جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "culture" در نشریات گروه "ادبیات و زبان ها"
تکرار جستجوی کلیدواژه «culture» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
ادبیات عامه ایرانی نمونه بارزی از گنجینه گران بهای ادبی جهان است که ما ایرانیان از ذخایر و مالکیت این گنج معنوی برخوردار هستیم که متاسفانه قدر آن را ندانسته ایم. ضرب المثل ها گونه ای از این گنجینه هستند که معمولا تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آنها نهفته است. بسیاری از این داستانها از یاد رفته اند، و پیشینه برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این حال، در سخن بهکار میروند. در کشور ما به دلیل سابقه کهن، ضرب المثل های فراوانی وجود دارد. اگرچه در اقوام مختلف ایرانی این ضرب المثل ها دارای تفاوت هایی در زبان و لهجه است، ولی بسیاری از آن-ها به جهت معنا و یا مفهوم مشترک هستند. ضرب المثل ها در واقع انعکاسی از فرهنگ اصیل و شایع هر جامعه است. در پژوهش حاضر، با بحث و بررسی در مورد ضرب المثل ها و تعبیرات عامیانه رایج در دیار ترشیز، سعی خواهیم کرد ارزش ها، معیارها و شیوه زندگی گذشتگان مان را ترسیم کنیم و از این طریق آداب و رسوم، ساختارهای فرهنگی و هنجارها را مورد پژوهش و بررسی قرار دهیم.
کلید واژگان: ضرب المثل, فرهنگ, ساختارهای فرهنگی, ترشیز کهنIranian popular literature is a clear example of the world's precious literary treasure that we Iranians enjoy the reserves and ownership of this spiritual treasure, which unfortunately we have not appreciated. Proverbs are a type of this treasure, some of which usually have a history and instructive story behind them. Many of these stories have been forgotten, and the background of some proverbs is not clear to some people; however, they are used in speech. In our country, due to its ancient history, there are many proverbs. Although these proverbs have differences in language and dialect among different Iranian ethnic groups, many of them are common in meaning or concept. Proverbs are actually a reflection of the original and prevalent culture of each society. In the present study, by discussing and examining proverbs and popular expressions common in the land of Torshiz, we will try to outline the values, standards, and lifestyle of our ancestors, and in this way, we will research and examine customs, cultural structures, and norms.
Keywords: Proverb, Culture, Cultural Structures, Ancient Torshiz -
پژوهش حاضر با هدف مطالعه پیوندها و روابط خویشاوندی و قومی مهاجران لک ساکن محله نظامآباد شهر تهران با روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. دادهها با روش مصاحبه عمیق با 21 شرکتکننده جمعآوری و با روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شدند که نه مقوله فرعی و یک مقوله مرکزی بهدست آمد. مقولات فرعی شامل غلبه ازدواج درونگروهی (درونقومی)، اختلاف نسلی، احساس تعلق اجتماعی و مکانی، استمرار مناسبات با زادگاه، استمرار روابط با همم حلهای ها، ساده کردن ارتباطات، محدود شدن تعاملات، پای بندی به رسوم قومی محلی و حفظ هم بستگی و مقوله مرکزی «کوشش برای حفظ پیوندهای محلهای و زادگاهی» بود. مهاجران بهویژه نسل اول، بر نگهداشت و تداوم تعاملات و ارتباطات خود با لکهای ساکن محله نظامآباد و با خویشاوندان ساکن شهرستان کوهدشت تمایل و تاکید داشتند و به شیوههای مختلفی احساس تعلق خود را به زادگاه نشان میدادند. با توجه به تفاوت ملموس در تجربه جامعه پذیری نسل اول و نسلهای بعدی مهاجران، ممکن است منابع هویتبخش سنتی بهتدریج مورد بازاندیشی قرار بگیرند و به دنبال آن پیوندها و روابط آنان با هم و با زادگاه دگرگون شود و چه بسا نوع و شیوه عمل نسلهای بعدی، بیشتر در راستای همگونی با فرهنگ جامعه میزبان باشد و تعلق و پای بندی آنان به مولفههای فرهنگ زادگاه قومی شکل نمادین بهخود بگیرد.
کلید واژگان: فرهنگ, تجربه زیسته, مهاجران, قوم لک, پیوندها و روابط خویشاوندیThe purpose of this research is to study the situation of kinship and ethnic connections of Lak immigrants living in Nezam-Abad neighborhood of Tehran using an interpretive phenomenology method. Data were collected through in-depth interviews with 21 participants and analyzed using Colaizzi seven-step method, resulting in nine sub-categories and one core category. The subcategories included a predominance of endogamy, generational difference, sense of social and place belonging, continuity of relationships with the birthplace, continuity of relationships with neighbors, simplification of communication, limited interactions, adherence to local ethnic customs, and maintenance of solidarity. The core category was "effort to maintain neighborhood and hometown connections". First-generation migrants, in particular, expressed a strong desire and emphasis on maintaining interactions and relationships with Laks residing in Nezamabad neighborhood and with relatives in Kuhdasht county. They demonstrated their sense of belonging to their birthplace in various ways. Given the tangible difference in the socialization experiences of first-generation and subsequent generations of migrants, traditional sources of identification may be subject to rethinking. Consequently, their connections and relationships with each other and with their homeland may change, and perhaps the actions and behaviors of subsequent generations will align more homogeny with the dominant culture of the host society. Their sense of belonging and commitment to the components of their ethnic origin culture may take on a more symbolic form.
Keywords: Culture, Lived Experience, Immigrants, Lak People, Kinship, Ethnic Connections -
رسالت بنیادی همه نظام های آموزشی، آماده سازی ذهن دانش آموز برای آینده در بستر فرهنگ می باشد. به همین دلیل، محققان و اندیشمندان به عرصه آموزش ورود کرده و سرمایه گذاری در اندیشه بشری برای عملیاتی کردن چشم اندازهای آموزشی را جزو محوری ترین فرایند به شمار می آوردند. اما تحقق این چشم انداز مستلزم شناخت رابطه آموزش با فرهنگ، گنجاندن محتوای فرهنگی در برنامه درسی و مواد آموزشی و در نهایت کشف و برجسته سازی این مولفه ها در فرایند آموزش به دانش آموزان است. هدف از این جستار، برجسته سازی مولفه های فرهنگی به عنوان محتوای پنهان درسی کتاب «عربی، زبان قرآن (1)» پایه دهم رشته علوم انسانی ایران است که با همتای خود، کتاب اللغه العربیه «هیا للإبداع» دهم متوسطه کشور مصر با سنجه کمیت مورد ارزیابی قرار می گیرند تا میزان بازتاب این مولفه ها در محتوای کتاب درسی داخلی احصاء، و نقاط قوت و ضعف آن در مقایسه با همتای مصری، مورد نقد و بررسی قرار گیرد. کل محتوای دو کتاب به عنوان جامعه آماری در این پژوهش است که در ابتدا، داده ها در قالب جدول و نمودار ارائه و در ادامه بصورت توصیفی-تحلیلی مورد کنکاش قرار می گیرند. نتایج نشان می دهد که، زمینه های اسلامی (45%)، اجتماعی (67%) و دینی (15%) در کتاب درسی مصر و زمینه های اسلامی (%54)، دینی (84%) و صنایع فرهنگی (70%) در کتاب درسی ایران بیشترین فراوانی را داشته و این جنبه های اسلامی و دینی است که علی رغم تفاوت در دفعات کاربرد، بصورت مشترک در صدر محتوای فرهنگی به کار رفته در کتاب های درسی فوق می باشد.
کلید واژگان: آموزش, مولفه های فرهنگی, کتاب درسی عربی, ایران, مصرThe primary task of all educational systems is to prepare the student's mind for the future in the context of culture. For this reason, researchers and thinkers entered the field of education and considered investing in human intellect to activate educational perspectives as one of the most central processes. However, realizing this vision requires understanding the relationship between education and culture, including components of culture in educational curricula and materials, discovering these components, and highlighting them in the teaching process for students. The aim of this article is to highlight the cultural components as the depth of the content of the curriculum of the book "Arabi, Zaban Qur'an (1)" in the tenth grade in the field of humanities in Iran with its counterpart, the Arabic language book "Let's Get Creative" in the tenth grade of secondary school in Egypt, which is evaluated through Quantitative measure of cultural components. The entire content of the two books is a statistical community in this research. At first, the data is presented in the form of tables and graphs, and then it is analyzed descriptively - analytically. The results showed that the Islamic (45%), social (67%) and religious (15%) contexts in Egyptian textbooks and the Islamic fields (54%), religious (84%) and cultural production (70%) are the most common in Iranian textbooks. These are the Islamic and religious aspects that despite They differ in the number of uses together, on top of the cultural components used in the textbooks above.
Keywords: Education, Culture, Cultural Components, Arabic Book, Iran, Egypt -
فرایند جهانی شدن و حس رقابت ملت ها جهت رسیدن به آمال توسعه، به دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی گسترده ای منجر شده است. هرچند این تحولات، ذاتی و جزء لاینفک جوامع است اما موجب تضعیف هویت ملی و فرهنگ های قومی شده که شایسته است در جریان آن، به عناصر همزیستی ملی و غنای فرهنگ قومی توجه شود تا شاهد پویایی هرچه بیشتر جوامع چندفرهنگی و انسجام ملی باشیم. بنابراین، برای نیل به این اهداف، جوامع نیازمند بازخوانی خرده فرهنگ های بومی هستند. این پژوهش برآن است تا با استفاده از دو شیوه کتابخانه ای و میدانی، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با نگاه میان رشته ای، به واکاوی جلوه های سنت تعاون در فرهنگ و ادب عامه کردی کلهری که موجب استحکام جوامع گذشته بوده است، بپردازد و برای سوالات پژوهش، پاسخ های علمی بیابد. این سوالات عبارتند از: چه جلوه هایی از تعامل و تعاون در فرهنگ و سبک زندگی گذشته مردمان کلهری وجود داشته است؟ آیا تعاون و تعامل در ارتباط با فقرزدایی، استحکام روابط اجتماعی، پیشبرد فعالیت ها، مدیریت نیروی انسانی و زندگی کردزبانان کلهری ایوان غرب و سومار غرب نقش آفرین بوده است؟ و آیا در حال حاضر، نمودی از این روابط فرهنگی در ادب عامه کلهری دیده می شود؟ از یافته های تحقیق آن است که در فرهنگ عامه کلهری جلوه های قابل تاملی از تعامل و تعاون وجود داشته است که از دیرباز نقشی بسزایی در پیشبرد اهداف اجتماعی، تسهیل کارها، رونق اقتصادی، مدیریت نیروی انسانی، پایان دادن به منازعات قومی و زدودن چهره فقر از جوامع کلهری ایفا نموده است. دیگر اینکه در حال حاضر، انعکاس برخی از این روابط در ادب عامه کلهری دیده می شود.
کلید واژگان: تعاون و تعامل, فرهنگ و ادب عامه, کردی کلهری, ایوان غرب و سومارغربThe process of globalization and the competitive spirit of nations to achieve developmental aspirations have led to extensive cultural and social transformations. Although these changes are inherent and an inseparable part of societies, they have weakened national identity and ethnic cultures, which deserve attention to elements of national coexistence and the richness of ethnic culture in order to witness greater dynamism in multicultural societies and national cohesion. Therefore, to achieve these goals, societies need to revisit local subcultures. This research aims to explore the manifestations of the tradition of cooperation in the culture and folklore of the Kalhori Kurdish, which has historically strengthened past communities, using both library and field methods, with a descriptive-analytical approach and an interdisciplinary perspective, to find scientific answers to the research questions. These questions include: What aspects of interaction and cooperation existed in the culture and lifestyle of the Kalhori people in the past? Did cooperation and interaction play a role in poverty alleviation, strengthening social relations, advancing activities, managing human resources, and the lives of Kalhori Kurdish speakers in Iwan-e Gharb and Somar-e Gharb? And is there currently a reflection of these cultural relations in the folklore of the Kalhori? The findings of the research indicate that there are noteworthy manifestations of interaction and cooperation in the folklore of the Kalhori, which have played a significant role in advancing social goals, facilitating tasks, boosting the economy, managing human resources, ending ethnic conflicts, and eradicating poverty from Kalhori communities. Furthermore, it is observed that some of these relationships are currently reflected in the folklore of the Kalhori.
Keywords: Cooperation, Interaction, Culture, Folklore, Kalhori Kurdish, Iwan-E Gharb, Somar-E Gharb -
نشانه شناسی فرهنگی یکی از حوزه های نشانه شناسی است که با نام یوری لوتمان پیوند خورده است. لوتمان فرهنگ را به مثابه ی یک نظام نشانه ای و در تعامل با سایرنظام های نشانه ای در نظر می گیرد. از دیدگاه لوتمان، هر فرهنگی خود را نظام مند و آنچه را که در بیرون از سپهرنشانه ای فرهنگ خودی قرار دارد، به مثابه ی نه -فرهنگ می شناسد. بر اساس نظریه ی روایت مندی، رخداد نوعی تغییر وضعیت از هنجارهای موجود در سپهر نشانه ای تلقی می شود که با تعریف رخداد از منظر گریماس مطابقت دارد. مقاله ی حاضر با تکیه بر دیدگاه نشانه شناسی فرهنگی لوتمان و فرایند روایی گریماس، به تحلیل رمان «جنایت و مکافات» اثر فئودور داستایفسکی می پردازد. در این مطالعه، بررسی قابلیت های کاربردی نظریه ی نشانه شناسی فرهنگی لوتمان در مقایسه با روایت شناسی گریماسی انجام گرفت تا نشان دهیم، چگونه نویسنده ی روس ارزش های اصلی اعم از ایدئولوژی، دین و سیاست را در تقابل با دو قطب خود (روسیه) و دیگری (غرب) مورد قیاس قرار می دهد. دگردیسی راسکولنیکف (قهرمان رمان) و گذار از مرز «دیگری» به «خود» در آخرین بخش رمان از طریق کابوسی شکل می گیرد که با عبور از وضعیت نامطلوب، ناگهانی و بدون مداخله ی سوژه، مطابقت دارد. نتایج نشان می دهد، سپهر نشانه ای لوتمان صرفا محدود به دوگانه های طبیعت و فرهنگ و یا خود و دیگری نیست؛ بلکه فضایی پویا و در حال تکامل است که در آن رخداد، چالش، تعامل میان عناصر گستره ای و فشاره ای و همچنین فضای چرخشی و رفت و برگشتی امری مهم تلقی می شوند.
کلید واژگان: فرهنگ, نه- فرهنگ, خود, دیگری, لوتمان, گریماس, داستایفسکیCultural semiotics is one of the fields of semiotics that is associated with the name of Yuri Lutman. Lotman considers culture as a symbolic system in confrontation and interaction with other symbolic systems. From Lutman's point of view, every culture is self-systematic and what is outside the scope of its own culture is known as non-culture. The theory of narrativeness and occurrence based on the theory of Lotman's symbolic sphere considers the event as a kind of change of the norms in the symbolic sphere, which corresponds to the definition of the event from the perspective of Grimas. The present article analyzes the novel "Crime and Punishment" by Fyodor Dostoyevsky, relying on Lutman's cultural semiotics and Grimas's narrative process. The purpose of this study is to investigate the practical capabilities of Lutman's theory of cultural semiotics in comparison with Grimassi's narratology, in order to show how the Russian writer presents the main values, including ideology, religion and politics, in opposition to two poles. It compares itself (Russia) and the other (the West). Raskolnikov's metamorphosis and the transition from the border of "other" to "self" in the last part of the novel is formed through a nightmare, which corresponds to passing through an unfavorable situation, sudden and without intervention of the subject. Therefore, the new situation refers to the "self and not the other" approach; The approach that is related to the function of identification and ideology of culture considers Russian culture superior to the West.
Keywords: Culture, Non-Culture, Self, Lutman, Grimas, Dostoyevsky -
نشریه زبان پژوهی، پیاپی 52 (پاییز 1403)، صص 183 -217پژوهش حاضر به شیوهای پیمایشی به تعیین میزان و درجه اهمیت شاخص های مولفه مصداق های ادبی دارای ویژگی فرهنگی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان به وسیله متون ادبی در دو سطح میانی و پیشرفته پرداخته است. به این منظور، نخست پرسشنامه ای محقق ساخته دربردارنده 9 گویه از مصداق های ادبی مشتمل بر ویژگی فرهنگی تهیه شد و به صورت غیرتصادفی دسترس پذیر و هدفدار در اختیار 94 مدرس ایرانی با سابقه تدریس در حوزه آموزش زبان و ادبیات فارسی به غیرفارسی زبانان قرار گرفت. دادههای به دست آمده با نرم افزار اس.پی.اس.اس ویرایش 22 و آزمونهای آماری کای-دو یکطرفه و فریدمن مورد بررسی قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که جمعیت نمونه در اهمیت ورزی به گویه ها بیشتر به معیارهایی همچون تناسب متن های انتخابی با اهداف عمومی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، عدم بازنمایی چندصدایی فرهنگی، نداشتن بافت-وابستگی یا وابستگی به زمینه های اجتماعی، اندیشگانی، فلسفی، عرفانی، کلامی، تعلق بیشتر به مصداق های فرهنگ عمومی در برابر آن چه فرهنگ فاخر خوانده میشود، قابلیت انطباق گویه ها با سطح مهارت زبانی فارسی آموزان، روشها، رویکردها و استراتژیهای آموزش مهارتهای زبانی و جهانشمول بودن، قابلیت همه فهمی و فعالسازی دانش پیشین فارسی آموزان نظر داشته اند.کلید واژگان: متون ادبی, فرهنگ, آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانانLanguage research, Volume:16 Issue: 52, 2024, PP 183 -217Since the early eighties of the 20th century and following the criticism of the empty place of culture in language teaching methods and approaches, emphasis was placed on the necessity of using culture as a basic pillar in language teaching; because the critics evaluated the awareness of the cultural themes governing the target language society as very important, and considered mastering a foreign language to be much more than a simple combination of words, sounds and sentences (Roche, 2001; quoted from Firoozabadi & Amiri, 2010). Therefore, selecting sources that effectively reflect societal cultural issues is crucial for incorporating culture into second/foreign language teaching. This is where literary texts stand as one of the worthiest representatives of cultures of nations in this field. This research was aimed to determine the importance of the indicators of literary instances with cultural characteristics in teaching Persian to non-Persian speakers through literary texts at both intermediate and advanced levels. The questions that this research seeks to answer are as follows:What is the importance of using indicators of literary instances with cultural characteristics for teaching Persian language to non-Persian speakers at the intermediate and advanced levels, according to experienced teachers?What is the best order of using literary contents with cultural characteristics based on their importance in teaching Persian language to non-Persian speakers at both intermediate and advanced levels from the perspective of experienced teachers in this field?Keywords: Literary Texts, Culture, Teaching The Persian Language To Non-Persian Language
-
از آنجا که ضرب المثل ها یکی از مقوله های زبانی بسیار مهم هر ملت را تشکیل می دهند و علاوه بر این نمای کاملی از فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید یک ملت هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند و مقوله مهمی در مطالعات زبان شناسی و ادبیات به شمار می روند.ضرب المثل ها در ادبیات ملل مختلف از جایگاه ویژه ای برخوردارند تا جایی که بخش مهمی از ادبیات هر جامعه را دربرگرفته اند و بررسی آن ها منجربه کشف اشتراکات و اختلافات فرهنگی آنها می شود و نشانه دغدغه فکری گذشتگان و دارای پند و اندرز است. زبان های فارسی و عربی در طول تاریخ همواره تاثیرات بسیاری بر هم داشته اند و این تاثیرات و مبادلات فرهنگی گاها باعث ایجاد اشتراکات زیادی بین این دو زبان شده است. این مقاله سعی دارد به روش توصیفی تحلیلی ضرب المثل های با مفهوم مشترک بین این دو زبان را از نظر جایگاه عناصر طبیعی در آن ها مورد بررسی قرار دهد. نتایج این مقاله حاکی از آن است مثل های فارسی و لبنانی در به کارگیری عناصر طبیعی زمینی دارای مشترکات بسیاری هستند علت این امر به موقعیت جغرافیایی، بافت فرهنگی و تاریخی و بینش مشترک دو ملت باز می گردد. اما در عین حال ضرب المثل های لبنانی در مقایسه با ضرب المثل های فارسی گرایش بیشتری به عناصر طبیعت به ویژه حیوان و سنگ داشته است. از دیگر نقاط مشترک آن ها، این که هر دو زبان در بیان مثل های خود در به کارگیری حیوانات به استقامت آن ها، غریزه و جثه شان توجه داشته اند اما در دیگر عناصر همچون کوه، سنگ و آب صرفا خود واژگان مدنظر بوده اند.
کلید واژگان: ایران, ضرب المثل, طبیعت, فرهنگ, فولکلورProverbs are of special importance since they are one of the most important linguistic categories of any nation and a complete view of the culture, customs and beliefs of a nation, and important category in the study of linguistics and literature. Proverbs have a special place in the literature of different nations to the extent that they cover an important part of the literature of any society and their study leads to the discovery of their cultural commonalities and differences and is is a sign of the intellectual concern of the past and has advice. Persian and Arabic languages have always had many influences throughout history, and these influences and cultural exchanges have sometimes led to many similarities between the two languages. This article tries to examine the proverb with a common meaning between these two languages in terms of the place of natural elements in them in a descriptive-analytical method. The results of this article indicate that Persian and Lebanese proverbs have many commonalities in the use of natural terrestrial elements. The reason for this is due to the geographical location, cultural and historical context and the common vision of the two nations. But at the same time, Lebanese proverbs have a greater tendency towards the elements of nature, especially animals and stones, compared to Persian proverbs. Another common point is that both languages, in expressing their proverbs in the use of animals, have paid attention to their endurance, instinct, and body, but in other elements, such as mountains,
Keywords: Culture, Nature, Proverb, Folklore, Iran -
ازدواج از موضوعات بحث برانگیز در آثار حماسی جهان است. ازدواج در آثار حماسی دارای فرجامی خوش و گاها غم انگیز است که موجب شورش، جنگ و خونریزی، نابودی پادشاهان می گردد. ازدواج سنگ بنای هر جامعه ای است که تامین کننده نیازهای روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی انسان است و در عین حال یک پدیده فرهنگی است که نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است. پژوهش حاضر با روی کردی توصیفی- تحلیلی و خوانشی تطبیقی به روش آمریکایی به بررسی بن مایه ها و آیین ازدواج در شاهنامه و رامایانا پرداخته است. با توجه به اهمیت نتیجه اسطوره ها و حماسه ها در دنیای کنونی و انتقال آداب و رسوم و فرهنگ هر جامعه ای، ضرورت این پژوهش احساس شد. حاصل از این پژوهش دست یابی به بن مایه های همانند آزمون ازدواج، آداب و رسوم ازدواج، پیشگامی و آزادی دختر در ازدواج و برون مرز همسری است. در شاهنامه بسامد برون مرز همسری بیشتر از رامایانا مشهود است که همین امر باعث سفر و جستجوی پهلوانان شده است. در واقع آئین ازدواج در ایران با توجه به نوع آن موقتی یا پایدار بودن آن شامل رسومات مختلفی است. و در فرهنگ مردم هند بیشتر با آئین های مذهبی همراه است. به طور کلی بن مایه ها و اساس اولیه ازدواج در شاهنامه و رامایانا دارای وجوه مشترک و متفاوتی است که در میان آن برون مرز همسری و آزمون ازدواج دارای اشتراکات فراوانی در این دو فرهنگ است. هر دو فرهنگ تلاش داشته اند تا هدف از سفرهای پهلوانان خود را توجیه کنند و از جانب دیگر بر انتخاب همسر توسط زن اصرار داشته اند.
کلید واژگان: ازدواج, آزمون ازدواج, فرهنگ, شاهنامه, رامایانا.Marriage is a controversial subject in epic works of the world. It has happy and often sad endings which causes rebellion, war, bloodshed and destruction of kings. It is the corner stone of every society which provides psychological, emotional, social and moral needs of man and at the same time it is a cultural phenomenon that every nation gives it its own special colour. Employing descriptive analytic approach and also applying comparative reading the American style, the purpose of the present research is to study themes regarding marriage rituals in Shahnameh and Ramayana. In view of the importance of the outcome of the myths and epics in today’s world and the transmission of customs and culture of every society, the need for this research was felt. The result of the research is finding themes such as marriage test, marriage rites, freedom of women in marriage and the fact that they take the first step in marriage, and wedding outside borders. The latter is more evident in Shahnameh than in Ramayana and this issue was the cause for hero’s journeys and quests. Marriage rituals in Iran whether temporary or permanent include different customs and in Indian culture it is more accompanied with religious rites. In general themes and the basic foundation of marriage in both works have common and different aspects among which wedding foreigners and marriage test have the most similarities in these two cultures. On one hand they both attempt to justify the hero’s journeys and on the other hand they insist on the women’s prime choice of spouse.
Keywords: Marriage, Marriage Test, Culture, Shahnameh, Ramayana -
دیپلماسی فرهنگی آن بخشی از دیپلماسی است که پیگیر توسعه مناسبات بین المللی و بین الدولی از دریچه فرهنگ، هنر و مولفه های تمدن ساز است. جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن مولفه های فرهنگی، تمدنی، دینی و اشتراکات فراوان قادر به نقش آفرینی فعال تر در حوزه دیپلماسی فرهنگی در هند است. در این پژوهش کاربردی سعی می شود با استفاده از مهم ترین آثار و منابع کتابخانه ای دردسترس به روش توصیفی-تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش باشد که مولفه های کاربردی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در هند کدام است؟ فرضیه این پژوهش عبارت از این است که مولفه های دینی-ارزشی، فرهنگی-هنری و تمدنی-هنجاری می تواند با توجه به روابط فرهنگی و تمدنی چندهزارساله، وجود جامعه گسترده مسلمان، حضور هشتصدساله زبان و ادبیات فارسی و شخصیت های فرهنگی و ادبی مشترک، به ارتقای قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کمک شایانی کنند؛ بنابراین پژوهش حاضر از منظر نظریه سازه انگاری به تحلیل موضوع خواهد پرداخت.
کلید واژگان: دیپلماسی فرهنگی, قدرت نرم, فرهنگ, تمدن, روابط فرهنگیIts cultural diplomacy is a part of diplomacy that pursues the development of international and interstate relations through culture, art and civilization-building components. The Islamic Republic of Iran, with its cultural, civilizational and religious components and many commonalities, is able to play a more active role in the field of cultural diplomacy in India. In this practical research, using the most important works and available library sources, in a descriptive-analytical method, it is tried to find an answer to the question that what are the practical components of the cultural diplomacy of the Islamic Republic of Iran in India? The hypothesis of this research is that the religious-value, cultural-artistic and civilizational-normative components can be related to several thousand years of cultural and civilizational relations, the existence of a large Muslim community, the presence of the Persian language and literature for eight hundred years, and common cultural and literary figures. They help to promote the soft power and cultural diplomacy of the Islamic Republic of Iran, so this research will analyze the issue from the perspective of constructivist theory.
Keywords: Cultural Diplomacy, Soft Power, Culture, Civilization, Cultural Relations -
ساقی نامه از گونه های ادبی است که به ویژه در عصر صفوی مورد توجه قرار گرفت و ساقی نامه هایی مفصل، اغلب به تقلید از ساقی نامه ظهوری ترشیزی، در این روزگار سروده شد. طغرای مشهدی، شاعر پرکار و توانای سده یازدهم در کنار دیوان و رسائل، ساقی نامه ای در نه هزار بیت سروده است که مفصل ترین ساقی نامه زبان فارسی به شمار می رود. با توجه به این که ساقی نامه مذکور تاکنون مورد نقد و بررسی قرار نگرفته، پژوهش حاضر کوشیده است تا با تکیه بر دو نسخه کهن از آن؛ یعنی نسخه خطی ساقی نامه به شماره 16771 کتابخانه ملی و نسخه خطی کلیات اشعار طغرای مشهدی به شماره 321 دیوان هند در لندن که تصویر آن در کتابخانه دانشکده ادبیات دکتر شریعتی دانشگاه فردوسی نگهداری می شود، به بررسی ویژگی های زبانی و محتوایی شعر وی بپردازد. نتایج نشان می دهد که طغرا در این ساقی نامه با کاربرد گسترده زبان هندی، فرهنگ عامه، و نیز اصطلاحات فنون مختلف، به ظرفیت هایی بدیع در تصویرآفرینی دست یافته، به ویژه که محمل آن طبیعت دلنشین شبه قاره و قوه خیال خود اوست. محتوای ساقی نامه طغرا بسیار متنوع است؛ از ستایش پیامبر و ائمه تا شهرآشوب و وصف آلات و نغمات موسیقی، و نکته سنجی هایی در نقد ادبی را شامل می شود.
کلید واژگان: شعر فارسی, ساقی نامه, فرهنگ و زبان هندی, طغرای مشهدیToghray Mashhadi’s Saqi-nameh is one of the literary genres that received a lot of attention, especially in the Safavid era, and detailed Saqi-namehs, often in imitation of Torshizi’s Saqi-nameh which were written in this era. Toghray Mashhadi, a prolific and capable poet of the 11th century, wrote a Saqi-nameh in nine thousand verses, which is considered the most detailed Saqi-nameh in the Persian language. He has included terms from popular culture as well as sciences such as music and botany in this Saqi-nameh with a noble imagination and created original poetic images. The deviation from norms of Toghray Mashhadi, especially in the use of Indian words, has attracted the attention of anthologies writers. Due to the fact that Saqi-nameh of Mashhadi has not been widely criticized, the present study tries to analyze the stylistic and linguistic features of this work in detail and show the innovations of it by relying on two old versions of his masterpiece.
Keywords: Stylistics, Saqi Nama, Toghray Mashhadi, Indian Language, Culture -
ارتباط بین شاعر و آداب و رسوم در هر جامعه بخش اعظمی از ادبیات را تشکیل می دهد. آیین ها و رسوم هر کشور سازنده عناصر فرهنگی جامعه به شمار می آیند و تنوع و تعدد این آیین ها گواهی بر غنای فرهنگی یک جامعه است و در این میان جشن های متنوع فرهنگ غنی ایران، در کنار عیدهای مذهبی به عنوان جزیی از فرهنگ، توجه ویژه ای را در آثار مکتوب به خود معطوف کرده اند که در هر دوره با آداب و مراسمی خاص برگزار می شده است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی - توصیفی با بهره گیری از شیوه کتابخانه ای در پی تبیین شان و جایگاه فرهنگی جشن های ملی همچون نوروز، مهرگان، سده و بهمنجه در نزد ایرانیان با تاکید بر اشعار سبک خراسانی و بازتاب کمیت به کار بردن هر عید در دیوان هر شاعر می باشد، دستاورد این بررسی بر این نکته صحه گذاشت که اگرچه زمینه پژوهش بیشتر این شعرها در ستایش حکمرانان و بزرگان دربارها بود؛ اما آنچه مشهود بود بازتاب این جشن ها در اشعار شاعران و توجه به فرهنگ خاص ایرانی و نشانه های آن و اهتمام درباریان به حفظ و اشاعه آداب و رسوم فرهنگ ایران بود. از این رو می توان با مطالعه آثار شاعران با اندیشه حاکمان درباری و روحیه مردم هم عصر آن آشنا شد و به اهمیت و ارزش آنها در مقوله نظم فرهنگی و کارکرد مفیدی که در جهت نزدیکی اقوام ایرانی و همبستگی ملی ایجاد می نموده اند، پی برد.
کلید واژگان: فرهنگ, نوروز, مهرگان, سده, بهمنجهThe relationship between the poet and customs in every society constitutes a large part of literature. Rituals and customs of every country are considered as the cultural elements of the society, and the diversity and multiplicity of these rituals is a testimony to the cultural richness of a society, and in the meantime, the various celebrations of Iran's rich culture, along with religious holidays as a part of culture, have received special attention in written works. They have pointed out that in each period, special rituals and ceremonies were held. Today, some of these celebrations and ceremonies, which are considered as symbols of Iranian culture, have been forgotten or have become less common among the people; But despite its long history, some of these celebrations have survived and the values behind them have been passed down from generation to generation. The present study seeks to explain the dignity and cultural status of these festivals among Iranians by emphasizing the poems of Rudaki, Farrokhi, Manouchehri and Ferdowsi and reflecting the quantity of each Eid in the divan of each poet, although most of these poems are in praise of rulers and courtiers; However, from the reflection of these celebrations and festivals in Persian poetry, one can get acquainted with the thought of court rulers and the spirit of its people and realize their importance and value in terms of cultural order and useful function that they have created for the proximity of Iranian tribes and national solidarity.
Keywords: Culture, Nowruz, Mehregan, Sedeh, Bahmanjeh -
پژوهش حاضر که با روشی تحلیلی و کتابخانه ای انجام شده به تحلیل نقش های مختلف رنگ ها در اصطلاحات فرانسه و فارسی پرداخته است. از یک سو، این اصطلاحات در زمینه زبانشناسی خصوصا از لحاظ واژگان و ساختار نحوی، و از سوی دیگر نماد های پنهان و آشکار آن ها از دیدگاه بینا فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته اند. در واقع، نویسندگان جهت آگاهی از اشتراک و افتراق نقش رنگ ها دراصطلاحات مورد نظر دو زبان و ایجاد نظم و انسجام در متن مقاله، آنها را به ابتکار خود در شش گروه بدین ترتیب طبقه بندی کرده اند: استعاره مفهومی، اصطلاحات با ساختار صفت و موصوف، مجاز، عرصه سیاست، مفاهیم انتزاعی و اصطلاحات با ساختار مصدر فعل. قابل ذکر است که با مراجعه به کتاب ها و فرهنگ های تخصصی، پیکره پژوهش متشکل از اصطلاحات واجد شرایط برای هر گروه جمع آوری و برای هر یک از آنها معادل یابی در زبان مقصد انجام گرفته است. علاوه بر بررسی هراصطلاح، مولفین مقاله با استناد به نقطه نظرهای زبانشناسان، مطالعه تحلیلی از مثال ها ارائه داده اند. همچنین، با مراجعه به کتاب ضرب المثل: به سوی یک تعریف بر اساس زبان شناسی (2012) اثر سونیا گومز-ژوردانا فراری ساختار نحوی مثال های پیکره پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.
کلید واژگان: امثال و تعبیرات, بینافرهنگی, رنگ, زبان و فرهنگ, نمادThe present article, realized by using analytical method and library research, has discussed the different roles of colors in French and Persian terms. On the one hand, these terms have been studied in the field of linguistics, especially in terms of vocabulary and syntactic structure, and on the other hand, their hidden and obvious symbols have been analyzed by the intercultural point of view. In order to be aware of the commonality and differentiation of the colors’ role in the terms of both French and Persian languages and to create order and coherence in the text of the article, the authors have categorized them into six groups, according to their own initiative: Conceptual metaphor, terms structured by noun and adjective, metonymy, political domain, abstract concepts and terms based on infinitive. It is noteworthy that by referring to specialized books and dictionaries, the body of research consisting of qualified terms for each group has been conceived and for each of them, equivalent has been chosen in the target language. In addition to examining each term, the authors of the article have provided an analytical study of the examples, citing the views of linguists. Also, by referring to the book Le Proverbe : Vers une définition linguistique (2012) by Sonia Gomez-Jordana Ferari, the syntactic structure of the examples of the research body has been examined.
Keywords: Color, Intercultural, Language, Culture, Proverbs, Expressions, Symbol -
جنسیت، تفاوت و یکسانی نقش های جنسیتی، از مفاهیم بنیادین انسان شناسی جنسیت است. در این پژوهش سعی شده است مصادیق انسان شناختی در داستان های فرهاد حسن زاده و قدسی قاضی نور (به ویژه داستان های گروه سنی د، ه) جستجو و بر پایه انسان شناسی جنسیتی پساساختارگرا تحلیل گردد. مطابق بینش مرسوم و سنتی و به تعبیر روشن تر ایدئولوژی های حاکم بر ساختارهای فرهنگی سنتی، در هر دوگانه ای یک قطب مرکز است و دیگری حاشیه، حال آن که درواقع در دوگانه های یادشده، هیچ کدام از دو قطب بر دیگری برتری ندارد. در مقاله حاضر با پیش چشم داشتن این دیدگاه، مرکزیت داشتن یا نداشتن یکی از دو قطب در دوگانه های طبیعت/ فرهنگ و زن/ مرد در آثار مورد نظر تحلیل شده است تا نشان داده شود که در آثار کدام نویسنده به قطب زن و در کدام اثر به قطب مرد مرکزیت داده شده است؟ در کدام اثر مرکزگریزی اتفاق افتاده است؟ و در کدام یک این اتفاق رخ نداده است؟ این پژوهش نشان می دهد که در بیشتر داستان های مورد بحث، مرکزیت شخصیت پردازی نویسنده با قطب مرد است و نوع نگاه به شخصیت زنانه در اغلب موارد از کلیشه های سنتی پیشین فاصله چندانی نگرفته استکلید واژگان: فرهنگ, انسان شناسی فرهنگی, انسان شناسی جنسیت, ادبیات داستانی, ادبیات کودک.
Gender, difference and uniformity of gender rules are considered as fundamental concepts of anthropology of gender. The present research is an attempt to examine Farhad Hassanzadeh's evidences (particularly in the ages of D and H) so as to analyze them based on post structuralism anthropology. Having confirmed the customary insight, understandable expressions, the ideologies that governor on traditional Cultural structures, One pole is the center and the other one is margin. However, as the matter of fact, the mentioned binaries (the two mentioned polars) are not superior to each other. This research, via considering the viewpoint of giving centrality or having one of two poles in nature/culture binary and female/male, analyzes whether the rate of centrality had been given to Female pole and in whose one it has been given to male pole, in which literally work centrifugal has been happened and in which ones it has not.This research shows, in the most discussed fiction centrality of writer characterization is based on male pole and looking manner to women’s character has not been kept a loof from past traditional stereotypeIntroductionLife in the modern era, especially from the mid-20th century onwards and after two world wars, has, by a great margin, disrupted all previous assumptions and altered human perceptions of many concepts. In other words, a complete cultural revolution has taken place in society. Gender and how it is addressed is one of the concepts that has undergone significant changes compared to the past. Concurrent with changes in human perspectives on these issues, cultural anthropologists have introduced the branch of gender anthropology, the main concern of which is to explore femininity and masculinity beyond their biological nature. Consequently, it aims to "revert to prioritizing other social categorizations (such as ethnicity, age, religion, and social status) over gender categorization by disregarding the concept of 'femininity' as a cohesive social stratum" (Fekouhi, 2007: 233).
Feminist anthropology, as one of the important branches of cultural anthropology, which focuses primarily on gender issues, began in the 1970s and is now evolving into gender anthropology, in which the previous extreme feminist approaches and the focus on the female pole are no longer relevant, and the focus of research is on gender rather than sex. The fundamental belief of this field of study is that there must be a distinction between the "biological characteristics of sexes and the cultural characteristics, referred to as gender.
According to this group's interpretation, 'femininity' is not a biological position but rather a social-cultural one. Therefore, it is assumed that this social-cultural position, which has been adapted to the biological position of women in a particular society, is contractual rather than natural" (Fekouhi, 2007: 232-230).
Although in most cases literary works, especially fiction, are not written for direct education or reflection of specific ideas, and usually differ significantly from the real world due to the presence of elements of imagination and fantasy, sometimes stories can explore concepts that the author is considered part of the dominant culture in contemporary society. In this way, one can find the layers of the author's interpretation in the story and, on a broader scale, the society of the author. It should also be noted that in relation to children, the transfer of both direct and indirect positions is important, and from here the importance of children's literature as an element for transmitting various concepts becomes doubly important.MethodologyThus, the present study turns to children's literature from the perspective of two authors of different and indeed influential genders to explore their gender perspectives and to search for the relevant examples in these works based on descriptive-analytical and interdisciplinary approaches in line with the theory of dualities of cultural anthropology. Gender anthropology believes that the characteristics of men and women in any society are shaped, reflected, and transformed in its literature, art, and culture. The confrontation between men and women and in some cases the superiority of one over the other is the result of the dominance of specific ideological forms in some thoughts, not the result of the different nature of men and women.Results and DiscussionFrom the examination of selected stories, it is evident that characters are often nurtured based on the concept of gender rather than sex, and in most cases, biological differences are considered the factor behind gender differences. In the stories of Judge Noor, the title of the story and the name of the book are often masculine, and in his storytelling, men are also presented in a more favorable position, introduced with higher awareness and knowledge compared to women. They are depicted as readers, not credulous, and not simple-minded. In most stories, they are the heads of the family and are considered decision-makers, but in terms of emotion, responsibility, and family care, they are shown to be inferior to women. Men in these stories are often harsh and unemotional, lacking a proper relationship with their spouses and children, often unemployed and unable to provide for their families, leading them to resort to violence, which naturally victimizes the family, primarily women. However, this can also be attributed to societal status, family welfare, and individuals' ignorance during the narrative timeframe. In these stories, the author sometimes introduces a newer generation with more positive attributes; they are aware and courageous, striving to create positive changes in their lives, with men having a greater share in this. With the passage of time and in a period of rapid cultural change, which is witnessing the greatest gap between generations, the difference in the type of perspective on the issue of gender in previous and present works appears natural. Therefore, the intellectual growth and change in society's perspective on gender have led to a noticeable difference in later books by Hassan Zadeh compared to his earlier works. One of the indications of this is the increased presence of women in society and the subsequent growth of central characters in the form of women's gender. Women in these stories have a more favorable position in terms of livelihood, welfare level, thinking, awareness, satisfaction, health level, and social presence. Sometimes, the audience in the stories is confronted with signs of female dominance and the predominance of women's will and power, and changes in women's temperament and character (from avoidance of dominance to seeking dominance and even violence), something not seen in the works of other selected authors.ConclusionHowever, the dominant view still influences the stories, and in most cases, female characters are depicted in a way that they lack intellectual and financial independence, have simple beliefs, are interested in superstitions, and are captives of undesirable affairs falsely attributed to religion. In contrast, men are more aware, considered the economic and intellectual pillars of the family, have made significant positive changes in terms of emotion and affection, have appropriate relationships with their spouses and children in most stories, and are presented as more positive and complete characters.Keywords: Culture, Cultural Anthropology, Anthropology Of Gender, Fiction, Children Fiction -
در دنیای امروز، زبان و فرهنگ در هم تنیده شده اند و کسب دانش در مورد زبان یک جامعه خاص بدون درک آداب، ارزش ها و باورهای آن جامعه ناقص تلقی می شود. با در نظر گرفتن این موضوع، مطالعه حاضر برای بررسی بازنمایی فرهنگ در سه صفحه پرطرفدار آموزش زبان انگلیسی در اینستاگرام، یعنی آموزش زبان انگلیسی بی بی سی، یادگیری انگلیسی با آکسفورد و یادگیری انگلیسی با کمبریج با استفاده از چهارچوب بازنمایی فرهنگی ارائه شده توسط یوئن (2011) انجام گرفت. این چهارچوب شامل چهار دسته است - محصولات فرهنگی، شیوه ها/رویه ها، دیدگاه ها و اشخاص، که عناصر فرهنگی عینی و ذهنی را پوشش می دهد. با به کارگیری تحلیل محتوای کمی، اهداف اصلی این مطالعه تعیین فراوانی دسته های بازنمایی فرهنگی یوئن در سه صفحه اینستاگرام و مقایسه صفحات از نظر بار فرهنگی آن ها بود. نتایج پژوهش نشان داد که صفحات بررسی شده عمدتا دارای مصادیق جنبه های محصولات فرهنگی و اشخاص هستند. علاوه بر این، نتایج آزمون مجذور کای نشان داد تفاوت های قابل توجهی در بین سه صفحه وجود دارد زیرا توزیع عناصر فرهنگی در صفحات مورد بررسی یکسان نبود، چرا که آموزش زبان انگلیسی بی بی سی بالاترین فراوانی را در هر چهار دسته داشت. بنابراین، این مطالعه بر اهمیت شناخت بازنمایی فرهنگی در صفحات آموزش زبان انگلیسی در اینستاگرام و این که چگونه می توانند بر درک زبان آموزان از زبان انگلیسی تاثیر بگذارند، تاکید می کند.کلید واژگان: فرهنگ, بازنمایی فرهنگی, آموزش زبان انگلیسی, اینستاگرام, زبانIn today's world, language and culture are intertwined, and gaining knowledge about the language of a particular society is considered incomplete without understanding its customs, values, and beliefs. With this in mind, the current study was conducted to examine the representation of culture in three popular English Language Teaching (ELT) pages on Instagram, namely BBC Learning English, Learning English with Oxford, and Learning English with Cambridge, utilizing a well-known framework of cultural representation put forth by Yuen (2011). The framework comprises four categories, i.e., products, practices, perspectives, and persons, covering both objective and subjective cultural elements. Exploiting quantitative content analysis, the primary objectives of the study were to determine the frequency of Yuen’s (2011) categories of cultural representation in the three ELT Instagram pages and compare the pages in terms of their cultural load. The findings of the study indicated that the ELT pages under scrutiny were predominantly characterized by the Product and Person aspects of culture. Additionally, the results of the Chi-square tests demonstrated significant differences among the ELT pages under study since the cultural elements were not evenly distributed across all three pages, with BBC Learning English having the highest frequencies in all four categories. The study, therefore, underscores the significance of recognizing the cultural representation within ELT pages on Instagram and the way they can influence learners' understanding and perception of the English language.Keywords: Culture, Cultural Representation, English Language Teaching, Instagram, Language
-
وشەگه لی زمان ھەڵگری پاشخانیکی فەرھەنگین و دەتوانن بیر و بۆچوون و جیھانبینیی داھینەران و بەکارھینەرانیان بە دریژایی میژوو دەربخەن. بازنەی وشەکان لە سەرەتادا زۆر بەرتەسک بووه و مرۆڤ لە ڕیگای ئەزموونی بەردەوامەوە توانی لە سروشت و ئینجا لە کۆمەڵگادا بەرەبەرە ئەو بازنەیە بەربڵاوتر بکات. زاوزی و منداڵداریی، یەکیک لە سەرەتاییترین ئەزموونەکانی مرۆڤە کە ھەوڵی داوە لە زماندا جیگایان بۆ بکاتەوە و وشەیان بۆ داڕیژیت. کاتیک منداڵیک دەکەویتە منداڵدانی ژنیکەوە، چیتر ئەو ژنە وەکوو پیشتر سەیر ناکریت. ئەمڕۆ لە زمانی کوردیدا چەند وشەییک وەک دووگیان، سک پڕ، لەمەپەڕە و ھتد بۆ وەھا ژنیک ھەن کە لە نیوانیاندا وشەی دووگیان وەکوو موڵکی تایبەتی کورد، بەرچاو و خاوەن تایبەتمەندیی سەرنجڕاکیشی خۆی دەردەکەویت و دەتوانیت لەم ڕووەوە لایەنیکی جیھانبینیی مرۆڤی کورد ڕوونتر بیته وه . ئەم وتارە به شیوازی وه سفی-شیکاری ھەوڵ دەدات ئاوڕیک لە وشەی دووگیان بداتەوە تاکوو لە پاڵ تایبەتمەندیی زمان، تایبەتمەندییە فەرھەنگییەکانی پشتەوەی دەربخات. گرینگترین ئەنجامی ئەم لیکۆڵینەوە ئەوەیە کە وشەی دووگیان جیھانبینیی مرۆڤانەی کورد بەرابەر بە مرۆڤ بەگشتیی و ژن بەتایبەت بەجوانی پیشان دەدات و ده ریئه خات که کورد بە ڕیزیکی زۆرەوە مامەڵە لەگەڵ دایکدا دەکات و وەک مرۆڤیکی گیان لەبەری خاوەن ماف سەرنجی ئاولەمەکەشی دەدات. ھەروەھا ڕەنگە وشەی پیرۆزی دووگیان، وەکوو یادگاریکی سەردەمی دایک سالاری، لە زمانی کوردیدا خاوەن تەمەنیکی دوو تا سی ھەزار ساڵە بیت و لە لایەن ژنانیشەوە داھینرابیت. لە لاییکی تریشەوە، پیکھاتەی ئەم وشەیە یەکیک لە کۆنترین ڕیکارەکانی وشەڕۆنانی زمانی کوردیمان بۆ دەردەخات.
کلید واژگان: کورد, فەرھەنگ, زمان, دووگیان, جیھانبینییThe words in each language carry a cultural background and can reflect the worldview of their creators and speakers throughout history. Initially, the semantic fields were quite limited, but through continuous experiences in nature and society, humans gradually expanded them. Birth and parenting represent fundamental human experiences, leading people to assign them a place in language and create specific words. As a child develops in a woman's womb, she is perceived differently, undergoing a transformation in how she is viewed. In the Kurdish language today, various terms exist for a pregnant woman, with "dūgyan" appearing to be unique to Kurds and holding significant cultural significance, offering insights into the Kurdish worldview. This article aims to explore the term "dūgyan" using a descriptive-analytical approach to unveil its cultural and linguistic nuances. A key finding of this study is that "dūgyan" reflects the Kurdish perspective on humanity in general and women in particular, showcasing deep respect for mothers and their children as living beings. The revered term "dūgyan" may be traced back to the matriarchal era of two to three thousand years ago, potentially originating from female creators. Moreover, the structure of this word reveals one of the earliest methods of word formation in the Kurdish language.
Keywords: Kurds, Culture, Language, Dūgyan, Worldview -
زمینه و هدف
درک ماهیت و شناخت ساختار و آگاهی از کارکردهای فرهنگ، یکی از بنیادیترین جستارهای زندگی امروزی بشر معاصر است. با وجود آنکه طی دهه های اخیر، در پیوند با فرهنگ نظریه پردازان بسیاری به بحث و بررسی پرداخته اند اما بنظر میرسد همچنان میتوان در این باره به بحث و بررسی پرداخت. فرهنگ هم مولد رفتارها و رویدادهای اجتماعی در یک جامعه است و هم متقابلا از آن تاثیر میپذیرد. پیوند و درهم تنیدگی فرهنگ با ابعاد گوناگون زندگی انسان از گذشته تاکنون، میتواند دلیل قانع کننده ای بر اهمیت پدیده فرهنگ در زندگی انسان باشد. فرهنگ نه تنها در بهبود و ساماندهی روابط با دیگر جوامع دارای کارکردی اثر بخش است، بلکه فرایند و روابط خرده سیستمهای درونی یک فرهنگ را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. عرفان و تصوف از دیرباز تاکنون، همواره یکی از اصلیترین و مهمترین گفتمان مسلط در جوامع انسانی بویژه ایران بوده است بهمین دلیل بخش وسیعی از متون و آثار منظوم و منثور فارسی آکنده از مفاهیم و مضامین عرفانی است و این آثار نیز بمیزان زیادی از عناصر فرهنگی در جامعه تاثیر پذیرفته و بر آن اثر گذاشته اند. در این مقاله نگارندگان بر آنند تا با دیدگاه بینارشته ای از منظر علم جامعه شناسی به بررسی و واکاوی خرده فرهنگها درگزیده ای از متون نثرعرفانی بپردازند.
روش پژوهش:
این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و روش سندکاوی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل مرصادالعباد، تذکره الاولیا، اسرارالتوحید و فیه مافیه میباشد.
یافته های پژوهش:
یافته های پژوهش حاکی از آن است که متون عرفانی بستر بسیار مناسبی بمنظور انعکاس خرده فرهنگهای گوناگون در ساختار و بافت کلی فرهنگی یک جامعه بحساب می آید.
نتیجه گیریتاثیرگذاری عرفان بر خرده فرهنگها را میتوان ذیل تساهل و تسامح، رازداری، مهربانی، احترام به همنوع، صداقت، بخشندگی، عشق، مدارا، انزوا، عزلت و گوشه نشینی، مبارزه با ریاکاری، طغیان عیله نظام حاکم تحلیل نمود. خرده فرهنگهای موجود در عرفان مانند ریاستیزی و دوری از فعالیتهای سیاسی و محیط حکومتی ابزاری برای مقاومت عارفان در برابر گفتمان مسلط و غالب جامعه بوده است.
کلید واژگان: جامعه شناسی, خرده فرهنگ, عرفان, فرهنگ, متون اولیه منثور عرفانیJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:17 Issue: 96, 2024, PP 1 -26BACKGROUND AND OBJECTIVESUnderstanding the nature and structure and knowledge of the functions of culture is one of the most fundamental quests of contemporary human life. Although in recent decades, many theorists have discussed and investigated in connection with culture, but it seems that it is still possible to discuss and investigate this issue. Culture is the generator of behaviors and social events in a society. And it is reciprocally affected by it. The connection and entanglement of culture with various aspects of human life from the past until now can be a convincing proof of the importance of the phenomenon of culture in human life. Culture not only has an effective function in improving and organizing relations with other societies, but also affects the process and relations of internal sub-systems of a culture. Mysticism and Sufism have always been one of the main and most important dominant discourses in human societies, especially in Iran, for this reason, a large part of the texts and works of Persian poetry and prose are full of mystical concepts and themes, and these works also have a large amount of elements They have influenced and influenced culture in the society. In this article, the authors intend to investigate and analyze the subcultures in the early mystical texts with an interdisciplinary perspective from the perspective of sociology.
Keywords: Sociology, sub-culture, Mysticism, Culture, Early mystical prose texts -
ضرب المثل ها ابزاری فرهنگی هستند که به دلیل فشردگی زبان و الگوهای آوایی و ادبی ویژه، می توانند مقاومت فکری مخاطبان را تقلیل دهند و نوعی خاص از معنا و مفهوم را بر آنها تحمیل کنند. نشانه شناسی فرهنگی ضرب المثل های فارسی نشان می دهد که تبعیض جنسیتی و تقلیل جایگاه زنان ممکن است در هنجارهای فرهنگی ریشه داشته باشد. در بسیاری از ضرب المثل ها، زنان «دیگری» و حاشیه نشین و مردان «خود» و مرکزنشین تلقی شده اند. این مقاله با روش تحلیلی، توصیفی و کیفی، به بررسی انتقادی تعدادی از ضرب المثل های جنسیتی پرداخته است تا ضمن آسیب شناسی نشان دهد که تقابل دوگانه «مرد» و «زن»، چگونه مولفه هایی چون «مردسالاری»، «ازدواج»، «تولید مثل»، «زیبایی ظاهری»، «اقتصاد مردانه»، «قدرت ذهنی»، «رهبری و مدیریت» را تحت تاثیر قرار داده و زن را در حاشیه و مرد را در مرکز متن فرهنگ نشانده است. تحلیل نشانه شناختی فرهنگی ضرب المثل ها نشان می دهد که «زن»بودن محصول ایدئولوژی مردسالار است؛ تفکری که آگاهانه یا ناآگاهانه به دنبال آن است تا زن «دیگری» باشد. این تفکر با مراقبت و کنترل پنهان، زنان را از متن اصلی اجتماع کنار می گذارد و درنهایت به دنبال «انکار نمادین» آنها است.
کلید واژگان: فرهنگ, ضرب المثل, مردسالاری, زن, دیگریProverbs are a cultural tool that, due to their expressive language and special phonetic and literary patterns, can decrease the intellectual resistance of the audience and impose certain concepts and meanings on them. The cultural semiotics of Persian proverbs shows that gender discrimination and reducing the status of women are probably rooted in cultural standards and norms. In many proverbs, women are considered “the other” and marginal while men are regarded as “the self” and central. Using analytical, descriptive, and qualitative methods, this article critically investigates several gender proverbs with an emphasis on cultural semiotics to show how the dual opposition of “man” vs. “woman” has influenced concepts such as “patriarchy”, “marriage”, “reproduction”, “formal beauty”, “masculine economy”, “mental strength”, and “leadership and management”. and placed women in the “margin” and men in the “center” of the cultural context. The cultural semiotic analysis of proverbs attests to the fact that being a “woman” is a product of patriarchal ideology; a thought that consciously or unconsciously seeks to depict women as “the other”. This thinking removes women from the social scene with hidden control and repression and ultimately seeks their “symbolic refutation”.
Keywords: Culture, Proverb, Patriarchy, Woman, Other -
آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان از دریچه فرهنگ عامه و داستان (با تکیه بر قصه های مشدی گلین خانم)یکی از حوزه هایی که می تواند در امر آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان کارآمد باشد، فرهنگ و ادب عامه است؛ داستان های عامیانه به دلیل زبان به نسبت ساده و خط داستانی منظم برای مخاطب حظ برانگیز است و با وجود ظاهر ساده، این داستان ها به موضوعاتی توجه دارد که علاوه بر نشان دادن ویژگی های فرهنگی و مردمی، برای بشریت بسیار عمیق و تاثیرگذار است و در بحث مضامین روانشناختی نیز جایگاه ویژه ای دارند. بر این اساس مدرسان می توانند از طریق متون و قصه های عامیانه، فراگیران زبان فارسی را با آداب و رسوم و ویژگی های زبانی و فرهنگی فارسی زبانان آشنا کنند. بدین جهت توجه به حوزه ادبیات عامه در بحث آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان اهمیت فراوانی دارد و زبان آموزان را با ابعاد مختلف فرهنگ جامعه فارسی زبان آشنا می کند، علی رغم این موضوع تاکنون آنطور که باید به این بحث توجه نشده است. این مقاله در نظر دارد به روش توصیفی تحلیلی، با ابزار کتاب خانه ای و با تکیه بر قصه های مشدی گلین خانم، مزایا و معایب موجود در این کتاب را در جهت آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان معرفی می کند. انتخاب این داستان ها که با عنوان persian tales به زبان انگلیسی نیز منتشر شده است و توجه افرادی غیرایرانی و غیرفارسی زبان را به خود جلب کرده است، این فرضیه را در ذهن نویسندگان ایجاد کرد که این کتاب می تواند الگویی مناسب برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان باشد. نتایج حاصل از بررسی این کتاب نشان می دهد گزینش آگاهانه داستان های عامیانه می تواند در انتقال فرهنگ عامه به غیرفارسی زبانان موثر باشد.کلید واژگان: آموزش زبان فارسی, فرهنگ, فرهنگ و ادب عامه, ادبیات داستانی, قصه های مشدی گلین خانمOne of the areas that can be effective in teaching Persian language to non-Persian speakers is public culture and etiquette; Folktales are interesting for the audience due to their relatively simple language and regular storyline, and despite their simple appearance, these stories pay attention to issues that, in addition to showing cultural and folk characteristics, are very deep and influential for humanity, and in the discussion of themes Psychological also have a special place. Based on this, teachers can familiarize Persian language learners with cultural characteristics of Persian speakers through texts and folk tales. Therefore, it’s important to attention to the field of public literature in the discussion of teaching Persian language, and it introduces language learners to the different aspects of the culture of the Persian-speaking society, despite this issue, so far, this discussion has not been paid as much attention as it should be.This article intends to introduce the advantages and disadvantages of this book in the direction of teaching Persian to non-Persian speakers, using a descriptive-analytical method, with library tools and relying on the stories of Mashadi Galin Khanoom. The selection of these stories, which have been published in English as Persian Tales and have attracted the attention non-Persian speakers, created the hypothesis in the minds of the authors that this book can be a suitable model for teaching Persian. The results of the review of this book show that the conscious selection of folk stories can be effective in transferring popular culture to non-Persian speakers
Extended Abstract:IntroductionIn the education of culture, it should be noted that the literature of a nation is a useful tool for understanding the culture of that society. Because the environment, the matching of characters with the environment, ideas, values, habits and personalities of the characters in the literary masses make the characteristics of that society cultural for language learners. Therefore, getting to know the culture of any language is important to strengthen it. Because if language learners are familiar with the customs of a society, they will be more successful in communicating with that society. Also, the familiarity of language learners with the culture of the target language makes them compare it with their native culture, and in this regard, participation in the class increases, and this has a direct relationship with increasing their knowledge and awareness.
mashdi Galin khanoom 's stories are very much in the field of Persian language education through popular culture and etiquette, because this collection is for receiving short stories in common language. The shortness of the stories, simple and common language, the use of idioms and parables, and such things can be attractive for learners. Also, some of the moral concepts in the book, which includes common concepts in different cultures, can cause students to participate.MethodologyThe current research has been carried out using a descriptive-analytical method and library tools. Along this research, first of all, the stories of mashdi Galin khanoom and their characteristics in relation to the teaching of Persian language and its culture have been extracted and some parts of it have been analyzed with an educational approach.DiscussionGetting to know the vernacular is useful for the learner to better understand the language and culture of the region, but the vernacular and sometimes incorrect use of words, phrases and grammatical commands in the sentences is the basis for the learner to use the language incorrectly. Along this, any corrections must be made by the teacher.
Some features of mashdi Galin khanoom's stories make these stories suitable and useful for teaching language. These features are divided into two linguistic and cultural groups.
Linguistic advantages
Use of non-Persian words, narrative and story style, use of common language, use of language characters in the dialogue between characters. Each of these linguistic advantages can provide language learners with a suitable syntactic model in accordance with the use of popular language.
Cultural advantages
Transferring folk customs and beliefs, common swears and oaths, use of allusions and folk expressions, use of prayer sentences and the last prayer of each story. Based on this, folk tales can be analyzed from scientific, cultural, historical, philosophical, sociological and psychological aspects. These stories reflect the linguistic, cultural, historical and personality characteristics of a society, which is why it is necessary to pay attention to them in the field of education.
However, using these texts in language teaching can have disadvantages. Such as: incorrect use of prepositions, use of common language (broken words and moving parts of sentences), misogyny, superstitions, insults and vulgar words.
Such disadvantages can, in addition to teaching incorrect language structure and presenting wrong language models, convey beliefs and beliefs to language learners that distort the face of Persian language in front of non-Persian speakers. Based on this, the language teacher must make the right choice in this regard so as not to cause serious damage to the language.ConclusionThis research introduces the advantages and disadvantages of the book of mashdi Galin khanoom for teaching Persian language to non-Persian speakers, which leads to the practical selection of texts, and Persian language teachers can use them to provide accurate education for non-Persian speakers. The results of this research show that many popular literature texts have the ability to be included in the curriculum of Persian language teaching, but nevertheless, a careful selection of these texts should be made by the teacher, which is a suitable model both in terms of language and in terms of Culture should be available to language learners.
Conflict of Interest
The authors have no conflicts of interest to declare.Keywords: Teaching Persian Language, Culture, Folk Culture, Literature, Fictional Literature, The Tales Of Mashdi Galin Khanoom -
امروزه، عوامل و روندهای کلان فناورانه، فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به شدت دانشگاه ها، مدارس و مراکز آموزشی را تحت تاثیر قرار داده اند و موفقیت برنامه های آموزشی در عرصه های مختلف، مستلزم شناسایی و ملحوظ داشتن این عوامل است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف پویش و اولویت بندی عوامل فناورانه، فرهنگی - اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موثر بر آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان انجام گردیده است. نوع پژوهش کاربردی با رویکرد اکتشافی است و جامعه آماری آن 27 نفر از خبرگان و اساتید مراکز آموزش زبان فارسی در دانشگاه های معتبر مستقر در شهر تهران شامل مرکز بین المللی آزفا دانشگاه شهید بهشتی، مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی تربیت مدرس، مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه علامه طباطبایی، مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دانشگاه الزهرا (س) و مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران هستند. در گام نخست پژوهش با انجام مطالعات کتابخانه ای و بررسی های پژوهشی 66 عامل شناسایی و احصاء شد. سپس با اجرای روش آینده پژوهانه دلفی پس از سه راند توافق بین خبرگان حاصل گردید و عواملی که ضریب توافقی «کندال» بالای 7/0 را کسب نمودند بر حسب میانگین امتیازات حاصل شده در راند سوم (میانگین بیشتر در رتبه بالاتر) رتبه بندی شدند. در دسته عوامل فناورانه هشت عامل، در دسته عوامل فرهنگی - اجتماعی دوازده عامل، در دسته عوامل اقتصادی نه عامل و در دسته عوامل سیاسی شش عامل موثر تشخیص داده شد.
کلید واژگان: فناوری و آموزش زبان ها, فرهنگ و اجتماع و آموزش زبان ها, اقتصاد و آموزش زبان ها, سیاست گذارانه و آموزش زبان ها, آموزش زبان فارسیToday, macro-technological, cultural-social, economic and political factors and trends have strongly affected universities, schools and educational centers, and the success of educational programs in various fields requires identifying and taking into account these factors. Therefore, the current research was conducted with the aim of scanning and prioritizing the technological, cultural-social, economic and political factors affecting the teaching of Persian language to non-Persian speakers. The type of research is applied with an exploratory approach, and its statistical population is 27 experts and professors of Persian language teaching centers in prestigious universities located in Tehran, including Azfa International Center of Shahid Beheshti University, Tarbiat Modares International Persian Language Teaching Center, and Persian Teaching Center for Non-Persian Speakers. Allameh Tabatabai University, the International Center for Teaching Farsi to Non-Persian Speakers of Al-Zahra University and the International Center for Teaching Persian Language of Tehran University. In the first step of the research, 66 factors were identified and counted by conducting library studies and research studies. Then, by implementing the futuristic Delphi method, after three rounds, an agreement was reached between the experts, and the factors that obtained the "Kendall" consensus coefficient above 0.7 were ranked according to the average points obtained in the third round (higher average in the higher rank). In the category of technological factors, eight factors, in the category of social-cultural factors, twelve factors, in the category of economic factors, nine factors, and in the category of political factors, six factors were identified as effective. The most effective factor of technology and language education, the use of multimedia in the educational environment, the most effective factor of culture and society and language education, the demographic changes of students, non-governmental education, the increase in foreign currency income of the government and the commercialization of education activities for non-Persian speakers, the three most effective factors of economy and language education and the most effective factor of policy making and According to the experts in the field of language teaching, the factors affecting the teaching of Persian language to non-Persian speakers were recognized as knowledge transfer policies between nations.
Keywords: Technology, Language Education, Culture, Society, Economy, Politics, Persian Language Education, Non-Persian Speakers -
این مطالعه ادراک معلمان زبان انگلیسی زبان چینی را از ویژگی هایی که یک دانش آموز خلاق را تعریف می کند، باورها در مورد انعطاف پذیری و شایستگی خلاقانه دانش آموزان، دیدگاه های مربوط به رابطه خلاقیت با موضوع تحصیلی، و مفروضات چگونگی تسهیل خلاقیت در کلاس درس EFL را بررسی می کند. با هدف اصلی کمک به درک خلاقیت به عنوان یک سازه فرهنگی، نه صرفا یک مفهوم شناختی یا اجتماعی، این طرح تحقیق ترکیبی از یک پرسشنامه آنلاین برای شامل معلمان شاغل در مناطق مختلف و زمینه های آموزشی متنوع در چین استفاده کرد. به عنوان مصاحبه برای درک بهتر و بیان نظرات معلمان در مورد خلاقیت در کلاس زبان. نتایج مطالعه کنونی به طور قابل ملاحظه ای با یافته های ادبیات موجود که عمدتا از ادراکات و فلسفه های سنتی چینی در رابطه با خلاقیت حمایت می کنند، ناسازگار است، و نشان می دهد که این مفهوم ممکن است در چین در حال تغییر باشد و/یا ممکن است به طور متفاوتی در چین تعریف و درک شود. زمینه آموزش زبان با این وجود، برخی از دیدگاه های سنتی خلاقیت، مانند رابطه آن با عملکرد تحصیلی و استعداد فکری، باقی مانده است. این مطالعه پیامدهای مهمی برای برجسته کردن مفهوم سازی معلمان از خلاقیت و در نتیجه کمک به روشن سازی و پیشبرد درک فرهنگی از خلاقیت در کلاس درس زبان انگلیسی زبان چینی دارد.کلید واژگان: خلاقیت, فرهنگ, یادگیری در موقعیت فرهنگی, انگلیسی به عنوان یک زبان خارجیThis study explores Chinese EFL teachers’ perceptions of what characteristics define a creative pupil, beliefs about the malleability and creative competency of students, viewpoints on creativity’s relationship to academic subject matter, and assumptions of how creativity is facilitated in the EFL classroom. With the primary aim of contributing to the understanding of creativity as a cultural construct, rather than just a cognitive or social concept, this mixed method research design employed an online questionnaire to include teachers working in different regions and diverse educational contexts in China, as well as interviews to better understand and articulate teachers’ viewpoints about creativity in the language classroom. The results of the current study are remarkably inconsistent with the findings of the existing literature that largely support traditional Chinese perceptions and philosophies in relation to creativity, indicating that the concept may be changing in China and/or it may be defined and understood differently in the context of language education. Nonetheless, some traditional perspectives of creativity remain, such as its relationship to academic performance and intellectual aptitude. The study holds important implications for highlighting teachers’ conceptualizations of creativity and thus helping to illuminate and advance a culturally situated understanding of creativity in the Chinese EFL classroom.Keywords: creativity, culture, Culturally-situated learning, English as a foreign language
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.