جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "فرسودگی شغلی" در نشریات گروه "پزشکی"
-
زمینه و هدف
پرستاران به دلیل بار کاری بالا و محیط کاری پراسترس در معرض سطوح بالایی از فرسودگی شغلی هستند که می تواند کیفیت مراقبت های پرستاری را تحت تاثیر قرار دهد. مراقبت های پرستاری ازدست رفته به مراقبت هایی اطلاق می شود که به طور کامل یا جزئی فراموش شدند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین فرسودگی شغلی و مراقبت های پرستاری ازدست رفته در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسیدر این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد 194 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران با روش نمونه گیری در دسترس از بهمن سال 1402 تا فروردین سال 1403 مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسش نامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و پرسش نامه مراقبت های پرستاری ازدست رفته کالیش استفاده شد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 26 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار و درصد و فراوانی) و آمار تحلیلی (تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، آنوا و تحلیل رگرسیون) انجام شد.
یافته هامیانگین و انحراف معیار نمرات زیرمقیاس های فرسودگی شغلی شامل خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی به ترتیب 10/70±32/44، 4/14±18/76 و 7/10±29/91 بود. میانگین و انحراف معیار مراقبت های پرستاری ازدست رفته 2/67±35/78 به دست آمد. نتایج نشان داد بین زیرمقیاس های فرسودگی شغلی و متغیرهای جمعیت شناختی ارتباط معنی داری وجود ندارد (0/05P). بیشترین و کمترین میزان همبستگی به ترتیب مربوط به زیرمقیاس های خستگی عاطفی (001/0>P، 608/0=r) و مسخ شخصیت (r=0/608 ,0/001>P) بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد زیرمقیاس های خستگی عاطفی (0/62=β)، مسخ شخصیت (0/30=β) و عدم موفقیت فردی (0/34=β)، پیش بینی کننده های مثبت و معنی دار مراقبت های پرستاری ازدست رفته هستند (0/001>P).
نتیجه گیریدر این مطالعه ارتباط مستقیم و معنی داری بین مراقبت های پرستاری ازدست رفته و فرسودگی شغلی مشاهده شد. به مدیران پرستاری توصیه می شود جهت کاهش مراقبت های پرستاری ازدست رفته، پیشگیری و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران را در اولویت برنامه های خود قرار دهند.
کلید واژگان: مراقبت پرستاری ازدست رفته, فرسودگی شغلی, پرستار, ایرانBackground & AimsNurses often experience high levels of job burnout due to heavy workloads and stressful conditions, which can have a negative effect on the quality of nursing care. This study aims to determine the relationship between job burnout and missed nursing care in nurses from the selected in Tehran, Iran.
Materials & MethodsIn this descriptive-correlational study, 194 nurses of hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences, were included using a convenience sampling technique from February to April 2024. Data were collected using a demographic form, Maslach burnout inventory (MBI), and Kalisch’s missed nursing care scale. Data were analyzed in SPSS software, version 26 using descriptive statistics (mean, standard deviation, Percentage, and frequency) and inferential statistics (Independent t-test, Pearson correlation test, ANOVA, and regression analysis).
ResultsThe mean scores for the subscales of MBI including emotional exhaustion, depersonalization, and personal accomplishment were 32.44±10.70, 18.76±4.14, and 29.91±7.10, respectively. The mean score of missed nursing care was 35.78±2.67. The results showed no significant difference in job burnout and missed nursing care scores based on demographic variables (P>0.05). No significant relationship was found between job burnout and age or work experience (P>0.05). Pearson correlation test results revealed a significant direct relationship between the subscales of MBI and missed nursing care (P<0.001). The highest and lowest correlations were for the MBI subscales of emotional exhaustion (r=0.608, P<0.001) and depersonalization (r=0.301, P<0.001), respectively. The results of regression analysis showed that emotional exhaustion (β=0.62), depersonalization (β=0.30), and personal accomplishment (β=0.34) were significant predictors of missed nursing care (P<0.001).
ConclusionThere is a significant relationship between missed nursing care and job burnout in nurses. Healthcare authorities are recommended to use appropriate interventions to prevent or reduce nurses’ job burnout in order to reduce the occurrence of missed nursing care and improve patient outcomes.
Keywords: Missed Nursing Care, Job Burnout, Nurse, Iran -
مقدمه
در محل کار پرتنش، کارکنان دچار فرسودگی شغلی می گردند، در ضمن حمایت اجتماعی، باعث کاهش فرسودگی شغلی خواهد شد . لذا، پژوهش حاضر، تاثیر جو سازمانی ادراک شده بر فرسودگی شغلی کارکنان پایگاه های سلامت منتخب شهرستان اراک با توجه به نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی در سال 1402 را بررسی نمود.
روش کارپژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی، اکتشافی و توسعه ای است. نمونه گیری بصورت تصادفی و بر اساس فرمول کوکران از 134 مراقب سلامت شاغل در پایگاه سلامت، پرسشنامه تکمیل گردید. برای گردآوری داده ها، از فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach (1993)، پرسشنامه جوسازمانی Halpin و Kraft (1963) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده Zimmet (1988) استفاده شد. نتایج آزمون های پایایی سازه مدل، مقادیر آلفای کرونباخ، مقادیر پایایی ترکیبی و rho_a که بیانگر همبستگی درونی سوالات یک متغیر داخل مدل هستند، بالاتر از مقدار 7/0 بوده و از پایایی سازه قابل قبول برخوردار است. کلیه مقادیر شاخص HTMT کمتر از 9/0 و در سطح قابل قبول بودند و بر این اساس روایی واگرا با این آزمون نیز مورد تایید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SmartPLS استفاده گردید.
یافته هانتایج با 001/0 > P و سطح اطمینان 99 درصد جو سازمانی بر خستگی عاطفی و مسخ شخصیت، تاثیر معکوس و بر موفقیت فردی تاثیر مستقیم داشت. متغیر حمایت اجتماعی درک شده بر رابطه علی جو سازمانی با خستگی عاطفی و مسخ شخصیت نقش تعدیل کننده نداشت و جهت آن معکوس بود، ولی با موفقیت فردی و در جهت مستقیم، نقش تقویت کننده داشت. به عبارتی، افراد با حمایت اجتماعی بیشتر، موفقیت فردی قوی تری دارند و برعکس.
نتیجه گیریجو سازمانی، زمینه ساز فرسودگی شغلی است و افراد با حمایت اجتماعی بالاتر، در مقابله با مشکلات، فرسودگی شغلی پایین تری دارند. لذا پیشنهاد می شود مدیران، آموزش های ضمن خدمت با تمرکز بر مولفه های فرسودگی شغلی و جو سازمانی ادارک شده برگزار کنند. ضمنا جهت برقراری روابط دوستانه با کارکنان جهت افزایش حمایت اجتماعی، به اعطای پاداش و اقدامات رفاهی، اقدام نمایند.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, جو سازمانی ادراک شده, حمایت اجتماعی درک شدهIntroductionIn a stressful work environment, individuals experience burnout; meanwhile, social support helps to reduce burnout. Therefore, the current research has investigated the effect of organizational climate on the burnout of employees of selected healthcare centers in Arak City, considering the moderating role of social support in 2023.
MethodsThe current research is applied, exploratory, and developmental in terms of purpose. Random sampling and based on Cochran's formula from 134 healthcare workers working in the health center, the questionnaire was completed. Demographic information forms, Maslach's (1993) job burnout questionnaire, Halpin and Kraft's (1963) organizational climate questionnaire, and Zimmet's (1988) perceived social support questionnaire were used to collect data. The results of model structure reliability tests, Cronbach's alpha values, composite reliability values, and rho_a, which indicate the internal correlation of questions of a variable within the model, are higher than 0.7 and have acceptable structure reliability. All the values of the HTMT index were less than the permissible value of 0.9 and were at a satisfactorylevel. Consequently, this test also confirmed the divergent validity.
ResultsThe results with P > 0.001 and a 99% confidence level of the organizational atmosphere had an inverse effect on emotional burnout and depersonalization and directly impacted individual success. The perceived social support variable did not have a moderating role on the causal relationship of organizational climate with emotional burnout and depersonalization and its direction was reversed. However, it had a strengthening role in individual success and direct direction. In other words, people with more social support have more powerful personal success and vice versa.
ConclusionsOrganizational climate is one of the variables of job burnout, and people with higher social support have less job burnout. Therefore, it is suggested that managers conduct in-service training focusing on the components of job burnout and perceived organizational climate. In addition, friendly relations should be established with employees to increase social support, and rewards and welfare measures should be granted.
Keywords: Job Burnout, Perceived Organizational Climate, Social Support -
مقدمه
پیشرفت سازمان ها در گرو مشارکت، ارائه ایده ها و دیدگاه های انتقادی و سازنده منابع انسانی و سرمایه های فکری است. این پژوهش به منظور مطالعه نقش سندرم سکوت سازمانی در فرسودگی شغلی کارکنان طراحی و اجرا گردیده است. همچنین روابط بین متغیرهای پژوهشی با متغیرهای جمعیت شناختی مورد آزمون قرارگرفته است.
روش بررسیروش پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کارکنان اداری دانشگاه ملایر به تعداد 110 نفر می باشد. با توجه به حجم محدود جامعه از روش سرشماری استفاده گردید. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های سکوت سازمانی دینه و همکاران و فرسودگی شغلی مسلش و جکسون می باشد.
نتایجبر اساس نتایج پژوهش بین سکوت سازمانی و مولفه های فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج پژوهش رابطه معناداری (001/0= sig / 294/0= r) بین سکوت سازمانی نوع دوستانه با خستگی عاطفی وجود دارد. اما بین سکوت تدافعی و مطیع و خستگی عاطفی رابطه معناداری وجود ندارد. از بین متغیرهای سکوت سازمانی، سکوت مطیع (001/0= sig / 374/0= r) و سکوت تدافعی (012/0= sig / 456/0= r) پیش بینی کننده معناداری از مسخ شخصیت هستند. بر اساس نتایج پژوهش، سکوت نوع دوستانه با احساس بی کفایتی رابطه معنادار دارد (011/0= sig / 222/0= r). اما بین سکوت سازمانی مطیع و تدافعی و احساس بی کفایتی رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج پژوهش همچنین وجود روابط معنادار بین برخی متغیرهای جمعیت شناختی و فرسودگی شغلی و سکوت سازمانی را تائید می کند.
نتیجه گیریبر اساس نتایج پژوهش مدیران سازمان ها باید به ایجاد محیط و جوی باز برای کارکنان مبادرت نمایند تا در این محیط کارکنان آزادانه و بدون ترس نظرات و عقاید خود را ابراز نمایند، زیرا سکوت سازمانی علاوه بر ایجاد فرسودگی شغلی در کارکنان، تبعات منفی سازمانی و فردی متعددی را به همراه دارد.
کلید واژگان: سکوت سازمانی, فرسودگی شغلی, متغیرهای جمعیت شناختیIntroductionThe advancement of organizations depends on engagement, providing essential and constructive insights and prospectives from human resources and intellectual capital. This research designed and implemented to study the impact of organizational silence syndrome on employee burnout. Moreover, the connections between research variables and demographic variables were tested.
Materials and MethodsThe study employed a descriptive-correlation approach, while the research framework is a multivariate correlation design. The statistical population of the research consisted of 110 administrative employees of Malayer University. Considering the small size of the community, the census approach employed. Data collection tools included organizational silence questionnaires developed by Dina et al. (2003) and job burnout questionnaires by Meslash and Jackson (1981).
ResultsThe study’s findings indicated a notable connection between organizational silence and components job burnout. The findings of the research showed a noteworthy correlation between ProSocial silence and emotional exhaustion (r=0.294 / sig=0.001). Nevertheless, there was no significant connection between defensive and acquiescent silence and emotional exhaustion. Among the variables of organizational silence, Acquiescent silence (r=0.374/sig=0.001) and defensive silence (r=0.456/sig=0.011) were significant predictors of depersonalization. According to the results, proSocial silence had a significant relationship with the feeling of inadequacy (r=0.222/sig=0.012). However, there was no significant connection between Acquiescent and defensive organizational silence and the sense of inadequacy. The research results also confirmed the existence of significant relationships between certain demographic variables and job burnout as well as organizational silence.
ConclusionAccording to the findings of the study, managers of organizations should foster a transparent atmosphere for employees enabling them to share their views openly and without apprehension. This is crucial as organizational silence, not only contributes to employee burnout but also leads to numerous adverse effects for both the organizational and individuals.
Keywords: Organizational Silence, Job Burnout, Demographic Variables -
زمینه و اهداف
پرستاری به منزله یک حرفه با میزان مخاطره بالا و فرسودگی محسوب می شود و می تواند عواقبی همانند خستگی از محیط کار و عدم رضایت شغلی به دنبال داشته باشد. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت گرا و آموزش واقعیت درمانی بر خستگی از شفقت و فرسودگی شغلی در کادر درمان بیمارستانی در دوران شیوع کووید-19 بود.
روش بررسیاین مطالعه از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 45 نفر از کارکنان زن و مرد شاغل در بیمارستان کاشانی شهرکرد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). شرکت کنندگان در پژوهش پرسشنامه خستگی از شفقت و فرسودگی شغلی را به عنوان پیش آزمون تکمیل نمودند و پس از آموزش 8 جلسه ای پروتکل روان درمانی مثبت گرا و آموزش واقعیت درمانی به گروه های آزمایش، آزمودنی ها در مرحله پس آزمون به پرسشنامه ها پاسخ دادند. داده ها با آزمون های آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته هانتایج نشان داد که بین روان درمانی مثبت گرا و آموزش واقعیت درمانی بر خستگی از شفقت و فرسودگی شغلی در کادر درمان تفاوت وجود دارد و واقعیت درمانی اثربخشی بیشتری دارد (0.01>p).
نتیجه گیرینتایج پژوهش حاضر بیانگر این بود که روان درمانی مثبت گرا و آموزش واقعیت درمانی بر کاهش میزان خستگی از شفقت و فرسودگی شغلی موثر هستند و اثربخشی روان درمانی واقعیت درمانی بیشتر از درمان مثبت گرا است.
کلید واژگان: روان درمانی, واقعیت درمانی, خستگی از شفقت, فرسودگی شغلی, کادر درمانEBNESINA, Volume:26 Issue: 3, 2024, PP 71 -78Background and aimsNursing is a high-risk profession often associated with burnout, leading to conditions such as workplace fatigue and job dissatisfaction. This study aimed to compare the effectiveness of positive psychotherapy and reality therapy training in reducing compassion fatigue and job burnout among the medical staff during the COVID-19 outbreak.
MethodsThis study employed a quasi-experimental design with a pre-test and post-test and a control group. A total of 45 male and female staff members from Kashani Hospital in Shahrekord were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: two experimental and one control (15 participants each). Participants completed questionnaires measuring compassion fatigue and job burnout prior to the intervention. After eight sessions of training in positive psychotherapy and reality therapy for the experimental groups, participants completed the questionnaires again for the post-test phase. Data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA).
ResultsThe findings indicated a significant difference between the effectiveness of positive psychotherapy and reality therapy training on compassion fatigue and job burnout among the medical staff, with reality therapy demonstrating greater effectiveness (p<0.01).
ConclusionThe results of this study suggest that both positive psychotherapy and reality therapy training are effective in mitigating compassion fatigue and job burnout. Moreover, reality therapy is more effective than positive psychotherapy in achieving these outcomes.
Keywords: Psychotherapy, Reality Therapy, Compassion Fatigue, Occupational Burnout, Medical Staffs -
سابقه و هدف
کارکنان فوریت پزشکی اولین کسانی هستند که موقعیت های استرس زا را تجربه می کنند و این استرس ها در طولانی مدت، فرسودگی را به همراه دارد. فرسودگی ممکن است عملکرد آنها را تحت الشعاع قرار دهد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط استرس شغلی و فرسودگی با عملکرد تکنسین های فوریت پزشکی انجام شد.
مواد و روش هامطالعه توصیفی_تحلیلی حاضر بر روی 63 نفر از تکنسین های فوریت پزشکی دانشکده علوم پزشکی اسفراین در سال 1401 به روش سرشماری با استفاده پرسشنامه استاندارد استرس شغلی HSE، فرسودگی شغلی ماسلاچ و عملکرد شغلی هرسی و گلدسمیت انجام شد. روایی پرسشنامه ها از طریق روایی محتوایی و پایایی آن ها به ترتیب 0/92، 0/71و 0/69 تایید گردید. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته هایافته های پژوهش نشان داد ارتباط آماری مثبت معناداری میان استرس با فرسودگی وجود داشت (0/025 p=،0/388-r=). متغییر فرسودگی با عملکرد هم بستگی معکوس و معناداری داشت (0/021 p=، 0/181- r=). همچنین، رابطه منفی استرس با عملکرد از طریق متغیر میانجی فرسودگی مورد تایید قرار گرفت (0/043 p=،0/355 r=-).
نتیجه گیریبا توجه به یافته های پژوهش، استرس منجر به افزایش فرسودگی و کاهش عملکرد می شود. بنابراین، به سیاست گذاران نظام سلامت توصیه می شود با اجرای مداخلاتی به منظور کاهش استرس و تقویت منابع مقابله ای، به کاهش فرسودگی در تکنسین های فوریت های پزشکی کمک کنند..
کلید واژگان: استرس شغلی, فرسودگی شغلی, عملکرد شغلی, تکنسین, فوریت پزشکیBackground and ObjectiveEmergency medical technicians are the first responders to stressful situations, and this stress can lead to burnout over time. Burnout may impair their performance. Therefore, the present study aimed to determine the assocition between occupational stress, burnout, and performance among emergency medical technicians.
MethodsThis descriptive-analytical study was conducted on 63 emergency medical technicians at the Faculty of Medical Sciences, Esfarayen, in 2022. The study used a census method with standardized questionnaires: the HSE Occupational Stress Questionnaire, the Maslach Burnout Inventory, and the Hersey and Goldsmith Job Performance Questionnaire. The content validity and reliability of the questionnaires were confirmed, with coefficients of 0.92, 0.71, and 0.69, respectively. Data were analyzed using Pearson correlation coefficient through SPSS statistical software.
ResultsThe findings indicated a significant positive correlation between stress and burnout (r = 0.883, p = 0.025). A significant negative correlation was observed between burnout and performance (r = - 0.181, p = 0.021). Furthermore, a negative relationship between stress and performance was confirmed through the mediating variable of burnout (r = -0.355, p = 0.043).
ConclusionAccording to the study's findings, stress leads to increased burnout and decreased performance. Therefore, it is recommended that health policymakers implement interventions to reduce stress and strengthen coping resources to help decrease burnout among emergency medical technicians.
Keywords: Job Stress, Job Burnout, Job Performance, Technician, Medical Emergency -
نشریه پرستاری ایران، پیاپی 146 (اسفند 1402)، صص 590 -603زمینه و هدف
بهورزان به عنوان یکی از ارکان نظام سلامت در طول دوران همه گیری کووید-19، مسئولیت سنگین پیشگیری در جوامع روستایی بر عهده دارند که این موضوع باتوجه به اهمیت و تاثیرات بالقوه شیوع همه گیری بر سلامت روان، می تواند بر سطح اضطراب ناشی از کووید-19 در آنان نقش داشته باشد. علاوه بر این فرسودگی شغلی احتمال دارد بر میزان این اضطراب بیفزاید. مطالعه حاضر باهدف تعیین اضطراب ناشی از کووید-19 و ارتباط آن با فرسودگی شغلی بهورزان استان بوشهر در سال 1400 انجام شده است.
روش بررسیمطالعه حاضر از نوع توصیفی بود که در سال 1400-1401با جامعه پژوهشی که شامل بهورزان شاغل در خانه های بهداشت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر بود به روش تمام شماری انجام شد. اشتغال در خانه های بهداشت و داشتن حداقل 1 سال سابقه کار به عنوان معیارهای ورود به مطالعه درنظر گرفته شدند. 341 نفر از 365 بهورز شرایط ورود به مطالعه را داشتند و 308 نفر از آن ها به پرسش نامه پاسخ دادند. نرخ پاسخگویی 3/84 درصد بود. جمع آوری داده ها با استفاده از یک پرسش نامه شامل سه بخش جمعیت شناختی (10 گویه)، مقیاس اضطراب کرونا (علیپور و همکاران) با 18 گویه و پرسش نامه فرسودگی شغلی مسلش با 22گویه انجام شد و 5 نفر از اساتید روایی پرسش نامه را تایید کردند. پس از کسب مجوزهای لازم، پرسش نامه در قالب یک پیوند اینترنتی در پلت فرم «پرس لاین» از طریق اتوماسیون اداری به کارتابل بهورزان ارسال شد. قبل از انجام این مطالعه، در یک مطالعه پایلوت پایایی ابزارها مجدد با تکمیل پرسش نامه توسط 10 نفر از نمونه های پژوهش و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد. مقدار ضریب پایایی برای مقیاس اضطراب کرونا 95 درصد و برای پرسش نامه فرسودگی شغلی 84 درصد محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های مختلف براساس اهداف پژوهش استفاده شد.
یافته هانتایج پژوهش نشان داد بیشتر بهورزان (69/5) زن و متاهل (85/7) بودند. میانگین سن آنان 8/15±37/02 سال و میانگین سابقه کار آنان 9/06±13/36 سال بود. به طورکلی اضطراب ناشی از کووید-19 اغلب بهورزان (70/8) در سطح خفیف (10/81±12/58) بود. یافته ها همچنین نشان داد 31/8 درصد از بهورزان خستگی عاطفی متوسط تا شدیدی را تجربه کرده اند (11/95±14/52) و مسخ شخصیت در 82/1 درصد آنان در سطح پایینی (4/24±2/78) بود. بااین حال حدود نیمی از بهورزان (49/7) موفقیت شخصی پایینی را گزارش کردند (11/22±36/32). نتایج همچنین نشان داد بین اضطراب ناشی از کووید-19 و خستگی عاطفی (001/P<0؛ 0/667=r)، مسخ شخصیت (001/P<0؛ 472/r=0) و موفقیت شخصی (0/001=P؛ 0/188-=r) رابطه آماری معنی داری برقرار است. همچنین میانگین نمره اضطراب در افرادی که از وسایل حفاظت فردی رضایت داشتند و سابقه بیماری جسمی نداشتند پایین تر از سایرین بود. خستگی عاطفی با رضایت از وسایل حفاظت فردی (001/P<0)، سابقه مصرف داروهای اعصاب یا آرام بخش (027/P=0) و همچنین سابقه بیماری جسمی (001/P<0) ارتباط معنی دار آماری داشت. مسخ شخصیت با رضایت از وسایل حفاظت فردی (04/P=0)، سابقه مصرف داروهای اعصاب یا آرام بخش (029/P=0)، سابقه بیماری جسمی (013/P=0) و همچنین سابقه ترک خدمت یا مرخصی بدون حقوق (022/P=0) ارتباط معنی دار آماری داشت. موفقیت شخصی با هیچ کدام از متغیرهای جمعیت شناختی ارتباط معنی دار آماری نداشت.
نتیجه گیریبادرنظر گرفتن اصل تقدم پیشگیری بر درمان، یافته های مطالعه حاضر بر ضرورت توجه جدی تر سیاستگذاران به تاثیرات سوء ناشی از همه گیری در کارکنان حوزه پیشگیری ازجمله بهورزان تاکید دارد. ارتباط معنی دار اضطراب ناشی از کووید-19 و فرسودگی شغلی، این واقعیت را بیش ازپیش برجسته می کند که گرچه همه گیری کووید-19 به تهدید سلامت روان در بهورزان منجر نشده است، اما می تواند کاهش ظرفیت عاطفی و خودکارآمدی بهورزان را تسریع بخشد و بی تردید در عملکرد آنان اختلال به وجود می آید. اهتمام کافی در تقویت حمایت های روانی در حوزه فردی و خانواده و همچنین پشتیبانی های شغلی موثر در افزایش انگیزه با در نظر گرفتن اصل عدالت سازمانی، باید از اولویت های سیاستگذاران حوزه سلامت باشد.
کلید واژگان: اضطراب ناشی از کووید-19, فرسودگی شغلی, بهورزانBackground & AimsHealth workers during the COVID-19 pandemic had high responsibilities of prevention and treatment, which can cause anxiety in them considering the negative effects of the pandemic on mental health. This study aims to investigate the COVID-19-related anxiety level and its relationship with job burnout in health workers from Bushehr province, southern Iran.
Materials & MethodsThis is a descriptive-correlational study with a cross-sectional design that was conducted in 2022. Participants were 365 health workers from health centers affiliated to Bushehr University of Medical Sciences, who were selected by census method. The data was collected using a sociodemographic form, the Maslach Burnout Inventory, and the corona virus anxiety scale. SPSS software, version 16 was used for data analysis.
ResultsOf 365 health workers, 308 completed the questionnaires. The majority of thm were female (69.5%) and married (85.7%). Their mean age and work experience were 37.8 and 13.9 years, respectively. The anxiety in most health workers (70.8%) was mild (Mean: 12.58 ±10.81). The findings also showed that 31.8% had moderate to severe emotional exhaustion; depersonalization was mostly low (82.1%), and about half had low personal achievement (49.7%). There was a significant relationship between COVID-19-related anxiety and emotional exhaustion (r=0.667; P<0.001), depersonalization (r=0.472, P<0.001), and personal achievement (r=-0.188, P=0.001).
ConclusionThere is a significant relationship between anxiety caused by COVID-19 and job burnout in health workers. Although the pandemic did not cause high anxiety among health workers in Bushehr province, it can disrupt their performance. Policymakers in Iran should pay more attention to the negative effects of pandemics on health workers.
Keywords: Anxiety, COVID-19, Job Burnout, Health Workers -
مقدمه
فرسودگی شغلی در میان پرستاران، گسترش بالایی دارد که باعث کاهش ترحم و مهربانی در آن ها افزایش خطاهای پزشکی و پریشانی اخلاقی می شود؛ همچنین سلامت معنوی می تواند بر جنبه های مختلف شغل و زندگی افراد، تاثیر مثبتی داشته باشد.
روش کارپژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی بود که بر روی تمام پرستاران شاغل، در بیمارستان آموزشی - درمانی شهرستان لامرد (1399) که از سطح فرسودگی متوسط به بالا رنج می بردند، انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی ساده، انتخاب و به دو گروه کنترل (20 نفر) و مداخله (20 نفر) تخصیص یافتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ها، حاوی ویژگی های فردی و فرسودگی شغلی کارکنان بهداشتی ماسلاچ بود. پرسشنامه ها قبل و بلافاصله بعد از انجام مداخله تکمیل شدند. مداخله شامل، هفت جلسه ارائه آموزش، در زمینه سلامت معنوی بود. داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPPS 21 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای مقایسه ابعاد فرسودگی شغلی دو گروه قبل از مداخله و بعد از مداخله، از آزمون رتبه ای تی مستقل یا من ویتنی و جهت مقایسه قبل و بعد هر گروه، از آزمون تی زوجی یا ویلکاکسون استفاده شد.
بحث:
در متون مختلف پرستاری بر طراحی مداخلات معنویت محور، جهت ارتقای سلامت معنوی پرستاران و بیماران، تاکید شده است؛ بنابراین با توجه به کمبود مدل اجرایی جهت مراقبت های معنوی در پرستاران، پژوهش حاضر توانست، الگوی مناسبی را در جهت روند محققان و مدیران پرستاری ارائه دهد تا آن ها بتوانند، تاثیر برنامه سلامت معنوی را بر فرسودگی شغلی پرستاران، مورد بررسی قرار دهند.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, سلامت معنوی, پرستارIntroductionJob burnout has a high prevalence among nurses, which reduces nurses' compassion, increases medical errors, and ethical distress. Spiritual health has a positive impact on different aspects of people's jobs and lives, too.
Methods & Materials:
The current research was a semi-experimental type that was conducted on all nurses working in the teaching-therapeutic hospital of Lamard city (2019) who were suffering from moderate to high levels of burnout. The samples were randomly selected and assigned to two control (20 people) and intervention (20 people) groups. The tool for gathering information was questionnaires, which contained personal characteristics and job burnout of Maslach health workers. Questionnaires were completed before and immediately after the intervention. The intervention included seven training sessions in the field of spiritual health. The collected data were analyzed with SPPS 21 software. In order to compare the job burnout dimensions of the two groups before and after the intervention, independent T-test or Mann-Whitney was used, and paired T-test or Wilcoxon was used to compare before and after each group.
DiscussionIn various nursing texts, the design of spiritual interventions has been emphasized to enhance the spiritual health of nurses and patients. Therefore, due to the lack of executive model for spiritual care in nurses, this study can provide an appropriate model for nursing researchers and managers to examine the impact of the spiritual health program on nurses' job burnout.
Keywords: Job Burnout, Spiritual Health, Nurse -
مقدمه
هدف این مطالعه، بررسی شیوع فرسودگی شغلی در بین کارورزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1400 می باشد.
روشدر این مطالعه مقطعی توصیفی-تحلیلی، اطلاعات دموگرافیک کارورزان دانشگاه علوم پزشکی ایران از قبیل سن، جنسیت و وضعیت تاهل گردآوری شد. سپس نام بیمارستان، میزان ساعت کار هفتگی و تعداد ماه گدشته از ابتدای کارورزی پرسیده شد. سابقه مصرف سیگار و مخدرها و مدت زمان مصرف یا سابقه قبلی مصرف بررسی گردید. همچنین پرسشنامه (MBI-HSS) به ه منظور برریس فرسودگی شغلی به شرکت کنندگان ارایه گردید. سرانجام داده ها با نرم افزار SPSS v.24 تحلیل شدند.
یافته هااز مجموع 262 کارورز (138 زن و 124 مرد) 55% فرسودگی عاطفی، 24.8% علایم بی تفاوتی بین فردی (depersonalization) و 61.1% نیز فقدان موفقیت شخصی را گزارش کردند. میانگین امتیاز فرسودگی شغلی 17.04± 62.96 بود و 241 نفر (92%) به طور کلی فرسودگی شغلی داشتند. زنان با تعداد بیشتری نسبت به مردان فرسودگی شغلی داشتند اما بین فرسودگی شغلی و جنسیت ارتباط معناداری برقرار نبود (p value>0.05). بین مصرف سیگار یا مواد مخدر با فرسودگی شغلی ارتباط معناداری مشاهده نشد (p value>0.05) اما این ارتباط با مصرف الکل معنادار بود (p value=0.01). همچنین سن و تعداد ماه سپری شده از دوره کارورزی با نمره فرسودگی شغلی ارتباط نداشتند (p value>0.05) اما بین میزان ساعات کار در هفته و نمره فرسودگی شغلی ارتباط معنادار و مستقیمی مشاهده شد (p value=0.01, Pearson Correlation=0.15).
نتیجه گیرینتایج نشان داد که فرسودگی شغلی یک مشکل شایع در بین کارورزان می باشد. عوامل خطری مانند تجرد، ساعت کار بالا در هفته، مصرف الکل و تا حدی سیگار باعث تشدید این مشکل می شود.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, پرسشنامه مزلاچ, دانشجویان پزشکی, شیوع, استرسورهای شغلیIntroductionthe purpose of this study is to investigate the prevalence of burnout among medical interns of Iran University of Medical Sciences in 1400.
MethodsIn this descriptive-analytical cross-sectional study, all interns of Iran University of Medical Sciences in 1400 were investigated. Demographic information such as age, gender, marital status was asked and recorded. Then the name of the hospital, the number of working hours per week and the number of months since the beginning of the internship were asked. Next, the consumption of cigarettes and narcotics and the duration of consumption or the previous history of consumption were checked. Then, a questionnaire was presented in the field of factors affecting job burnout (MBI-HSS). This scale has 22 items and measures three areas of burnout (emotional burnout, depersonalization, and lack of Personal success).
ResultsIn this study, 262 interns were examined, of which 144 people (55%) had emotional burnout, 65 people (24.8%) had depersonalization, and 160 people (61.1%) had no personal success. The mean burnout score was 62.96 ± 17.04 and 241 people (92%) had burnout in general. Women had more job burnout than men, but there was no significant relationship between job burnout and gender (p value>0.05). Also, severe burnout was more in singles, but burnout was not related to marital status (p value>0.05). There was no significant relationship between smoking and drug use and job burnout (p value>0.05), but this relationship was significant with alcohol use (p value=0.01).
Conclusionthe results of our study showed that burnout is a very common problem among interns. Risk factors such as being single, working long hours per week, drinking alcohol and to some extent smoking make this worse. In addition, job burnout has led to the neglect of personal life and success in it.
Keywords: Burnout, Maslach Questionnaire, Medical Interns, Prevalence, Work-Related Stressors -
زمینه و هدف
مشکلات سلامت روان کودکان و نوجوانان یکی از دغدغه های جوامع امروزی و مورد توجه محققان بسیاری است و عوامل مختلفی در شکل گیری و ظهور آن نقش دارند که یکی از آنها مسائل شغلی والدین است. فرسودگی شغلی و ناامنی شغلی، دو نمونه از مسائل شغلی با تبعات روانی و جسمی برای مشاغل پرچالشی از جمله پرستاری است که می تواند بر جنبه هایی از زندگی آنها، از جمله سلامت روان فرزندان شان تاثیر منفی بگذارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش فرسودگی شغلی و ناامنی شغلی پرستاران در پیش بینی مشکلات هیجانی- رفتاری فرزندان آنها انجام شد.
روش کارپژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود که روی 200 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر ساری در سال های 1400 و 1401 که دارای فرزند 12-4 ساله بودند، انجام شد. نمونه ها از طریق نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های فرسودگی شغلی ماسلاچ (1981)، امنیت شغلی نیسی و همکاران (1379) و مقیاس توانایی ها و مشکلات کودکان گودمن (1997) بود. داده های به دست آمده به وسیله ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هانتایج همبستگی پیرسون، ارتباط معنی داری را بین متغیرهای فرسودگی شغلی) 0/354= (r و ناامنی شغلی (0/412=r) پرستاران با مشکلات هیجانی- رفتاری فرزندانشان، نشان داد (0/05>p). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری به روش گام به گام، فقدان موفقیت فردی (0/37=β) و خستگی عاطفی (0/31=β) از مولفه های فرسودگی شغلی؛ و عدم رضایت شغلی (0/28=β) و نداشتن شغل مناسب (0/21=β) از مولفه های ناامنی شغلی، در پیش بینی مشکلات هیجانی- رفتاری فرزندان پرستاران، نقش تعیین کننده داشتند.
نتیجه گیریبا توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد می توان با تامین امنیت شغلی و تغییراتی در جهت تعدیل فشار شغلی روی پرستاران گامی در جهت کاستن مشکلات شغلی پرستاران و در نتیجه افزایش سلامت روان فرزندان آنان برداشت. همچنین پیشنهاد می گردد با ارائه خدمات روانشناختی و آموزش مهارت های زندگی به ارتقاء بهزیستی پرستاران و خانواده هایشان کمک کرد.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, ناامنی شغلی, مشکلات هیجانی- رفتاری, پرستاران, سلامت کودکBackgroundThe problem of mental health in children and adolescents is one of the concerns of modern societies and is of interest to many researchers. Many different factors play a role in its formation and manifestation, one of them is the occupational issues of the parents. Job burnout and job insecurity are two examples of employment issues that have psychological and physical consequences for difficult jobs, including nursing, which can negatively affect aspects of their lives, including their children’s mental health. Therefore, this study was conducted to investigate the role of nurses' job burnout and job insecurity in predicting the emotional-behavioral problems of their children.
MethodsThe present study was descriptive and correlational. A total of 200 nurses working in hospitals of Sari in 2022 and 2023 with 4 to 12-year-old children were studied using convenience sampling method. The data collection tools were Maslach's job burnout questionnaire (1981), Nisi et al.'s job security questionnaire (1379), and Goodman's strengths and difficulties questionnaire (1997). The obtained data were analyzed using Pearson's correlation coefficient and regression analysis using the SPSS-22 software.
ResultsPearson correlation results showed that nurses’ job burnout (r=0.354) and job insecurity (r=0.412) were positively related to their children's emotional and behavioral problems (p<0.05). Based on the results of stepwise multivariate regression analysis, lack of personal accomplishment =β) 0.37) and emotional exhaustion =β) 0.31) as the components of job burnout; and lack of job satisfaction=β) 0.28) and not having a suitable job =β) 0.21) as the components of job insecurity were instrumental in predicting emotional and behavioral problems in nurses' children.
ConclusionAccording to the results, ensuring job security and adjusting job burden for nurses can be an effective measure to reduce work-related problems for nurses and improve the mental health of their children. It is also proposed to improve the mental health of nurses and their families through the provision of psychological services and life skills training
Keywords: Job Burnout, Job Insecurity, Emotional-Behavioral, Problems, Nurses, Child Health -
مقدمه
بخش بزرگی از نیروی کار مراقبت های بهداشتی ناراحتی و فرسودگی قابل توجهی را گزارش می کنند که می تواند منجر به مراقبت ضعیف از بیمار شود. یکی از مداخلات روانشاسی درمان تلفیقی است که می تواند در بهبود خستکی روانی وپرپشانی روانی موثر باشد. لذا هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان تلفیقی بر کاهش خستگی روانی و پریشانی روانی در پرستاران با نشانه های فرسودگی شغلی بیمارستان امام رضا (ع) بود
روش بررسیاین پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه پرستاران زن شاغل بیمارستان امام رضا (ع) دارای نشانه های فرسودگی شغلی تشکیل می دهند. به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر از پرستاران با در نظر گرفتن معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه قبل از شروع مداخله و پس از آن به پرسشنامه خستگی روان استمس و همکاران و پریشانی روان شناختی کسلر پاسخ دادند. مداخله درمانی طی 10 جلسه ی 45 دقیقه ای، هفته ای دو بار به شیوه گروهی برای گروه آزمایش ارائه شد.
یافته هانتایج نشان داد که باکنترل اثرپیش آزمون و با درنظر گرفتن پس آزمون درمان تلفیقی بر کاهش پریشانی روانی و خستگی روانی پرستاران با نشانه های فرسودگی شغلی اثربخشی قابل ملاحظه ای دارد.
نتیجه گیریبر اساس یافته ها پیشنهاد می شود به منظور کاهش خستگی روانی، کاهش پریشانی روانی پذیری روانشناختی از روش درمان تلفیقی به شکل مستمر در بیمارستان ها و دانشگاه ها برای پرستاران به صورت کلاس های آموزشی استفاده شود.
کلید واژگان: پریشانی روانی, درمان تلفیقی (شناختی, رفتاری و مبتنی بر پذیرش و تعهد), فرسودگی شغلی, خستگی روانی, پرستارانIntroductionA large proportion of the healthcare workforce reports significant distress and burnout, which can lead to poor patient care. Several psychological interventions, one of the psychological interventions is integrated therapy, which can be effective in improving mental fatigue and stress tolerance. So, the purpose of research is to investigate the effectiveness of integrated cognitive-behavioral therapy with acceptance and commitment-based therapy on reduce Psychological Distress and mental fatigue in nurses with burnout symptoms in Imam Reza Hospital in Mashhad city.
Materials and MethodThe research was a semi-experimental pre-test-post-test study with a control group. The statistical population was all female nurses working in Imam Reza Hospital which had symptoms of burnout, and so 30 nurses were selected by purposeful sampling considering the inclusion criteria and then randomly divided into an experimental and a control group. Subjects of both groups responded to Meshach Job Burnout Inventory, Smits et al.'s Multidimensional Fatigue Inventory and Kessler Psychological Distress Scale. Before and after the intervention. After the pre-test, therapeutic intervention was provided to the experimental group twice a week for 10 sessions of 45 minutes.
ResultsThe results showed that there was a significant difference between the two groups after the combined treatment intervention in terms of Psychological Distress and mental fatigue in nurses with signs of job burnout .
Conclusionsuggested to use CBT-ACT in a continuous and regular manner in hospitals and universities in the form of training classes in order to reduce Psychological Distress and mental fatigue and job burnout.
Keywords: Sychological Distress, Psychological Fatigue, Combined Therapy (Cognitive-Behavioral (CBT), Acceptance, Commitment (ACT), Job Burnout, Nurses -
زمینه و هدفپرستاران همواره سطوح بالایی از فرسودگی شغلی را تجربه می کنند که بر بهزیستی روانی و سطح تعهد سازمانی آنان اثرگذار است. این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی در رابطه بهزیستی روانشناختی و تعهد سازمانی با فرسودگی شغلی پرستاران انجام شد.مواد و روش هاروش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه پرستاران بیمارستان های شهر مشهد در تابستان1402 به تعداد 200 نفر بودند و به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فرسودگی شغلی مزلاج (1981)، باورهای مذهبی گلریز و براهنی (1353)، تعهد سازمانی آلن و مایر (1997) و بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت و در کلیه تجزیه و تحلیل های آماری این پژوهش از نرم افزارAmos22 و SPSS22 استفاده گردید.یافته هانتایج نشان داد که بین بهزیستی روانی با فرسودگی شغلی نیز رابطه منفی معنی داری وجود دارد (05/0>p-value)؛ ولیکن بین تعهد سازمانی و فرسودگی شغلی رابطه معنی داری یافت نشد. همچنین، باید اضافه نمود، باورهای مذهبی در رابطه بهزیستی روانشناختی و تعهد سازمانی با فرسودگی شغلی نقش میانجی ایفا نمود (01/0>p-value).نتیجه گیریبا استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که رابطه بهزیستی روانشناختی و تعهد سازمانی با فرسودگی شغلی یک رابطه خطی ساده نیست و باورهای مذهبی می تواند نقش میانجی گرانه ایفا کند.کلید واژگان: بهزیستی روانشناختی, تعهد سازمانی, فرسودگی شغلی, باورهای مذهبی, پرستارانBackground and ObjectiveNurses always experience high levels of job burnout, which affects their psychological well-being and organizational commitment level. This study was conducted with the aim of investigating the mediating role of religious beliefs in the relationship between psychological well-being and organizational commitment with nurses' job burnout.Materials and MethodsThe present research method was descriptive and correlation type. The statistical population of this research included all the nurses of private hospitals in Mashhad in the summer of 2023, 200 of them, and they were selected by available sampling method. The data collection tool was Maslach's job burnout questionnaire (1981), Golriz and Baraheni's religious beliefs (1974), Allen and Meyer’s organizational commitment (1997) and Ryff's psychological well-being (1989). Findings were analyzed using Pearson's correlation test and path analysis, and Amos22 and SPSS22 software were used in all statistical analyzes of this research.ResultsThe results showed that there is a significant negative relationship between mental well-being and job burnout (p-value <0.05); However, no significant relationship was found between organizational commitment and job burnout. Also, it should be added, religious beliefs played a mediating role in the relationship between psychological well-being and organizational commitment with job burnout (p-value <0.01).ConclusionUsing the results, it can be concluded that the relationship between psychological well-being and organizational commitment with job burnout is not a simple linear relationship and religious beliefs can play a mediating roleKeywords: Psychological Well-Being, Organizational Commitment, Job Burnout, Religious Beliefs, Nurses
-
زمینه و هدف
سلامت روان کارکنان و بروز فرسودگی شغلی در قشر پرستاری به دلیل اثر متقابل بر مددجو اهمیت بیشتری پیدا میکند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت روان در بین پرستاران شهر کاشان انجام شد.
روش کارمطالعه حاضر، پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که از میان 182نفر از پرستاران کاشان به تفکیک 49 مرد و 133 زن به صورت تصادفی ساده از بخش های مختلف در سال 1399 انتخاب شدند و به پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ، فرسودگی شغلی مسلش و اطلاعات دموگرافیک پاسخ دادند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی (آزمون های آنوا و تی) و نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هادر بررسی ارتباط بین اطلاعات دموگرافیک و خرده مقیاس های فرسودگی، سالهای اشتغال به کار با فراوانی عملکرد شخصی، جنسیت مونث و شدت خستگی عاطفی و اطلاعات دموگرافیک و خرده مقیاسهای سلامت روان بین سن و فراوانی بروز علایم جسمانی و ارتباط بین جنسیت و فراوانی علایم جسمانی، فروانی علایم اضطرابی و فراوانی عملکرد شخصی با 05/0 <p ارتباط معنیدار مستقیم وجود داشت. در پایان ارتباط بین سن و سلامت عمومی با جنسیت، ارتباط بین جمع مسلش با پاره وقت بودن کار، ارتباط بین سلامت عمومی با تعداد فرزندان و تعداد شبکاری بیشتر با جمع مسلش همگی با 05/0<p معنی دار شدند.
نتیجه گیریپرستاران کاشان دارای سلامت روان و فرسودگی شغلی متوسط بوده که میزان آن در زنان بیشتر است. اقدامات مدیریتی دقیق جهت پیشگیری از پیشرفت آن پیشنهاد میشود.
کلید واژگان: پرستاری, سلامت عمومی, فرسودگی شغلیJournal of Health, Volume:15 Issue: 2, 2024, PP 170 -179Background & objectivesAs demands on healthcare professionals rise, understanding nurses' mental health is essential. Job burnout, marked by emotional exhaustion, depersonalization, and diminished personal accomplishment, can heavily impact a nurse's ability to deliver quality care. This research intends to examine the relationship between job burnout and nurses' mental health in Kashan, highlighting a vital aspect of occupational health.
MethodsThis descriptive-analytical study surveyed 182 nurses from various departments in Kashan, comprising 49 males and 133 females, who were randomly selected in 2019. Participants completed the Goldberg General Health Questionnaire and the Maslach’s Job Burnout, in addition to providing demographic information. The data were analyzed using descriptive and inferential statistical methods, specifically employing ANOVA and T-tests using SPSS software.
ResultsThe analysis revealed significant correlations between demographic variables and burnout subscales. Notably, years of employment were positively associated with personal accomplishment, while emotional exhaustion levels were higher among female nurses. Additionally, age correlated with physical symptom frequency and overall anxiety levels, with p-values indicating significance at p<0.05. Furthermore, the study found important relationships among general health, gender, occupation type, number of children, and night shifts-highlighting that female nurse experience higher rates of burnout and associated mental health challenges.
ConclusionThe findings suggest that nurses in Kashan experience moderate levels of mental health concerns and job burnout, with pronounced effects among women. These results emphasize the need for comprehensive management strategies aimed at mitigating job burnout and enhancing mental well-being in the nursing workforce. Implementation of support systems and interventions could prevent the progression of burnout, ultimately benefiting both healthcare providers and patients.
Keywords: Nursing, General Health, Job Burnout -
هدف
یکی از عارضه های مهم شغل پرستاری فرسودگی شغلی است که موجب افت سلامت روانی پرستاران، کیفیت مراقبت های درمانی و کاهش رضایت بیماران از روند درمان می شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی فراوانی فرسودگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر سمنان بود.
مواد و روش هادر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1399، 151 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های سمنان به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از دو پرسش نامه دموگرافیک و پرسش نامه فرسودگی شغلی مزلاج صورت گرفت. متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحراف معیار و توصیف متغیرهای کیفی با استفاده از جداول توزیع فراوانی (تعداد و درصد) ارائه شد.
یافته هامیانگین سنی شرکت کنندگان 8/8±41/36 سال، 23 نفر مرد و 128 نفر زن بودند. میانگین سابقه خدمتی افراد شرکت کننده در مطالعه 8/7±38/12 سال بود. شاخص فرسودگی شغلی در 5/75 درصد و مولفه های خستگی عاطفی (هیجانی) در 9/70 درصد، مسخ شخصیت در 1/82 درصد و فقدان موفقیت فردی (کفایت شخصی) در 9/58 درصد شرکت کنندگان در محدوده متوسط بود. میانگین امتیاز فرسودگی شغلی و مولفه های آن در بر حسب سن، جنسیت، وضعیت تاهل، مدرک تحصیلی و محل خدمت تفاوت معنی داری نداشت.
نتیجه گیریدر مطالعه حاضر، میزان و شدت فرسودگی شغلی در پرستاران شاغل در مراکز درمانی شهر سمنان بالا بود. انجام مطالعات بیش تر به منظور ارزیابی جامع عوامل مرتبط با فرسودگی شغلی و برنامه ریزی به منظور اجرای مداخلات پیشگیرانه ضروری به نظر می رسد.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, پرستاران, سمنان, مطالعه مقطعیKoomesh, Volume:25 Issue: 6, 2024, PP 690 -696IntroductionOne of the most important complications of the nursing job is burnout which is associated with a decrease in mental health, quality of medical care, and a decrease in patient satisfaction with the treatment process. We aimed to assess the prevalence of burnout in nurses working in Semnan Universities.
Materials and MethodsA total of 151 nurses working in two hospitals affiliated with the Semnan University of Medical Sciences were included in the present cross-sectional study. Demographic characteristics of the participants were gathered using researcher-based questionnaires. Burnout was assessed using the validated Maslach Burnout Inventory questionnaire. Values of continuous and categorical variables were presented as mean standard deviation and numbers, respectively.
ResultsThe mean age of the study participants was 36.4±8.8, of whom 128 participants (85%) were female. The average work experience was 12.4±7.8 years. The prevalence of moderate burnout in the study participants was 75.5%. The prevalence of burnout subdomains including moderate emotional exhaustion, moderate depersonalization, and moderate personal accomplishment was, respectively, 70.9%, 82.1%, and 58.9%. The score of the Maslach Burnout Inventory questionnaire and its subtypes did not differ significantly across subgroups defined by age, sex, education status, working experience, medical ward, and marital status.
ConclusionThe prevalence of moderate burnout is relatively high among nurses working in Semnan hospitals. There is a need for further investigations to assess the underlying causes of burnout to design and implement intervention strategies to reduce the high prevalence of nursing burnout.
Keywords: Occupational Exhaustion, Nurses, Semnan, Cross-Sectional Studies -
زمینه و هدف
پرستاران بنا به اقتضای حرفه ای خود همواره در معرض موقعیت های بالینی تنش زا مانند بحران همه گیری کووید-19 هستند که این می تواند موجب تنش اخلاقی شده و بر تاب آوری پرستاران تاثیر گذارد و باعث فرسودگی شغلی آن ها شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط تنش اخلاقی با تاب آوری و فرسودگی شغلی پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسیدر این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 188 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر بیرجند در سال 1401-1400 با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی، تنش اخلاقی، تاب آوری Davidson و فرسودگی شغلی Maslach بود. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته هانتایج نشان داد، در پرستاران مورد مطالعه تنش اخلاقی پایین (59/12±28/30)، تاب آوری بالا (44/13±70/63) و فرسودگی شغلی نیز بالا (30/12±98/54) بوده است. بین تنش اخلاقی با فرسودگی شغلی ارتباط مستقیم و معنادار و با تاب آوری ارتباط معکوس ضعیف و معناداری مشاهده شد (001/0>p).
نتیجه گیریبا توجه به ارتباط معنادار بین تنش اخلاقی با تاب آوری و فرسودگی شغلی، پیشنهاد می شود سیاست گذاران تمهیداتی برای افزایش تاب آوری که منجر به کاهش تنش اخلاقی و فرسودگی شغلی می شود، تدارک ببینند.
کلید واژگان: تنش اخلاقی, تاب آوری, فرسودگی شغلی, پرستارHayat, Volume:30 Issue: 2, 2024, PP 202 -212Background & AimNurses, due to the demands of their profession, are frequently exposed to high-stress clinical situations, such as the COVID-19 pandemic, which can lead to moral distress and affect their resilience, ultimately contributing to job burnout. This study aims to investigate the relationship between moral distress, resilience, and burnout among nurses.
Methods & Materials:
In this descriptive, cross-sectional study, 188 nurses working in hospitals affiliated with the Birjand University of Medical Sciences during the years 2021-2022 were selected through simple random sampling. The data collection tools included demographic information, the Moral Distress Scale, the Davidson Resilience Scale, and the Maslach Burnout Inventory. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics in SPSS software version 21.
ResultsThe results indicated that the nurses experienced low moral distress (30.28±12.59), high resilience (63.70±13.44), and high levels of burnout (54.98±12.30). A direct and significant relationship was found between moral distress and burnout, while a weak and significant inverse relationship was observed between moral distress and resilience (P<0.001).
ConclusionGiven the significant relationship between moral distress, resilience, and burnout, it is recommended that policymakers develop strategies to enhance resilience, which could lead to a reduction in moral distress and burnout among nurses.
Keywords: Moral Distress, Resilience, Burnout, Nurse -
مقدمه
مجموعه رو به رشدی از مرورهای سیستماتیک متمرکز بر مداخلاتی که به کارگران برای غلبه بر فرسودگی شغلی کمک می کند. هدف این بررسی اجمالی ترکیب نتایج مداخلات فرسودگی شغلی بود.
روش کارمرورهای سیستماتیک در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Web of Science، CINAHL، Embase، Google Scholar و Scopus) از ابتدا تا سال 2023 جستجو شدند و در صورت ذکر نتایج حداقل یک مداخله، جزئیات مربوط به مقالات بررسی شده، نمرات بالایی در مرحله ارزیابی کیفی دریافت کرده و متن کامل آنها به زبان انگلیسی موجود بود.
یافته هاده مرور سیستماتیک شناسایی شد که حدود 303 مقاله منحصر به فرد را بررسی کردند. حداقل 29 نوع مداخله با استفاده از روش سنتز روایی و تحلیل موضوعی شناسایی و دسته بندی شد. مداخلات را می توان در سه موضوع اصلی طبقه بندی کرد: مداخله متمرکز بر تسریع، تمرکز بر حالت عاطفی و مداخله متمرکز بر پیامد. هر موضوع بیشتر به مداخلات مبتنی بر تغییر یا پذیرش تقسیم می شود.
نتیجه گیرییافته ها نشان می دهد که اغلب مداخلات بر تغییر موقعیت هایی که باعث فرسودگی شغلی می شوند یا منجر به فرسودگی شغلی می شوند، متمرکز بوده اند. با این حال، مداخلاتی که بر پذیرش جنبه های عاطفی فرسودگی شغلی متمرکز بودند، موثرترین برنامه ها بودند. هنوز نتایج غیرقطعی در مورد چندین مداخله وجود دارد و برخی از شکاف های تحقیقاتی که نیاز به توجه دارند مورد بحث قرار گرفت.
کلید واژگان: استرس شغلی, سلامت روان, فرسودگی شغلی, مرور سیستماتیکIntroductionA growing body of systematic reviews focused on interventions that help workers to overcome job burnout. This overview aimed to synthesize the results of the job burnout interventions.
Materials and MethodsSystematic reviews were searched in databases) PubMed, Web of Science, CINAHL, Embase, Google Scholar, and Scopus) from inception to 2023, and included if they mentioned the results of at least one intervention, provided the details of the reviewed articles, received high scores in the quality assessment stage, and their full-text in English were available.
ResultsTen systematic reviews were identified that reviewed around 303 unique articles. At least 29 types of interventions were identified and categorized using narrative synthesis and thematic analysis methods. The interventions could be categorized into three main themes: precipitating-focused, emotional state-focused, and consequence-focused intervention. Each theme is further divided into change or acceptance-based interventions.
ConclusionFindings show that most interventions focused on changing the situations that cause or lead to job burnout. However, the interventions that focused on accepting emotional aspects of job burnout were the most effective programs. There are still some inconclusive results about several interventions, and some research gaps that need attention were discussed.
Keywords: Burnout, Mental Health, Occupational Stress, Systematic Review -
مقدمه
پرستاران در خط اول مبارزه با کرونا، در معرض عوارض روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی بودند. خودکارامدی به عنوان یکی از عوامل مهم کنترل کننده فرسودگی شغلی پرستاران شناسایی شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان فرسودگی شغلی و خودکارامدی مقابله ای پرستاران شهر یزد طی پاندمی کرونا می باشد.
روشاین مطالعه توصیفی تحلیلی روی پرستاران مراقب بیماران مبتلا به کرونا در شهر یزد انجام شد. با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و خودکارامدی مقابله ای چسنی داده ها جمع آوری گردید و با نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 آنالیز گردید. (سطح معناداری 05/0>p)
یافته ها200 پرستار (نرخ پاسخدهی 4/69%) پرسشنامه ها را تکمیل کردند. میانگین فرسودگی شغلی پرستاران 38/17± 35/44 (دامنه 99-4) و خفیف بود. فرسودگی شغلی پرستاران مرد در ابعاد خستگی هیجانی و مسخ شخصیت به طور معناداری بالاتر از پرستاران زن بود (به ترتیب 02/0 و 01/0=P). پرستاران با سابقه کاری بین 5 تا 10 سال خستگی هیجانی بالاتر و پرستاران پیمانی نیز فرسودگی شغلی بالاتر در مقایسه با سایر پرستاران داشتند. (سطح معناداری 05/0<p) میانگین خودکارامدی مقابله ای پرستاران 67/36± 56/125 (دامنه 240-26) و کمتر از متوسط بود. پرستاران با تحصیلات فوق لیسانس بیشتر از سبک مقابله مساله مدار استفاده می کردند. تفاوت معناداری در سایر متغیرهای سن، جنسیت و وضعیت تاهل پرستاران در خودکارامدی مقابله ای و ابعاد آن وجود نداشت و خودکارامدی و ابعاد آن بر حسب ویژگی های شغلی پرستاران (سابقه خدمت، نوع استخدام و شیفت کاری) نیز نفاوت معناداری نداشت.(05/0 >p)
نتیجه گیریدر این مطالعه پرستاران فرسودگی شغلی خفیفی داشتند ولی خودکارامدی مقابله ای آنها نزدیک متوسط بود. مطالعات بیشتر در بررسی فرسودگی شغلی پرستاران برای حفظ آمادگی آنان در مقابله با بحران ها توصیه می شود. مدیران پرستاری می توانند از کمک پرستاران فوق لیسانس در آموزش سبک مقابله ای مساله مدار به دیگر پرستاران استفاده کنند.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, خودکارامدی مقابله ای, کووید 19, پرستارIntroductionNurses in the first line of corona care were exposed to psychological complications such as anxiety, depression, and burnout. Self-efficacy has been identified as one of the important factors controlling nurses' burnout. The purpose of this study is to investigate the level of job burnout and coping self-efficacy of nurses in Yazd during the COVID-19 pandemic.
MethodsThis descriptive-analytical study was conducted on nurses in Yazd who cared for patients with COVID-19. Using stratified random sampling and Maslach Burnout Inventory (MBI) and Chesney Coping Self-Efficacy Scale (CSES), data were collected and analyzed with SPSS version 26 statistical software. (p<0.05)
Result200 nurses (response rate 69.4%) completed the questionnaires. The nurses' burnout mean was 44.35±17.38 (range 4-99) and was mild. Emotional exhaustion and depersonalization in male nurses were significantly higher than in female nurses (P=0.02 and 0.01, respectively). Nurses with work experience between 5 and 10 years had higher emotional exhaustion and contract nurses also had higher burnout score compared to other nurses. (P value< 0.05) The nurses' coping self-efficacy mean was 125.56±36.67 (range 26-240) lower than moderate. Nurses with postgraduate education used a more problem-oriented coping style. There was no significant difference in other variables of age, gender, and marital status in coping self-efficacy and its dimensions, and also self-efficacy and its dimensions according to nurses' job characteristics did not have a significant difference either.
ConclusionsIn this study, nurses had mild burnout, but their coping self-efficacy was lower than moderate. More studies on nurses' burnout are recommended to maintain their readiness to deal with crises. Nursing managers can use the help of postgraduate nurses in teaching problem-oriented self-efficacy style.
Keywords: Burnout, Coping Self-Efficacy, Covid-19, Nurse -
مقدمه و هدف
پرستاران با توجه به شرایط کاری خود ممکن است در معرض مشکلات روحی-روانی مانند تنش اخلاقی قرار بگیرند و دچار فرسودگی شغلی و تغییر سبک زندگی شوند. این مطالعه با هدف ارتباط فرسودگی شغلی با سبک زندگی و تنش اخلاقی پرستاران شهر بیرجند انجام شد.
روش کاردر این مطالعه توصیفی-مقطعی 188 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر بیرجند در سال 1401-1400 با نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول اعداد تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه های سبک زندگی، تنش اخلاقی، و فرسودگی شغلی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و با آزمون های من ویتنی و همبستگی اسپیرمن انجام گرفت.
یافته هابیشتر پرستاران 60/6% تنش اخلاقی متوسط، 7/4% تنش اخلاقی شدید و 31/9% تنش اخلاقی پایینی داشتند. فرسودگی شغلی واحدهای پژوهش با میانگین 12/30±54/98 در حد متوسط گزارش شد. بین فرسودگی شغلی با سبک زندگی و با تنش اخلاقی ارتباط ضعیف مثبت و معنی داری وجود داشت (0/001>p).
نتیجه گیریبر اساس نتایج مطالعه ارائه شده هرچه تنش اخلاقی بیشتر باشد، فرسودگی شغلی بیشتر و سبک زندگی ناسالم تر خواهد بود، لذا مدیران پرستاری و سیاست گذاران سلامت می بایست تمهیداتی در شرایط بحرانی جهت کاهش تنش اخلاقی کادر درمان بیندیشند.
کلید واژگان: سبک زندگی, فرسودگی شغلی, تنش اخلاقی, پرستارIntroductionNurses, due to their working conditions, are susceptible to psychological issues such as moral distress and may suffer from burnout and lifestyle changes. This study investigated the relationships between burnout, lifestyle and moral distress among nurses in Birjand city.
Materials and MethodsIn this descriptive cross-sectional study, simple random sampling using a table of random numbers, was employed to select 188 eligible nurses working in hospitals related to Birjand University of Medical Sciences in 2021 and 2022. This study collected data using a demographics form, the Moral Distress Scale, the Miller-Smith Lifestyle Assessment Inventory, and the Moslash Burnout Inventory. The collected data were analyzed using SPSS.21 and conducting Mann-Whitney, and Spearman correlation tests.
ResultsThe majority of nurses 60.6% experienced moderate moral distress, while 7.4% suffered from severe moral distress and 31.9% reported low moral distress. Burnout was at a moderate level (54.98±12.30). Burnout had a weak significant, positive relationship with lifestyle and moral distress (p<0.001).
ConclusionThe results of this study suggest that as moral distress increases, job burnout increases too, and lifestyle becomes unhealthier, leading to lower quality nursing care. In critical circumstances, nursing administrators and health policymakers should take action to alleviate the moral distress of the medical staff.
Keywords: Lifestyle, Job Burnout, Moral Distress, Nurse -
تحلیل ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و فرسودگی شغلی با میانجیگری استرس شغلی در کارکنان بهزیستیزمینه و هدف
مطالعه حاضر باهدف تعیین رابطه بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و فرسودگی شغلی با نقش میانجی استرس شغلی در کارکنان بهزیستی صورت گرفت.
روش بررسیروش مطالعه، همبستگی و جامعه آماری شامل تمامی کارکنان اداره کل بهزیستی استان خراسان جنوبی در سال 1398 بود (1350 نفر). 228 نفر با شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامه های فرسودگی شغلی مسلش (1981)، استرس شغلی (HSE) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) را تکمیل نمودند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار اس پی آس اس و لیزرل و شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند.
یافته هانتایج آزمون الگوی پیشنهادی اولیه حکایت از عدم برازش این الگو داشت که با تعدیل های صورت گرفته، شاخص های کلی برازش کلی این الگو تائید شد (10.58 = χ 2، 5 =df ، 0.07 = RSMEA، 98/0GFI = ، 0.930AGFI = ،0.98 CFI =).
نتیجه گیرینتایج حاصل از مدل تاییدشده در پژوهش حاضر، حاکی از آن است که رابطه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و فرسودگی شغلی یک رابطه خطی و ساده نبوده و استرس شغلی در این رابطه نقش واسطه ای دارد بنابراین ارائه کارگاه هایی جهت ارتقا تنظیم هیجان و همچنین مدیریت استرس شغلی می تواند به کاهش فرسودگی شغلی کارکنان بهزیستی کمک نماید.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, استرس شغلی, راهبردهای شناختی تنظیم هیجانBackground and aimsThe present study aimed to investigate the relationship between cognitive strategies of emotion regulation and burnout with the mediating role of job stress in welfare employees.
MethodsThe study was a correlation and statistical population that included all General Department of Welfare employees of South Khorasan Province in 2019 (1350 people). Two hundred twenty-eight people were selected with available sampling methods and completed the maslach job burnout (1981), job stress (HSE), and cognitive adjustment of Granfsky et al. (2001) questionnaires'. The research data were analyzed using SPSS and LISREL software, descriptive statistics indicators, Pearson correlation coefficient, and path analysis.
ResultsThe test results of the initially proposed pattern indicated that this pattern did not fit. The adjustments made were confirmed the general characteristics of the overall fit of the pattern (CFI = 0.98, AGFI = 0.93, GFI = 0.98, , RSMEA = 0.77, df=5, χ 2= 10.58).
ConclusionThe model's results confirmed in the present study indicate that the relationship between cognitive strategies of emotion regulation and burnout is not linear and simple, and job stress has an intermediary role in this relationship.
Keywords: Job Stress, Cognitive Emotion Regulation, Job Burnout, Welfare Organization -
سابقه و هدف
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عوامل موثر بر فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی کاری در پرسنل شاغل در شرکت ملیحفاری ایران انجام شد.
مواد و روش هااین پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع به صورت آمیخته (کیفی- کمی) و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی، شامل کلیه کارمندان خبره شاغل به خدمت در شرکت ملی حفاری ایران حدود 20 نفر به روش اشباع نظری بدین منظور انتخاب شد. در بخش کمی، از بین 19000 نفر تعداد 385 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار سنجش وضعیت فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی کاری پرسشنامه استاندارد مسلش (1981) و کیفیت زندگیکاری والتون (1973) بود که پایایی آن با روش الفای کرونباخ تایید شد.
یافته هایافته های تحقیق نشان داد شدت خستگی هیجانی، 4/29 درصد، مسخ شخصیتی، 6/49 درصد و عدم کفایت شخصی، 6/17 درصد بود. همچنین وضعیت مولفه کیفیت زندگیکاری در کارکنان شرکت ملیحفاری ایران در پرداخت منصفانه و کافی (991/0±48/3)، محیط ایمن و بهداشتی (021/0±52/3)، تامین فرصت رشد (184/0±15/3)، قانون گرایی در سازمان (125/0±19/3)، وابستگی اجتماعی زندگیکاری (403/0±59/3)، فضای کلی زندگی (786/0±18/3)، یکپارچگی و انسجام اجتماعی (654/0±06/3) و توسعه قابلیت های انسانی (368/0±26/3) هستند. بعلاوه، تحلیل رگرسیون نشان داد فرسودگی شغلی بر کیفیت زندگیکاری پرسنل شاغل در شرکت ملی حفاری ایران تاثیری منفی دارد.
نتیجه گیریوابستگی اجتماعی به زندگیکاری، یکی از عوامل موثر بر کیفیت زندگیکاری است و عوامل فردی از جمله عواملی هستند که میتوانند فرسودگی شغلی را در محیط کار تقویت نمایند.
کلید واژگان: فرسودگی شغلی, کیفیت زندگی کاری, شرکت ملی حفاری ایرانBackground and ObjectiveThe present study was conducted with the aim of evaluating the factors affecting job burnout and quality of work life in the personnel working in National Iranian Drilling Company.
Materials and MethodsIn terms of purpose, this research was applied research, in terms of type, it was mixed (qualitative-quantitative) and was conducted by survey method. The statistical population of the research in the qualitative part, including all the expert employees working in National Iranian Drilling Company, about 20 people, was selected by theoretical saturation method for this purpose. In the quantitative part, among 19000 people, 385 people were selected as a statistical sample based on Cochran's formula and stratified random method. The tools used to measure job burnout and the quality of work life was standard Meslesh (1981) and Walton (1973) quality of work life questionnaires, the reliability of which was confirmed by Cronbach's alpha method.
Keywords: Job burnout, quality of working life, Iran National Drilling Company -
مقدمه
طی سال های اخیر، مطالعاتی پیرامون فرسودگی شغلی کارکنان حوزه سلامت و برنامه پزشکی خانواده انجام شده است. از این رو بر آن شدیم تا براساس مطالعات منتشر شده، به بررسی شیوع فرسودگی شغلی پرسنل شاغل در طرح پزشکی خانواده در ایران بپردازیم.
روش کارجستجوی پیشرفته در پایگاه های داده ای PubMed, Scopus, Irandoc, Magiran و SID در کنار جستجوی دستی در Google Scholar با کلید واژه های مرتبط با پزشکی خانواده، بدون محدودیت زبانی، طی سال های 2005 تا 2022 توسط دو نفر به صورت مستقل انجام شد. فراتحلیل اثرات تصادفی برای تخمین شیوع فرسودگی شغلی و زیر ابعاد پرسشنامه مازلاک با استفاده از نرم افزار Comprehensive Meta analysis انجام شد.
یافته هادر مجموع، از 8361 مطالعه مورد بررسی، 4 مقاله وارد فراتحلیل شد. شیوع تلفیقی در بین پرسنل شاغل در طرح پزشکی خانواده برای خستگی عاطفی 6/30درصد (با فاصله اطمینان 8/4-47/17)، مسخ شخصیت 12/9درصد (5/4-27/6) و کفایت شخصی 23/3درصد (7/1-54/8) محاسبه شد.
نتیجه گیریشیوع قابل توجهی از فرسودگی شغلی، به ویژه از نظر خستگی عاطفی، در بین کارکنان مربوطه دیده می شود. از این رو لازم است با انجام مطالعات بیشتر در راستای کاهش فرسودگی شغلی در بین کارکنان پزشکی خانواده اقدام شود.
کلید واژگان: پزشک خانواده, فرسودگی شغلی, سلامت روان, استرس, ایرانA systematic review and meta-analysis of burnout among family physician staff: a short communicationIntroductionIn recent years, studies have been conducted on the burnout of healthcare workers and the family physician program. We decided to review the prevalence of job burnout among family physician staff in Iran based on published studies.
MethodsAn advanced search was conducted in PubMed, Scopus, Irandoc, Magiran, and SID databases, along with a hand-searching in Google Scholar, using keywords related to family physicians. The search was conducted, without language restrictions, covering the period, from 2005 to 2022, 2022, and was independently performed by two individuals. A random effects meta-analysis was conducted to estimate the prevalence of job burnout and the sub-dimensions of the Maslach Inventory using Comprehensive Meta-analysis software.
ResultsIn total, more than 8361 studies were reviewed, and 4 articles that used the Maslach Inventory to describe job burnout were included in the meta-analysis. The pooled prevalence among family physician staff for emotional exhaustion was 30.6% (CI 17.4-47.8), while the prevalence of depersonalization was 12.9% (CI 5.4-27.6) and the prevalence of personal accomplishment was 23.3% (CI 7.1-54.8).
ConclusionThere is a significant prevalence of job burnout, especially related to emotional exhaustion, among family physician staff. Therefore, it is essential to conduct further studies to address burnout among family physician staff.
Keywords: Family Physician, Job Burnout, Mental Health, Stress, Iran
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.