به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه « persian poem » در نشریات گروه « ادبیات و زبان ها »

تکرار جستجوی کلیدواژه «persian poem» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • حسین اتحادی*

    پس از قرن نهم، تغییراتی در زمینه کاربرد لغات، ترکیبات و همچنین نحو شعر فارسی پدیدار شد و سبک تازه ای به وجود آمد که بعدها به «سبک هندی» موسوم شد. یکی از شاعرانی که بر اساس یافته های این تحقیق می توان گفت، مولفه های زبانی این سبک در شعر او نمود برجسته ای دارد، غزالی مشهدی، شاعر معروف قرن دهم است. در برخی از منابع متاخر، غزالی را شاعری فصیح، با اشعاری روان و رسا دانسته اند. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی برخی ویژگی های پرکاربرد زبانی، در دیوان این شاعر پرداخته است. باید گفت در دیوان غزالی برخی رویکردها در استفاده از عناصر زبانی دیده می شود که با معیارهای فصاحت کلام که در کتب بلاغی ذکر شده است، مطابقت ندارند؛ از این جمله باید به تقدیم و تاخیر اجزای کلام، لغزش های نحوی و کاربرد نادرست برخی حروف اشاره کرد. از سوی دیگر باید گفت شاعر در کاربرد افعال و ترکیبات وصفی و اضافی، نوآوری هایی داشته که دایره مضامین و مفاهیم شعر او را گسترده تر کرده است.

    کلید واژگان: شبه قاره, شعرفارسی, غزالی مشهدی, زبان, فصاحت, نحو, تعقید}
    Hossein Ettehadi *

    After the ninth century, alterations occurred in the use of words and combinations as well as the syntax of Persian poetry, which led to the creation of a new style that later became known as the Indian style. Based on the findings of this research, the linguistic components of this style are prominent in Ghazali Mashhadi’s poetry. Some later sources have considered Ghazali an eloquent poet with fluent and expressive poems. This descriptive-analytical study has examined some of the most widely used linguistic features in this poet's divan. It should be said that in Ghazali's divan, there are some approaches in the use of linguistic elements that do not comply with the criteria of eloquence mentioned in rhetorical books. These include the Complication of word elements, slip of the Grammatical, and the misuse of some letters. On the other hand, it should be said that the poet had innovations in the use of verbs and adjective-noun combinations that have expanded the range of themes and concepts of his poetry.

    Keywords: Subcontinent, Persian Poem, Ghazali Mashhadi, Language, Eloquence, Grammar, Complication}
  • عباس سالاری، احمد امیری خراسانی، شکرالله پورالخاص

    وطن، یکی از اصطلاحات و مضامین شعر شاعران وطن دوست است که از زمان شکل گیری شعر و ادب فارسی، مورد توجه شاعران بوده است. در هر دوره ای از تاریخ یک ملت، حوادثی بوجود می آید که مرز های آن ملت، مورد تهدید بیگانگان قرار می گیرد. این تهدید می تواند، در زمینه سرمایه های ملی، فرهنگی و... باشد. دوران مشروطه، دورانی است که دولت های بیگانه، چشم به غارت سرمایه های ملی وطن ما دوخته اند. یکی از عوامل موثر بیداری مردم در دوران مشروطه، شاعران بوده اند که با آوردن مضامینی چون وطن، در پاسداری و نگهبانی آن کوشیده اند. سید اشرف الدین، شاعری است که در دیوان اشعار خود، بطور برجسته از زوایای مختلف، به مفهوم «وطن» پرداخته است و هدف از به کارگیری مفهوم وطن، بیداری و آگاهی مردم، عشق به وطن و پاسدای از ارزش های ملی میهنی است. با توجه به اهمیتی که مفهوم وطن در شعر فارسی دارد؛ نگارنده کوشیده است براساس تحلیل شعری نسیم شمال و همچنین یافته های موجود در این زمینه، به طور اجمالی به این موضوع بپردازد.

    کلید واژگان: شعر فارسی, مشروطیت, سید اشرف الدین حسینی گیلانی, وطن}
    Abbas salari, Ahmad Amiri khorasani, shokrollah Pouralkhas

    Country is one of the terms and concepts which were paid attention to by patriotic poets from the beginning of Persian poetry and literature. There have been some events in each period of every nation which make the borders of that nation to be under threat by aliens. This threat can be in fields such as cultural and national values. Constitutional period in Iran was one of the period in which alien countries were looking forward to plunder the property and wealth of our country. Poets who tried to guard our country against aliens were one of the effective agents in awakening and awareness of people in Constitutional period. Sayed Ashrafaldin Gilani was one of them who notably tried to look into different aspects of "country" in his Divan. By using this term in his Divan, he wants to make people to be aware of negligence, to show his love to his country and to protect our national values. Since the term "country" has an important position in Persian poetry, the researcher through analysis of Nasim-e shomal'poetry and his knowledge in this field tried to have a brief and thorough look into it.

    Keywords: Persian poem, poetry, Constitutional system, Sayed Ashrafaldin Gilani, Country}
  • حجت رسولی*، شلیر احمدی
    نور الدین عبدالرحمن بن احمد جامی، ملقب به خاتم الشعرا، شاعر توانای ایرانی قرن نهم هجری قمری است که به دو زبان فارسی و عربی تسلط داشته است. درباره تسلط جامی به زبان عربی، همین بس که الفواید الضیاییه فی شرح الکافیه، مشهور به شرح جامی در نحو از وی بر جای مانده است. وی توانسته است مضامین ادب عربی را به خوبی به زبان فارسی بسراید و علاوه بر آثار ارزشمند در نظم و نثر به زبان های فارسی و عربی و منظومه های متعدد فارسی، اشعار ملمع نیز از خویش بر جای بگذارد که خود از زمینه های ارزشمندی است که شاعران فارسی زبان در آن طبع آزمایی کرده اند. اشعار ملمع جامی استمرار ملمع سرایی شاعران دوزبانه است که در عین حال در تکوین و تحول ملمعات در عصر خویش ایفای نقش کرده است. درباره ملمع سرایی شاعران فارسی زبان، همواره این سوال مطرح است که آنان در تحول صنعت ملمع، چه نقشی ایفا کرده اند و از حیث ساختار و مضمون چه نوآوری هایی بدان افزوده اند؟ این سوال درباره ملمعات جامی نیز به ذهن پژوهشگران می خلد؛ از این رو، بررسی ملمعات جامی و تحلیل ساختار و مضامین آن به منظور دستیابی به میزان تنوع و نو آوری او در آنها موضوع این نوشتار است که با مراجعه به دیوان وی و با تحلیل ساختار ملمعات آن انجام پذیرفته است. بر اساس بررسی انجام شده، می توان به این نتیجه رسید که جامی در انواع ملمع از نظر ساختاری طبع آزمایی کرده و مضامین مختلف تغزل و وصف و مدح را موضوع ملمعات قرار داده و نو آوری هایی در ساختار آنها داشته است که به نوعی می توان آن را تفنن در سرایش شعر تلقی کرد.
    کلید واژگان: ملمع, شعر عربی, شعر فارسی, جامی, دوزبانگی}
    Hojjat Rasouli *, Sheler Ahmadi
    Mastered both Persian and Arabic languages, Nour al-Din Abdul Rahman ibn Ahmad Jami, nicknamed as Khatam al-Shoara, is a powerful Iranian poet of the 9th century AH. It is enough about Jami's mastery of Arabic language that the Fava’ed al-Ziya'iyya in Sharh Al-Kafia, left of him, are known as Sharh-e Jami in Syntax. In addition to valuable works in verse and prose in Persian and Arabic languages and numerous Persian poems, he has been able to write the themes of Arabic literature well in Persian language and also left behind Molamma’ poems, which is one of the valuable fields tested by Persian-language poets. Playing a role in the development and evolution of Molamma’ in his era, Jami’s poems of Molamma’ are the continuation of the poetry of bilingual poets. There always has been a question about the Persian-language poets' Molamma’ that in terms of structure and content, what role did they play in the evolution of Molamma’ industry and what innovations did they add to it. With this same question on the mind, the investigation of Jami's Molamma’ consisting the analysis of its structure and themes for achieving the degree of variety and innovation of Jami in Molamma’ was chosen as the subject of this article. According to this research, through making innovations in terms of the structure, Jami has experimented with different types of Molamma’s and created various themes of poetry, description, and praise as the subject of these Molamma’ types, which can be considered as a technique in poetry writing.
    Keywords: Molamma’, Arabic Poetry, Persian poem, Jami, Bilingual}
  • سیامک سعادتی*
    بینامتنیت به بررسی روابط موجود در بین متون می پردازد. چراکه در هر متنی اشاراتی به آثار پیش از آن وجود دارد؛ به بیان دیگر، متون جدید زاییده متن های پیش از خود هستند. ازاین رو، می توان گفت که هیچ متن جدید و بکری وجود ندارد و هر نویسنده ای برای خلق اثر خود از آثار پیشینیان الهام می گیرد. در بینامتنیت دو متن باهم مقایسه می شوند: یک متن زیر و یک متن زبر. ژارژ ژنت نظریه بینامتنیت را به کمال خود رسانده است. ژنت، بینامتنیت را به سه دسته تقسیم می کند که در قالب: حضور صریح و اعلام شده، پنهان و ضمنی یک متن در متن دیگر، قابل بررسی است. نگارنده در این نوشتار، ابتدا ریشه حکایات و اندیشه های عرفانی مولوی را در دفتر اول مثنوی در آثار عرفانی، داستانی، تفسیری، دواوین شعر و کتب تاریخی فارسی کاویده، سپس این حکایات را بر اساس نظریه بینامتنیت ژنت به سه دسته تقسیم کرده است. در این مرحله، متن زیرین مثنوی مشخص شده است. این متن زیرین باید هم تقدم زمانی و تاریخی بر متون دیگر داشته و هم بیشترین شباهت را با روایت مثنوی داشته باشد. در نهایت شباهت ها و تفاوت های دو متن بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که مولوی بسیاری از کتب تاریخی، تفسیری، داستانی و عرفانی پیش از خود را خوانده و آن ها را در لابه لای مثنوی آورده است. هرچند در همه موارد بررسی شده، وی اندیشه های عرفانی و حکایات پیشین را برای نیل به اهداف عرفانی، کلامی و اخلاقی خود با تغییراتی همراه ساخته است.
    کلید واژگان: بینامتنیت, خوانش بینامتنی, مثنوی معنوی, شعر فارسی, نثر فارسی}
    Siamak Saadati *
    Intertextuality examines the relationships between texts. Because in every text there are references to earlier works; In other words, new texts are the offspring of earlier texts. Hence, it can be said that there is no new and original text and every writer is inspired to create his work from the works of his predecessors. In intertextuality, two texts are compared: a text below and a rough text. Gérard Genette has perfected the theory of intertextuality. Genette divides intertextuality into three categories, which can be examined in the form of: the explicit, implicit and implicit presence of one text in another. In this article, the author first explores the roots of Rumi's mystical anecdotes and thoughts in the first book of Masnavi in mystical, fictional, interpretive works, Poetry Courts and Persian historical books. Then he divides these anecdotes into three categories based on Genet's theory of intertextuality. At this stage, the following text of Masnavi is specified. This text below should have both chronological and historical precedence over other texts and should be most similar to Masnavi narration. This study shows that Rumi had read many Arabic historical, interpretive, fiction and mystical books before him and brought them to the margins of Masnavi. However, in all the cases studied, he has changed mystical thoughts and previous anecdotes to achieve his mystical, theological and moral goals.
    Keywords: intertextuality, Intertextual Reading, Rumi's Masnavi, Persian Poem, Persian prose}
  • فاطمه پرچکانی*، فرهاد رجبی

    سیاب و شاملو از برجسته‎ترین شاعران معاصر هستند که باوجود شعرهای عاشقانه کوشیده‎اند کارکرد انقلابی زن را در اشعار خویش مدنظر قرار دهند؛ آن‎ها با ارتقاء بخشیدن به شخصیت زن، می‎کوشند فراتر از چهره کلیشه‎ای معشوق، او را همدوش مردان انقلابی وارد عرصه مبارزه کنند. بر همین اساس، نوشته حاضر بر آن است تا با بررسی جایگاه زن در شعر دو شاعر، دگردیسی حضورش را به تصویر کشد. مقوله‎ هایی چون مبارزه برای رهایی، همراهی در حل مشکلات انسانی و فرار از پوسته سنت از مهم‎ترین مولفه‎ های حضور زن در شعر این دو شاعر است. در شعر بدر شاکر السیاب، زن افزون بر کارکرد سنتی خود، نماد وطن به یغما رفته است و گاهی نیز نماینده بازگشت به خویشتن است. این سیر خطی در شخصیت زنانی چون «حفصه العمری» و «جمیله بوحیرد» به کمال می‎رسد. سیاب با مطابقت دادن شخصیت زن با عشتار، کارکرد انقلابی او را به تصویر می‎کشد؛ چنان‎که با اعطاء شخصیت مسیح، او را مدافع آزادی انسان معرفی می‎کند. در آثار شاملو نیز زن، نقش مستقلی در مبارزه اجتماعی ایفا می‎کند؛ «رکسانا» و «آیدا» با حرکت از چهره اثیری به سوی تکامل انسانی و مبارزاتی، نماینده زن انقلابی هستند. افزون بر این، شاعر همواره در جستجوی زن همزاد خویش است تا همدوش او قدم در راه مبارزه گذارد. نتایج نشان خواهد داد دگردیسی حاصل شده در این باب، افزون بر بلوغ فکری دو شاعر، تحت تاثیر سیر تکاملی جامعه عربی و فارسی، جریان نوگرایی و اصالت بخشیدن به انسان در اندیشه و شعر معاصر است.

    کلید واژگان: شعر معاصر عربی و فارسی, بدر شاکر السیاب, احمد شاملو, زن, انقلاب}
    Fatemeh Parchkani *, Farhad Rajabi

    Al-Sayyab and Shamlou are two of the most prominent contemporary poets who, in spite of their love poems, tried to address the revolutionary function of women in their literary work. By promoting the woman's personality in this respect, they have detached her lover stereotypical face and have highlighted their revolutionary share and their ability to fight for liberation alongside men. Therefore, this research attempts to study the position of women in poetry of the two poets, and depicts their presence along with the changes that have been made in their personality. This is why categories such as struggle for liberation, accompaniment of solving human problems, and the escape of traditions are referred to as the most important constituents of women presence in the literary work provided by these poems. In Badr Shakir Al-ssayab’s poem, except for their traditional role, women are the symbol of the vanished homeland and sometimes represent the symbol of return to oneself. However, this linear trend in presenting women reflects well in the personality of those such as “Hafsa al-omari” and “Jamilah Bouhired” and reaches perfection. Al-Sayyab seeks to depict his revolutionary function in defending human freedom by matching women's personality with “Ishtar” and giving them Christ’s personality. On the other hand, in Shamlou's poems, women play an independent role in the social struggle. “Roxana” and “Aida” are models of revolutionary women in such poems. It seems as if the poet is looking for his soul-mate so as to enter the battle with her. The results show that the occurred metamorphosis, expect for the two poet's intellectual maturity, is influenced by the evolutionary process of Arab and Persian societies, modernization process, and initiation of humanity in contemporary thought and poem.

    Keywords: Contemporary Arab, Persian Poem, Badr Shakir Al-Sayyab, Ahmad Shamlou, Women, Revolution}
  • محمدرضا یوسفی*، مریم بختیاری

    یکی از اهداف متن ادبی، ایجاد لذت ادبی است. هر چه ذهن مخاطب در کشف معنا و ادبیت متن  بیشتر تلاش کند، آن لذت بیشتر و پایدارتر خواهد شد. بلاغت، از عناصر اصلی متن ادبی، در ایجاد لذت ادبی موثر است؛ و تقابل از آرایه های مطرح حوزه بلاغت دانسته می شود. گاه تقابل در کلام آشکار است و بدون کمترین تاملی مفهوم آن درک می شود و گاه چنان در بافت شعر مخفی است که جز با تاویل آشکار نمی گردد. از آنجاکه ذهن مخاطب درگیر تاویل و کشف تقابل و موشکافی متن می شود، لذتی دوچندان از متن می برد. در این نوشتار که به روش تحلیلی به نگارش درآمده، تقابل تاویلی (از انواع تقابل در علم بلاغت) معرفی و تحلیل می شود. با توجه به گستردگی تقابل و انعکاس آن در آثار ادبی در این مقاله سعی شده به تقابل در اشعار حافظ و سعدی در سبک عراقی، و صایب و حزین در سبک هندی پرداخته شود. تقابل های تاویلی این نوشتار در چهار گروه بررسی شده اند: واژگان، کنایه، ایهام، پیکره غزل. نتایج پژوهش نشان می دهد شاعران کاملا اندیشیده و حساب شده از واژه گزینی، آرایه های ادبی به ویژه ایهام و کنایه، و نیز پیکره غزل بهره برده اند و با دقت و به گزینی تلاش کرده اند ذهن مخاطب را با تاویل متن درگیر کنند تا لذت ادبی او بیشتر و پایدارتر شود.

    کلید واژگان: بلاغت, شعر فارسی, آرایه تقابل, تقابل تاویلی, لذت ادبی}
    Mohamadreza Yousefi *, Maryam Bakhtiyari

    One of the goals of a literary text is to create literary pleasure, and the more the reader's mind tries to discover it, the more enjoyable and stable it becomes. The element of rhetoric is considered one of the main elements of the literary text that is effective in creating literary pleasure, and it is the opposite of literary arrays in the field of rhetoric, which is mostly used in poetry. The poet creates opposition by placing two things against each other. Sometimes the contrast is obvious in the words and its meaning is understood without the slightest thought, and sometimes it is so hidden in the context of the poem that it cannot be revealed except through interpretation. Since the reader's mind is involved in interpretation and discovery of contrast, he gets double literary pleasure from the text. In this article, which is written in analytical-rhetorical method, interpretive contrast is introduced and analyzed as one of the types of contrast in rhetoric. Although this rhetorical element can be found in most Persian poems, in this article Hafez and Saadi's poems in Iraqi style and Saeb and Hazin in Indian style have been discussed. The interpretative contrasts of this writing have been examined in four categories: vocabulary, irony, allusion and in general in the scope of Ghazal. The results of the research show that the poets have carefully thought out and calculated the choice of words, the use of literary arrays, especially allusion and irony, as well as creating themes in sonnets, carefully and carefully to engage the audience's mind. By interpreting the text, make his literary pleasure more and more stable.

    Keywords: rhetoric, Persian poem, contrast array, interpretive conflict, Literary pleasure:}
  • تورج زینی وند*، مسلم خزلی

    ابوالعلاء معری و ناصرخسرو از چهره های شاخص فرهنگ اسلامی در عرصه ی خرد و خردگرایی به شمار می روند، تا آنجا که اندیشه ها و سروده های خردآمیز آنها در میان دیگر شاعران از فراوانی و شهرت بیشتری برخوردار است. یافته ی اساسی این پژوهش در این است که تجربه های شعری، آشنایی با افکار اندیشمندان و خرد ورزان ایرانی و اسلامی و فیلسوفان یونانی، بهره گیری از فرهنگ و آموزه های دینی و مذهبی به ویژه اسماعیلی و فاطمی از منابع خردگرایی این دو است. ناصرخسرو به عنوان شاعری فرهیخته، نسبت به ادب عربی آگاهی داشته است. بنابراین، در سرودن برخی مضمون های خردآمیزش به شعر ابوالعلاء معری نظر داشته است. همچنین در این جستار، اعتقاد بر این است که اگر چه در برخی موارد میان شعر ابوالعلاء و ناصرخسرو تشابه مضمونی وجود دارد، اما این تشابهات از باب توارد خاطر بوده و ریشه ی برخی از این مضمون های خردگرایی، در فرهنگ اسلامی و ایرانی نیز وجود دارد. این پژوهش بر آن است تا بر اساس مکتب ادبیات تطبیقی به بررسی و تحلیل تطبیقی جنبه های مشترک و متفاوت این مضمون ها و احیانا تاثیرپذیری ناصرخسرو از ابوالعلاء بپردازد. دو محور اساسی این پژوهش، عبارتند از: الف: پیشگفتاری درباره ی سیرخردگرایی در ادبیات عربی و فارسی و کلیات پژوهش.ب:بررسی تطبیقی مضمون های خردگرایی در شعر این دو شاعر.

    کلید واژگان: ابوالعلاء معری, ناصرخسرو, خردگرایی, شعر عربی و فارسی, ادبیات تطبیقی}
    Tooraj Zinivand*, Moslem Khezeli

    Abol Ala Maari and Naser khosro consider from prominent characters of Islamic culture in the scope of ration and rationalism, so far as their rationally odes have more fame and frequency from others. This study claims that poetic experiences, acquaintance with thought of Islamic and Iranian rationalists and scientists and Greek philosophers, using from religious teachings and culture specially Ismaeeli and fatemi is from rationalism sources of these tow. Naserk hosro as a cultivated poet, has had acquaintance with Arabic literature. Thus, in writing some of his rationally subjects he has followed maari's step. Also in this study, it is beliveved that although in some cases there is similarity between Abol Ala and Naser khosro poem. But these similarities are just a simultaneous random and there is the source of some of these rationalism subjects in Islamic and Persian culture Too. This study accoding to adjusting similar aspects and some times Naser khosro effectiveness from Abol Ala. Two main subjects of this study are:A: A prelude about rationalisms process in Arabic and Persian literature and study's generalities.B: The adjusting rationalism subjects in the poem of these two poets.

    Keywords: Abol Ala Maari, Naser khosro, Rationalism, Arabic, Persian poem, Adjusting literature}
  • پروین بخردی، سیروس شمیسا*، عبدالرضا مدرس زاده

    ظهیر فاریابی از شاعران قرن ششم است که در فاریاب (نزدیکی بلخ) زاده شد و پس از مهاجرت به نیشابور و چند شهر دیگر سرانجام در سال 598 ه.ق در تبریز درگذشت. آغاز زندگی ظهیر، همزمان با فتنه غزان بود. غزان بارها بلخ و دیگر شهرهای خراسان از جمله نیشابور را مورد حمله قراردادند. شاید مهاجرت ظهیر به جز کسب علم و ادب، دوری از فتنه ها باشد. آن زمان همچنین عصر کشمکش خاندان هایی از خوارزمشاهیان، سلاجقه عراق و اتابکان بود. خاندان هایی که شکوه و بزرگی غزنویان و یا اقتدار سلجوقیان اول را نداشتند، شاعر برخوردار از صله هایی به مانند شاعران پیشین نبود و این موضوع بر شعر او سایه افکنده است. دیوان ظهیر 3790 بیت است که 2292 بیت آن از 81 قصیده است و 1498 بیت از دیگر قالب های شعری اوست. این پژوهش با بررسی قصاید از سه دیدگاه زبانی، ادبی و فکری و به روش توصیفی-تحلیلی انجام یافته است.

    کلید واژگان: سبک شناسی, شعر فارسی, قرن ششم, قصیده, ظهیرالدین فاریابی}
    Parvin Bekhradi, Siroos Shamisa *, Abdolreza Modarreszadeh

    Zahir Faryabi, was a sixth century A.H. poet born in Faryab(near Balkh) who immigrated to Neishabour and several other cities before his death in 598 AH in Tabriz. The beginning of Zahir's life coincided with the sedition of Ghoz that attacked Balkh and other cities in Khorasan. Thus Faryabi's immigration was not only due to a desire to seek literary knowledge but also for safety. That time there was families of Kharazmshahian, Iraqi Salajeghe and Atabakan who were not at all as powerful and glory as Ghaznavian and 1st Saljoughian, and poets had no honor and no reception. This was a matter which overshadowed poem’s of Zahir. Zahir ’s collection of poems consists of 3790 couplets of which 2292 couplets appear as 81 qaside (odes) and the remaining 1498 in other poetic forms. This article examines the texts from three perspectives: linguistic, literary, and intellectual by way of descriptive-analytical method.

    Keywords: stylistics, Persian Poem, 6th Century A.H, Qaside, Zahir Faryabi}
  • رافعه خوشخو، رها زارعی فرد

    از آنجا که وزن شعر رسمی فارسی اصولا وزنی کمی محسوب می‌شود و وابسته به کشش واکه‌هاست، نقش تکیه در آن چندان مورد تاکید قرار نگرفته یا در حاشیه بررسی شده‌است. در این مقاله به بررسی نقش تکیه در شعر فارسی پرداخته شده است. سعی شده که به این سوال پاسخ داده شود که شعریت شعر رسمی فارسی تا چه حد وابسته به تکیه است؟ آزمایشی برای پاسخ به این سوال طراحی شده‌است. برای انجام آزمایش، غزل شماره 327 از دیوان حافظ انتخاب ‌شد و ویژگی‌های صوت‌شناختی آن مورد واکاوی قرار گرفت. بدین منظور از یک گویشور فارسی زبان، آشنا با ارکان عروضی خواسته شد که غزل مذکور را با تکیه ‌بر ارکان عروضی با استفاده از برنامه پرت بخواند. برای اطمینان از صحت نتایج از همان گویشور خواسته شد که یکبار دیگر غزل را در شرایط یکسان بخواند. سپس، داده‌ها در سه سطح رکن عروضی، گروه آهنگین و گروه پاره‌گفتار مورد تحلیل قرار گرفتند. شواهد آزمایشگاهی نشان دادند که تکیه متکی به پایه‌های عروضی نیست و عملا خواننده بسته به تفسیر و برداشت خود از معنای شعر، فقط یکی از هجا‌ها را در هر یک از رکن‌ها برجسته می‌سازد و الگوی تکیه‌گذاری متغیر و غیرقابل پیش‌بینی است. بنابراین نگارندگان براین باورند که الگوی تکیه این مصراع‌ها، به هیچ‌وجه ریتم ندارند و نمی‌توانند بنیاد وزن باشند و رکن، ابزاری برای توصیف صحیح وزن شعر فارسی است و اگر نظم تکیه در ابیات شعر رعایت نشود با اختلال در وزن مواجه نمی‌شویم.

    کلید واژگان: تکیه, وزن شعر, نظریه وزنی, واج شناسی نوایی, واج شناسی لایه ای}
    rafeeh khoshkhu, Raha Zareifard

    Since Persian r hythm is quantitative and depends on vowel duration, thefunction of stress is not studied carefully yet. This study aims at answering this question: to what extent Persian Poem depends on stress? For answering this question the sonnet number 327 was selected from Hafez and the acoustic features examined carefully. We asked a person who was familiar with prosodic features to read the sonnet twice by Praat Program. Then these data analyzed in three levels: foot, intonation and utterance level. The results reveal that the place of stress does not depend on prosodic features and is not predictable and stress pattern does not affect the rhythm of the Poetry.Then these data analyzed in three levels: foot, intonation and utterance level. The results reveal that the place of stress does not depend on prosodic features and is not predictable and stress pattern does not affect the rhythm of the Poetry.

    Keywords: stress, Persian Poem, Praat, phonology}
  • علی تقوی*

    اقتباس و بازآفرینی معانی و مضامین متون مختلف، همواره از سده های گذشته تاکنون نزد آفرینشگران متون ادبی امری ساری و جاری بوده است. امیری فیروزکوهی در گستره شعر معاصر، شاعر سنت گرای صاحب سبک با زبان و بیان خاص خود است که با طبع لطیف و نکته سنج خود و با احاطه و اشراف خوبی که بر زبان و ادب فارسی و عربی داشت، توانست معانی و مضامین شعری متنوعی را در سروده های خود بیافریند و عرضه نماید. باوجود این، او در پرداخت مضامین و معانی شعری، از متون دیگر نیز تاثیر پذیرفته و در اغلب موارد به طرز هنرمندانه ای در سروده هایش مندرج ساخته است. در مقاله حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، دیوان امیری از منظر تاثیرپذیری از متون مختلف نقد و بررسی شده است. یافته های پژوهش آشکار می سازد امیری برخلاف گمان برخی از پژوهشگران، صرفا متاثر از صایب تبریزی نیست. شاعر در بخشی از مضمون پردازی هایش متاثر از قرآن و احادیث است و در بخشی دیگر، از متون ادبی منظوم و منثور دیگر شاعران و نویسندگان ایرانی و غیرایرانی، بویژه شاعران معروف سده های پنجم تا یازدهم هجری همچون خاقانی، سعدی، مولوی و صایب، تاثیر پذیرفته است.

    کلید واژگان: شعر فارسی, شعر معاصر, امیری فیروزکوهی, اقتباس}
    Ali Taqavi *

    Adapting and recreating the meanings and themes of different texts has always been current among the creators of literary texts for centuries. Amiri Firoozkoohi in the field of contemporary poetry, is a traditionalist stylist poet with his own language and expression, who with his delicate and perspicacious talent and with his good knowledge and cognizance on Persian and Arabic language and literature, was able to create and express various meanings and themes of poetry in his poems. Nevertheless, he has been influenced by other texts in paying attention to the themes and meanings of poetry, and in most cases, he has included them in an artistic way in his poems. In the present article, by descriptive and analytical methods, the influence of different texts on Amiri’s poetical works has been reviewed and criticized. The research findings reveal, contrary to opinion of some researchers, Amiri is not simply influenced by Saeb Tabrizi. the poet is influenced by the Quran and hadiths in some of his themes, and in another part he has influenced by the poetic and prose literary texts of other Iranian and non-Iranian poets and writers, especially the poets of the fifth to eleventh centuries AH, Like Khaghani, Saadi, Molavi and Saeb.

    Keywords: Persian poem, Contemporary poem, Amiri Firoozkoohi, Adaptation}
  • نعمت الله پناهی، مرتضی چرمگی عمرانی*

    عنصر تمایزبخش مکتب وقوع منحصر در گزارش شاعر از واقعیت های عینی عشق زمینی است که از تجربه خاص شاعر به دست می آید. کمال هنروری شاعر وقوعی در این است که تجربیات عاشقانه خود را بی پرده و با سوز و گداز تمام بر زبان بیاورد. مساله اصلی پژوهش حاضر یافتن پاسخ برای این پرسش ها است که واقع گویی شاعرانی مثل ولی دشت بیاضی در چه زمینه ها و مسایلی است؟ و عناصر تمایز بخش شعر او چیست؟  بر این اساس با استفاده از روش تحلیل محتوا، گونه های نوآورانه ای در غزلیات ولی دشت بیاضی قابل استخراج است که با بسامد تقریبی هر کدام از گونه ها را به پنج نوع تقسیم کرده ایم: 1- غزل اظهار کدورت و شکایت 2- غزل اعراض3- غزل تهدید و تحکم 4- غزل رشک و غیرت ورزی 5-غزل اضطراب و تردید. دقت در چنین گونه هایی نشان می دهد که وقوعیان در حوزه عواطف و احساسات با چرخشی اعتراض آمیز و گاه پرخاش جویانه روند محتوایی غزل فارسی را تغییر داده و با پرداختن به جزییات عاطفی و احساسی، گونه های جدیدی بر آن افزوده اند تا جایی که بیشتر تصاویر شعری آنان مابه ازای خارجی دارد.

    کلید واژگان: میرزا محمد ولی دشت بیاضی, مکتب وقوع, گونه شناسی, شعر فارسی}
    Nematollah Panahi, Morteza Chermagi Omrani *

    A distinction element of the voqu school part in the poet report from Realities is earthly love, which is the result of the poet special experience is considered. The Voquhi Poet artisan perfection that is his romantic experiences tells frank and explicit with calenture. The aim of this article to focus on a certain attitude that will overshadow in the lyrical school, pay attention to Typology of Voquhi lyrics until sort realistic emotions and feelings one of the Voquhian. Accordingly, using content analysis method, innovative species that repeated in the lyrics of Vali, DashtBayazi, with high frequency, with approximately frequency each based on 377 poems could be divided into five types: 1- Lyrics says opacity and complaints 2- Lyrics of disclaimer 3- Lyrics of domination & threat 4. Lyric of envy and jealousy 5- Lyrics of anxiety and uncertainty Accuracy in such typology shows that Voquhian in the emotions and feelings field with protest rotational and sometimes aggressive, the Persian lyric content process changes and new species have been added. In fact, the pivot of Voquhi poets on type of the lyrical lead to their style difference than others.

    Keywords: Mirza Mohammad valiDashtbayazi, the Voqu School, typologyof lyrics, Persian poem}
  • الهام نظری*، اسماعیل تاج بخش

    مسئله دجال در بیشتر ادیان بیان شده و فتنه او به پیامبران یادآوری شده است. نخستین بار در رساله یوحنا به او اشاره شده است. مقصود یوحنا از دجال، کسانی هستند که درباره تجسم مسیح، آراء گوناگون دارند، و نیز هر روحی که تجسم عیسی را انکار کند، دجال است. اما پیش‌زمینه های شکل‌گیری مفهوم دجال را می توان در مباحث مکاشفاتی و فرجام‌شناسانه دوره های اولیه تاریخ یهود، به ویژه در کتاب دانیال یافت. این موضوع در متون اسلامی نیز به صورت-های گوناگون آمده و در مورد اصل آن احتمالاتی داده شده است. برخی معتقدند که شخص است، برخی معتقدند، نوع و وصف است. با ورود مضامین قرآنی و اسلامی به ادب فارسی، مضامین مربوط به دجال نیز مورد استفاده شاعران قرار گرفته و در شعرشان انعکاس یافته است. قصد شاعران از بیان این مضامین صرفا تلمیح نبوده، بلکه از آنها برای بیان دیدگاه های خود در قالب تشبیه و استعاره ، نماد استفاده کرده اند. هر چند دجال شخصیتی منفور است و در شعر فارسی بازتاب گسترده ای نداشته است؛ با وجود این، همین بازتاب کم، ویژه و قابل توجه است.در شعر فارسی «شخص بودن دجال» غالب است و شاعران به احتمالات دیگری که در متون اسلامی درباره او داده شده است توجهی ندارند.این مقاله، چگونگی بازتاب دجال در دوحیطه متون اسلامی و شعر فارسی را دربخش های جداگانه بررسی کرده و درضمن نتیجه گیری، مقایسه ای میان این دو حیطه در این موضوع به عمل آورده است.

    کلید واژگان: دجال, عیسی مسیح, مهدی صاحب الزمان, روایات اسلامی, شعر فارسی}
    Elham Nazary, Esmaeel Tajbakhsh

    The issue of the Antichrist has been mentioned in most religions and his sedition has been reminded to the prophets as first mentioned of him in the Epistle of John. According to John, the Antichrist is any one who has different opinions about the embodiment of Christ, and any spirit that denies the embodiment of Jesus is the Antichrist. But the background to the formation of the concept of the Antichrist can be found in the apocalyptic and revelationtic discussions of the early periods of Jewish history, especially in the book of Daniel. This issue has been mentioned in various forms in Islamic texts and some possibilities have been given about its origin. Some believe that he is a person and some believe that he is a type and a description.With the introduction of Quranic and Islamic themes in Persian literature, themes related to the Antichrist have also been used by poets and have been reflected in their poetry. The poets' intention in expressing these themes was not merely an allusion, but they used them to express their views in the form of similes, metaphors and symbols. Although the Antichrist is a hated figure and has not been widely reflected in Persian poetry; Nevertheless, this reflection is low, special and significant. In Persian poetry, "the person of the Antichrist" is predominant and poets do not pay attention to other possibilities given about him in Islamic texts. This article has examined the reflection of the Antichrist in two areas of Islamic texts and Persian poetry in separate sections and, in conclusion, has made a comparison between these two areas in this regard.

    Keywords: Dajjal, Jesus Christ, Mahdi Sahib Al-Zaman, Islamictexts, Persian poem}
  • محمود حیدری*، علی اصغر نسیم بهار

    بینامتنیت گویای این امر است که هر متنی در برهه ای از زمان، تحت تاثیر آثار قبل از خود بوده و با تغییر و تحول آثار پیشین به خود هویتی متنی بخشیده است. در سایه سار این نوع نگرش، هر متنی زاییده آرا و اندیشه های متون پیش از خود است. یکی از انواع بینامتنیت را بینامتنی ذاتی می نامند؛ بینامتنی ذاتی، روابط متنی یک اثر با دیگر آثار همان نویسنده یا شاعر است که در متن دیگری نیز ظهور یافته، اما نه به مثابه تکرار. سعدی، شیخ المتکلمین و شاعر ذولسانین، مضامین و مفاهیمی در اشعار عربی خود به کار برده که این مضامین در اشعار فارسی او نیز به کار رفته است. پژوهش حاضر، به شیوه تحلیل محتوا و با رویکردی زیباشناختی، اشعار عربی و فارسی سعدی را از دیدگاه بینامتنی ذاتی کاویده و شباهت های مضمونی و ظرافت های لفظی و معنوی سخن سعدی را بیش از پیش نشان داده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شیخ اجل با هنرمندی خویش در تکرار مضامین، هرگز دچار دوباره گویی نشده و ذوق و قریحه سرشار او با استفاده از تکنیک ها و آرایه های ادبی و بلاغی، هر بار جامه ای نو به سخنش پوشانده و مخاطب را مسحور هنرنمایی خویش کرده است. نکته مهم اینکه کلام سعدی در بینامتنی ذاتی سخنانش نه تنها به تکرار نینجامیده، بلکه منجر به خلق تصاویر جدید و ممتاز شده و این همان ویژگی است که سعدی را از دیگران متمایز کرده است.

    کلید واژگان: بینامتنی ذاتی, سعدی, شعر عربی, شعر فارسی}
    Ali Asjar Nasimbahar

    Intertextuality means that every text was affected in a period of time by previous works, and has given itself a textual identity via changes and evolutions of previous works. As the result of this ideology, every text is a result of thoughts belong to the texts before it. One of the different kinds of intertextuality is called intrinsic intertextuality. Intrinsic intertextuality is the textual relations between a work and other works of the same author or poet that has emerged in another text, but not as a repetition. Sa'adi, lord of lecturers and bilingual poet, who has used some contents and concepts in his Arabic poems and these contents have been used in his Persian poems, too. This survey has searched about Sa'adi's Arabic and Persian poems in an intrinsic intertextuality view and via content analysis and also in an aesthetic approach. Also it has shown content similarities and also lexical and conceptual delicacy of Sa'adi's words more than before. The results of the survey show that the lord of the time avoids repetition in repetitive contents artistically and via using his talent and techniques and literary devices has used a new concept which has attracted the audience by his art. The important point is that Sa'adi's speech in intrinsic intertextuality of his words, not only is far from repetition, but also led to the creation of new and supreme images, and this is the characteristic which distinguishes Sa'adi from others.

    Keywords: Intrinsic Intertextuality, Sa'adi, Arabic Poem, Persian Poem}
  • فرشاد اسکندری شرفی*، وحید مبارک

    ادبیات تعلیمی از کهن ترین و رایج ترین گونه های ادبی جهان است که آموزه هایی اخلاقی و عقلانی را به مخاطب ارایه می کند تا با کاربست آن ها در زندگی، به سعادتمندی و نیک بختی برسد. ادبیات فارسی از دیرباز، جلوگاه ناب ترین و نغزترین معانی و مضامین اخلاقی و تعلیمی بوده و در هر دوره ، بخش انبوهی از شعر فارسی به پند و حکمت و موعظه اختصاص داشته است. عماد فقیه کرمانی از شاعران پارسی گوی قرن هشتم هجری است که در سرودن انواع شعر چون غزل و قصیده و مثنوی تبحری تمام داشته و شعرش با مبانی تصوف و اندیشه ها و آموزه های عرفانی درآمیخته است. در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزهای اخلاقی و تعلیمی در پنج گنج عماد فقیه کرمانی بررسی شده است تا جایگاه و ارزش اخلاق و تعلیم در شعر او مشخص شود و همچنین گوشه ای از مقام ادبی این شاعر آشکار گردد. دستاورد پژوهش نشان می دهد که در مثنوی های عماد فقیه کرمانی، موضوع های اخلاقی و تعلیمی که تلفیق یافته از اندرزهای کهن و آموزه های عرفانی و صوفیانه است، بازتابی گسترده دارد. مواعظ سیاسی و حکومتی، عبادت و بندگی خدا، ناپایداری و بی اعتباری دنیا، گشاده دستی و سخاوت، علم و علم آموزی، رازداری، کم آزاری و... از مهم ترین و پربسامدترین مسایل اخلاقی و تعلیمی در پنج گنج عماد فقیه است.

    کلید واژگان: ادبیات تعلیمی, مضامین و آموزه های اخلاقی, شعر فارسی, پنج گنج, عماد فقیه کرمانی}
    Farshad Eskandari Sharafi *, Vahid Mobarak

    Being among the oldest and most common kinds of literature, didactic literature presents moral and rational doctrines to the audience to be applied in their lives to achieve prosperity and happiness. Persian literature has long represented the purest and most precious moral and didactic meanings and themes in a way that a large part of Persian poetry has been dedicated to advice, wisdom, and sermons. Emād Faqii Kermani is one of the Persian poets in 8th century AH who was proficient in composing different genres of poems including Sonnet, Ode and Masnavi. His poems have been integrated with Sufism and mystical thoughts and doctrines. Using descriptive-analytic approach, this study aims at investigating the moral and didactic doctrines in Panj Ganj by Emād Faqih Kermani to determine the position and value of morality and training in his poetry and also, some of the literary merits of him would be clarified. The findings reveal that the moral and didactic subjects which are a combination of ancient advice, mystical and Sufi doctrines are widely reflected in his Masnavis. The most prevalent and frequent moral and didactic themes in Panj Ganje Emād include political and governmental sermons, worship and servitude to God, instability of the world, generosity, knowledge and gaining knowledge, confidentiality, harmlessness.

    Keywords: didactic literature, Moral Themes, Doctrines, Persian Poem, Panj Ganje Emād, Faqih Kermani}
  • مهین حاجی زاده*، عبدالاحد غیبی، موسی خلیل نژاد

    تقیه در مذهب شیعه در میان امامان (ع)، عالمان و شاعران شیعه قرن های نخستین اسلامی، به منظور رسیدن به اهداف متعالی یا حفظ جان در مواقعی که حاکم یا عرف مخالف شدید شیعه است، به کار گرفته می شد. اختناق، فقر و شیعه زدایی، می تواند از عوامل توجیه کننده تمسک به تقیه در رابطه با مردم و حکومت تلقی شود و چون هردو شاعر؛ سنایی غزنوی و سید رضی، فارغ از محدوده مکانی، در یک بازه زمانی می زیسته اند، تقیه را با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و خانوادگی خویش به کار می برند. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی - تحلیلی، موضوع تقیه را در شعر سنایی غزنوی به عنوان شاعر پارسی سرای شیعه و شعر سید رضی به منزله شاعر شیعه عرب با رویکرد تطبیقی بررسی کند. هرچند دو شاعر شیعه مذهب هم عصر، قاعده تقیه را وسیله ای برای دفاع از آرمان های شیعه و رسیدن به اهداف خویش در آثارشان به کار برده اند، ولی با توجه به اینکه سید رضی، شاعری سیاسی و علوی است؛ از این رو، تقیه را در شعر خویش به مثابه ابزاری درراستای رسیدن به بالاترین قدرت سیاسی و مذهبی شیعه که همان ایجاد حکومت علوی به وسیله خویش است، استفاده می کند، حال آنکه سنایی غزنوی، این قاعده را با توجه به رعایت حال عرف جامعه، حکومت و اختناقی که ناشی از شیعه هراسی وجود داشته است، درراستای تبیین امامت ایمه (ع) به کار گرفته است

    کلید واژگان: ادبیات تطبیقی, تقیه, شعر فارسی, شعر عربی, سنایی, سید رضی}
    Mahin Hajizadeh*, Abdola Had Gheibi, Musa Khalilnijad

    Taqiyyah was used in the Shiite religion amongst the Shiite Imams (AS), scholars, and the poets of the early Islamic centuries in the Middle Ages in order to achieve the transcendental goals or to preserve their lives in the face of an adverse ruler or hostile public opinion against Shi’ism. Strangulation, poverty, and anti-Shi’ism can also be regarded as some influential factors in practicing Taqiyyah in relationships between people and their government and , since both poets,Sanai Ghaznavi and Seyyed Sharif Razi, regardless of their spatial limitations, lived at a specific period of time, they used Taqiyyah, considering their social, political, and family circumstances. By using descriptive-analytical method, in a comparative study, this paper is an attempt to analyze the concept of Taqiyyah in the poetry of Sanai Ghaznavi, as a Persian Shi’ite poet, and that of Seyyed Razi, as an Arab Shi’ite poet. The two poets were contemporaries; however, they have used Taqiyyah as a means to defend Shi'a ideals and to achieve their goals in their works, in a different way: Seyyed Razi was an Alawite political poet, and, therefore, he used Taqiyyah in his poetry as a tool to achieve the highest political and religious power in Shi’ism, which is the establishment of an Alawite government by himself. Sanai Ghaznavi, on the other hand, taking into consideration the social common sense, the government, and the strangulation of the Shi’ites as a result of Shi’a-phobia, used Taqiyyah in order to explain the Imamat of the Imams (AS).

    Keywords: Comparative Literature, Taqiyyah, Persian Poem, Arabic Poem, Sanai, Seyyed Razi}
  • سید محمود ریحانی، محمود براتی*

    وحشی بافقی با آفرینش آثاری ماندگار به خصوص در طرز وقوع و واسوخت در شعر فارسی، از نظر فکری، زبانی و ادبی در ادبیات روزگار خود و پس از خود تاثیرات بسیار داشته است. شعر او از زمان شاعر شهرت داشته و در تذکره ها با صفت «سهل و ممتنع» خوانده شده که آسان می نماید ولی پیروی از آن مشکل است؛ شعری که ساده، بی پیرایه و خالی از هر گونه صنایع لفظی متکلفانه و اغراقهای شاعرانه است. این ویژگی ها به همراه عشق گرایی و با بسامد بیش تر واسوخت، درون گرایی، صراحت بیان و زبانی آتشین برخاسته از درونی ملتهب، مورد توجه بسیاری از شاعران و شعردوستان قرار گرفته و تلاش کرده اند از جنبه های گوناگون از آثار او پیروی کنند. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با مقایسه آثار او و شاعران هم عصر و پس از او و ارزیابی شباهت های لفظی و معنوی بین آنها، تا حد امکان، جایگاه وحشی در طرز واسوخت و میزان توجه به او را بسنجیم؛ جنبه های مورد توجه و پیروان این شاعر را ارزیابی کنیم و دلایل مقبولیت او را نزد عامه و شاعران، روشن تر سازیم.

    کلید واژگان: ادبیات غنایی, غزل, وحشی بافقی, طرز واسوخت, تقلید و ابتکار, تاثیرپذیری}
    Seid Mahmoud Reihani, Mahmoud Barati *

    Vahshi Bafghi with creation of constant effects, especially in the way of occurrence and learning in Persian poetry, in terms of intellectual and literary influences have been very influential in the literature of their time and after themselves. His poetry is known from the time of the poet and is read in biographies with easy and absent-minded traits, which is shown easy, but it’s difficult to follow; a simple, unobtrusive poem that is free of any articulation and poetic exaggeration. These features, along with love gravitation and with more effectionate, more intrusive, introverted, expressive and fiery language derived from the inflammatory interior have attracted the attention of many poets and poetry and have sought to follow various aspects of his work. In this paper, we try to compare the works of him and his contemporary poets and after him, and to evaluate the verbal and spiritual similarities, to measure his position in a manner and attentiveness to him as much as possible; to evaluate the aspects to be considered and the followers of the world, and the reasons brightening his appeal to the public and the poets.

    Keywords: Lyrical language, Persian poem, vahshi bafghea, imitation, ingenuity, impressiblity}
  • نفیسه نصیری، مرتضی رشیدی*، علیرضا فولادی

    بخش قابل توجهی از شعر کلاسیک فارسی را شعر کوتاه مانند دوبیتی و رباعی تشکیل می دهد. همچنین امروزه در میان شاعران معاصر، توجه روزافزونی به شعر کوتاه دیده می شود. هرچند پژوهندگان کوشیده اند به شناسایی مولفه های شعر کوتاه بپردازند و برای این منظور از ویژگی های ایجاز، کاربرد محدود فعل، ضربه پایانی، تصویرمحوری، کاربرد محدود قافیه و طبیعت گرایی یاد کرده اند، این ویژگی ها بیشتر به توصیف شعر کوتاه بازمی گردد و هنوز تعریف متفق علیه آن در دسترس نیست؛ چنان که برای نمونه حد بیرونی آن را گاه تا یک صفحه و گاه تا هفت سطر و گاه تا پنج لخت دانسته اند و همچنین برای حد درونی و معنایی آن، عاملیت شگرد بنیادی و اثرگذاری در لحظه را برشمرده اند. مقاله حاضر با روش تحلیلی به نقد توصیف ها و تعریف های پژوهندگان از شعر کوتاه می پردازد و می کوشد راهی به سوی تعریف دقیق تر آن بگشاید. این مقاله سرانجام شعر کوتاه را مبتنی بر شگرد بنیادی آن، دارای مصرع ها یا سطرهای محدود نامشخص و در نهایت «شعر محدود تک هسته ای مستقل با تمایل بیشتر به گفتمان حکمی» در نظر می گیرد.

    کلید واژگان: شعر فارسی, بوطیقا, شعر کوتاه, توصیف و تعریف}
    Nafise Nasiri, morteza rashidi*, alireza fouladi

    Much of the classical and contemporary Persian poetry is composed of short poems such as couplet and quatrain. Also, contemporary poets have shown increasing interest in short poetry. Although researchers have attempted to identify the components of short poetry and to this end have mentioned the brevitas features, the limited usage of the verb, the ending stroke, the image-orientation, the limited use of the rhyme, and naturalism; these features mostly refer to the description of the short poem, and no unanimous definition is available yet. For example, the outer limit is sometimes referred to as one page, sometimes up to seven rows and sometimes up to five portions. As for its internal and semantic limits, they enumerate the function of the fundamental scheme and effect of the moment. This article critically analyzes the descriptions and definitions of researchers on short poetry and attempts to provide a more accurate definition of the short poem using an analytical method. As a result, this article considers short poetry based on its fundamental technique, to be with limited lines or hemistiches, and finally, "independent monolithic limited poetry with a greater tendency for the discourse of wisedom."

    Keywords: Persian poem, Short poem, Description, Definition}
  • سجاد آیدنلو*

    ققنوس از مرغان افسانه ای متون ایرانی (فارسی و عربی) است که اصل داستان آن خاستگاه غیر ایرانی دارد. کهن ترین توصیف این پرنده بدون آوردن نامش در البلدان،  گرشاسپ نامه و تحفه الغرائب است و المعتبر فی الحکمه بغدادی به زبان عربی نخستین اثری است که آن را با ذکر نام معرفی کرده. ققنوس در ادبیات کهن فارسی بسیار کم (حدود بیست بار) و در ادب معاصر فراوان مورد توجه شعرا و نویسندگان قرار گرفته است. در این مقاله پس از نگاهی به مهم ترین مآخذ فارسی و عربی مربوط به ذکر نام و یا معرفی این پرنده، همه ویژگی های آن از این متون استخراج و طبقه بندی شده است. سپس تمام شواهد کاربرد آن در شعر گذشته فارسی و بعضی نمونه های مهم آن در شعر معاصر آورده و بررسی شده است. در پایان نیز به مرغان مشابه ققنوس در برخی منابع و همانندی های این مرغ با فونیکس روایات غربی پرداخته شده.

    کلید واژگان: ققنوس, متون فارسی و عربی, شعر فارسی, فونیکس}
    Sajad Aydenlou*

    Qoqnus is a legendary fowl of Iranian texts (Persian and Arabic) whose origin of its story is not Iranian.The oldest description of this bird is in Garshaspname and Tohfat al gharraibwithout mentioning its name and the book of al-Ma'tabar fi al-Hikma Baghdadi is the first work it has introduced in Arabic.Qoqnus has been usedvery little (about twenty times) in ancient Persian literature and it has been considered in contemporary literary by poets and writers.In this article, after looking at the most important Persian and Arabic references related to naming or introducing this bird, all its features are extracted from these texts and classified.Then all the evidence of its application in the past poetry of Persia and some of its important examples in contemporary poetry has been broughtand reviewed. Also in the end, fowls like the Qoqnus in some sources and similarities of this fowl with Phoenix of western narratives have been addressed.

    Keywords: Qoqnus, Persian, Arabic texts, Persian poem, Phoenix}
  • یعقوب نوروزی*، سیف الدین آب برین
    سنت، اساس بنای استوار شعر است و هر شاعری متاثر از سنت ادبی و اشعار پیشینیان است. این تاثیرپذیری در شعر برخی شاعران کم و در شعر برخی، پر رنگ است. شفیعی از شاعرانی است که سنت و اشعار پیشینیان و جلوه های آن در شعر او پر رنگ تر از اغلب شاعران معاصر است. او به سبب دلبستگی به میراث کهن ادب فارسی، از شاعران پیشین متاثر شده است. در این میان، حافظ نقشی برجسته در ذهن و زبان شفیعی کدکنی دارد. شفیعی، شیفته حافظ است و این علاقه سبب شده تا حافظ در شعر او تاثیر بسزایی داشته باشد. این تاثیر، گاه در قالب تضمین ابیات، مصراع ها و نیم مصراع ها، وگاه در قالب تکرار واژگان شعری دیده می شود. در کنار این، تفکر غالب شعر حافظ که ریاستیزی و انتقاد از شخصیت های دینی و حکومتی ریاکار است، در شعر او دیده می شود و شفیعی برخی از واژگان مرتبط با این تفکر از جمله: رند، محتسب، شحنه، عسس و... را از حافظ گرفته و با انطباق آن با تفکر سیاسی اجتماعی خود و چون حافظ در قالب شخصیت هایی مثبت و منفی، بکار می گیرد. برخی از ابیات و مصراع های حافظ نیز منبع الهامی برای سرودن شعر و پرداخت مضمونی در شعر شفیعی می شود. علاوه بر این در بعد تصویرسازی نیز نشان تاثیرپذیری از حافظ، دیده می شود. مطالعه و تطبیق زبان شعری، موضوعات و تصاویر شعری دو شاعر، این تاثیرپذیری را آشکار می سازد و مقاله حاضر با ذکر نمونه ها و به شیوه تحلیلی توصیفی، این تاثیر را مورد بررسی قرار داده است.  بررسی شعر شفیعی کدکنی از این لحاظ، ما را به این نتیجه می رساند که حافظ یکی از شاعران بسیار اثرگذار سنتی بر ذهن و زبان شفیعی کدکنی است.
    کلید واژگان: شعر فارسی, تاثیر و تاثر, حافظ, شفیعی کدکنی}
    Yaghub Noruzi *, Seif Addin Abbarin
    Tradition is the basis of firm structure of poetry and every poet is influenced by literary tradition and poems of his predecessors. This impact is low in the poetry of some poets and in the poem of others is high. Shafiei is a poet who tradition and ancestors poems and their manifestation in his poetry are stronger than most of contemporary poets. Because of his attachment to Old Persian literature heritage he was influenced by former poets. Meanwhile Hafiz plays prominent role in Shafiei's mind and language. Shafiei is infatuated of Hafiz and his interest in Hafiz has had a profound impact on his poem. This effect is sometimes shown in inserting other's verses in own poem, hemistich, semi-hemistich and sometimes repeating poetic vocabulary. Alongside this, the major Hafiz's thought which is anti-hypocrisy and critique of hypocritical religious, Shafiei uses some of the words related to Hafiz's thoughts including: Rend, Mohtaseb, Shehneh, Asas and so on utilized it with adapting with his social-political thinking as Hafiz in form of positive and negative personalities. Some of Hafiz's verses also serve as an inspiration for composing poems and making themes in Shafiei's poem. In addition, we can see the influence of Hafiz, in the dimension of image making. Studying and adapting the poetic language, themes and poetic images of two poets reveals this influence and present study examines this effect by mentioning eamples and using a descriptive-analytic method. Studying Shafiei's poem in this regard leads us to conclude that Hafiz is one of the most influential traditional poets Shafiei kadkani's thought and language.
    Keywords: Persian poem, effect, impact, Hafiz, Shafiei Kadkani}
  • ایوب امیدی *، مریم مشرف، احمد خاتمی

    آن چه از گذشتگان به صورت نسخه های خطی برای ما باقی مانده، هر کدام گنجینه ای است که باید در حفظ، احیا و شناسایی آن کوشید. با وجود آن که در سال های اخیر، سعی فراوانی در شناسایی و معرفی این گنجینه های نفیس صورت پذیرفته، لیکن هنوز راه نرفته بسیار است؛ یکی از این آثار ناشناخته و ارزشمند، دیوان "ابراهیم آباد" از محمدرضا ابن رجبعلی، ملقب به شرابی و متخلص به منصور است که شاعر و طبیب دربار شاهزاده ابراهیم خان قاجار(حاکم کرمان) بوده است. با بررسی های انجام گرفته در فهرست نسخ خطی، تنها یک نسخه از دیوان وی در کتابخانه مجلس شورای اسلامی یافت شد؛ به نظر می رسد این نسخه توسط شاعر کتابت شده است و در آن قرینه ای مبتنی بر تاریخ کتابت نسخه وجود ندارد. این مقاله می کوشد برای نخستین بار به معرفی اشعار، مضامین و ویژگی های شعری شاعر بر اساس تنها نسخه موجود بپردازد و همچنین با استفاده از تذکره های موجود، شرح حالی از زندگی وی ارائه دهد. پس از بررسی و خوانش این نسخه به این نتیجه رسیدیم وی از شاعران متوسط دوره قاجار است؛ اشعارش ساده و روان و در شعر به شاعرانی از جمله: انوری، خاقانی، حافظ، جمال الدین و کمال الدین نظر داشته و در کاربرد انواع صنایع بدیعی و بیانی به صنایعی چون: انواع جناس، تکرار، موازنه، مزدوج، لف و نشر، تجاهل العارف، تنسیق الصفات، حسن تعلیل، تلمیح(به ویژه تلمیحات اساطیری و مذهبی)، ای هام تناسب و انواع تشبیه(به ویژه تشبیه تفضیل و بلیغ) توجه ویژه ای دارد. روش انجام این پژوهش، کتابخانه ای و استناد به نسخه حاضر می باشد.

    کلید واژگان: دیوان, شعر فارسی, منصور, نسخه خطی}
    Ayoob Omidi *, Maryam Mosharraf, Ahmad Khatami

    Mohammad Reza Ibn Rajabali, with the name of poetry Mansour, is a physician and poet in the second half of the twelfth and mid-twelfth centuries. He was a resident of Ghah village in Isfahan, and for some time served Abraham Khan Qajar - the ruler of Kerman - he was practicing medicine and poetry. At the end of his life, due to the aging of some of his jealousy, he requests Abraham Khan to leave, and he is practicing medicine in Isfahan. He was skillful in composing verses, poems, masnavi, roba'i, as well as jurisprudence and medicine, and wrote a two thousand-bit poem in fascism by Fath Ali-Shah and Ibrahim Khan Qajar, which contained a thousand bits of the verses of the same court, which was in the vexation of Abraham Khan. , And is named "Abrahim Abaad. With a review of the manuscript list, only one version of the Tribunal was found in the Library of the Islamic Consultative Assembly, in which there is no indication based on the history of the book's edition. This paper, based on the library method, uses the existing datascripts, introducing the poet to examine the present version of his themes and poetic features. After reviewing and reading the copy, we concluded that he was an average poet of the Qajar era; his simple and fluent language, in his poem, the telemia of the Qur'anic verses, the expansion to the Sufis and the Mufti, the medical and logical terms, and the poets of Saying: Khaghani, Hafez, Kamal al-Din Isfahani, Jamaledin Isfahani, and especially Anwari, have been listening to some of their poems.

    Keywords: Mansour Esfahani, 12th Century, Ebrahim Abad, Persian poem, manuscript}
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال