به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

دانیال رضاپور

  • دانیال رضاپور*

    جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از پانزده همسایه ارضی و دریایی، حوزه بزرگی از همسایگان متفاوت با توانایی های مختلف را در کنار خود دارد و می توان آن را در این چارچوب فکری گنجاند که همسایگان در سیاست های راهبردی آن تاثیرگذارند و در بین همسایگان موجود در اطراف ایران، روابط این کشور با پاکستان همواره حول محور امنیت و منافع راهبردی مربوطه می چرخد و تعامل سیاسی و اقتصادی بین دو کشور همواره زیر سایه این پارادایم امنیتی پیش رفته است. ازاین رو هدف پژوهش حاضر تبیین ابعاد و مولفه های سیاسی و امنیتی روابط آونگی ایران و پاکستان و چگونگی تامین منافع و امنیت ملی ایران در تحولات جنوب غرب آسیاست.

    روش پژوهش:

     بر اساس رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از روش روندپژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی است و در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی - کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

    یافته ها

    این پژوهش بر این پایه استوار است که روابط ایران و پاکستان همواره صحنه رقابت و همکاری در جنوب غرب آسیا بوده است و در پی وقوع انقلاب اسلامی در ایران، حاکم شدن گفتمان اسلام سیاسی و افزایش تاثیر آن بر جامعه پاکستان طی چند دهه اخیر به تبع مسائلی که به طور معمول ایدئولوژیک و امنیتی است، دو کشور دوست و همسایه چنانکه شایسته است نتوانستند مناسبات قابل قبولی داشته باشند. ازاین رو با توجه به این مسئله سوال اصلی پژوهش این است که چه عواملی پس از انقلاب اسلامی سبب افزایش اختلاف و رقابت میان ایران و پاکستان شده است؟ فرضیه درنظرگرفته شده بیانگر آن است که مهم ترین عامل در ماهیت رقابت جویانه ایران و پاکستان شرایط امنیتی و سیاسی برگرفته از محیط ناسازگار و چالش برانگیز همسایگی و رقابت های ژئوپلیتیکی دو کشور در منطقه ی آسیای جنوب غربی است که در یافته های پژوهش به چالش ها و رقابت های ناسازگار ژئوپلیتیکی بین تهران و اسلام آباد، مسائل ایدئولوژیکی، قومیتی، مرزی و عامل هند- عربستان اشاره می شود.

    نتیجه گیری

    بر اساس داده های موجود و فرض پژوهش مشکل هسته اصلی روابط پاکستان و ایران فقدان روابط سیاسی و تعامل اقتصادی بین دو کشور است که بتواند نگرانی های امنیت ملی و ارتباط فرقه ای بین دو طرف را برطرف کند. بنابراین شاید بازنگری احتمالی در چشم انداز راهبردی و همسویی پاکستان در منطقه و نیز تحول در روابط رقابتی ایران با چین- هند و عربستان، آینده روابط دوجانبه را تغییر دهد. البته در این بحث باید همکاری بین رهبران سیاسی و نظامی در این موضوع را نیز در نظر داشته باشیم. در نتیجه معادلات امنیتی و سیاسی دو کشور منوط به تغییرات اساسی در مباحث مذکور است؛ مباحثی که نشان دهنده لزوم تغییر در بخش های داخلی و منطقه ای است.

    کلید واژگان: ایران, پاکستان, امنیت فرامرزی, رقابت, روابط دوجانبه
    Danyal Rezapoor *

    Following the Islamic revolution in Iran, the dominance of the discourse of political Islam and the increase of its impact on the Pakistani society during the last few decades, and due to ideological and security issues, the two friendly and neighboring countries could not have acceptable relations. For this reason, the general opinion considers the nature of relations between Iran and Pakistan as critical, unreliable and divergent, and different geopolitical alignments in the region have pushed the two nations further apart. Considering this issue, the main question of the research is as follows: “what factors have increased the differences and competition between Iran and Pakistan after the Islamic Revolution?”. The research hypothesis indicates that “the most important factor in the competitive nature of Iran and Pakistan relations is the security and political conditions derived from the incompatible and challenging environment of the neighborhood and the geopolitical competition of the two countries in the region of Southwest Asia”. Among the incompatible geopolitical challenges and competitions between the two countries, the ideological and ethnic issues, the border and the India-Saudi factor can be mentioned. The research method is descriptive-analytic and data gathering procedure is based on documentary-library sources.

    Keywords: Iran, Pakistan, Cross-Border Security, Competition, Bilateral Relations
  • دانیال رضاپور*، صدیقه آذین
    بی ثباتی در منطقه غرب آسیا و افزایش عدم قطعیت ها و ائتلاف های سیال سبب شده تا میزان زیادی از حوزه دید تصمیم گیران سیاسی در منطقه کاهش پیدا کند. بر همین اساس مقاله حاضر با بهره گیری تلفیقی از نظریه موازنه تهدید والت و نظریه مدرنیته آبی باومن به عنوان رویکرد آلترناتیو در فهم ریشه ائتلاف ها در غرب آسیا، به نگارش درآمده است. با توجه به مباحث فوق این نوشتار به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که دولت های عربی منطقه غرب آسیا بر چه اساسی وارد ائتلاف با یکدیگر می شوند و ائتلاف سازی آن ها تحت تاثیر چه متغیرهای است؟ فرضیه پژوهش این گونه مطرح می-شود که وجود تهدیدات (واقعی یا متصور) در سطوح مختلفی از تحلیل، افزایش احساس ناامنی در زمان های آشوبناک همانند تحولات کشورهای عربی، ترجیحات دولت ها درباره همکاری منطقه ای و تشکیل ائتلاف ها را تعیین می کند و در مقابل متغیرهای تاثیرگذار در ائتلاف ها، منازعات منطقه ای و بین المللی و نگرانی از بقاء سیاسی در دولت های عربی است. در مطالعه پیش رو، رویکرد پژوهش توصیفی- تحلیلی و روش آن روندپژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی است. در جمع آوری اطلاعات نیز از منابع اسنادی و کتابخانه ای و منابع معتبر در حوزه سیاست منطقه ای استفاده شده است.
    کلید واژگان: غرب آسیا, سازمان های منطقه ای, ائتلاف, تحولات عربی, ساختار قدرت
    Danyal Rezapoor *, Sedighe Azin
    Instability in the West Asian region and the increase in uncertainties and fluid coalitions have caused a large amount of the field of vision of political decision makers in the region to decrease. Based on this, the present article has been written using a combination of Walt's threat balance theory and Bauman's blue modernity theory as an alternative approach in understanding the roots of alliances in West Asia. According to the above topics, this article seeks to answer the question, on what basis do the Arab states of the West Asian region enter into alliances with each other, and what variables influence their alliances? The hypothesis of the research is presented as follows: the presence of threats (real or imagined) at different levels of analysis, increasing the feeling of insecurity in turbulent times such as the developments in Arab countries, determines the preferences of governments regarding regional cooperation and the formation of coalitions. In contrast, the influential variables in coalitions are regional and international conflicts and concern for political survival in Arab states. In the present study, the approach of descriptive-analytical research and its method is process research and sample research as qualitative research methods. Documentary and library sources and reliable sources in the field of regional politics have also been used in the collection of information.
    Keywords: West Asia, Regional Organizations, Coalition, Arab Developments, Power Structure
  • دانیال رضاپور *، روح الله منعم

    وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی، مانند پیدایش هر پدیده دیگری در فضای پیرامونی خود موجد اثراتی بوده است. وجه قوی گفتمانی در این انقلاب باعث می شود تا بررسی تاثیرات آن در خارج از مرزهای ج.ا. ایران مخصوصا  در خلیج فارس از منظر ژئوپلیتیکی حائز اهمیت ویژه باشد. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم ترین مناطق ژئوپلیتیکی در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران و کویت در منطقه خلیج فارس مخصوصا بعد انقلاب اسلامی می باشد زیرا با تحولات راهبردی برگرفته از انقلاب اسلامی محیط راهبردی و چشم انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی خلیج فارس متحول شده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال کویت در منطقه خلیج فارس بعد انقلاب اسلامی  چگونه می باشد؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلیتیک استدلال می شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در زیرمنطقه خلیج فارس بعد انقلاب اسلامی،  گسترش رابطه اقتصادی و فرهنگی با کویت می باشد؛ البته نگرانی های ژئوپلی نومی همانند همکاری نزدیک دولت کویت با  عربستان، اختلاف در میادین گازی آرش و تبادل دفاعی- نظامی با آمریکا به قوت خود باقی مانده است که بعد از سال 2011 سبب گسترش اختلاف ها در خلیج فارس مخصوصا میان ج.ا. ایران و کویت شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی انجام می دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی -کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

    کلید واژگان: ایران, کویت, ژئوپلیتیک, خلیج فارس, همکاری ها و اختلافات
    Danyal Rezapoor*, Rohullah Monem

    Deep geopolitical changes in the Persian Gulf region have a significant impact on the relations of J.A. Iran and Kuwait have had. The geographical location and strategic importance have turned this region into one of the most important geopolitical regions in the world, and the active presence of regional and extra-regional actors has directly affected this relationship. This research seeks to evaluate the behavioral pattern of Iran and Kuwait in the Persian Gulf region, especially after the Islamic Revolution, because the strategic environment and perspective of the geopolitical arrangements of the Persian Gulf have changed with the strategic developments derived from the Islamic Revolution. In this regard, the main question of the research is raised as follows: What is the behavior pattern of the Islamic Republic of Iran towards Kuwait in the Persian Gulf region after the Islamic Revolution? Using the concept of geopolitics, it is argued that Tehran's behavioral pattern to maintain the balance of power in the Persian Gulf sub-region after the Islamic Revolution is to expand eration of the Kuwaiti government with Saudi Arabia, the dispute in the Arash gas fields and the dee spread of disputes in the Persian Gulf, especially between J. A. Iran and Kuwait. We do this based on the descriptive-analytical approach using the method of process research and sample research as qualitative research methods, which have been used in the collection of information from document-library sources and authentic cyberspace websites.

    Keywords: Iran, Kuwait, Geopolitics, Persian Gulf, Cooperation, Differences
  • دانیال رضاپور*

    منطقه قفقاز نسبت به چند سال گذشته کمتر مورد توجه دانشمندان و تصمیم گیرندگان حوزه اوراسیا قرار گرفته است، زیرا مطالعات امنیتی این منطقه در حال حاضر تحت تاثیر درگیری مسلحانه در اوکراین و آشفتگی های منطقه غرب آسیا می باشد. با این حال، منطقه قفقاز مخصوصا قفقاز جنوبی به دلایل داخلی و خارجی، از شکنندگی ژئوپلیتیکی حادی رنج می برد و از آنجایی که تشدید رقابت میان روسیه و ایالات متحده پس از جنگ سرد به بالاترین حد خود رسیده است، فرآیند درگیری و همکاری آن ها در این بخش حساس اوراسیا مستحق توجه است. بنابراین نگارنده ضمن بررسی روابط دوجانبه مسکو و واشنگتن در قفقاز، سعی دارد وضعیت فعلی این منطقه و منطق همکاری و رقابت این دو کشور در چند سال گذشته را تببین و تشریح کنند. از این رو هدف اصلی این پژوهش پاسخگویی به این سوال است که ایالات متحده و روسیه چه سیاست هایی را در قبال بحران های این منطقه اتخاذ کرده اند و دلایل و منطق این دو کشور از این سیاست ها چه بوده است؟  فرضیه ای که در پاسخ به این سوال اصلی مطرح می شود این است که پندارهای مختلف از شیوه کسب منافع راهبردی، امنیتی و نظامی باعث سیاستگذاری رقابتی روسیه و آمریکا در بحران های منطقه قفقاز شده است؛ همچنین این پژوهش بر منطق همکاری جویانه ایالات متحده و روسیه در رابطه با فرآیندهای حل و فصل مناقشات قومی و سیاسی در آبخازیا، اوستیای جنوبی و قره باغ کوهستانی که در راستای حفظ ساختار ادراکی نظام بین الملل است، متمرکز می باشد. برای بررسی این فرضیه ها ضمن تکیه بر نظریه خطای اسنادی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، روش مطالعه اسنادی مبتنی بر جمع آوری و تحلیل داده های کتابخانه ای، سایت ها، مقاله ها و منابع اینترنتی می باشد.

    کلید واژگان: قفقاز, آمریکا, روسیه, خطای اسنادی, رقابت, همکاری
    Danyal Rezapoor *

    The Caucasus region has received less attention from scientists and decision-makers in the Eurasian region than in the past few years because the security studies of this region are currently affected by the armed conflict in Ukraine and the turmoil in the Middle East. However, the Caucasus region, especially the South Caucasus, suffers from acute geopolitical fragility due to internal and external reasons, and since the intensification of the rivalry between the tsars (Russia) and the Yankees (the United States) after the Cold War reached its highest level. has arrived, the process of their conflict and cooperation in this sensitive part of Eurasia deserves attention. Therefore, while examining the bilateral relations between Moscow and Washington in the Caucasus, the authors try to explain and explain the current situation of this region and the logic of cooperation and competition between the past few years. Therefore, the main goal of this research is to answer the question that what policies did the tsars and the Yankees adopt regarding the crises in this region and what were the reasons and logic of these two countries' policies? The hypothesis that is raised in response to this main question is that different ideas of how to gain strategic, security and m Also, this research focuses on the logic of cooperation between the United States and Russia in relation to the processes of resolving ethnic and political conflicts in Abkhazia, South Ossetia, and Nagorno-Karabakh, which is aimed at maintaining the perceptual structure of the international system.

    Keywords: Caucasus, America, Russia, Document Error, Competition, Cooperation
  • دانیال رضاپور*، مصطفی صبوری

    نظریه پردازی در روابط بین الملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاه های انسان شناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ارائه شده و این تفسیر تا چه حد در  نگرش و کنش های دولت چین در نظام بین الملل ظهور و بروز یافته است. استدلال مقاله این است که در سنت کنفوسیوسی انسان موجودی ماهیتا اخلاقی و ارتباطی فرض می شود به این معنا که خیرخواهی به مثابه یک فضیلت اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و موجودات بشری در بستر روابط، تعاملات و نقش های اجتماعی به وجود و کارکرد این فضیلت آگاهی یافته و لاجرم آن را در تصمیمات و کنش هایشان تحقق می بخشند. رگه های از آموزه خیرخواهی به عنوان برآیند روایت انسان شناسانه سنت کنفوسیوسی با دو معنای عشق به دیگری و مسئولیت پذیری در سیاست خارجی چین قابل پیگیری است و سبب برجسته شدن مولفه هایی چون پرهیز از جنگ، پرهیز از مداخله گرایی و مسئولیت پذیری محدود و محتاطانه شده است. این تحقیق در زمره مطالعات کیفی قرار دارد و با رجوع به اسناد و منابع کتابخانه ای به گردآوری داده ها مبادرت ورزیده است.

    کلید واژگان: ماهیت بشر, کنفوسیوس, چین, همبستگی بین ‎المللی, روابط بین الملل
    Danyal Rezapoor *, Mostafa Sabouri

    Research and the Purpose of the Research:

    Given the foundational nature of anthropological discussions in shaping the perspectives and actions of states in international politics, it seems essential to propose alternative approaches. One alternative approach that has gained increased attention is the Confucian intellectual tradition, particularly as it aligns with the strengthening inclination towards non-Western and indigenous theories, alongside China's rising power in both material and symbolic realms of the international system. Therefore, this article addresses the question of what interpretation of human nature is presented in Confucian tradition and how this interpretation is reflected in China's perspective on the international system. The argument of this article posits that, within the Confucian tradition, humans are regarded as inherently moral and relational beings. This means that benevolence, altruism, and responsibility towards others are seen as moral virtues rooted in human essence. Humans become aware of and inevitably actualize these virtues within the context of relationships, interactions, and social roles, which they incorporate into their decisions and actions. These interpretations of human nature have somewhat manifested in China's foreign policy, reinforcing principles such as pacifism and war avoidance, multilateralism, non-interventionism, and a limited and cautious approach to international responsibility.

    Research Method

     This important task will be conducted based on a descriptive-analytical approach using trend research and case studies as qualitative research methods. For data collection, we will utilize documentary library sources and reputable websites in the virtual space.

    Research Findings

     Considering the position of this tradition in Chinese society, some Confucian teachings, particularly regarding the nature of humanity, have manifested in China's perspectives and actions within the international system. It can be said that China's foreign policy reflects Confucian principles concerning human nature and the notion of "being morally virtuous and benevolent." In this context, Wang Yi, the Chinese Foreign Minister, expressed his diplomatic stance of treating all countries equally within the framework of declared policy, emphasizing that "those who hold more power should not necessarily have the final say on the international stage." This somewhat egalitarian concept in Chinese diplomacy is closely related to four virtues from Confucian literature: benevolence (ren), a tendency towards righteousness (yi), adherence to rituals (li), and wisdom (zhi) (Chang & Prior, 2016). According to Confucian teachings, many conflicts and wars in international relations arise from self-interest and disregard for moral norms. Therefore, China, as a power, has shown little inclination towards engaging in war and has pursued a strategy of war avoidance and peace-seeking in its foreign policy during the modern era. Searching for common grounds for cooperation while respecting differences and disregarding political systems and semantic frameworks of countries has become part of Chinese diplomacy. Even when faced with the United States and its efforts to isolate China internationally, China avoids confrontation and seeks pathways for de-escalation. The avoidance of interventionism and the tendency to adopt an ideological stance are not unrelated to Confucian anthropology and a communicative, collectivist interpretation of human nature. In China's political culture regarding relations with other political entities, there is an emphasis on finding commonalities while preserving differences. It is said that the goal of interaction is to achieve harmony and stabilize relations rather than impose specific values (Samuel, 2023). In Chinese diplomacy, reciprocal relationships hold significant importance and determine how individuals view their relationships with others. From this perspective, pluralism is fundamental, and change must occur voluntarily.

    Conclusion

     In the Confucian tradition, humans are considered inherently moral and relational beings. This means that benevolence, as a moral virtue, is rooted in human essence, and human beings, through relationships, interactions, and social roles, become aware of and inevitably actualize this virtue in their decisions and actions. Traces of Confucian teachings on human nature are reflected in China's perspectives and actions, which, although unconsciously, have led to distinct behavioral patterns. China's avoidance of war, inclination towards de-escalation even with rival states, multilateralism, and non-alignment with interventionist approaches, as well as its limited and cautious international responsibility, which are identifiable patterns in China's foreign policy, are primarily based on a sound theoretical foundation and stem from the Confucian interpretation of human nature. China's culture and civilization are not limited to the creation of concepts and perspectives in foreign policy; one of the greatest examples demonstrating the position of Chinese culture and civilization in its foreign policy is the creation of identities with far-reaching and significant effects. China is recognized as one of the oldest and greatest human civilizations. This extensive historical background has created a unique identity for Chinese policymakers in the present era, through which they engage in foreign policy. Chinese nationalists or indigents, who emphasize Confucian traditions and their application, are an example of the influence of civilization and culture on China's identity and foreign policy. Accordingly, the position of culture and in the present, China is the only country whose modern leaders make decisions based on its history. The above factors collectively indicate the significant position of Chinese civilization and culture in the country's foreign policy, indirectly shaping and guiding it by creating specific worldviews and identities oriented toward Chinese civilization. As mentioned earlier, Chinese culture, which stems from the country's ancient civilization, is the most important source of China's soft power, comprising an uninterrupted long history accompanied by a multitude of traditions, concepts, perspectives, and values such as order, benevolence, compatibility, and harmony. From a broad perspective, the central core of Chinese culture is the concept of harmony. This value has encouraged Chinese leaders to invite the world to build a harmonious world; an idea pursued abroad in parallel with China's domestic policies.

    Keywords: Human Nature, Confucianism, International Solidarity, China, International Relations
  • دانیال رضاپور*

    اهمیت قطب شمال از زمانی نمایان شد که روسیه یک فروند زیر دریایی خود را در دوم اوت سال 2007 به ژرفای 4261 متری اقیانوس منجمد شمالی فرستاد و پرچم این کشور را در بستر این اقیانوس نصب کرد. روسیه، علاوه بر برخورداری از بیشترین مرز با قطب و بیشترین حجم منابع تخمین زده شده در این منطقه و بزرگ ترین ناوگان یخ شکن جهان، به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربه فرد قطب شمال نسبت به آن از لحاظ اشراف بر مناطق مختلف این کشور برای هرگونه حمله نظامی احتمالی، جایگاه راهبردی و استراتژیک نیز دارد.  هدف اصلی پژوهش ردیابی ماهیت و نقش قطب شمال در سیاست های راهبردی روسیه و سوال اصلی پژوهش پیرامون اصول و ماهیت راهبردی سیاست های روسیه در منطقه قطب شمال است؟ در پاسخ به این سوال با توجه به اصل تبیین راهبردها بر اساس منافع در چارچوب قدرت این فرضیه مطرح است که راهبردهای روسیه در این منطقه، مبتنی بر شرایط و منشا و منبع تهدید است و شامل مجموعه ای از راهبردهای برگرفته از سیاست داخلی در قبال بهره گیری از منافع اقتصادی و محیط زیستی، سیاست خارجی شامل راهبرد تنش و واکنش شدید در مواجه با تهدیدات ناشی از هژمون (گسترش ناتو) و متحدان آن و راهبرد ائتلافی با بازیگران فرامنطقه ای (چین) است.. روش بر توصیف و تحلیل داده های کتابخانه ای و اینترنتی است.

    کلید واژگان: قطب شمال, روسیه, سیاست داخلی, سیاست خارجی, بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای
    Danyal Rezapour *

    As one of the important global actors, Russia has experienced offensive and defensive roles in its lifetime due to the developments in the regional environment such as the Arctic and its power. The importance of the North Pole in this century became apparent when Russia sent a submarine to a depth of 4261 meters in the Arctic Ocean on August 2, 2007, and installed the country's flag on the bottom of this ocean. Russia, in addition to having the best border with the Pole the largest amount of resources estimated in this region, and the largest ice fleet in the world due to the unique geographical location of the North Pole compared to it, in terms of aristocracy in different regions of this country for Any possible military attack has a strategic position. The main research question concerns the principles and strategic nature of Russia's policies in the Arctic region. In response to this question in a descriptive-analytical way and according to the principle of explaining strategies based on interests in the framework of power, Russia's strategies in this region are based on the conditions and the origin and source of the threat. and include a set of strategies, including strategies derived from domestic policy for the exploitation of economic and environmental benefits, foreign policy including the strategy of tension and strong reaction in the face of threats caused by the hegemon (NATO expansion) and its allies. It is a coalition strategy with extra-regional actors (China). As one of the important global actors, Russia has experienced offensive and defensive roles in its lifetime due to the developments in the regional environment such as the Arctic and its power. The importance of the North Pole in this century became apparent when Russia sent a submarine to a depth of 4261 meters in the Arctic Ocean on August 2, 2007, and installed the country's flag on the bottom of this ocean. Russia, in addition to having the best border with the Pole the largest amount of resources estimated in this region, and the largest ice fleet in the world due to the unique geographical location of the North Pole compared to it, in terms of aristocracy in different regions of this country for Any possible military attack has a strategic position. The main research question concerns the principles and strategic nature of Russia's policies in the Arctic region. In response to this question in a descriptive-analytical way and according to the principle of explaining strategies based on interests in the framework of power, Russia's strategies in this region are based on the conditions and the origin and source of the threat. and include a set of strategies, including strategies derived from domestic policy for the exploitation of economic and environmental benefits, foreign policy including the strategy of tension and strong reaction in the face of threats caused by the hegemon (NATO expansion) and its allies. It is a coalition strategy with extra-regional actors (China).

    Keywords: Arctic, Russia, Domestic Policy, Foreign Policy, Regional, Extra-Regional Actors
  • دانیال رضاپور*، روح الله منعم

    تغییرات ژئوپلیتیکی عمیق در غرب آسیا تاثیر قابل توجهی بر روابط ایران و امارات داشته است. موقعیت جغرافیایی و اهمیت راهبردی، این منطقه را به یکی از مهم ترین مناطق در جهان تبدیل کرده است و حضور فعال بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بر این رابطه تاثیر مستقیم گذاشته است. این پژوهش به دنبال ارزیابی الگوی رفتاری ایران در قبال امارات در منطقه غرب آسیا مخصوصا بعد تحولات ناشی از بیداری اسلامی و صلح عبری- عربی می باشد زیرا تحولات سال 2011 و 2020 با تغییر موازنه قدرت منطقه ای، محیط راهبردی و چشم انداز ترتیبات ژئوپلیتیکی غرب آسیا را متحول کرده است. در همین راستا سئوال اصلی تحقیق به این شکل مطرح می شود که الگوی رفتاری جمهوری اسلامی ایران در قبال امارات متحده عربی در منطقه غرب آسیا چگونه بوده است؟ با استفاده از مفهوم ژئوپلی نومیک استدلال می شود که الگوی رفتاری تهران برای حفظ توازن قوا در غرب آسیا، گسترش رابطه اقتصادی و تجاری با امارات می باشد؛ البته نگرانی های ژئوپلی نومی همانند اختلاف ارضی بر سر جزایر 3گانه، عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی به همراه توافقنامه و تبادل اطلاعاتی- نظامی و تضعیف محور مقاومت و همکاری نزدیک امارات با دولت های عربی- غربی سبب افزایش تنش ها در غرب آسیا مخصوصا میان ایران و امارات شده است. این مهم را براساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی انجام می دهیم که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی -کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.

    کلید واژگان: ایران, امارات, رژیم صهیونیستی
    Danyal Rezapoor *, Rohollah Moneem

    Deep geopolitical changes in West Asia have significantly impacted the relations between Iran and the UAE. The geographical position and strategic importance of this region have made it one of the most critical areas in the world, with the active presence of regional and extra-regional actors directly influencing this relationship. This research aims to evaluate Iran's behavioral pattern towards the UAE in West Asia, particularly following the developments arising from the Islamic Awakening and the Arab-Israeli normalization. The events of 2011 and 2020 have transformed the balance of regional power, strategic environment, and the geopolitical arrangement in West Asia. The central research question is: What has been the behavioral pattern of the Islamic Republic of Iran towards the United Arab Emirates in the West Asian region? Using the concept of geoplinomics, it is argued that Tehran's behavioral pattern aims to maintain a balance of power in West Asia while expanding economic and trade relations with the UAE. However, geopolitical concerns, such as territorial disputes over the three islands, normalization of relations with the Israeli regime alongside military agreements and information exchanges, and the weakening of the resistance axis, along with the UAE's close cooperation with Western Arab states, have increased tensions in West Asia, particularly between Iran and the UAE. This study employs a descriptive-analytical approach, utilizing trend analysis and case studies as qualitative research methods, and gathers information from documentary-library sources and reputable online platforms.

    Keywords: Iran, UAE, Israeli Regime
  • دانیال رضاپور*
    جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از مهم ترین وقایع بین المللی در اواخر نیمه دوم سده بیستم به شمار می رود و با وجود حمایت گسترده کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای از رژیم بعث، متاسفانه پژوهشی به طور کامل در مورد نقش و جایگاه کشورهای بزرگ منطقه ای منجمله عربستان مورد کنکاش و بررسی قرار نگرفته است. مقاله پیش رو با بررسی تطبیقی و تحلیل تاریخی به دلایل حمایت عربستان از عراق در طی جنگ تحمیلی اختصاص دارد و مدعی است الزامات ساختاری مبتنی بر انقلاب اسلامی و وضعیت موازنه قدرت در سطح منطقه ای، مهم ترین مولفه های تعین زا در تداوم حمایت عربستان از رژیم بعث بوده است. بر این اساس در این پژوهش با بررسی علل و ساختارهای حمایتی شکل گرفته پس از آغاز جنگ به بررسی نقش عربستان در ساختارهای ژئوپلیتیک منطقه غرب آسیا در حین جنگ تحمیلی اختصاص دارد. در همین چارچوب سوال پژوهش بر این مبنا قرار دارد که جنگ تحمیلی طولانی مدت و فرسایشی عراق در دهه 1980 علیه ایران انقلابی در راهبرد موازنه تهدید عربستان از چه جایگاهی برخوردار بود؟ فرضیه پژوهش بر این انگاره مفصل بندی شده است که عربستان سعودی جهت موازنه سازی در برابر تهدیدات و نفوذ ایران انقلابی در منطقه غرب آسیا به ویژه در قبال حکام عربی از عراق به رهبری صدام حمایت های گوناگون مالی، سیاسی و نظامی به عمل آورده است. روش پزوهش تحلیلی- تبیینی است و از رهیافت نظری موازنه تهدید جهت تحلیل موضوع استفاده خواهد شد.
    کلید واژگان: عربستان سعودی, موازنه تهدید, عراق, غرب آسیا, جنگ تحمیلی
    Danyal Rezapoor *
    The war imposed by Iraq against Iran is considered one of the most important international events in the late second half of the 20th century, and despite the extensive support of regional and extra-regional countries to the Baath regime, unfortunately, there is no complete research on the role and position of the Baath regime. Large regional countries including Saudi Arabia have not been investigated. The following article is devoted to the reasons for Saudi Arabia's support to Iraq during the imposed war with a comparative study and historical analysis and claims that the structural requirements based on the Islamic Revolution and the state of the balance of power at the regional level are the most important determining factors in Saudi Arabia has continued to support the Baath regime. Based on this, in this research, by examining the causes and support structures formed after the start of the war, it is devoted to the study of Saudi Arabia's role in the geopolitical structures of the West Asian region during the imposed war. In this framework, the research question is based on the basis of what was the position of Iraq's long-term and attrition war in the 1980s against revolutionary Iran in Saudi Arabia's threat balancing strategy? Arab rulers of Iraq led by Saddam in order to balance against the threats and influence of revolutionary Iran in the West Asian region. Is. The research method is analytical-explanatory and the theoretical approach of threat balance will be used to analyze the issue.
    Keywords: Saudi Arabia, Threat Balance, Iraq, West Asia, Imposed War
  • دانیال رضاپور*، مصطفی صبوری
    اهمیت منطقه غرب آسیا در اتصال به سه دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس به انضمام دارا بودن ذخایر سرشار هیدروکربنی، بازار مصرف و نیز ظرفیت جذب سرمایه گذاری های سودآور در زیر ساخت های آن توجه  چین را به منطقه یاد شده تشدید کرد. پکن تلاش دارد تا روابط اقتصادی- سیاسی خود را در منطقه با طرح انواع مشارکت و همکاری به پیش ببرد که در این میان ایران و عربستان سعودی از جایگاه خاصی برخوردار هستند. هدف این مقاله تبیین سیاست موازنه سازی چین در قبال ایران و عربستان در یک دهه اخیر با تمرکز بر مفهوم موازنه سازی منطقه ای می باشد. از این رو سوال اصلی پژوهش بدین گونه مطرح می شود که چین با استراتژی موازنه سازی میان ایران و عربستان سعودی چه هدف های را در غرب آسیا و خلیج فارس دنبال می کند؟ یافته های پژوهش بدین گونه است که چین با همراهی ابر پروژه اش (یک کمربند- یک راه) اولا به دنبال تامین امنیت انرژی خودش می باشد دوما به دلیل تقابل آشکار و پنهان با نظم آمریکایی در منطقه غرب آسیا ضمن احترام به حاکمیت این دو کشور، باعث همسویی و حمایت از امنیت ایران و عربستان در قبال تحولات منطقه و اتخاذ سیاست موازنه سازی در منطقه غرب آسیا شده است. روش پژوهش این نوشتار روش کیفی مبتنی بر مفهوم موازنه سازی است و داده های نوشتار با تکیه بر منابع اینترنتی و کتابخانه ای گردآوری شده است.
    کلید واژگان: ج.ا. ایران, عربستان, چین, موازنه سازی منطقه ای, غرب آسیا, ابتکار یک کمربند یک راه
    Danial Rezapour *, Mustafa Saburi
    The West Asia region has always been of great importance to major powers, and it remains a core focus of research in this field. This article aims to explain China's balancing policy towards Iran and Saudi Arabia over the past decade, with a specific focus on regional balancing. The main research question posed is: What objectives does China pursue in West Asia and the Persian Gulf through its balancing strategy between Iran and Saudi Arabia? The study employs qualitative methodology and data collection through library resources to demonstrate that China seeks to secure its energy needs through long-term contracts and investments in these two countries. Additionally, China's foreign policy aims to counter visible and hidden conflicts with the American order in all regions worldwide, including the Persian Gulf. By respecting the sovereignty of Iran and Saudi Arabia, China aims to foster harmony, to support the security of both countries, to understand their security concerns, and to adopt a regional balancing policy in West Asia. In conclusion, China's approach towards Iran and Saudi Arabia reflects its strategic interests in the region. This research contributes to a better understanding of China's foreign policy towards West Asia and it provides insights into future developments in the region.
    Keywords: Islamic Republic Of Iran, Saudi Arabia, China, Regional Balancing, West Asia, Belt, Road Initiative
  • محمد جلایی، دانیال رضاپور*، صدیقه آذین
    امروزه نظم بین الملل تحولات مهمی را در سطح کلان و مناطق پشت سر می گذارد. ورود نظم بین الملل به دوران گذار پسا آمریکایی و پویای های محیطی در سطح مناطق عدم قطعیت های اساسی را با خود به همراه دارد که الهام بخش تغییر نقش بسیاری از کنشگران در سطح مناطق و به طور خاص منطقه خلیج فارس بوده است. از جمله مهم ترین این کنشگران می توان به ترکیه اشاره کرد. این مقاله به بررسی کشور ترکیه به عنوان یک بازیگر جدیدالورود در مباحث امنیتی خلیج فارس می پردازد. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان خواهان ایفای نقش امنیتی گسترده ای در خلیح فارس می باشد؟ فرضیه ای که در پاسخ به این سوال مطرح می شود بدین گونه است که: نزدیکی جغرافیایی، سیاست خارجی مستقل، ظهور صنایع دفاعی رو به جلو و تمایل به اشتراک فناوری دفاعی و شهرت حزب عدالت و توسعه به عنوان یک شریک قابل اعتماد، متعهد، معتبر و توانمند در دهه گذشته در عرصه های مختلف ژیوپلیتیکی مانند شمال آفریقا، شام و قفقاز جنوبی باعث شده است ترکیه خود را به عنوان یک بازیگر جدید امنیتی در منطقه خلیح فارس تلقی کند. همچنین پاسخ به این سوال ها به روش تبیینی و تحلیلی یک چشم انداز جامع و در عین حال دقیق از نقش بالقوه امنیتی ترکیه را ارایه می دهد و همچنین زمینه استدلال سیستماتیک را که آرزوها، اراده و ظرفیت آنکارا را برای ایفای چنین نقشی ارزیابی می کند، توضیح می دهد.
    کلید واژگان: ترکیه, خلیج فارس, امنیت منطقه ای, سیاست خارجی, بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای
    Mohammad Jalaie, Danyal Rezapoor *, Sedigheh Azin
    Today, the international order is going through important changes at the macro and regional level. The entry of the international order into the post-American transition period and the environmental dynamics at the regional level bring with it fundamental uncertainties, which have inspired the change of the role of many actors at the regional level and specifically the Persian Gulf region. Turkey can be mentioned among the most important of these activists. This article examines Turkey as a new actor in the security issues of the Persian Gulf. The question raised here is why the Justice and Development Party led by Erdogan wants to play a large security role in the Persian Gulf. The hypothesis that is raised in response to this question is as follows: geographic proximity, independent foreign policy, the emergence of advanced defense industries and the desire to share defense technology, and the reputation of the Justice and Development Party as a reliable partner. Committed, reliable and capable in the past decade in various geopolitical arenas such as North Africa, Levant and South Caucasus, Turkey has made Turkey consider itself as a new security actor in the Persian Gulf region. Also, answering these questions in an explanatory and analytical way provides a comprehensive and at the same time accurate perspective of Turkey's potential security role, as well as the context of systematic reasoning that evaluates Ankara's aspirations, will and capacity to play such a role. , explains.
    Keywords: Turkey, Persian Gulf, regional security, Foreign Policy, regional, extra-regional actors
  • دانیال رضاپور، صدیقه آذین

    جدایی کریمه از اوکراین و ضمیمه شدن آن به قلمرو فدراسیون روسیه در سال 2014 و عملیات ویژه نظامی روس ها در قبال این کشور از فوریه 2022 به عنوان نشانگان زبان شناختی تداعی کننده این امر است که روسیه به دنبال بسط هر چه بیشتر حوزه نفوذ خود در منطقه خارج نزدیک و درعین حال جلوگیری از حضور غرب در شاکله ناتو برای بالا بردن ضریب امنیتی خود در آن است؛ بنابراین به دلیل اختلاف بنیادین در نشانگان زبان شناختی، تقابل بین روسیه و اوکراین نه تنها کاهش نیافته است، بلکه به شدت در حمایت غرب از سیاست های اوکراین توسعه یافته است. از طرف دیگر با توجه به اینکه مسیله التفاتی یا اراده سیاست گذاران روسیه در جهان پساتاریخی، همچنان بر دو عنصر ذهنیت تاریخی (ژیوپلیتیکی) و ایدیولوژیکی در منطقه ترسیم شده امکان یک راه حل سریع منطقه ای برخلاف منافع روسیه را از بین برده است. با این اوصاف سوال مقاله این گونه بیان می شود که با توجه به اراده قدرت توسعه بنیاد با اشکال متفاوت متنی زبان شناختی؛ شالوده شکنی برخلاف منافع روسیه در خارج نزدیک چه پیامدهایی برای اوکراین در پی داشته است؟ با کمک از گزاره های زبان شناختی پاسخ به این منازعه بدین گونه مطرح می شود که تلاش اوکراین برای جدایی از حیطه مجموعه امنیتی منطقه ای مرکزگرایانه به رهبری روسیه پیامدی همانند جدایی شبه جزیره کریمه از اوکراین و اعلام استقلال مناطق روس نشین و تکه پاره شدن این کشور در سال 2023 داشته است. روش نگارش مقاله به صورتبه صورت تبیینی- تحلیلی می باشد و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اطلاعات لازم جمع آوری شده است.

    کلید واژگان: روسیه, خارج نزدیک, اوکراین, شالودهشکنی
    Danyal Rezapoor, Sedigheh Azin

    The separation of Crimea from Ukraine and its annexation to the territory of the Russian Federation in 2014 and the special military operations of the Russians against this country since February 2022 as linguistic symptoms suggest that Russia is seeking to expand its sphere of influence in the foreign region as much as possible؛ It is close and at the same time preventing the presence of the West in NATO in order to increase its security factor in it. Therefore, due to the fundamental difference in linguistic symptoms, the confrontation between Russia and Ukraine has not only not decreased, but has also developed strongly in the West's support for Ukraine's policies. On the other hand, considering that the issue of discretion or the will of Russian policymakers in the post-historical world is still based on two elements of historical (geopolitical) and ideological mentality in the region, it has eliminated the possibility of a quick regional solution against Russia's interests. Having said that, the question of the article is expressed in this way that according to the will of the power to develop the foundation with different forms of linguistic text; What has been the consequence of deconstruction against the interests of Russia by Ukraine in the near abroad? With the help of linguistic propositions, the answer to this conflict is proposed in such a way that Ukraine's attempt to separate from the centralist regional security complex led by Russia has the same consequences as the separation of the Crimean Peninsula from Ukraine and the declaration of independence of the Russian-inhabited regions and the tearing of this country into pieces in 2023 had. The method of writing the article is explanatory-analytical and the necessary information has been collected using library sources.

    Keywords: Russia, Near Abroad, Ukraine, deconstruction
  • احمد جاسیز، دانیال رضاپور*
    از آنجا که جهان اسلام عمق راهبردی انقلاب اسلامی است، حمایت و توجه عمیق و جدی به توسعه نهضت های اسلامی در مواجهه با طرح های سلطه طلبانه نظام سلطه، ضرورتی راهبردی به نظر می رسد.  امروزه شبکه ای از کنشگران انقلابی در عرصه جهانی، متاثر از این آموزه ها و در چارچوب محور مقاومت علیه نظام سلطه فعالیت می کنند. علی رغم اینکه محور مقاومت به عنوان مفهومی پذیرفته شده در فضای سیاسی همواره محل بحث بوده است اما این محور به عنوان ترکیبی از اتحاد استراتژیک، جامعه امنیتی و شبکه ایده آل، با توجه به دیدگاه ضدهژمونیک دیرینه خود در برابر ایالات متحده و متحدان منطقه ای اش در غرب آسیا شناخته می شود.آنچه این شبکه ایتلاف پیچیده را در کنار هم نگه می دارد، یک دیدگاه هنجاری مشترک گسترده از نظم منطقه ای است که در گفتمان اعضای محور وجود دارد و توسط میراثی ایده آل هدایت می شود و از طریق عملکرد فضایی واقعی می شود. سوال پژوهش این گونه مطرح می شود که چه عواملی باعث تقویت پیوند میان ایران و حزب الله و در مجموع محور مقاومت می شود؟ فرضیه مقاله بدین شکل مطرح می شود که پیوندهای تاریخی- فرهنگی به همراه استفاده هم زمان از قدرت هوشمند در غرب آسیا، نه تنها باعث تحکیم روابطه میان ایران و جبهه مقاومت و تثبیت نبرد جبهه های جنگ شده است؛ بلکه با بهره گیری از اصول نوموس (دین، مذهب- قانون- اصول) و مکان های کلیدی در جنوب لبنان هم مرز با رژیم صهیونیستی، ج.ا. ایران توانسته اند نفوذ راهبردی و بازدارندگی خود را در سطح منطقه ای عمق ببخشد. دراین مقاله مفاهیم فضایی مقاومت و یاد بودی که دو بازیگر جمهوری اسلامی ایران و حزب الله ایجاد کرده اند، مورد بحث قرار گرفته است. استدلال ما این است که نوموس (دین، مذهب- قانون- اصول) به عنوان یک ابزار مفهومی جایگزین برای درک مظاهر نظم در کنار رویکردهای جریان اصلی تر، کاربرد دارد.
    کلید واژگان: نوموس, محور مقاومت, غرب آسیا, جمهوری اسلامی ایران, حزب الله
    Ahmad Jansiz, Danial Rezapour *
    Since the Islamic world is the strategic depth of the Islamic revolution, it seems to be a strategic necessity to pay sserious attention to the development of Islamic movements through the hegemonic plans of the domination system. A network of revolutionary activists in the world arena, influenced by these teachings and within the framework of the axis of resistance against the domination system, are active. Although the axis of resistance as a concept accepted in the political space has always been a subject of discussion, but this axis has been considered as a combination of strategic alliance, security society and ideal network, considering its long-standing anti-hegemonic view against the United States and its regional allies are known in West Asia. What holds this complex coalition network together is a broadly shared normative vision of regional order that exists in member-centered discourse, guided by an ideal heritage, and actualized through spatial practice. The question of the research is raised as follows: What factors strengthen the link between Iran and Hezbollah and the axis of resistance in general? The authors' argument is that the historical-cultural links along with the simultaneous use of intelligent power in West Asia have not only strengthened the relationship between Iran and the resistance front and stabilized the battle of the war fronts ,but also by using the principles of Nomos (religion, religion-law-principles) and key places in southern Lebanon bordering the Zionist regime, J.A. Iran has been able to deepen its strategic influence and deterrence at the regional level. In this article, the spatial concepts of resistance and memorial spaces created by the two actors of the Islamic Republic of Iran and Hezbollah are discussed. Our argument is that nomos (religion-law-principles) is useful as an alternative conceptual tool for understanding the manifestations of order alongside more mainstream approaches.
    Keywords: Nomos, Axis of Resistance, West Asia, Islamic Republic of Iran, Hezbollah
  • دانیال رضاپور*، محمد ربیع زاده
    موفقیت در پیشبرد سریع توسعه به همراه عمل گرایی اقتصادی  باعث شده تا هند اولا به یکی از پویاترین کشورها در اقتصاد جهانی تبدیل شود و ثانیا به عنوان یک کانون نوظهور ثروت و قدرت در جهان تلقی بشود. الزام توسعه اقتصادی این کشور از یک طرف و دگرگونی های گسترده در نظام بین الملل، جهت گیری جدید را به سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه و در قبال اسرائیل و ایران تحمیل کرده است. در این مقاله به دلایل تغییر سیاست خاورمیانه ای هند از سیاستی که در عصر جنگ سرد در پرتو اصل عدم تعهد تعریف می شد به سیاستی که بر اساس ضرورت های جدید منافع ملی هند بازتعریف شده متمرکزیم. بنابراین با توجه به مقدمات فوق، سوال اصلی مقاله اینگونه مطرح می شود که با توجه به گزینه های پیش روی هند، سیاست خارجی هند در قبال اسرائیل و ایران با چه تغییراتی همراه شده است؟ فرضیه مقاله با استفاده از تئوری موازنه منافع بدین گونه است که  سیاست خارجی هند در حوزه خاورمیانه از سیاستی ایدئولوژیک و جهان سوم گرایانه که بر اصول عدم تعهد مبتنی بوده است به سیاست تعهدات چندگانه و چند جانبه مبتنی بر ضرورت های دسترسی به منابع انرژی های نفت و گاز، بازارها، تسلیحات نظامی است. مقاله حاضر براساس روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع مجازی، نشریات تخصصی نوشته شده است و از لحاظ قلمرو موضوعی این مقاله سیاست هند را در قبال  کشورهای ایران و اسرائیل  تا سال 2023 میلادی بررسی می کند.
    کلید واژگان: هند, خاورمیانه, منافع ملی, ایران, اسرائیل
    Danyal Rezapour *, Mohamad Rabizadeh
    Success in the rapid advancement of development along with economic pragmatism has caused India to become one of the most dynamic countries in the world economy and secondly to be considered as an emerging center of wealth and power in the world. On the one hand, the economic development requirement of this country and extensive transformations in the international system have imposed a new direction on the foreign policy of this country in the Middle East and towards Israel and Iran. In this article, we focus on the reasons for changing India's Middle East policy from a policy that was defined in the light of the principle of non-alignment in the Cold War era to a policy that was redefined based on the new needs of India's national interests. Therefore, according to the above premises, the main question of the article is raised as follows: What changes have been made in India's foreign policy towards Israel and Iran, considering the options facing India? The hypothesis of the article, using the theory of balance of interests, is that the foreign policy of India in the Middle East has changed from an ideological and third-world policy based on the principles of non-commitment to a policy of multiple and multilateral commitments based on the necessity of access to oil and energy resources. And gas, markets, and military weapons.  This article is written based on the descriptive-analytical method and uses virtual sources, specialized publications, and in terms of the subject area of this article, it examines India's policy towards the countries of Iran and Israel until 2023.
    Keywords: India, Middle East, National Interests, Iran, Israel
  • مهدی هدایتی شهیدانی، دانیال رضاپور*، صدیقه آذین

    روسیه کشوری با پیوندهای دیرینه در قاره آفریقا است به طوری که نقش آن در قاره سیاه را می توان با توجه به ملاحظات ژیوپلیتیک و ژیواکونومیک این کشور و توجه به ایده «شکوه و عظمت» روسیه که برگرفته از امپراطوری تزاری می باشد، تحلیل کرد. با توجه به عدم تمایل آمریکا به مداخله مستقیم در امور آفریقا در سال های اخیر، مسکو درصدد است تا به ایده شکوه و عظمت تزاری ها تحقق بخشیده و ایفاگر نقش یک قدرت بزرگ در صحنه آفریقا باشد. این مقاله درصدد پاسخگویی به این سوال است که  روسیه در قاره آفریقا به دنبال چه اهدافی و منافعی بوده است و آیا مسکو در رسیدن به منافع مورد نظر خود طی سال های اخیر در کشورهای آفریقایی موفق بوده است؟ فرضیه نگارندگان عبارت است از اینکه روسیه در پی ارتقای نقش خود به عنوان یک قدرت بزرگ در قاره آفریقا می باشد؛ اما موفقیت این نقش عمدتا محدود به تلاش برای کمک به موازنه گری، تامین سلاح کشورهای آفریقایی و حل منازعات، کمک های آموزشی محدود و تامین منافع گوناگون خود از جمله منافع سیاسی بوده است. این پژوهش جنبه توصیفی - تحلیلی داشته و گردآوری داده ها برای انجام آن به روش کتابخانه ای صورت گرفته است.

    کلید واژگان: روسیه, قاره آفریقا, قدرت بزرگ, پوتین, سیاست خارجی
    Mehdi Hedayati, Danyal Rezapour *, Sedighe Azin

    Russia is a country with long-standing ties to the African continent, so that Russia's role in the Black Continent can be analyzed in terms of its geopolitical and geoeconomic considerations and the idea of Russia's "glory" derived from the tsarist empire. Russia is now trying to realize the idea of the glory of the tsars and to play the role of a great power on the African scene, given the situation, given the reluctance of the United States to intervene directly in African affairs. This article answers the question of what goals and interests Russia is pursuing in Africa and why Moscow has been active in African countries in recent years to achieve its desired interests? The authors' hypothesis is that Russia seeks to enhance its role as a major power on the African continent; In practice, however, this role is largely limited to efforts to help balance, arms and conflict resolution in African countries, educational assistance, and economic benefits. This research has a descriptive-analytical aspect and data collection has been done to do it by library method.

    Keywords: Russia, Africa, great power, Putin, Foreign Policy
  • دانیال رضاپور*، صدیقه آذین

    روسیه از دوره دوم ریاست جمهوری پوتین به طور جدی در پی بهبود روابط با کشورهای عرب خلیج فارس بوده است. و البته این تلاش با اقبال نسبی کشورهای خلیج فارس نیز همراه بوده است. بنابراین این پژوهش در صدد پاسخگویی به این سوال است که: چرا روسیه ای که اولا توجه عمده اش به مسایل خارج نزدیک و گسترش ناتو می باشد و ثانیا یک کشور عمدتا رانتیر است در تلاش برای تقویت روابط با کشورهایی برآمده است که آن ها نیز کشورهای کاملا رانتیری هستند که به طور سنتی از متحدان اصلی آمریکا در خلیج فارس بوده اند و آن ها نیز این بهبود روابط را پذیرفتند؟ در این راستا با استفاده از نظریه موازنه قدرت نرم گفته می شود که روسیه، خلیج فارس را به عنوان یکی از بهترین مناطق برای ایجاد موازنه نرم بین المللی در مقابل آمریکا تلقی می کند و تلاش دارد تا با همسو کردن متحدین کوچک آمریکا هزینه هژمون بودن را بالاتر ببرد و اقدامات یکجانبه گرایانه آمریکا را در دنیا سخت تر کند. کشورهای منطقه نیز پس از وقایعی مثل حمله آمریکا به عراق، سیاست ارتقای دموکراسی، عدم حمایت جدی آمریکا از مبارک، و سند برجام تلاش کرده اند تا حدودی از آمریکا مستقل شوند و یک موازنه قوای نرم در سطح منطقه ای در برابر آمریکا ایجاد کنند. روش نگارش مقاله صورت تبیینی - تحلیلی می باشد و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اطلاعات لازم جمع آوری شده است.

    کلید واژگان: سیاست خارجی, روسیه, خلیج فارس, موازنه قوای نرم, آمریکا
    Danyal Rezapour *, Sedighe Azin

    Russia has been seriously seeking to improve relations with the Arab Gulf states since Putin's second term. And of course, this effort has been accompanied by the relative success of the Gulf states. Therefore, this research seeks to answer the question: Why is Russia, first of all its main attention to issues of the near and extend of NATO, and secondly, a country is mainly a renter, has been struggling to strengthen relations with countries that have come from countries Are they completely rentiers who have traditionally been the main US allies in the Persian Gulf, and have they also accepted this improvement? In this regard, using the soft power balance theory, it is said that Russia views the Persian Gulf as one of the best areas for establishing a soft international balance against the United States and seeks to align its small allies with hegemony. To raise the level of American unilateralism in the world. Similarly, after the events of the US invasion of Iraq, the policy of promoting democracy, the lack of serious US support for Mubarak, and the implementation of the document, the countries of the region have tried to partly become independent of the United States and create a soft balance of power in the region against the United States. The writing method is an explanatory-analytical form and is collected using library resources and information.

    Keywords: Foreign Policy, Russia, Persian Gulf, soft power balance, America
  • دانیال رضاپور*، ابوالفضل مجیدی

    در شرایطی که نزدیک به شش سال از آغاز بحران اوکراین و سرنگونی دولت طرفدار مسکو در کی یف می گذرد، طرح دیدگاه های متفاوت در خصوص رفتار روسیه در قبال بحران اوکراین همچنان ادامه دارد. هدف این مقاله بررسی چرایی و چگونگی طولانی شدن بحران اوکراین از سال 2013 تا 2018 می باشد. جهت نیل به مقصود، راهبرد روسیه در اوکراین و چرایی آن، مسئله اصلی است که نوشتار پیش رو تلاش می کند تا با مدل آاسکوپ و با بهره گیری از جنگ هیبریدی بدان بپردازد. براین اساس سوال اصلی مقاله بدین گونه است که فدراسیون روسیه چگونه از جنگ اطلاعاتی برای نفوذ بر جمعیت غیرنظامی اوکراین استفاده کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه از سوی نویسندگان مطرح شده که هدف اساسی روسیه بازگشت به جایگاه ابرقدرتی و تغییر موازنه به سود خود در مناسبات با غرب است. چون کسب این هدف، دیگر به شیوه های جنگ متقارن و سنتی امکان پذیر نیست، مسکو به نسل نوین جنگ ها یعنی جنگ هیبریدی و بهره گیری از ابزارهای متعدد و متنوع آن همچون حمله های سایبری، انتشار اخبار نادرست و جعلی روی آورده است. در این راستا با بهره گیری از مدل آاسکوپ [1]به بررسی منطقه، ساختارها، ظرفیت ها، سازمان ها، افراد و رویدادهای بحران اوکراین می پردازیم تا از طریق این مدل ضمن تشریح وقایع موجود و دلایل پیش آمده بحران 2014م، روش هایی که روسیه به وسیله آن بعضی از مناطق اوکراین را به کنترل خودش درآورد و بخشی از جمعیت غیرنظامی را به سوی خود جلب کرد، متمرکز می شویم. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های مستخرج از منابع معتبر علمی شامل کتاب ها، مقالات علمی- پژوهشی و سایت های اینترنتی می باشد. 

    کلید واژگان: جنگ هیبریدی, جنگ اطلاعاتی, جمعیت غیرنظامی, روش آاسکوپ, تبلیغات
    Danial Rezapoor *, Abulfazl Majidi

    After nearly six years of the start of the Ukraine crisis and the overthrow of the pro-Moscow government in Kiev, various views on Russia's behavior in the Ukraine crisis is still being presented. This research is intended to investigate why and how the Ukraine crisis continued from 2013 to 2018. Accordingly, Russia's strategy in Ukraine and the reasons behind it, make the main concern of this study which is addressed through ASCOPE model using hybrid warfare. Hence, the main question of the study involves how the Russian Federation used information warfare to influence the civilian population of Ukraine. In response to this question, the authors hypothesize that Russia's main goal concerns gaining the position of a superpower again and change the balance in its favor in competition with the West. As achieving the goal is no longer possible through symmetrical and traditional methods of warfare, Moscow has resorted to the new generation of warfare, i.e., hybrid warfare, using its wide-ranging tools such as cyber-attacks and communicating false news. Employing the ASCOPE model, the researchers have investigated the region, structures, capacities, organizations, individuals and the events of the 2014 crisis in Ukraine. The methods through which the Russia gained control of some regions by attracting parts of the civilian population, are also considered. This descriptive-analytical research is based on collecting data extracted from reliable scientific sources including books, scientific-research articles and Internet sites.

    Keywords: hybrid warfare, information warfare, civilian population, ASCOPE method, propaganda
  • احمد جانسیز، دانیال رضاپور*

    هویت جمهوری اسلامی ایران موضوعی شناختی از انقلاب اسلامی با شاخصه های متمایز و برجسته است که تحکیم و تعالی آن در راس هر نوع گفتمانی قرار دارد. در این نوشتار با تاکید بر گفتمان سیاسی امام خامنه ای که مبتنی بر مبانی الهی پاسخ گویی در قبال جوانان جمهوری اسلامی در عصر ناامنی های گسترده بوده است؛ ماهیت هستی شناختی اهمیت جوانان با طرح چارچوب نظری بیان گردیده است، اهداف ما با توجه به نوع پژوهش که به لحاظ کیفی و از نظر ماهیت و روش در نوع توصیفی و تحلیلی قرار می گیرد این گونه است که گفتمان سیاسی معظم له را بر جهت گیری و راهبرد ایشان در دوره زمانی رهبری انقلاب اسلامی در قبال جوانان را تبیین کنیم. از آنجا که گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی و در امتداد آن مقام معظم رهبری در قالب دین اسلام تکوین یافته است؛ سوال اصلی پژوهش این گونه مطرح می شود که: گفتمان برآمده از دین اسلام چه تاثیری بر جهت گیری سیاسی مقام معظم رهبری در مورد جوانان داشته است؟ پاسخ موقت به این سوال، به عنوان فرضیه عبارت است از: گفتمان سیاسی برآمده از دین اسلام در رهبری معظم له متشکل از عناصر  توحید و خدامحوری، عدالت، باهم بودگی، مردم سالاری دینی، توسعه، استکبار ستیزی و دانش محوری است که در دیدگاه امام خامنه ای نسبت به جوانان تبلور یافته است.

    کلید واژگان: جوانان, گفتمان سیاسی, مقام معظم رهبری, گام دوم انقلاب, انقلاب اسلامی ایران
  • رضا سیمبر، سامان فاضلی، دانیال رضاپور*

    منابع قدرت هوشمند ایران در عراق ترکیبی از منابع نرم و سخت است. راز ماندگاری روابط دوستانه ایران و عراق بعد از صدام نیز همین قدرت ترکیبی بوده است. در زمان بحران داعش، ایران با تکیه بر منابع سخت خود در حمایت از ارتش عراق و در دوره پساداعش با تکیه بر جنبه های نرم افزاری، توانسته روابط مستحکمی را با عراق برقرار کند. با این وجود در دوران پساداعش و به ویژه از دوره قدرت گیری مصطفی الکاظمی، چالش هایی برای روابط ایران و عراق به وجود آمده است. از این رو سوال مقاله این صورت است که: منابع قدرت هوشمند ایران در عراق کدامند و چالش های روابط ایران و عراق در دوره پساداعش چیست؟ در پاسخ گفته می شود منابع قدرت ایران در عراق طیف وسیعی از همه منابع قدرت هوشمند، از روابط تاریخی با احزاب و شبه نظامیان سیاسی عراق گرفته تا روابط اقتصادی و مذهبی با این کشور است. عمده ترین چالش های ایران در دوران پساداعش، نیز چالش های مربوط به قدرت نرم ایران است. ظهور سیاست مداران ناهم سو، قدرت های رقیب منطقه ای در حوزه اقتصادی از جمله ترکیه، تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق، تضعیف افراد و تبلیغات و جنگ روانی علیه روابط ایران و عراق، مهم ترین چالش ها است.

    کلید واژگان: جمهوری اسلامی ایران, داعش, شیعه, عراق, قدرت, قدرت هوشمند, گروه های شبه نظامی
    Reza Simbar, Saman Fazeli, Danyal Rezapoor *

    Iraq is a country that is part of the Arabian Middle East geopolitical region and on the other hand is one of the most heterogeneous ethnic and linguistic countries. The warlike actions of former Iraqi officials, the persistence of political instability, the emergence of favorable and reproductive contexts for extremist and extremist groups are among the issues that pose a challenge and threat to Iran's national security. However, post-Saddam Iraq should be considered the center of Shiite power and influence because powerful currents such as the supreme Shiite authority, Sadr and other Shiite political groups enjoy high influence in the Iraqi political process. To this end, Iran has largely maintained long-standing relationships with several pro-Shia political parties and with Shia militias. The political and religious interpretation of these relationships has often been established as a basis for the future strategy of Iraq in its post-war Iraq. In light of the above, the research questions are as follows: 1- What role did Iran play in the defeat of ISIS? 2- How has Tehran benefited from its long-standing relations with Iraqi political parties and militia groups? 3. What are the sources of Iranian power in Iraq and how do these resources help Iran to develop strategic partnership with Iraq? In response, it can be argued that Tehran has used various means of power to achieve its goals in Iraq, from its historical relations with Iraqi political parties and militias to its economic and religious ties with it. In this regard, the authors believe that due to the numerous means of Iranian influence in Iraq, their proper use and management have had positive and lasting gains for the achievement of Iran's objectives in Iraq, and despite some problems, the best, most legitimate and At the same time, the most sustainable form of supply has been the target. The purpose of this paper is to identify and identify the sources of Iranian power in Iraq for appropriate strategic management and to achieve results. It's defensive.

    Keywords: I.R.Iran, Iraq, ISIS, Mititant groups, Power, Shiites, Smart power
  • دانیال رضاپور*، رضا سیمبر، احمد جانسیز

    با پایان یافتن جنگ سرد، ساختار ژیوپلیتیکی اوراسیای بزرگ روسیه، چین، آمریکا و اتحادیه اروپا را درگیر رقابت بر سر اوکراین و دریای جنوبی چین کرده است. از چشم انداز مسکو و پکن، گسترش آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا به شرق با هدف تحدید نفوذ منطقه ای روسیه و چین طرح ریزی شده بود. براین اساس، اوکراین و دریای جنوبی چین نیز به حوزه ای برای کشمکش میان روسیه، چین و بازیگران غربی بر سر نفوذ منطقه ای و حتی عاملی برای اختلاف میان آمریکا و اتحادیه اروپا منجر شد که این مساله بستر تشدید تنش ها و افزایش بی ثباتی در منطقه اوراسیای بزرگ را فراهم کرده است. با بیان این مقدمه، مولفین سوال اصلیود را این چنین مطرح می کنند که تنش و اختلافات ژیوپلیتیکی بین آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه در قبال بحران اوکراین و اختلافات آمریکا با چین در دریای جنوبی چین و عدم همراهی اتحادیه اروپا با هژمون چه تاثیری بر روابط چندجانبه این کشورها دارد؟ فرضیه مقاله این گونه مطرح می شود که اختلافات و تنش های میان اتحادیه اروپا، آمریکا، روسیه و سرپیچی از خواسته های هژمون در بحران اوکراین، تشدید اختلافات آمریکا، چین و همکاری های سیاسی، اقتصادی اتحادیه اروپا با دو کشور روسیه و چین ضمن تضعیف روابط امنیتی اتحادیه اروپا با آمریکا، زمینه را برای گذار از نظام تک قطبی به نظام چند قطبی فراهم نموده است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و فضای مجازی است.

    کلید واژگان: اتحادیه اروپا, آمریکا, روسیه, چین, موازنه قوا
    reza simbar, ahmad jansiz

    With the end of the war, the geopolitical structure of the great Eurasian region of Russia, China, the United States and the European Union has engaged in competing for Ukraine and the South China Sea. From the perspective of Moscow and Beijing, the expansion of the United States, NATO and the European Union to the East was aimed at limiting the regional influence of Russia and China. As a result, Ukraine and the South Sea of ​​China have also led to a conflict zone between Russia, China and Western actors over regional influence and even a factor in the disagreement between the United States and the European Union, which is the basis for intensifying tensions and increasing Uncertainty has been created in the Greater Eurasia region. By stating this introduction, the authors suggest that their main question is that the tensions and geopolitical disputes between the United States, the European Union and Russia over the Ukrainian crisis, and the US-China differences with China in the South China Sea and the failure of the European Union with hegemony On the multilateral relations of these countries? The hypothesis of the article is that the disagreements and tensions between the European Union, the United States, Russia and the hegemonic demands in the Ukrainian crisis, the intensification of US-China divisions, and the political, economic cooperation of the EU with the two countries Russia and China, while weakening the European Union's security relations with the United States, have provided the ground for transition from a monopoly to a multi-polar system. The research method in this paper is descriptive-analytical and a tool for collecting library and virtual information

    Keywords: EU, US, Russia, China, balance of power
  • رضا سیمبر، دانیال رضاپور*، صدیقه آذین

    شورای همکاری خلیج فارس از مهم ترین سازمان های منطقه ای در محیط منطقه ای ایران است و سیاست های ایران همواره نقش مهمی در جهت گیری ها و اهداف شورا داشته است. مقاله حاضر سعی کرده است با واکاوی سیاست های ج.ا. ایران در 20 سال گذشته براساس تحولات خاورمیانه و تیوری امنیت منطقه ای به این سوال پاسخ دهد که مولفه و محور اصلی ج.ا. ایران پس از دفاع مقدس مخصوصا در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی در قبال شورای همکاری خلیج فارس چه چیزی بوده است؟ این پژوهش نشان می دهد که در دوره دولت آقای روحانی، بهبود روابط با شورای همکاری خلیج فارس محور اصلی تلاش های ایران برای بهبود امنیت منطقه خلیج فارس بوده است. با این وجود، تعدادی از موانع ساختاری، عدم اعتماد تاریخی و تحرکات ایران در منطقه، روابط تهران با کشورهای شورای همکاری را شدیدا خصمانه کرده و باعث افزایش بیشتر ناامنی در منطقه شده است زیرا نفوذ فزاینده ایران در منطقه عربی همراه با سیاست ضد هژمون، به این معنی است که ابتکارات صلح ایران با شورای همکاری با موانع بزرگی روبرو شده و موفقیت ایران در کاهش تنش ها و برنامه ترویج طرح های صلح با شورای همکاری خلیج فارس ثمره ای نداشته است. این مقاله با روش تحقیق تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای سعی در بررسی این موضوع دارد.

    کلید واژگان: ایران, شورای همکاری خلیج فارس, عربستان, آمریکا, امنیت منطقه ای
    Reza Simbar, Danial Rezapour *, Sadigheh Azin

    The Middle East is one of the most important, sensitive and complex regions in the world. What makes this region stand out in all its dimensions and areas is its unique political, economic, cultural-social, geographical and geopolitical features. These conditions have somehow overshadowed the structural equations of the region under the dialectical influence of the interaction of political, economic, cultural-social and security components and power in relation to other actors in the region, so that the increase of cooperation of these governments in this interaction space, eventually led to the formation of an organization called the Persian Gulf Cooperation Council in 1981 in the Persian Gulf regional system. The Persian Gulf Cooperation Council is one of the most important regional organizations in the regional environment of Iran, and Iran's policies have always played an important role in the orientations and goals of the council. In this regard, the members of the Council considered the developments in the Middle East, especially the establishment of a democratic and Shiite government in Iraq and the developments of the Islamic Awakening as a shift in the balance of power in favor of Iran and increasing power and influence in the regions of Iran. Movements in the regions of Iran see their lives and survival in danger.  This has caused them to use all their facilities and tools to counter the growing power of the regions of Iran. Understanding the real tensions between Iran and the Saudi-led PGCC countries along the Shiite-Sunni lines in the PGCC has been shaped most regionally and internationally. These differences also undermine Iran's efforts to improve relations with council governments in recent years. Since Hassan Rouhani came to power, he has repeatedly proposed peace initiatives for Saudi-led PGCC member states. Not only has this pragmatic policy not been very successful, but Iran-Saudi Arabia relations have become much colder than before. Relations between Iran and the Persian Gulf Cooperation Council have worsened since the Barjam nuclear deal. Iran's regional expansion and the siege of Qatar, while changing the power structure in the Persian Gulf region, created more tension and insecurity in the region and increased the scope of confrontation between Iran and Saudi Arabia, especially after Trump's unilateral withdrawal from the UN Security Council and the announcement of "maximum pressure policy." He turned against Iran. Although several smaller Gulf states have taken a more balanced approach to their relations with Iran, the main policy of the council is by Saudi Arabia with a new configuration of Middle East policy that sees a rare tripartite convergence of interests was regulated against Iran between Saudi Arabia and Israel. and the United States under Trump. According to the actions of the Cooperation Council and foreign interventionist powers, Iran's policy towards the Persian Gulf Cooperation Council is mainly based on three considerations: First, it hopes to turn enemies into friends, improves Iran's isolated position, and resolves the security-geopolitical dilemma in the Persian Gulf region. Second, Tehran's goal is to develop trade relations with its Persian Gulf neighbors and promote Iran's economic development, and third, to cooperate with Iran to reduce US influence in the Persian Gulf and weaken its hostility to Iran. Therefore, this article uses a method of analytical research to review the regional and international policies of the Islamic Republic of Iran from a historical perspective to explain the relations with the neighbors of the Cooperation Council in the post-Iran-Iraq period. The question that arises is what has been the main component and axis of Iran's policy after the Holy Defense, especially during the presidency of Mr. Rouhani towards the PGCC? . This study shows that during Mr. Rouhani's administration, improving relations with the PGCC has been the main focus of Iran's efforts to improve security in the Persian Gulf region. However, a number of structural obstacles, historical distrust, and Iran's movements in the region have severely hostile Tehran's relations with the Cooperation Council and have further increased insecurity in the region as Iran's growing influence in the Arab region coincides with its anti-hegemonic policy. This means that Iran's peace initiatives with the Cooperation Council have faced major obstacles, and Iran's success in reducing tensions and promoting peace plans with the PGCC has not been useful.

    Keywords: Iran, PGCC, Saudi Arabia, USA, Regional security
  • رضا سیمبر*، دانیال رضاپور، صدیقه آذین، علی اسکندری نسب
    موفقیت در پیشبرد سریع توسعه به همراه عمل گرایی اقتصادی باعث شده تا هند اولا به یکی از پویاترین کشورها در اقتصاد جهانی تبدیل شود و ثانیا به عنوان یک کانون نوظهور ثروت و قدرت در جهان تلقی بشود. الزام توسعه اقتصادی این کشور از یک طرف و دگرگونی های گسترده در نظام بین الملل، جهت گیری جدید را به سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه و در قبال اسراییل و ایران تحمیل کرده است. در این مقاله به دلایل تغییر سیاست خاورمیانه ای هند از سیاستی که در عصر جنگ سرد در پرتو اصل عدم تعهد تعریف می شد به سیاستی که بر اساس ضرورت های جدید منافع ملی هند بازتعریف شده متمرکزیم. بنابراین با توجه به مقدمات فوق، سوال اصلی این مقاله آن است که با توجه به گزینه های پیش روی هند، سیاست خارجی هند در قبال اسراییل و ایران با چه تغییراتی همراه شده است؟ فرضیه مقاله اینگونه مطرح می شود که سیاست خارجی هند در حوزه خاورمیانه از سیاستی ایدیولوژیک و جهان سوم گرایانه که بر اصول عدم تعهد مبتنی بوده است به سیاست تعهدات چندگانه و چند جانبه مبتنی بر ضرورت های دسترسی به منابع انرژی های نفت و گاز، بازارها، تسلیحات نظامی است. مقاله حاضر براساس روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع مجازی، نشریات تخصصی نوشته شده است و از لحاظ قلمرو موضوعی این مقاله سیاست تعهدات چندگانه هند را در قبال کشورهای ایران و اسراییل بررسی می-کند.
    کلید واژگان: هند, خاورمیانه, منافع ملی, ایران, اسرائیل
    Reza Simbar *, Danial Rezapoour, Sedighe Azin, Ali Eskandarinasab
    success in rapid development with economic practice has led india to become one of the most dynamic countries in the global economy and secondly to be regarded as a new powerhouse of wealth and power in the world . The necessity of the country's economic development one hand and the broad change in the international system imposes a new orientation on the foreign policy of this country in the Middle East and to Israel and Iran. , for changing the policy of the Middle East policy, the policy adopted in the Cold War era was defined in the light of the principle of non - commitment to a policy that was redefined by the new urgency of the Indian national interest. therefore , according to the above arrangements , the main question of this paper is that , considering the alternatives to india , the foreign policy of india with regard to israel and iran has changed . the hypothesis of the paper is that india's foreign policy in the Middle East region from ideological policy and the third world based on non - commitment principles is based on policies based on the necessity of access to energy and gas resources, markets, military weapons. The present paper is based on the descriptive - analytic method and by the use of virtual resources , specialized publications , and in terms of subject territory of this paper examines the policy of India 's multiple commitments towards the countries of Iran and Israel
    Keywords: India, Middle East, National interests, Iran, Israel
  • دانیال رضاپور*، ابوالفضل مجیدی
    هدف پژوهش حاضر بررسی سیاست های نظامی اتحاذ شده از سوی ایران در قبال شکل نوینی از دیپلماسی به نام دیپلماسی نظامی و تاثیر آن بر سیاست خارجی ایران است. می پردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که با توجه به اینکه دیپلماسی نظامی، شیوه نوین ارایه توان نظامی برای پرهیز از درگیری، افزایش بازدارندگی و ابزاری در دست کارگزاران سیاست خارجی دولت ها به منظور افزایش قدرت چانه زنی و توانمندسازی آن است، اتخاذ چنین رویکردی از سوی جمهوری اسلامی ایران، سبب افزایش توانمندی این کشور در پیگیری اهداف سیاست خارجی و پیرو آن، افزایش قدرت- امنیت و نقش آن در عرصه تحولات منطقه ای می شود.
    کلید واژگان: سیاست خارجی, دیپلماسی نظامی, جمهوری اسلامی ایران, توان نظامی
    Danial Rezapour *, Abolfazl Majidi
    The purpose of the present study is to review the military policies adopted by Iran in approach to a new form of diplomacy called military diplomacy and its impact on Iran's foreign policy. The method of study is descriptive-analytic and the results showed that since military diplomacy is a new method of representing military power to avoid conflict and acts as a deterrent and means in the hands of the officials of the foreign policy to foster the power of negotiation, adopting such an approach by the Islamic Republic of Iran strengthens this country to pursue its goals in the foreign policy and consequently, improve its power-security in the realm of regional transformations.
    Keywords: foreign policy, Military Diplomacy, Islamic Republic of Iran, Military Power
  • مهدی هدایتی شهیدانی، دانیال رضاپور*، علی گلستانی، علی اسکندری نسب

    انقلاب اسلامی موجد یک تحول فرهنگی- اجتماعی در جامعه ایران بوده است که در ارتباط و تعامل با دولت ها و ملت های دیگر بر ابزارهای فرهنگی و گفتگو تاکید دارد. آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بر اساس آموزه های اسلام نقش و جایگاه ویژه ای را برای عناصر فرهنگی در عرصه های اجتماعی و سیاسی قایل هستند. ایشان با تاکید بر ارزش های فطری و الهی که در همه انسان ها مشترک است درصدد بیداری و آگاهی مردم و ایجاد وحدت در بین مسلمانان بر اساس ارزش های جهان شمول فرهنگی بوده است. همچنین ج.ا. ایران و البته سیاست خارجی آن به دلیل مشرب داشتن از دو پشتوانه هویتی و فرهنگی غنی، "منبع ایرانی" و "منبع اسلامی"، همواره اصول فرهنگی، هویتی و ایدیولوژیک خاصی مدنظر داشته است. این نگارش پس از بررسی ظرفیت ایجادشده از طریق منابع تمدنی و دینی و دیگر مولفه های فرهنگی برای سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، به نوع نگاه و جایگاه دیپلماسی فرهنگی در اندیشه آیت الله خامنه ای می پردازد. دغدغه اصلی این نگارش پاسخ به این سوال است که "با توجه به رهنمودهای آیت الله خامنه ای دیپلماسی فرهنگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه و با چه معیار، و راه کاری تقویت می شود؟" برای پاسخ این سوال، این مقاله؛ فرضیه زیر را به آزمون می گذارد: "احصاء و فعال سازی مولفه های تمدنی قدرت آفرین در بستر دیپلماسی فرهنگی زمینه ارتقاء عملکرد و تحقق اهداف سیاست خارجی ج. ا. ایران در عصر جهانی شدن است".

    کلید واژگان: دیپلماسی فرهنگی, آیت الله خامنه ای, سیاست گذاری فرهنگی, سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
    Mehdi Hedayati Shahidani, Danyal Rezapoor *, Ali Golestani, Ali Eskandarinasab

    The Islamic Revolution has created a socio-cultural transformation in Iranian society that emphasizes cultural tools and dialogue in communication and interaction with other governments and nations. Based on the teachings of Islam, Ayatollah Khamenei, the Supreme Leader of the Islamic Revolution, attaches a special role and position to cultural elements in the social and political spheres. By emphasizing the innate and divine values ​​that are common to all human beings, he has sought to awaken and educate the people and create unity among Muslims based on universal cultural values. Also Iran and, of course, its foreign policy have always considered certain cultural, identity and ideological principles due to their combination of two rich identities and cultural backgrounds, "Iranian source" and "Islamic source". This article, after examining the capacity created through civilized and religious sources and other cultural components for the foreign policy and diplomacy of the Islamic Republic of Iran, deals with the type of view and position of cultural diplomacy in Ayatollah Khamenei's thought. The main concern of this article is to answer the question: "What are the criteria for strengthening cultural diplomacy in the foreign policy of the Islamic Republic of Iran according to the instructions Ayatollah Khamenei?" To answer this question, this article; It tests the following hypothesis: "The components of power-creating civilization in the context of cultural diplomacy are the basis for improving the performance and realization of the goals of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran in the age of globalization."

    Keywords: Ayatollah Khamenei, cultural policymakers, Cultural diplomacy, Foreign policy of the Islamic Republic of Iran
  • دانیال رضاپور، مهدی هدایتی شهیدانی *

    انرژی دارای ارزش و اهمیت بسیار تعیین کننده ای در روابط بین الملل می باشد و وجود آن در هر کشوری می تواند آن کشور را تبدیل به عرصه ای برای رقابت و کشاکش نموده و صف بندی ها و آرایش های سیاسی را حول آن شکل دهد. در راستای دکترین فوق، اتحادیه اروپا به دنبال استفاده حداکثری از انرژی و همکاری با کشورهایی است که دارای منابع انرژی می باشند تا قدرت خود را بازیابد و بیشترین تاثیر را بر سیاست های کشورهای صادرکننده انرژی به ویژه روسیه برجای بگذارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به بررسی علل، زمینه و هم چنین نقش متغیر انرژی در همکاری اتحادیه ی اروپا با آذربایجان از سال 2006 به بعد می پردازد. پرسش اصلی مقاله این گونه مطرح می شود که دالیل اهمیت جمهوری آذربایجان در سیاست انرژی اتحادیه اروپا چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که »استفاده ی سیاسی روسیه از ابزار انرژی به منظور فشار بر اتحادیه اروپا و هم چنین رشد روزافزون نیازهای اتحادیه به واردات منابع انرژی، شرایط را برای افزایش همکاری های اتحادیه اروپا با آذربایجان از طریق کریدورهای بین المللی فراهم آورده و در شرایط تیرگی روابط با روسیه، گسترش مناسبات میان اتحادیه و آذربایجان به تسهیل در روند فشار بر روسیه و افزایش قدرت چانه زنی اتحادیه منجر شده است.

    کلید واژگان: اتحادیه اروپا, آذربایجان, دیپلماسی انرژی, روسیه, کریدور گاز جنوبی
    Danyal Rezapoor, Mehdi Hedayati *

    The geo-economic situation and the amount of oil and gas reserves in the Republic of Azerbaijan, along with Russia's disputes with near abroad from 2006 to 2014, and the disruption of the gas of the European countries, was a factor in pushing the European Union to seek new energy resources to Azerbaijan. The present paper examines the causes, context, and also the role of the energy variable in the European Union's cooperation with Azerbaijan over the past few years. The main question of this article is the question of what place Azerbaijan has in the EU diplomacy of energy? In response, it is hypothesized that "Russia's political use of energy resources to pressure the European Union, as well as the growing need of the Union to import energy resources, will provide conditions for increasing EU cooperation with Azerbaijan through the Southern Gas Corridor has brought And increased union bargaining power. The findings of the study show that the union, in its awareness of the asymmetric dependence on Russian energy and its consequences and security threats, has sought in recent years to reduce these threats by connecting with Azerbaijan and diversifying its energy resources.

    Keywords: (Azerbaijan, energy diplomacy, Russia, Southern gas corridor(SGC
نمایش عناوین بیشتر...
سامانه نویسندگان
  • دانیال رضاپور
    دانیال رضاپور
    (1398) دکتری روابط بین الملل، دانشگاه گیلان
اطلاعات نویسنده(گان) توسط ایشان ثبت و تکمیل شده‌است. برای مشاهده مشخصات و فهرست همه مطالب، صفحه رزومه ایشان را ببینید.
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال