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. از سه پایه ششم مدرسه ابتدایی پسرانه عمار (استان البرز) به عنوان نمونه در دسترس به طور تصادفی کلاسی 30 نفره، به عنوان گروه آزمایش و کلاسی 30 نفره به عنوان گروه گواه انتخاب شد. کلاسداری در گروه آزمایش با اجرای مراحل توسعه یافته الگوی مدیریت آموزش فلسفه برای کودکان با محور قرار دادن اجتماع پژوهشی در مدت دوره شش هفته ، هفته ای دو جلسه بود. برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه مهارت های استدلالی، شامل50 سوال سه گزینه ای که بیانگر 22 مهارت در زمینه ی استدلال با روایی و پایایی مورد تایید صاحب نظران است استفاده شد. نتایج آمار توصیفی و استنباطی در مقایسه دو گروه آزمایش و کنترل با استفاده از میانگین، انحراف معیار و نیز تحلیل کوواریانس تاثیر معنادار و مثبت الگوی یاد شده را بر رشد مهارت های استدلالی دانش آموزان پسر پایه ششم نشان داد. بنابراین پژوهش در تعمیم کاربرد الگوی مذکور در برنامه های درسی رسمی دانش آموزان پایه ششم در کشورمان توصیه گردید.

    کلید واژگان: اجتماع پژوهشی, الگوی مدیریت آموزش, فلسفه برای کودکان, مهارت های استدلالی}
    Mohsen Kordloo*, Mohammadreza Behrangi, Amir Moradi

    This research aimed to investigate the effect of the extended stages of the management model of P4C (philosophy for children) focusing on the research community, on the development of reasoning (thinking) skills of sixth-grade students, using a semi-experimental method of pre-test-post-test type with a control group. From the sixth grade of Ammar Boys Primary School (Alborz Province), as an available sample, a class of 30 people was randomly selected as the experimental group and a class of 30 people was chosen as the control group. Classroom teaching in the experimental group was by implementing the developed stages of the management model of P4C, focusing on the research community during a period of six weeks, with two sessions per week. Reasoning Skills Questionnaire including 50 three-choice questions that indicate 22 skills in reasoning with validity and reliability approved by experts was used. The results of descriptive and inferential statistics comparing the two experimental and control groups using the mean, standard deviation, and covariance analysis showed the significant and positive effect of the mentioned model on the development of reasoning skills of sixth-grade male students. Therefore, the research on the generalization of the application of the mentioned model in the official curricula of sixth-grade students in our country was recommended.

    Keywords: Research Community, Education Management Model, Philosophy For Children, Reasoning Skills}
  • رئوف احمدی، یحیی قائدی*، سعید ضرغامی همراه، علیرضا محمودنیا

    نوشتن مهارتی است که نه تنها به تفکر بلکه به مهارتهایی نیز وابسته است. با نظر به این امر، پژوهش حاضر در پی دستیابی به مولفه ها و مهارتهای نوشتن در رمان سوکی و راهنمای آن (براساس برنامه فلسفه برای کودکان) به منظور تقویت توانایی نوشتن در کودکان بود. از این رو با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی و با رجوع به نظریات لیپمن و پژوهشهای مرتبط با نوشتن، در پی پاسخگویی به این سوالات بود: مولفه های نوشتن در رمان سوکی و راهنمای آن کدام اند؟ و برای  تقویت این مولفه ها و توانایی نوشتن کودکان از چه مهارتهایی می توان استفاده کرد؟ یافته ها نشان دادند که هدف از نوشتن، تولید و زایش فکر در قالب کلمات است. بر این اساس یکی از رسالتهای نظام آموزشی هر کشور آموزش مهارتهای نوشتن است، مهارتهایی چون تعاریف، شبیه سازی، طبقه بندی، تدوین شفاف مفاهیم، مشق ذهنی، مرتبط ساختن، تمثیل، قصه گویی، کشف ابهامات، بیان تجربه، ارائه دلیل و استدلالات که ضمن تقویت مولفه های مطرح نوشتن (رابطه هنر با تجربه، معنا، روابط زیبایی شناسانه، توجه، تجربه، ترجیحات و درستیها)، به دانش آموزان کمک کند تا با استفاده از این مهارتها بتوانند به نوشتنی برمبنای زیبایی شناسی و استدلال دست یابند. همچنین نتایج نشان داد که با به کارگیری مهارتهای استنباط شده در این پژوهش و اعمال آن در کتابهای درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول، دانش آموزان می توانند بر عجز خود در نوشتن فائق آیند.

    کلید واژگان: نوشتن, فلسفه برای کودکان, رمان سوکی, راهنمای سوکی}
    R. Ahmadi, Y. Ghaa’Edi*, S. Zarghaami Hamraah, A. R. Mahmoodniyaa

    To improve children’s writing skills through philosophy one could look at a novel such as Suki Novel and its Instructional Manual for use in philosophy for children program to see what the requirements of writing ability are indicated to be in the novel, and how these requirements can be strengthened. To this end, the content analysis of the novel and its manual revealed the purpose of writing is creation and regeneration of thought through words. As such, it is the mission of any educational system to help with improvement of writing ability in children by emphasizing skills such as defining, exemplifying, categorizing, and clarification of concepts, mental exercise, storytelling, discovering ambiguities, and reasoning. Such skills not only strengthen the writing ability constituents, but help students with writing both beautifully and logically.

    Keywords: Writing, Philosophy For Children, Suki Novel, Suki Instructional Manual}
  • زینب اجلالی، حسین مومنی مهموئی*، مرضیه عالی
    هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای هستی شناسانه داستان های مثنوی مبتنی بر رویکرد محتوایی آموزش تفکر و مناسبت آن با تربیت دینی مقطع ابتدایی بود. بدین منظور با روش تحلیل محتوای کیفی نخست مبانی نظری آموزش تفکر و تربیت دینی مطرح و ضمن اشاره به انتقادهای صورت گرفته از حافظه پروری از میان رویکردهای موجود، رویکرد محتوایی تبیین و در ادامه مضامین هستی شناسانه در این رویکرد معرفی و نهایتا داستان هایی از مثنوی که مرتبط با ساحت های هستی شناسانه فلسفی (خداشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی) بود معرفی و نشان داده شد که هر داستان کدامیک از ساحت ها یا چند ساحت فلسفی را در درون خود دارد و مناسب استفاده در برنامه تربیت دینی دوره ابتدایی است. همچنین بیان گردید، حکایت های موجود در مثنوی مبتنی بر رویکرد محتوایی نیازمند بازنویسی است، به گونه ای که این داستان ها که دارای غنای ادبی بالایی است باید ساده سازی شوند تا بتوانند ضمن فراهم نمودن زمینه تامل و تفکر در کلاس، اهداف تربیت دینی مقطع ابتدایی که عمدتا آشنایی با مضامین خداشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی است را به شکل مناسب تری فراهم نمایند.
    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, رویکرد محتوایی, مثنوی, مضامین فلسفی}
    Zainab Ejlali, Hossein Momenimahmouei *, Marziye Aali
    The purpose of this study was to analyze the ontological content of Masnavi Stories based on the content approach of teaching thinking and its relevance to religious education in primary school. To this aim, the theoretical foundations of teaching thinking and religious education are presented via the method of qualitative content analysis. Then, given the criticisms of memory-based education, among the existing approaches, the content approach is explained and the ontological themes in this approach are introduced. Finally, the stories from Masnavi related to the philosophical ontological fields (theology, cosmology, and anthropology) are introduced and it is shown which of the philosophical fields is inside each story and whether they are suitable to be utilized in the religious education program of the elementary school. It is also stated that the anecdotes in Masnavi need to be rewritten based on a content approach so that these stories, which have a high literary richness, should be simplified to provide the ground for reflection and thinking in the class and meet the religious education objectives of the elementary school _ mainly familiarity with the topics of theology, cosmology and anthropology_ in more appropriate form.
    Keywords: philosophy for children, content approach, Masnavi, philosophical themes}
  • رویا زاغی، قدسی احقر*، محسن ایمانی نائینی
    هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعه اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر صلاحیت های اخلاقی دانش آموزان دختر متوسطه شهرگرگان می باشد. روش پژوهش نیمه آزمایشی می باشد که از طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در دوره متوسطه شهرگرگان در سال تحصیلی 1399-1398 است که 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 5/1 ساعته هفتگی (90 دقیقه) آموزش دیدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه سنجش صلاحیت های اخلاقی مارتین و آستین (Martin & Austin 2010) استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با استناد به نظرات کارشناسان و ضریب آلفای کرونباخ (0/879) تایید شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش کوواریانس (ANCOVA) در نرم افزار SPSS (ویرایش 21) انجام شد. یافته های این پژوهش نشان داد که اجرای برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر صلاحیت اخلاقی دانش آموزان با اندازه اثر 911/0 تاثیر مثبت و معنی دار دارد (763/585=F؛ 05/0>p). یافته های پژوهش همچنین حاکی از تاثیر مثبت و معنی دار اجرای این برنامه بر هشت مولفه صلاحیت اخلاقی در بین دانش آموزان می باشد.در نتیجه می توان بیان کرد که استفاده از برنامه های غیرمستقیم از قبیل فلسفه برای کودکان باعث ارتقاء صلاحیت های اخلاقی در بین دانش آموزان می گردد.
    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, صلاحیت های اخلاقی, دانش آموزان دختر, گرگان}
    Roya Zaghi, Ghodsi Ahghar *, Mohsen Imani Naeini
    This study determined the Effectiveness of ‘philosophy for children’ education on moral competences of high school girl students in Gorgan. The method of the study is semi-experimental by using pretest-posttest plot and control and experimental groups. The statistical population included all high school girl students in Gorgan in the academic year 2019-2020. The experimental and control groups were each assigned 30 students by random sampling. The experimental group attended twelve 90-min education sessions. Data collection was performed via the Moral Competency Inventory Measurement Instrument by Martin and Austin (2010). Validity and reliability of the tool were confirmed according to experts’ ideas and Cronbach’s alpha coefficient (0.879), respectively. Data analysis was carried out through ANCOVA in SPSS (version 21). The results revealed that philosophy for education program has positive and significant effect on the students’ moral competences with the effect size of 0.911 (F=585.763; p<0.05). Furthermore, the findings of this study indicated the positive and significant effect of philosophy for education program on eight attributes of moral competences among the students. Therefore, it can be concluded that the use of indirect program such as philosophy for children can improve moral competences among students.
    Keywords: philosophy for children, moral competences, Girl Students, Gorgan}
  • فریده السادات سجادی پور، فاطمه یاوری*
    رویکرد یادگیری تلفیقی اشاره به ترکیب روش های تدریس معمول سنتی در قالب چهره به چهره با تجهیزات مبتنی بر کاربرد فناوری دارد.هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی بر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی بود. روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی بود که در سال تحصیلی 1401-1400 در یکی از مدارس دولتی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای منطقه 14 انتخاب سپس مدرسه ابتدایی دخترانه ابوذرغفاری انتخاب شد و از جامعه آماری 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (2 نفر) جایگماری شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون و گلاسر (1994) بود. گروه آزمایش طی 11 جلسه مورد مداخله آموزشی قرار گرفت و گروه کنترل این مداخله را دریافت نکرد. در بخش آنلاین از پلتفرم مودل و در بخش آفلاین از چندرسانه ای ها و پویانمایی های آموزشی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون، بین گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای تفکر انتقادی تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0P<). یافته ها نشان داد اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی بیشترین تاثیر را بر مولفه شناسایی مفروضات سپس مولفه استنتاج و پس ازآن مولفه ارزشیابی دلایل و مولفه استنباط و کمترین تاثیر را بر مولفه تعبیرو تفسیر داشته است.اجرای برنامه فلسفه برای کودکان مبتنی بر رویکرد یادگیری تلفیقی، می تواند به عنوان ابزار مداخله ای مناسب جهت بهبود مولفه های تفکر انتقادی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, رویکرد یادگیری تلفیقی, تفکر انتقادی}
    Faride Sajadipoor, Fatemeh Yavari *
    The Blended learning approach refers to the combination of the traditional teaching methods in the form of face-to-face with equipment based on the application of technology.The aim of this study was to investigate the effectiveness of philosophy for children program based on Blended learning approach on critical thinking of second elementary students.A quasi-experimental method with a pretest-posttest design with a control group was used. The statistical population included all female students in the second period of elementary school who were studying in one of the public schools in Tehran in the academic year 1401-1400. Using multi-stage cluster sampling was selected region 14, then Abuzarghafari girls' primary school was selected and 40 people were selected from the statistical population and randomly assigned to the experimental group (20 people) and the control group (2 people). Data collection tool was Watson and Glasser (1994) Critical Thinking Questionnaire. The experimental group underwent educational intervention in 11 sessions and the control group did not receive this intervention. In the online part were used the model platform and in the offline part were used multimedia and educational animations.In order to analyze the data were used statistical methods in Two levels of descriptive (central and dispersion indices) and inferential (analysis of covariance).The results showed that after adjusting the pre-test scores, there was a significant difference between the experimental and control groups in the variables of critical thinking (P <0.05). Findings showed that the implementation of philosophy for children program based on Blended learning approach had the greatest effect on the component of identifying assumptions, then the component of inference and then the component of evaluating reasons and the component of inference and the least effect on the component of interpretation.Implementing a philosophy for children program based on Blended learning approach can be used as an appropriate intervention tool to improve the critical thinking components of elementary school students.
    Keywords: philosophy for children, Blended learning approach, critical thinking}
  • اسماعیل زارعی زوارکی، علی اکبر کبیری*، یحیی قائدی، علی دلاور، محمدرضا نیلی احمد آبادی

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر «مدل به کارگیری فناوری در برنامه فلسفه برای کودکان» بر تفکر انتقادی دانش آموزان پسر بااستعداد دوره دوم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر بااستعداد دوره دوم ابتدایی بود که در سال تحصیلی 1400-1399 دریکی از مدارس دولتی تهران مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 40 نفر از دانش آموزان بااستعداد شناسایی و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جای گماری شدند. نمونه آماری پژوهش، پرسشنامه تفکر انتقادی واتسون - گلیرز که ابزار این پژوهش بود را پیش از آموزش و پس از آموزش تکمیل کردند.آموزش موردنظر بر اساس مدل آموزشی به کارگیری فناوری در برنامه فلسفه برای کودکان طراحی و طی 10 جلسه برای گروه آزمایش اجرا گردید و گروه کنترل به شیوه معمول آموزش دیدند. در بخش آنلاین از پلتفرم گراسپ و در بخش آفلاین از چندرسانه ای ها و پویانمایی های آموزشی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی میانگین و انحراف معیار و استنباطی کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل در مولفه های متغیر تفکر انتقادی وجود دارد (05/0P<). نتایج این پژوهش در راستای سایر پژوهش های انجام شده، بیانگر نقش مثبت استفاده از ظرفیت فناوری ها در برنامه فلسفه برای کودکان و بهبود تفکر انتقادی دانش آموزان بااستعداد بود. بر مبنای یافته های پژوهش می توان پیشنهاد داد از این مدل به عنوان راهکاری اجرایی برای یکی از اهداف کلان در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش " بهره مندی هوشمندانه از فناوری های نوین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی مبتنی بر نظام معیار اسلامی" استفاده شود.

    کلید واژگان: مدل آموزشی, فلسفه برای کودکان, رویکرد یادگیری تلفیقی, تفکر انتقادی, دانش آموزان بااستعداد}
    Esmail Zaree Zavaraki, Aliakbar Kabiri *, Yahya Ghaedi, Ali Delavar, Mohammad Reza Nili Ahmad Abadi

    The aim of the present study was to investigate the effectiveness of education based on "Technology Application Model in Philosophy for Children" program on critical thinking of talented second grade students.The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest with a control group design. The statistical population included all talented male students in the second year of elementary school who were studying in one of the public schools of Tehran in the academic in year 1399-1400. Using multi-stage cluster sampling method, 40 talented students were identified and randomly assigned to the experimental (n = 20) and control (n = 20) groups.Statistical sample of the research was completed before and after training, Watson-Glears Critical Thinking Questionnaire, which was the tool of this research.The training was designed based on the educational model of using technology in the philosophy for children program and was performed in 10 sessions for the experimental group and the control group was trained in the usual way.In the online section were used from the Grasp platform And in the offline section were used Multimedia and educational animations. Statistical methods were used to analyze the data at two descriptive levels of mean and standard deviation and inferential multivariate covariance.The results showed that after adjusting the pre-test scores, there was a significant difference between the experimental and control groups in the variables of critical thinking (P <0.05).The results of this study, in line with other studies, showed the positive role of using the capacity of technology in the philosophy for children program and improving the critical thinking of talented students.According to the research findings, it can be suggested that this model be used as an executive solution for one of the major goals in the document of fundamental transformation of education "intelligent use of new technologies in the formal public education system based on the Islamic standard system."

    Keywords: Educational Model, philosophy for children, Blended learning approach, critical thinking, talented students}
  • زینب بیرانوند*، سعید ضرغامی، یحیی قائدی، محسن فرمهینی فراهانی

    هدف از انجام این پژوهش، تبیین الگوی مفهومی تربیت جنسی در فضای مجازی مبتنی بر برنامه درسی فلسفه برای کودکان است. روش این پژوهش برای دست یابی به هدف اول «تحلیل محتوا» و برای دست یابی به هدف دوم «روش استنتاجی از نوع قیاس عملی» است. جامعه تحلیلی شامل کلیه ی اسناد، منابع و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با موضوع تحقیق بود که شناسایی و سپس به صورت هدفمند و عمیق مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که برخی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر تربیت جنسی در فضای مجازی مبتنی بر فلسفه برای کودکان، مرتبط با چهار بعد شناختی، جسمانی، اجتماعی و عاطفی شامل: (آگاهی بخشی و مفهوم یابی، جهت دادن به مسیر افکار، کشف معنا و کسب دانش، تامل ورزی؛ ممارست در کسب مهارت ها با تمرین عملی و فعالیت مشارکتی، رفتار آگاهانه در مواجهه با کنش ها و تغییرات طبیعی بدن، موقعیت شناسی و تعهدمندی؛ استفاده از مهارت های فردی و میان فردی در تبادل اطلاعات، جامعه و شهروند دموکرات، عفت ورزی و تقوا پیشگی، یکپارچگی رشته افکار و اعمال) در فضای مجازی است که به عنوان چهارچوبی برای الگوی تربیت جنسی در فضای مجازی مبتنی بر فلسفه برای کودکان است که در قالب اهداف اصول و روش تربیتی قابل دست یابی است. این الگو مرتبط با اهداف غایی و میانی خود بر 5 اصل: (هوش جنسی سایبری، دانش جنسی سایبری، درک روابط جنسی فناورانه و خویشتن داری جنسی، مسیولیت جنسی و اخلاق جنسی در فضای مجازی مبتنی بر فلسفه برای کودکان) استوار است. روش این الگو نیز، اجتماع مجازی پژوهشی است.

    کلید واژگان: الگوی تربیت جنسی, فضای مجازی, فلسفه برای کودکان, مهارت های جنسیتی}
    Zeinab Beiranvand *, Saeed Zarghamii, Yahya Ghaedy, Mohsen Farmahinifarahani

    The purpose of this research is to explain the conceptual model of sexual education in virtual space based on philosophy curriculum for children. The method of this research to achieve the first goal is "content analysis" and to achieve the second goal is "deductive method of the type of practical analogy". The analytical community included all the documents, sources and databases related to the research topic, which were identified and then studied and analyzed in a targeted and deep way. The findings indicate that some of the most important factors affecting sex education in the virtual space based on philosophy for children are related to four cognitive, physical, social and emotional dimensions including: Meaning and acquisition of knowledge, reflection; practice in acquiring skills through practical training and collaborative activity, conscious behavior in the face of actions and natural changes of the body, situational awareness and commitment; use of individual and interpersonal skills in information exchange, society and democratic citizen. chastity and piety, the integrity of thoughts and actions) in the virtual space, which is a framework for the model of sex education in the virtual space based on philosophy for children, which can be achieved in the form of the goals of principles and educational methods. This model related to its final and intermediate goals is based on 5 principles: (cyber sexual intelligence, cyber sexual knowledge, understanding of technological sexual relations and sexual restraint, sexual responsibility and sexual ethics in cyberspace based on philosophy for children). The method of this model is the virtual community of inquiry.

    Keywords: gender skills, Philosophy for Children, sex education model, Virtual Space}
  • علی حسن زاده*، یحیی قائدی، سعید بهشتی، احمد سلحشوری
    هدف

    این مقاله به بررسی ویژگی های داستان های فلسفه برای کودکان می پردازد تا از این طریق، امکان استفاده از کارکردهای ویژگی های این داستان ها در خلاقیت کودکان مشخص شود. در بخش اول مقاله به تبیین ویژگی های داستان های فبک پرداخته می شود. در بخش دوم به بررسی کارکردهای داستان‎های فلسفه برای کودکان بر خلاقیت کودکان نشان داده می شود.

    روش

    این تحقیق، از لحاظ رویکرد کیفی و حیث روشی از روش تحلیل از نوع تحلیل محتوای کیفی بوده است. داده ها از اسناد و متون علمی شامل کتب و جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژه های خلاقیت، ادبیات داستانی، برنامه درسی فلسفه برای کودکان، کارکردهای داستان های فبک، عناصر داستانی در خلاقیت کودکان انجام شد. بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد 29 مقاله و 21 جلد کتاب وارد مطالعه شد. یافته ها نشان داد که ویژگی های داستان های برنامه فبک با وجود بن مایه پرسشگری و مفاهیم فلسفی، مباحث استدلال تفکر و نیز مباحث فلسفی مربوط به شیوه ‎های زندگی کودکان در بعد زندگی روزمره و در بعد بیناذهنیت اجتماع، بازسازی اجتماع پژوهشی و برخی از فرایندها همچون مولفه های ادبی و تربیتی و الگوهای فعالیت محور مانند الگوی نوشتن طرح بحث و تمرین در داستان بر پرورش خلاقیت کودکان تاثیر دارد.

    نتیجه گیری

    ارتقاء خلاقیت و روحیه پرسشگری کودکان مبنی بر استفاده از عناصر و کارکردهای ویژگی های داستان های فبک باشد.

    کلید واژگان: ویژگی های داستان های فلسفه برای کودکان, کارکردهای داستان‎های فبک, خلاقیت, فلسفه برای کودکان}
    Ali Hassanzadeh *, Yahya Ghaedi, Saeed Beheshti, Ahmad Salahshoor
    Purpose

    This article examines the characteristics of philosophy stories for children, in order to determine the possibility of using the features of these stories in children's creativity. In the first part of the article, the characteristics of Fabak stories are explained. In the second part, the functions of philosophy stories for children are shown on children's creativity.

    Method

    This research was qualitative content analysis in terms of qualitative approach and method of analysis. Data were collected from scientific documents and texts, including books and articles, using the keywords of creativity, fiction, philosophy curriculum for children, the functions of fictional stories, fictional elements in children's creativity. Based on the inclusion and exclusion criteria, 29 articles and 21 book covers were included in the study.The findings showed that the features of the stories of the Fabak program, despite the basis of questioning and philosophical concepts, the topics of reasoning and thinking, as well as the philosophical topics related to the ways of children's lives in the dimension of daily life and in the dimension of community intersubjectivity, the reconstruction of the research community and some processes such as literary components And educational and activity-oriented patterns such as the pattern of writing, discussing and practicing in the story have an effect on the development of children's creativity.

    Conclusion

    The improvement of children's creativity and questioning spirit is based on the use of elements and functions of the features of Fabak stories.

    Keywords: characteristics of philosophy stories for children, functions of fiction stories, Creativity, philosophy for children}
  • ساناز ماهری، علیرضا عراقیه*، یحیی قائدی، امیرحسین مهدی زاده، پری سوسهابی

    هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی برنامه درسی فلسفه برای کودکان پیش دبستان 3 تا 5  بر اساس الگوی کلاین است. برای دستیابی به این هداف از روش سنتزپژوهی در طراحی الگو استفاده شد. قلمرو پژوهش حاضر، اسناد در حوزه فلسفه برای کودک و نمونه گیری به روش هدفمند و تعداد نمونه 50 مقاله (25 مقاله فارسی و 25 مقاله لاتین) ، الگوی برنامه درسی فلسفه برای کودک بر اساس عناصر نه گانه کلاین طراحی گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از 13 مولفه اصلی برنامه درسی فلسفه برای کودک بود که عبارت اند از: اصول فلسفه برای کودک، ویژگی های فلسفه برای کودک، اهداف، توجه به سن، منابع آموزشی، مراحل آموزش فلسفه، روش های آموزش، ویژگی های معلم، روش های یادگیری، فعالیت های یادگیری، روش های ارزشیابی، پیامدهای برنامه درسی فلسفه برای کودک.

    کلید واژگان: فلسفه, کودکان, پیش از دبستان 3 تا 5 ساله, طراحی برنامه درسی}
    Sanaz Maheri, Alireza Araghieh*, Yahya Ghaedy, AmirHossein Mehdizadeh, Pari Sousahabi

    The present study was conducted to design a philosophy curriculum model for preschool children aged 3 to 5 years based on nine elements of Klein. To achieve this goal, has been used synthesis method in pattern design. The scope of research was documents in the field of philosophy for children which by purposive sampling 50 articles (25 Persian articles and 25 Latin articles) was selected. The philosophy curriculum model for children was designed based on nine elements of Klein. The findings of this study showes 13 main components of philosophy curriculum for children, which are: principles of philosophy for children, characteristics of philosophy for children, goals, attention to age, educational resources, stages of teaching philosophy, teaching methods, teacher characteristics, learning methods Learning activities, assessment methods, implications of the philosophy curriculum for the child.

    Keywords: Philosophy, children, 3 to 5-year-old preschool, Designing curriculum}
  • سلام رحیمی*، جواد مصرآبادی، فاطمه علی پور
    هدف پژوهش حاضر، فراتحلیل تاثیر اجرای برنامه فلسفه برای کودکان بر ابعاد رشدی (شناختی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی) کودکان و نوجوانان در ایران بود که از روش فراتحلیل و شاخص اندازه اثر g هجز به عنوان یک مقیاس مشترک در این پژوهش استفاده شد. در جامعه آماری مورد نظر، 119 پژوهش شناسایی شد که بر اساس ملاک های خروج، تعداد 48 پژوهش حذف شد و درمجموع 71 پژوهش با 237 اندازه اثر وارد فراتحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد میزان اندازه اثر ترکیبی کل (877/0) باتوجه به معیار هاتیه مطلوب و معیار کوهن بزرگ ارزیابی می شود. همچنین در بررسی نقش متغیرهای تعدیل کننده، نتایج اثربخشی مطلوب بر هرکدام از بازده های شناختی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی؛ و گروه های جنسیتی مختلط، پسران، و دختران را نشان داد اما تفاوت بین آن ها معنی دار نبود. از طرفی سن آزمودنی ها با ضریب 033/0 به صورت معنی داری (001/0> P) مقدار اندازه اثر را پیش بینی می کند. باتوجه به اثربخشی بالای اجرای برنامه فلسفه برای کودکان بر ابعاد رشدی کودکان و نوجوانان به صورت کلی و بازده های شناختی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی در گروه های جنسیتی، پیشنهاد می شود که این برنامه با پیروی از اصول و مبانی اساسی آن در آموزش های رسمی و غیررسمی به کودکان و نوجوانان گنجانده شود.
    کلید واژگان: فراتحلیل, فلسفه برای کودکان, اندازه اثر}
    Salaam Rahimi *, Javad Mesr Abadi, Fatemeh Alipour
    The aim of this study was to meta-analyze the effect of philosophy for children program on developmental dimensions) cognitive, social, emotional and moral( of children and adolescents in Iran That, meta-analysis method and effect size index of Hedgesʹs g were used as a common scale in this study. In the statistical population , 119 studies were identified and based on the exclusion criteria, 48 studies were excluded and a total of 71 studies with 237 sizes were included in the meta-analysis. Findings showed that the size of the total combined effect (0.877) is evaluated according to the optimal Hattieh criterion and Cohen the Great criterion. Also in examining the role of moderating variables, the desired effectiveness results on each of the cognitive, social, emotional and moral outcomes; And showed mixed gender groups, boys, and girls, but the difference between them was not significant. On the other hand, the age of the subjects with a coefficient of 0.033 significantly (P <0.001) predicts the amount of effect size. Considering the high effectiveness of philosophy for children program on the developmental dimensions of children and adolescents in general and cognitive, social, emotional and moral outcomes in gender groups, it is suggested that this program be included in formal and informal education for children and adolescents, following its basic principles and foundations.
  • مرمر خانمحمدی، محمد سیفی*، فائزه ناطقی

    هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای معرفت شناختی و یادگیری مفاهیم محیط زیست دانش آموزان پایه یازدهم بود. روش پژوهش این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و طرح تحقیق پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه یازدهم شهر اراک بودند که تعداد 44 نفر از آنها به عنوان نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 22 نفره کنترل و آزمایش توزیع شدند. آزمودنی ها در گروه آزمایش به مدت 12 جلسه مباحث درس انسان و محیط زیست را بر اساس اصول برنامه فلسفه برای کودکان آموختند. درحالی که در گروه کنترل شیوه آموزش به شکل مرسوم بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1990) و آزمون یادگیری مفاهیم محیط زیست محقق ساخته بود. برای تحلیل داده ها آزمون تحلیل کوواریانس بکار گرفته شد. نتایج مطالعه نشان داد به کارگیری برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای معرفت شناختی و مولفه های آن و همچنین یادگیری مفاهیم محیط زیست دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری داشته است (0.001=p). با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد شد اصول موردتوجه در برنامه های فلسفه برای کودکان به جای آنکه به صورت مجزا اجرا گردد، در برنامه درسی تلفیق شود.

    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, باورهای معرفت شناختی, یادگیری, محیط زیست}
    Mar Mar Khanmohammadi, Mohammad Seifi *, Faezeh Nateghi

    The purpose of this study was to investigate the impact of teaching philosophy to children on epistemological beliefs and learning environmental concepts in 11th- grade students. The research method was quasi-experimental and pre-test-post-test with a control group. The statistical population consisted of 11th- grade students in Arak city, 44 of whom were selected by convenience sampling method and were randomly divided into two groups of 22 control and experimental groups. Subjects in the experimental group were taught human and environmental lessons for 12 sessions based on the principles of the philosophy for children program. Whereas in the control group the training method was conventional. Data collection tools were Schumer's Epistemological Beliefs Questionnaire (1990) and a researcher-made environmental concept test. Analysis of covariance was used for data analysis. The results showed that applying philosophy in the children programs had a positive and significant effect on epistemological beliefs and their components as well as learning environmental concepts of students (p = 0.001). Based on the results of the study, it is suggested to incorporate the principles of philosophy for children in the curriculum rather than being implemented separately.

    Keywords: Philosophy for Children, Epistemological Beliefs, Learning, Environment}
  • پونه یوسفیان اهری*، شهرام رنجدوست، محمد عظیمی

    این پژوهش درصدد تحلیل محتوای کتاب های درسی پایه چهارم ابتدایی بر اساس مولفه های برنامه درسی آموزش فلسفه برای کودکان مبتنی بر هوش معنوی است. روش پژوهش توصیفی، شامل تحلیل اسنادی، تحلیل محتوا و رویکرد آن کاربردی بوده و منابع مورد تحلیل برای شناسایی ابعاد و مولفه ها (4 مولفه اصلی و 49 مولفه فرعی)، متن اسناد کتابخانه ای و همه کتاب های پایه چهارم ابتدایی بوده است. ابزارهای اندازه گیری، فرم فیش برداری و همچنین سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و روایی تحقیق از نظر صاحب نظران و متخصصان فلسفه برای کودکان و برنامه ریزی درسی مورد تایید واقع گردید و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ 93٪ بیان گشت. در تحلیل محتوا با استفاده از آنتروپی شانون مولفه پیامدهای فردی تفکر فلسفی با ضریب اهمیت 597/0 بیشترین و مولفه چیستی فلسفه با ضریب اهمیت 052/0کمترین توجه را به خود اختصاص داده است.

    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, اجتماع پژوهشی, هوش معنوی, کتاب های درسی پایه چهارم ابتدایی}
    Pouneh Yousefian Ahari *, Shahram Ranjdoust, Mohammad Azimi

    This study seeks to analyze the content of the fourth-grade textbooks based on the components of the philosophy for children curriculum and spiritual intelligence. Descriptive research methods of library document analysis and content analysis were used. To this end, the text of library documents and all fourth-grade textbooks were analyzed to identify the components. Research tools included a checklist and a researcher-made content analysis list. The research tools were validated and confirmed by experts in research, philosophy for children and curriculum development. The reliability of the tools was evaluated and confirmed by Cronbach's alpha of 93%. Shannon's entropy was used for content analysis, which revealed the personal outcomes of philosophical thinking with the highest coefficient of significance (0.597) and the nature of philosophy with the lowest coefficient of significance (0.052).

    Keywords: Philosophy for children, community inquiry, Spiritual intelligence, Fourth-grade textbooks}
  • رئوف احمدی، یحیی قائدی*، سعید ضرغامی همراه، علیرضا محمودنیا
    این نوشتار ابعاد فلسفی خواندن و نوشتن در برنامه فلسفه برای کودکان با نظر به رمان های سوکی و پیکسی و راهنمای آن ها را مورد بحث قرار داده است. لذا با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی در پی پاسخ به این سوال بود که؛ ابعاد فلسفی خواندن و نوشتن در فبک با تاکید بر این دو رمان کدامند؟ و برای تقویت آن ها از چه مهارت هایی می توان استفاده کرد؟ یافته ها نشان داد که ابعاد فلسفی برای خواندن عبارتند از: فلسفه ورزی، نقش مکالمه در خواندن و نوشتن، خواندن به عنوان استدلال، خوانش انتقادی و برای نوشتن عبارتند از: رابطه هنر با تجربه، معنی، روابط زیبایی شناسانه، توجه، تجربه، ترجیحات و درستی ها. برای تقویت این ابعاد، می توان از مهارت هایی چون:. ارایه دلیل، دیالوگ، استدلال ورزی، تشخیص جزء و کل و مفهوم کلی در خواندن و کشف ابهامات و شکاف ها، تعاریف، مرتبط ساختن، تدوین شفاف مفاهیم، بیان تجربه، تمایزسازی برای نوشتن استفاده کرد. نتایج حاکی از آن است که بین خواندن و استدلال ورزی رابطه ایی دو سویه برقرار است و همین امر به تقویت و گسترش تفکرات سطح بالا منجر می شود.
    کلید واژگان: خواندن, نوشتن, فلسفه برای کودکان, سوکی, پیکسی}
    Rauf Ahmadi, Yahya Ghaedy *, Saeid Zarghami- Hamrah, Alireza Mahmodnia
    The current study aimed to investigate the philosophical aspects of reading and writing in the “Philosophy for Children” program according to the Suki and Pixie novels and their guidebooks. A descriptive-analytical methodology was applied to answer what are the philosophical aspects of reading and writing in the “Philosophy for Children” program according to the two novels, and what skills can be implemented to enhance those aspects. The findings showed that the philosophical aspects of reading and writing include philosophizing, the role of dialogues in reading and writing, reading as an argument, critical reading, the relationship between art and experience, meaning, aesthetic relationships, attention, experience, preferences, and veracity. These aspects can be strengthened by such skills as providing reasons, dialogues, argumentations, the recognition of parts and wholes, general concepts, discovering vague areas and gaps, definitions, connecting, developing concepts clearly, stating experiences, and distinguishing. The findings showed that a mutual relationship[1] exists between reading and argumentation, and this can lead to the enhancement and development of high-level thoughts.
    Keywords: Reading, writing, philosophy for children, Suki, Pixie}
  • صادق رضایی، محمد عبدالرحیمی*
    پژوهش حاضر با هدف آگاهی از تاثیر آموزش فلسفه بر هوش هیجانی نو آموزان پسر در مقطع پیش دبستانی و با استفاده از روش پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و گروه آزمایش انجام شد. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه هوش هیجانی تزل (2010) بود و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آمار توصیفی و استنباطی همچون تحلیل کواریانس تک متغیره و نرم افزارspss  نسخه 23 استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش متغیر مستقل (آموزش فلسفه کودکان) توانست منجر به ایجاد تفاوت معنادار در میانگین نمرات متغیر وابسته (هوش هیجانی) در مرحله ی پس آزمون در سطح خطای 05/0 گردد که با کنترل متغیرهای مداخله گر، میانگین نمرات هوش هیجانی با آموزش فلسفه افزایش یافت. همچنین نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری، تاثیر آموزش فلسفه را بر ابعاد هوش هیجانی نوآموزان نشان داد که منجر به ایجاد تفاوت معنادار در میانگین نمرات متغیرهای ادراک و ابراز هیجانی، شناخت و تحلیل هیجان ها و نیز مدیریت هیجان ها در مرحله ی پس آزمون در سطح خطای 05/0 شد؛ و میانگین نمرات متغیرهای ادراک و ابراز هیجانی، شناخت و تحلیل هیجان ها و نیز مدیریت هیجان ها افزایش یافت. ازاین رو می توان نتیجه گرفت این امکان وجود دارد که با انجام نوآوری هایی در روند آموزش وپروش کودکان، بتوان هوش هیجانی و قدرت کنترل هیجان ها در کودکان را افزایش داد.
    کلید واژگان: آموزش, فلسفه, فلسفه برای کودکان, هوش هیجانی, نو آموزان پیش دبستانی}
    Sadegh Rezaei, Mohammad Abdolrahimi *
    The aim of this study was to determine the effect of teaching philosophy on the emotional intelligence of preschool boys, using the pre-test-post-test method with the control group and the experimental group. The instrument used was Tezel Emotional Intelligence Questionnaire (2010) and in order to analyze the data, descriptive and inferential statistical tests were used in SPSS. The results of analysis of covariance showed that teaching philosophy to children could lead to a significant difference in the mean scores of the emotional intelligence in the post-test at 0.05 deviation error level. Also, the results of multivariate analysis of covariance showed the effect of teaching philosophy on the dimensions of emotional intelligence, which could lead to a significant difference in the mean scores of variables of perception and emotional expression, recognition and analysis of emotions and emotion management in the post-test stage at 0.05 deviation error level; So that the mean scores of the variables of perception and emotional expression, emotion recognition and analysis, as well as emotion management increased. Therefore, it can be concluded that it is possible to increase emotional intelligence and emotion control in children by making innovations in the process of teaching philosophy to preschool children.
    Keywords: Education, philosophy, philosophy for children, emotional intelligence, preschool boys}
  • پونه یوسفیان اهری، شهرام رنجدوست*، محمد عظیمی

    پژوهش حاضر درصدد تبیین ابعاد و مولفه های برنامه ی درسی آموزش فلسفه برای کودکان به روش اجتماع پژوهشی مبتنی بر هوش معنوی و تحلیل آن در محتوای پنج سند از اسناد بالادستی شامل سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، برنامه ی درسی ملی، نقشه ی جامع علمی کشور، قانون اساسی و سند نهایی چشم انداز بیست ساله است. روش پژوهش توصیفی و شامل تحلیل اسنادی و همچنین تحلیل محتوا بوده و رویکرد آن نیز کاربردی محسوب می شود. جامعه ی تحلیلی نیز شامل متون مرتبط با ابعاد و مولفه های برنامه ی درسی آموزش فلسفه برای کودکان به روش اجتماع پژوهشی مبتنی بر هوش معنوی و همچنین متن اسناد است که با توجه به ماهیت موضوع  و محدودیت جامعه ی پژوهشی، از نمونه گیری صرف نظر شده و کل جامعه ی آماری تحت بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای اندازه گیری، فرم فیش برداری و همچنین سیاهه ی تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و داده های اسنادی به شیوه ی کیفی با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند آنتروپی شانون مورد تحلیل قرارگرفته و چارچوب مفهومی برنامه ی درسی فبک، بر اساس مدارک و مستندات مرتبط در چهار مولفه ی اصلی و 49 مولفه ی فرعی تدوین شده است. نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون بیانگر این بود که در بررسی پنج سند از اسناد بالادستی، مولفه های مذکور از توزیع نرمال برخوردار نبوده و مولفه ی پیامدهای اجتماعی تفکر فلسفی با 1270 مورد، دارای بیشترین میزان فراوانی و مولفه ی چیستی فلسفه با 47 مورد، کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده است و مغفول واقع شده است.

    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, اجتماع پژوهشی, هوش معنوی, اسناد بالادستی}
    Pouneh Yousefian Ahari, Shahram Ranjdoust *, Mohammad Azimi

    The present study seeks to explain the dimensions and components of the curriculum of philosophy education for children through the research community based on spiritual intelligence and its analysis in the content of five High level documents including the document of fundamental transformation of education, national curriculum, comprehensive map. The country's science, constitution and final document are a 20-year vision. The research method is descriptive and includes documentary analysis as well as content analysis and its approach is also applied. The analytical community also includes texts related to the dimensions and components of the curriculum for teaching philosophy to children through the research community based on spiritual intelligence, as well as the text of the documents, which, due to the nature of the subject and the limitations of the research community, the whole statistical community was examined and analyzed. The measurement tools, the filing form, as well as the researcher-made content analysis list were created, and qualitative documentary data were analyzed using descriptive indicators in the Shannon entropy process, and the conceptual framework of the Fabak curriculum was based on documents and Related documents have been compiled in 4 main components and 49 sub-components. The results of Shannon's entropy content analysis showed that in reviewing 5 documents of the above documents, the mentioned components did not have normal distribution and the component of social consequences of philosophical thinking with 1270 cases had the highest frequency and the component of philosophy with 47 cases had the lowest. It has a lot to offer and is neglected.

    Keywords: Philosophy for children, Community Inquiry, spiritual intelligence, High Level Documents}
  • محبوبه توکلی، محمدجواد صافیان*، یحیی قائدی، حسین اردلانی

    هدف پژوهش حاضر، بررسی داستان موسیg و خضرg مبتنی بر آموزش تفکر مراقبتی براساس آموزه های فلسفه برای کودکان است تا بتواند کاربرد داستان های قرآنی را به منظور چگونگی آموزش تفکر از جنس مراقبتی بازگو نماید.روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است. نمونه موردی شامل آیات 60 تا 82  سوره کهف و تفاسیر مربوطه می باشد که فاکتورهای تفکر مراقبتی از جمله تفکر ارزش گذاری، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه را در خود دارد. یافته‎های تحقیق، داستان فوق که خود حاوی سه داستان پندآموز و تفکر برانگیز از نوع استاد-شاگردیست را در زمره داستان‎هایی با قابلیت حضور فاکتورهای تفکر مراقبتی و آموزش از طریق آن برشمرده است. همچنین دارا بودن ویژگی‎های پرسش و پاسخ در متن داستان و چالش‎های موجود در مسیر تجربه اندوزی، یادگیری و رشد تکاملی شخصیت حضرت موسیg در پایان داستان را برای آموزش کودکان مناسب می داند. به نظر می‎رسد بررسی چنین داستان‎هایی از جنس دیالوگ‎های احساسی و عقلانی که ارکان تشکیل‎دهنده تفکر مراقبتی از منظر فلسفه برای کودکان را در خود دارد، برای رشد و تکامل پرورش این جنس از تفکر در کودکان سودمند باشد. در نتیجه‎گیری حاصله از یافته‎ها، به دو معنا از تفکر مراقبتی می‎رسیم، نخست اینکه متوجه آنچه می‎اندیشیم باشیم و دیگر آنکه متوجه نحوه اندیشیدنمان باشیم.

    کلید واژگان: داستان, موسی, خضر, تفکر مراقبتی, فلسفه برای کودکان}
    MAHBOOBEH TAVAKOLI, Mohammad Javad Safian *, Yahya Ghaedy, Hossen Ardalani

    The purpose of this study is to achieve a new reading of thinking with a caring approach, citing the story of Moses (PBUH) and Khezr (PBUH) in the Qur'an in order to teach caring thinking and based on the five elements of this thinking, namely thinking, emotional thinking, thinking Active, normative thinking and empathetic thinking are based on the teachings of philosophy for children. Regarding the findings of this study, citing verses 60 to 82 of Surah Al-Kahf and descriptive method and qualitative content analysis with interpretive approach, the above story, which itself contains three instructive and thought-provoking stories of the teacher-student type and also having The characteristics of questions and answers in the text of the story and the challenges in the path of gaining experience, learning and evolutionary development of the character of Prophet Moses (PBUH) at the end of the story, listed it among the stories with the presence of caring thinking factors and education through it. It seems that the study of such stories of emotional and intellectual dialogues, which are the components of caring thinking from the perspective of philosophy for children, plays an important role in the growth and development of this kind of thinking in children. We come to caring thinking, first to understand what we think and second to how we think.

    Keywords: story, Moses, Khezr, Caring Thinking, Philosophy for Children}
  • فریده بهرامی، محمدرضا شمشیری*
    فلسفه برای کودکان، گرایشی است که رایج ترین روی آورد آن رهیافت «متیو لیپمن» و محور آن افزایش مهارت تفکر منطقی است. اندیشه ی لیپمن درجریان فلسفه تحلیلی قابل فهم تر است، ولی محدود کردن این برنامه تنها در پرورش استدلال و تفکر منطقی، با دیدگاه هرمنوتیک فلسفی «هایدگر» که فلسفه ورزی را بر محور هرمنوتیک قرار می دهد قابل جمع نمی باشد. هایدگر، بر آن بود که راه جدیدی را در فلسفه  بر مبنای تلاش برای درک معنای هستی از طریق هرمنوتیک بگشاید. حال، چگونه می توان خوانشی هرمنوتیکی از برنامه فلسفه برای کودکان در پرتو اندیشه های هایدگر ارایه داد؟ نوشتار حاضر سعی دارد، این برنامه را از منظر هرمنوتیک فلسفی هایدگر از لحاظ «فهم» و «تفکر» به عنوان دو مولفه اصلی این برنامه مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیلی استنتاجی بهره گرفته شد. بر اساس مبانی نظری هرمنوتیک فلسفی هایدگر، الگویی پیشنهاد شد که در قالب آن چگونگی رخداد فهم و تفکر در این برنامه نشان داده می شود. نتیجه این بررسی نشان می دهد تحت تاثیر آراء هایدگر، نظریه پردازی، پژوهش و برنامه ریزی برای برنامه فلسفه برای کودکان ماهیتی هستی شناسانه، تفکر مدار و پرسشگر خواهد داشت.
    کلید واژگان: هرمنوتیک, فلسفه برای کودکان, هایدگر, تفکر, فهم, وجود}
    Farideh Bahrami, Mohammadreza Shamshiri *
    Philosophy for children is a trend whose most common approach is that of Matthew Lipman, which focuses on increasing logical thinking skills. Lipman’s thought is more comprehensible in analytic philosophy, but restricting this program to the growth of rational reasoning and thinking alone is not compatible with Heidegger’s view of philosophical hermeneutics, which places philosophy on a hermeneutic basis. Heidegger aimed to open a new way in philosophy based on efforts to understand the meaning of existence through hermeneutics. That being said, how can a hermeneutic reading of a P4C program be presented in the light of Heidegger’s thoughts? The present study attempts to examine and analyze the P4C program from the perspective of Heidegger’s philosophical hermeneutics in terms of “understanding” and “thinking” as the two main components of this program. To achieve this goal, the analytical-inferential research method has been utilized. Based on the theoretical foundations of Heidegger’s philosophical hermeneutics, a model was proposed that indicates how understanding and thinking occur in this program. The results of this study show that under Heidegger’s views, theorizing, researching and planning for the P4C program will have an ontological, thought-oriented and questioning nature.
    Keywords: Hermeneutics, philosophy for children, Heidegger, Thought, understanding, existence}
  • سید علی حسینی، اکبر رهنما*، رقیه موسوی

    هدف از این مقاله مطالعه مبانی هستی شناسی رویکرد مرلوپونتی و لیپمن به منظور تدوین الگوی تلفیقی در برنامه فلسفه برای کودکان است. سوال اساسی تحقیق عبارت است از اینکه مبانی هستی شناسی رویکردهای مرلوپونتی و لیپمن چه بوده و بر اساس آن الگوی تلفیقی دو رویکرد در برنامه فلسفه برای کودکان چیست؟ در این مقاله، در بحث شناخت مبانی هستی شناسی از روش پژوهش تحلیلی-استنتاجی و در ارایه الگوی تلفیقی از روش پژوهش ترکیب سازوار استفاده شده است. نتایج بیانگر وجود وجوه اشتراک و افتراق میان رویکرد مرلوپونتی و رویکرد لیپمن  است. با توجه به اشتراکات پایه ای در مبانی هستی شناسی و تاکید بر اهمیت دوران کودکی و تاثیر آن بر بزرگسالی در دو رویکرد، می توان با حذف عناصر ناهمسان و همپوشانی نقاط اشتراک با انجام اصلاحات لازم، از تلفیق دو رویکرد برای بهبود برنامه فلسفه برای کودکان استفاده نمود.

    کلید واژگان: فلسفه برای کودکان, هستی شناسی, لیپمن, مرلوپونتی}
    Seyyed Ali Hosseini, Akbar Rahnama *, Roghayyeh Moosavi

    The purpose of this paper is to study the ontological foundations of Merleau-Ponty’s and Lipman’s approaches in order to develop an integrated model in the Philosophy for Children program. The main research questions are: what are the ontological foundations of Merleau-Ponty’s and Lipman’s approaches and, on this basis, what is the integrated model of the two approaches in the philosophy for children program? In this paper, in identifying the ontological foundations, the analytical-inferential research method has been used, and in presenting the integrated model, the integration composition research method has been used. The results indicate similarities and differences between the Merleau-Ponty’s and Lipman’s approaches. Given the basic commonalities in the ontological foundations and the emphasis on the importance of childhood and its impact on adulthood in the two approaches, by eliminating disparate elements and overlapping commonalities through necessary corrections, a combination of the two approaches can be used to improve the philosophy for children program.

    Keywords: philosophy for children, Ontology, Lipman, Merleau-ponty}
  • علی اکبر کبیری، علی قاسمی*، سعید مذبوحی
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر اجرای برنامه فلسفه برای کودکان بر ادراک شایستگی و انعطاف پذیری شناختی کودکان پسر بی سرپرست بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی بر اساس پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود که به همین منظور 32 نفر از پسران بی سرپرست گروه سنی ب (نه و ده ساله) و ج (یازده و دوازده ساله) مرکز شبانه روزی شهرستان ازنا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جای داده شدند. نمونه آماری پژوهش پرسشنامه های ادراک شایستگی و انعطاف پذیری شناختی که ابزار این پژوهش بودند را پیش از آموزش و پس از آموزش تکمیل کردند. دوره آموزشی فلسفه برای کودکان در طی هشت جلسه هفتگی به مدت 2 ساعت برگزار شد. یافته های حاصل از این تحقیق با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که اجرای برنامه فلسفه برای کودکان با اطمینان 95 درصد (05/0P<). منجر به افزایش ادراک شایستگی (شناختی 64%، اجتماعی 54% و جسمانی 51%) و انعطاف پذیری شناختی 70/. در گروه آموزش شده است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان برنامه فلسفه برای کودکان را به عنوان راهکاری مناسب به منظور افزایش ادراک شایستگی و انعطاف پذیری شناختی کودکان پسر بی سرپرست مورداستفاده قرارداد
    کلید واژگان: ادراک شایستگی, انعطاف پذیری شناختی, فلسفه برای کودکان}
    Aliakbar Kabiri, Ali Ghasemi *, Saeed Mazbohi
    The aim of the present study was to investigate the effectiveness of implementing a Philosophy for Children (P4C) program on the perceived competence and cognitive flexibility of orphaned boys. The quasi-experimental research was based on a pretest-posttest control group design. For this purpose, 32 unattended boys in the age groups B (nine and ten years old) and C (eleven and twelve years old) of Azna boarding center were selected by convenience sampling method and were randomly assigned to two control and experimental groups. The statistical sample of the study completed the perceived competence and cognitive flexibility questionnaires as the research instruments before and after training. The Philosophy for Children course was held during eight weekly two-hour sessions. The findings of this study, using analysis of covariance, showed that the implementation of the P4C program, with a certainty of 95% (p < 0.05), leads to increased perceived competence (64% for cognitive, 54% for social, and 51% for physical), and cognitive flexibility (70%) in the experimental group. According to the results of this study, the P4C program can be used as a suitable solution to increase perceived competence and cognitive flexibility of orphaned boys.
    Keywords: perceived competence, cognitive flexibility, philosophy for children}
  • ساناز ماهری، علیرضا عراقیه*، یحیی قائدی، امیرحسین مهدی زاده، پری سوسهابی

    هدف از پژوهش حاضر فهم تجارب زیسته مربیان از چالش های آموزش فلسفه به کودکان بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختارمند بود.بدین منظور داده ها با مصاحبه از 15 نفر از مربیانی که سابقه تدریس فلسفه به دانش آموزان را داشتند جمع آوری و به روش استرابرت و کارپنتر (2003) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از چهار مضمون اصلی از جمله چالش های فرهنگی،چالش های محتوایی،چالش های اداری و ساختاری،چالش های روشی و 22 زیرمضمون شامل ناآشنا بودن پدیده آموزش فلسفه به کودکان در جامعه،تمسخر،عدم درگیری والدین در آموزش فلسفه به کودک،برخورد متعصبانه با آموزش فلسفه به کودک،تحصیلات اندک والدین،نبود منابع مناسب،سازماندهی نامناسب محتوا،ترجمه های ناقص،عدم ارتباط و سازگاری محتوا،پذیرش مفهوم انتزاعی از فلسفه و ناساگاز با کودک،ارایه متنی فلسفه، ملموس نبودن دستاوردهای آموزش فلسفه ،نپذیرفتن آموزش فلسفه به کودک در برنامه درسی رسمی،عدم تربیت رسمی مربی،نبود حمایت های مادی و معنوی، تراکم جمعیتی بالا،اختصاص آموزش فلسفه به گروهی ثروتمند ،نبود ابزار مرتبط با تدریس فلسفه به کودک،کیفیت پایین مربیان ،عدم توجه به سن کودک،ارایه پاسخ نهایی به کودک،نادیده گرفتن کودک و عدم ارتباط با محیط استخراج بود.

    کلید واژگان: تجارب زیسته, مربیان, پیش دبستانی, فلسفه برای کودکان}
    Sanaz Maheri, Alireza Araghieh *, Yahya Ghaedy, Amirhossin Mehdizadeh, Pari Sousahabi

    The aim of the present study was to understand the lived experiences of preschool teachers regarding the challenges of teaching philosophy to children. This qualitative research was performed using phenomenological method. The method of data collection was semi-structured interviews. For this purpose, data were collected by interviewing 15 instructors who had an experience of teaching philosophy to students. Data were analyzed by Strabert and Carpenter (2003). The analysis of the interviews indicates four main themes including cultural challenges, content challenges, administrative and structural challenges, methodological challenges and 22 sub-themes including unfamiliarity with the phenomenon of teaching philosophy to children in society, ridicule Lack of parental involvement in teaching philosophy to children, prejudiced attitude towards teaching philosophy to children, low parental education, lack of appropriate resources, improper content organization, incomplete translations, lack of communication and compatibility of content, acceptance of abstract concept of philosophy and inconsistency with child, Presenting a philosophy textbook, the achievements of teaching philosophy are not tangible, refusing to teach philosophy to children in the formal curriculum, lack of formal instructor training, lack of material and spiritual support, high population density, assigning philosophy teaching to a rich group, lack of tools related to teaching philosophy to the child, the low quality of the trainers was the lack of attention to the child's age, providing the final answer to the child, ignoring the child and lack of connection with the extraction environment.

    Keywords: lived experiences, educators, preschool, philosophy for children}
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال